تحقیق «بررسی وضعیت اشتغال کارآموزان آموزش دیده فنی و حرفه ای استان مازندران طی برنامه دوم توسعه اقتصادی – اجتماعی به سفارش اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان
و با همکاری دانشگاه مازندران انجام شده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه کارآموزان آموزش دیده فنی و حرفه ای می باشند که در طی سالهای 74 تا 78 در یازده مرکز آموزشی در 51 رشته آموزش دیده اند. از بین جامعه مذکور، تعداد 777 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند.
این تعداد شامل افراد معرفی شده از آموزش و پرورش (کار- دانش) و سایر دستگاههای اجرایی
نمی شود.
برای گردآوری اطلاعات از نمونه مذکور، پرسشنامه ویژه ای طراحی و اجرا گردید. همچنین جهت اطلاع از کم و کیف آموزشهای ارائه شده و پیش بینی دوره های آموزشی مورد نیاز در برنامه سوم، پرسشنامه هایی ویژه کارشناسان، مربیان و کارفرمایان طراحی و اجرا گردید.
نتیجه آنکه از بین نمونه مورد مطالعه 39% اشتغال یافته اند که از این میزان 19% اشتغال مرتبط
با مدرک آموزشی و 20% نیز اشتغال غیرمرتبط با مدرک آموزشی دارند.
ضمنا» درصد اشتغال مردان بیش از زنان و اشتغال در رشته تعمیرکار تلویزیون سیاه و سفید بیش از سایر رشته ها و فراوانی اشتغال یافته گان مرتبط با مدرک آموزشی در مرکز آموزش ساری بیش از سایر مراکز آموزشی بوده است.
"در فرآیند شکل گیری نگرش، تصمیم گیری و کنش افراد در جامعه ، عواملی چند نقش دارند. از جمله مهمترین آنها افراد یا گروه های مرجع اند که مبنا و معیار داوری و ارزیابی کار کنش گران اجتماعی قرار می گیرند. گره های مرجع دو کارکرد عمده هنجاری و مقایسه ای دارند. سؤال اصلی در این مقاله آن است که گرایش و نیاز افراد تا چه حد بنیانی اجتماعی دارد و در جامعه ساخته میشود و تا چه حد مستقل از عوامل اجتماعی و فرهنگی شکل می گیرد. در پاسخ به این سؤال مهم، رویکردهای روان شناختی و روان شناسی اجتماعی به ویژگی ها و ابعاد فردی توجّه می کنند و رویکرد جامعه شناختی به عامل ساختارها و نظام ارزشی حاکم در جامعه می پردازد. این مقاله به شرح و تفصیل و مقایسه این رویکردها به ویژه دیدگاه های مرتن و فستینگر خواهد پرداخت.
"
فرایند جهانیسازی، مفهوم و پدپدة تازهای است که متکی بر فشردگی فزاینده زمان و فضا و افزایش آگاهی حاصل از انقلاب اطلاعات بوده و بر رویههای سیاسی ـ اقتصادی و به ویژه فرهنگ جوامع تأثیر به سزایی دارد.
این فرایند از یک سو با موفقیتهای قابلتوجهی مانند گسترش فناوریها (به ویژه فناوریهای نوین ارتباطی) و پدیدههای جدید و تسهیلکننده در دورترین نقاط جهان روبهرو است و از سوی دیگر با اشکالات و ایرادهای بزرگی مانند افزایش شکاف طبقاتی در عرصههای ملی، پیدایش پدیده فقر مدرن، سلطه ثروتمندان، گسستگی، آشفتگی و بینظمی هنجاری، ارزشی، هویتی و یکسانسازی و یکپارچه کردن فرهنگها.
از این رو میتوان گفت کلیه کشورها در رویارویی با این پدیده که شالوده و سازههای اجتماعی جوامع یعنی هویت آنها را متأثر میسازد، با فرصتها و چالشهایی جدی مواجهند.
در جهان امروز، با توجه به ویژگیهای جهانی شدن و عصر اطلاعات که ماهیت ارتباطات را متحول ساخته است، از یک سو، اطلاعرسانی و ارتباطات منبع اصلی قدرت به حساب میآید و از سوی دیگر، هویتسازی و هویتمندی تابعی از ساختار قدرت تلقی میشود.
بدیهی است در این میان، آن دسته از جوامع که از یک طرف در تقویت زیرساختهای ارتباطی و رقابت مؤثر در میدان ارتباطات و اطلاعرسانی با شیوههای نوین و از طرف دیگر، در امر هویتمندی و هویتسازی ناتوانند، دچار آسیبهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جبرانناپذیری خواهند شد.
در این نوشتار، به بررسی جهانی شدن فرهنگ و چالشهای پیش روی آن و هم چنین بحران هویت در عصر اطلاعات و نقش رسانهها به ویژه فناوریهای نوین ارتباطی مانند ماهوارهها به عنوان ابزار تسهیلکننده و یا محدودکننده این فرایند میپردازیم.
از دهه 90 به بعد، ما همواره شاهد خبررسانی از رویدادهای جهانی به کمک ماهوارهها بودهایم. کار ویژه این تصاویر و «این که آنها با ما چه میکنند؟» دغدغة این مقاله است.
حوادث پس از 11 سپتامبر، اقدامات نظامی گستردة پس از آن و تصاویری که به کمک گیرندههای ماهوارهای به اتاقهای نشیمن سرازیر شده است، دستمایهای است تا با مورد تردید قرار دادن واقعیت نمایی تصاویر ماهوارهای از ایجاد یک حس تعلیق، همانند آنچه در بازیهای رایانهای حاصل میشود، در تجربة جهانی شده «تماشا» با شما گفتگو شود.
سال گذشته، برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی در امریکا فرو ریخت و با فرو ریختن خود، جهان کهنة سیاست را به بازاندیشی نسبت به عملکرد خود در قبال تشکیلات، شبکهها، حکومتها و کشورهایی که ضدیتی آشکار و پنهان با غرب دارند، برانگیخت. کشورهایی که علیرغم هیبت و منزلت سیاسی رسمی و آشکارشان، در نهانکدة اسرار، افعال، اقوال و باورها، چهره دیگری را میپرورند. شاخصترین خطوط ملموس این چهره، کینهای برانگیخته، سازمان یافته و به ظاهر ایدئولوژیک نسبت به جهان پیشرفته صنعتی و در رأس آن ایالات متحدة امریکاست.
آگهیهای بازرگانی، به تمام جنبههای زندگی انسان معاصر وارد شدهاند. پخش جهانگستر تصاویر تلویزیونی، فرصت جدیدی را پیش روی صاحبان صنایع و آژانسهای تبلیغاتی فراملی قرار داده است تا از این رهگذر، فروش بیشتر محصولات خود را تضمین کنند. اما این فقط یک روی سکه است. آرای منتقدان نشاندهنده ابعاد زیانبار فرهنگی، سیاسی و اجتماعی پخش بیرویه و حساب نشده آگهیهای بازرگانی است. در این نوشتار، به اختصار برخی از آرای انتقادی در مورد آگهیهای بازرگانی تلویزیونی دستهبندی شدهاند و با توجه به این نقدها، لزوم سیاستگذاری و کنترل جریان پخش آگهیهای تجاری تلویزیونی مورد تاکید قرار گرفته است.
"جنبه های اقتصادی اعتیاد تنها شامل رفتار مصرف کننده، انگیزه ها و ساز و کارهای تولید، حمل و نقل و توزیع و نقش قیمت و درآمد نمی شود، بلکه به طور عمده باید با ساختار اقتصاد سیاسی سروکار پیدا کند. درآغاز، مقاله های ذوقی و عمومی و گاه بررسی های اثبات گرایانه تقلیل گرا و متکی به الگوهای فرضی نوکلاسیکی به طور محدودی منتشر می شدند. در کنار آن به طور محدودتری اقتصاددانان رادیکال جنبه های اقتصاد سیاسی و اقتصاد اجتماعی اعتیاد را به گونه ای منتقدانه به بحث می گذاشتند. امروز هم انواع مطالعات و تحقیقات اقتصادی متعارف انتقادی و سیستمی درباره مواد مخدر در جریان است. این مقاله با روشی سیستمی به ساختارهای اقتصاد سیاسی و اقتصاد اجتماعی مربوط به کلیت قاچاق و اعتیاد می پردازد و بر آن است که انگیزه های نیرومندی برای تولید و مصرف وجود دارد. این انگیزه ها، گذشته از مراحل فردی و استثنایی، از همان جا ناشی می شوند که خود به دوام ساختار نابهنجار اجتماعی و تشویق به مصرف کمک می کند. روند افزایش مصرف از نابسامانی هایی مایه می گیرد که مربوط به کارکردهای نابسامان اقتصاد سیاسی اند از جمله فقر و بیکاری و محرومیت و وجود شبکه قدرتمند قاچاق که با مدیریت های سیاسی نیز ارتباط جدی دارند.
اما راه حل های اساسی در گرو حذف بازدارنده اصلی و دگرگونی ساختارهای پدیدآورنده این آسیب هستند. با این وصف، با اتخاذ روش های موثر ریشه ای، به رغم دوام ساختارهای اساسی زاینده نابهنجاری می توان مهار را به طور جدی و موثر بالا برد و هزینه های اجتماعی آن را به مقدار اساسی کاهش داد."
در این مقاله، ابژه های مراسم دینی با پی گیری مراسم عزاداری در شهر تهران در قبل و بعد از انقلاب مقایسه شده است. پرسش اصلی در این مقاله چنین است: "آیا در مراسم عزاداری که بخشی از حوزه فرهنگی است در دوره معاصر تغییراتی صورت گرفته است یا خیر؟" چون ابژه های دینی صورت عینی مراسم عزا هستند، سؤال فوق به صورت دیگری نیز می تواند مطرح شود: "آیا ابژه های مادی در مراسم عزاداری در شهر تهران تغییر کرده اند؟" برای دستیابی به پاسخ مناسب به بررسی ابژه ها در مراسم عزاداری در شهر تهران پرداخته ایم و مقایسه ای میان دوران قبل و بعد از انقلاب به عمل آورده ایم. در این بررسی از روش اسنادی، مشاهده مشارکتی و مصاحبه، استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که فرهنگ مراسم عزاداری در شهر تهران که ابژه ها مبین آن اند در حال تغییرند. ابژه های قدیمی از قبیل پرچم، کتیبه و منبر به عنوان ابژه هایی که در عزاداری گذشته نیز وجود داشتند، توانسته اند با پذیرش کارکردهای جدید در عزاداری دوران معاصر نیز مؤثر باشند. در کنار آنها ابژه های جدیدی نیز از قبیل عکس شهدا، متن شعارهای سیاسی، نوارهای صوتی و آلات موسیقی جدید با توجّه به شرایط فرهنگی - اجتماعی جامعه، از جمله انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق، وارد مراسم عزاداری شده اند. به لحاظ گستردگی مراسم عزاداری و تنوع ابژه ها در اینجا صرفا بعضی از تغییرات مورد تأکید قرار گرفته اند
ادوارد سعید منتقد ادبی فلسطنی تبار یکی از برجسته ترین چهره های قرن بیستم به شمار می آید که تاثیر فکری عظیم او بر حوزه های متفاوت اندیشه از فلسفه و ادبیات گرفته تا علوم اجتماعی، از زمان حیات وی آغاز شد و بی شک لااقل تا ده ها سال ادامه خواهد داشت. این تاثیر در حوزه انسان شناسی به دلیل مجموعه آثار و شخصیت سعید و به ویژه کتاب معروف او شرق شناسی دو چندان بود و بنابراین هر انسان شناسی به حق می تواند از دست رفتن او را یک فقدان بزرگ برای علم خود بشمارد ...
"از حدود پنجاه سال پیش مطالعات مربوط به چگونگی تکوین و پیدایش خط به پیشرفت های قابل ملاحظهای دست یافته است. از آن زمان تا کنون نیز چندین هزار شیئی گلی شکل دار (ژتون) که نشانه های لازم را در مسیر رسیدن به چنین اختراع سرنوشت سازی را به همراه داشتهاند، شناسایی و مورد مطالعه قرار گرفته اند.
کلید شناسایی این اشیا زمانی پیدا شد که برای مطالعه اشیای خاورمیانه به بررسی و مطالعه منظم تمام مجموعه های گلی عصر نوسنگی (8000-10000 پ.م.) که در موزه های خاورمیانه، اروپا و امریکای شمالی قرار داشتند، پرداختیم. در بین این اشیا علاوه بر دوک های حلقوی، ظروف و ... به تعداد بسیار زیادی اشیای گلی «ژتون» مانند با اشکال بسیار متنوع برخورد کردیم که کاربرد آنها ابتدا کاملا ناشناخته بود.
اما سرانجام پس از 25 سال جستجو در موزه ها و شمارش، اندازه گیری و طراحی اشکال توانستیم طبقه بندی و تاریخ گذاری آنها را به پایان رسانیم و در نهایت موفق شویم به معنای نمادین و شناختی آنها دست یابیم. بدین ترتیب مشخص شد که این «ژتون» ها ابزارهای شمارش و حسابداری بوده اند و اولین قدم ها در راه ابداع خط به شمار می آمده اند. تکامل از مرحله ابزارهای شمارشی تا رسیدن به مرحله خط و ادبیات را می توان دارای هشت مرحله دانست که در این مقاله این هشت مرحله بر اساس مطالعه بر حدود 8000 نمونه از این ژتون ها،4000 لوح گلی، و هم چنین حدود 150 کوزه ممهور، 200 لوح ممهور،20 پاکت گلی خط دار و ... معرفی می شوند"