در عصر حاضر که عصر رشد سریع تکنولوژی و دانش است، علاوه بر گسترش آموزشهای رسمی، توجه به آموزشهای از راه دور و خدمات مکاتبهای نیز مد نظر جوامع و سازمانهای مختلف قرار گرفته است. این مقاله حاصل پژوهشی تحت عنوان بررسی میزان موفقیت و موانع طرح خدمات آموزش مکاتبهای نهضت سواد آموزی استان خراسان میبا شد هدف اساسی طرح مذکور شناسایی میزان موفقیت طرح وموانع دستیابی به اهداف تعیین شده است که جامعه آماری آن سوادآموزان عضو طرح خدمات مکاتبه ای در شهرستانهای استان خراسان (24655نفر)هستند و نمونه تحقیق 341 نفر است. در مرحله اول نه شهرستان به صورت خوشه ای انتخاب گردیدند و در مرحله دوم، نمونه به صورت طبقهای متناسب تخصیص داده شد و نهایتاً از نمونه گیری تصادفی ساده استفاده گردید. یافتههای آزمونهای آماری نشان می دهد که مخاطبان منا طق محروم، خانمها، جوانان و مجردین بیشتر طرح را مفید می دانند؛ در مجموع 9/81 درصد پاسخگویان ضمن اشاره به کاستیهای طرح، آنرا مفید دانستهاند و مهمترین فواید آن را افزایش سطح آگاهی (7/73 درصد)، افزایش توانایی خواندن و نوشتن (35 درصد)، حل مشکلات و تربیت فرزندان (3/22 درصد) و پس از آن صرفهجویی در وقت، افزایش علاقمندی به مطالعه، پرشدن اوقات فراغت، احساس مفید بودن و کمک به برنامهریزی بهتر برای زندگی اعلام نمودهاند. و مهمترین کاستیهای طرح را، مشکلات مربوط به مراسلات (22/57 درصد)، محتوای کتابها (6/41 درصد)، قوانین و مقررات (64/41 درصد)، نیروی انسانی(48/37 درصد)، تامین بودجه (22/58 درصد) و مسائل مربوط به فراگیران (2 / 47 درصد) اعلام نمودهاند، و در تدوین محتوا، تنوع، جذاب بودن، شادیبخش بودن، توجه به نیازهای جوانان و مجردین، حرفهآموزی و نیازهای محلی، در امر برنامهریزی، رفع اشکالات مراسلات، برگزاری مسابقات، اطلاعرسانی گستردهتر، اعطای گواهینامه و بازدید ونظارت بیشتر مسؤولین را پیشنهاد نمودهاند.
اختلاف نسلی از مباحث مهم جامعه ما میباشد. جامعهای که دارای جمعیت جوان حجیم و تغییراتی پرشتاب است. بسیاری بر این عقیدهاند که انتقال فرهنگ نسل قبل به نسل جدید با مشکلات جدی مواجه است و به علل مختلف، بسیار ناقص صورت گرفته، بهطوری که نسل جدید تا حد زیادی پایبند ارزشها وهنجارهای نسل پیشین خود نیست و شکاف عمیقی بین دو نسل ایجاد شده است. این مقاله به بررسی نگرش دوگروه مادران و دختران به هویت جنسیتی خود میپردازد. دیدگاههای نظری برای تبیین مسئله تلفیقی از دیدگاههای آنتونی گیدنز، پییربوردیو، کارل مانهایم و اینگلهارت بوده و از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه استفاده گردیده است. جامعه آماری کلیه دانشجویان دختر دانشگاههای دولتی شهر تهران، دارای سن 20 تا25 سال ساکن شهر تهران و مادرانشان را تشکیل می دهند. حجم نمونه 344 نفر و شیوه نمونه گیری خوشهای چند مرحلهای بوده است. در تجزیه و تحلیل اطلاعات درسطح تبیین ازآزمون کای اسکوئر و همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج بهدست آمده نشانگر وجود تفاوت بین مادران و دختران به لحاظ نگرش به هویت جنسیتی خود میباشد، بدین ترتیب که مادران بیشتر نگرشی سنتی به هویت خود دارند و دختران نگرشی مدرن به هویت جنسیتی خویش دارند. در حوزه وظایف خانگی، دختران بیشتر برابری زن و مرد را مطرح نمودهاند. مادران در پایبندی به کلیشههای فرهنگی قویتر بودند. با بالا رفتن تحصیلات مادران، نگرش سنتی آنان کاهش مییافت و با تاهل دختران نگرش آنها بیشتر سنتی میشد.
در میان چهرههای روشنفکرانه و دانشگاهی فرانسه در قرن بیستم، پیر بوردیو بدون شک بیشترین نفوذ فکری را لااقل در حوزه علوم اجتماعی داشته است و از این لحاظ شاید بتوان او را تنها با کلود لوی استروس مقایسه کرد، البته با این تفاوت اساسی که نفوذ لوی استروس در خارج از فرانسه بسیار محدودتر از بوردیو بوده است و پایههای اندیشه استروسی یعنی نظریه ساختاری در علوم اجتماعی مدتهاست که قدرت خود را از دست داده است، در حالی که اکثر دست اندرکاران و اندیشمندان علوم اجتماعی امروز بر آن هستند که نظریه بوردیو آیندهای درخشان خواهد داشت و جریانهای گستردهای که از هم اکنون نیز در سراسر جهان با حرکت از مفاهیم بوردیویی، عرصههای بسیار متنوعی چون نقد ادبی، هنر، ورزش، سبک زندگی و غیره را موضوع مطالعه خود قرار دادهاند، هنوز در ابتدای کار هستند. گستره و عمق آثار و حتی شمار بزرگ آنها ( بیش از سی کتاب و چهار صد مقاله و سخنرانی) به حدی است که سالها زمان لازم خواهد بود تا دیدگاه جامع و گویایی از آنها به دست آمده و پیآمدها و کاربردپذیری آنها به نحو مناسب و قابل قبولی در علوم اجتماعی و انسانی به ثمر برسند. ازلحاظ ابعاد تاریخی اندیشه بوردیو و تاثیر کنونی و جریانهایی که در این حوزه به حرکت درآورده است. شاید بوردیو را تنها بتوان با دو چهره بزرگ علوم اجتماعی در آغاز قرن بیستم یعنی ماکس وبر و امیل دورکیم مقایسه کرد که آن دو نیز تاثیرگذاری بسیار درازمدت و عمیقی بر این علوم در سراسر جهان داشتند.
در نوشته حاضر پیش از هر چیز تلاش میشود ابتدا تعریفی درباره پدیده روشنفکری ارائه شود و سپس با ارائه شمهای از نظام فکری بوردیو، رابطه متناقضی که او را، به مثابه یک دانشمند اجتماعی، با حوزه روشنفکری در فرانسه مرتبط میکرد، تحلیل شود.
" اهمیت نقش فناوری اطلاعات(IT) در جامعه موجب افزایش تمایل محققان اجتماعی به فعالیت علمی شده است. محققان برای تجزیه و تحلیل مکانیسم و چگونگی استفاده از فناوری اطلاعات و همچنین عوامل مؤثر برآن از مدل پذیرش فناوری دیویس(TAM،1985،1989،2000 ) استفاده میکنند.
نگرش به کامپیوتر، یکی از متغیرهای مدل مذکور است. مقاله حاضر سعی در بررسی مؤلفههای نگرش نسبت به کامپیوتر و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن دارد. بر این اساس، نتایج گزارشی علمی ارائه می شودکه با استفاده از روش تحقیق پیمایشی Survey Research) )انجام شده و اطلاعات آن از بین 300 دانشبر دختر و پسرآموزشگاههای کامپیوتر شهر اصفهان(1384) جمعآوری گردیده است. ابزار پژوهش، پرسشنامه نگرش به کامپیوتر لویدوگریسارد(1984و1985) میباشدکه به سنجش چهار مؤلفه حس اطمینان، احساس نسبت به برقراری ارتباط، اضطراب و حس سودمندی درباره کامپیوتر میپردازد. پس از جمعآوری دادههای پژوهش، جهت انجام تحلیلهای توصیفی (یک متغیره و دومتغیره) تحلیل استنباطی (دومتغیره:آزمون T و ضرایب همبستگی R پیرسون و تحلیل چندمتغیره: تحلیل عاملی و تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر) از برنامه آماری SPSS. 11 استفاده خواهد شد.
نتایج پژوهش بیانگر آن است که نگرش آزمودنی به کامپیوتر در سطح زیاد ابراز و ارزیابی شده و تفاوت معناداری در نگرش به کامپیوتردر بین مردان و زنان و همچنین بین مجردان و متاهلان مشاهده نگردیده است. رابطه معناداری بین سن، کار با کامپیوتر در خانه و تجربه استفاده ازکامپیوتر با نگرش به کامپیوتر وجود داشته و لیکن رابطه معناداری بین شغل و تحصیلات با نگرش به کامپیوتر وجود نداشته است. تحلیل رگرسیون معرف آن بوده که چهار متغیر کار با کامپیوتر در خانه، تجربه کار با کامپیوتر، سن و جنس در مدل وارد می شوند. بیشترین تغییرات نگرش به کامپیوتر با چهار متغیر مذکور قابل تبیین است. "
مقاله پیش رو، به دنبال آن است تا با وارسیِ مهمترین نظریات مطرح در میان مردمشناسان، روانشناسان و جامعهشناسان درباره «منشا دین و ریشه دینداری»، نشان دهد که هیچ تبیینِ نهایی و مورد توافقی در این باره وجود ندارد و همانها نیز دچار سهو و خطاهای نظری- تجربی غیر قابل گذشتی هستند. معالوصف باعث نگردیده تا در اعتبار آنها به عنوان تاملاتی علمی، کوچکترین تردیدی پدیدآید،یا به سبب فقدان اجماع یا خطاهای فراوان و ماخوذات فلسفی و کلامیشان، از ساحت این علوم رانده شوند. این واقعیات معرفتشناختی، جستجوگر را ترغیب مینماید تا به پشتوانه برخی نقدها و رویکردهای جدید، مداخله فعالانهتری در اجزا و مداخل بحث داشته باشد و مسیر اجمالاً متفاوتی را که فراتر از بازخوانی و مرور ادبیات موجود است در پیش بگیرد. تفکیک بحث «منشا دین» از «ریشه دینداری» و هر دو از «کارکردهای دین» که در غالب نظریاتِ ارائهشده به درستی صورت نگرفته و آشکارسازیِ پیشفرضهای فلسفی و پیشداوریهای کلامیِ نهفته در پسِ این نظریات، گامهایی است ولو لرزان در گشودنِ دریچهای جدید به روی این موضوعِ مدید و افکندن پرتوی نو بر آن تلاشهای پُرسابقه. ایده «منشا الهی دین» و «ریشه فطری دینداری» در فراز پایانی، بدین منظور مطرح گردیده است تا نشان دهدکه میتوان با اخذ فرضهایی متفاوت از پیشفرضهای ماخوذه دیگران، نظریهای کاملاً متفاوت ارائه داد که در تبیین و توجیه لااقل برخی از ادیان، تواناتر ظاهرگردد و از اتقان و قدرت انطباق بیشتری برخوردار باشد. نظریه منشا الهی و ریشه فطری اگر چه یک مدعای صراحتاً فلسفی -کلامی است، لیکن به مثابه یک تئوریِ توضیحدهنده، به هیچ رو بیش از دیگر نظریات، بر پیشفرضهای فلسفی و پیشداوریهای کلامی ابتنا ندارد.
"این نوشتار به ارائه نتایج تحلیل محتوای یکی از فیلمهای پرمخاطب سالهای اخیر از حیث ارزشهای انتقال یافته اختصاص دارد. تحلیل محتوای این فیلم بر مبنای تحلیل پیامهای ارائه شده در آن، فارغ از انگیزه کنشگران (فرستنده و گیرنده)، صورت گرفته است. بخشی از این یافتهها به ذکر ارزشهای اجتماعی ـ فرهنگی استنباط شده از فیلم در خصوص خانواده و نقشهای جنسیتی اختصاص یافته است، ضمن این که واسطههای انتقال ارزش و شخصیتهای انتقالدهنده نیز بر حسب جنس، شدت پیام و نحوه انتقال پیام مورد کنکاش قرار گرفته است.
واحد نمونهگیری در این بررسی وجود نداشته و کل فیلم مشاهده و اطلاعات آن ثبت شده است. همه گزارههای فیلم شوکران در دو بخش استخراج و ثبت شده است (گزارههای تصویری و گزارههای دیگر)، کدگذاری گزارههای تصویری فقط به ثبت تصاویر و نمادهایی اختصاص داشته است که میتوان از آن ارزشی را در طبقات چهارگانه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی استنباط کرد. گزارههای دیگر بیشتر شامل گزارههای گفتاری و پس از آن موسیقیایی، تصویری و گفتاری یا گفتاری و موسیقیایی بوده است.
"
در این مقاله پس از بیان موضوع و مباحث نظری مربوط به سرمایه اجتماعی، در بحث روش شناسی به روش تحقیق و تکنیک ها و ابزار تحقیق، دو نوع جامعه آماری و چگونگی تعیین حجم نمونه اشاره شده، و سپس به بررسی ویژگی های منطقه تحقیق از بعد جمعیت شناختی، توسعه یافتگی، وضعیت فرهنگی و قومیتی و تاثیر آن در تشکل های تولیدی پرداخته شده است. نظام های بهره برداری عشیره ای و ویژگی های آن در سطح بیت و بین بیوتات مورد مطالعه قرار گرفته و نتایج تحقیق نشان داده که حسن اعتماد در میان اعضای بیت، هنجارهای معامله متقابل در بین اعضا و اعتماد، اطاعت و احترام رهبران محلی نقش مثبت و تاثیرگذاری بر واحد تولیدی بیت در ابعاد تصمیم گیری بهتر، اعمال مدیریت تولید به نحو مطلوب و افزایش میزان مشارکت های تولیدی داشته است. این شعاع اعتماد و سرمایه اجتماعی درون گروهی در سطح بیت همراه با نوع دیگری از روابط و شبکه های بین بیت ها در سطح طایفه باعث شده که سرمایه اجتماعی بین گروهی بستر مناسبی برای برنامه ریزی و سیاست گذاری توسعه ای تشکل های تولیدی در بعد ارشادی، ترویجی، خدماتی از طریق سرمایه اجتماعی بین بیتی در سطح طایفه و بعد مشارکتی و تولیدی از طریق سرمایه اجتماعی درون بیتی فراهم نماید.
مقاله تحقیقی در پی بررسی اثر پروژه های عمرانی بر رفاه در مناطق روستایی استان فارس است. کانون توجه در این تحقیق خانوارهای روستایی و روستاها بوده است. بنا به ماهیت تحقیق از دو روش پیمایشی و شبه تجربی سود برده شده. بدین صورت که تعدادی روستا به عنوان روستاهای تجربی انتخاب شدند، داده های تحقیق از طریق دو دسته پرسشنامه خانوار (300 پرسشنامه خانوار) و روستا (40 روستای نمونه که 20 روستای آن تجربی و 20 روستا کنترل بوده است) تکمیل گردید. در این تحقیق شش فرضیه مطرح شد. تحلیل این فرضیات تفاوت معناداری بین روستاهای تجربی و کنترل به لحاظ شاخص های متفاوت رفاهی را نشان داده است. پنج فرضیه از شش فرضیه مطرح شده در سطح اطمینان 95 درصد مورد تایید قرار گرفتند و یک فرضیه هم معنادار نشد.