پژوهش حاضر مسئله ""قتل به خاطر شرف"" را در خوزستان از منظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار داده است. با وجود اهمیت موضوع مذکور، تاکنون تحقیق تجربی شایسته ای در ایران در این خصوص صورت نگرفته است. این تحقیق با رویکردی نو به مسئله ""قتل به خاطر شرف"" پرداخته است و زمینه نظری آن عبارت است از: نظریه های مربوط به جامعه سنتی و مدرن (دیدگاه نوسازی) با محوریت نظریات ردفیلد و دورکیم. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار آن پرسش نامه با گویه ها و پرسش های محقق ساخته است. جمعیت آماری این تحقیق را، افراد 64 18 ساله مناطق شهری و روستایی شهرستان دشت آزادگان تشکیل می دهد. نمونه گیری به صورت خوشه ای و احتمالی انجام شده است. سؤال اساسی تحقیق این است که کدام عوامل اجتماعی در گرایش افراد به ""قتل به خاطر شرف"" مؤثرند؟ تحقیق بر این فرض استوار است که تعلق به جامعه قبیله ای با گرایش به قتل به خاطر شرف رابطه دارد که این فرضیه بر اساس یافته های تحقیق تأیید شد.
امروزه مسئله هویت های قومی به مسئله ای جهانی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه تبدیل شده است. هویت قومی تنها یکی از هویت های چندگانه انسان است که با سایر هویت های او، از جمله هویت جنسیتی به عنوان یکی از حلقه های ثابت هویتی کنشگران در کنش و واکنش است و برآیند این تعاملات است که در تعریف و بازتعریف هویت های چندگانه اثر دارد. این مقاله با کاربرد نظریة کهن گرایان و نوگرایان به بررسی هویت قومی شهروندان خرم آبادی و عوامل مؤثر بر شکل گیری آن می پردازد. مسئله اصلی پژوهش به تعاملات دو هویت قومی و جنسیتی و میزان هویت قومی در بین زنان و مردان باز می گردد. جمعیت آماری این پژوهش را زنان و مردان بالای 15 سال و ساکن در مناطق 16 گانة شهر خرم آباد تشکیل می دهد. نمونه گیری با روش طبقه بندی شده متناسب انجام شده و حجم نمونه 392 نفر بوده است. اطلاعات مورد نیاز با کاربرد روش پیمایشی و ابزار پرسش نامه کتبی جمع آوری شده و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش ضمن تأیید نظریه کهن گرایان امکان جدیدی را برای تفسیر نظریة نوگرایان دربارة شکل گیری هویت های قومی زنان به دست می دهد.
این پژوهش با هدف شناسایى رویکرد مطبوعات محلى به نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى به تحلیل محتواى اخبار و مطالب انتخاباتى نهمین دوره انتخابات ریاست جمهورى در نه روزنامه محلى فجر آذربایجان (استان آذربایجان شرقى)، نسل فردا (استان اصفهان)، سبحان (استان فارس)، زمان (استان تهران)، نیم نگاه (استان فارس)، مهد آزادى (استان آذربایجان شرقى)، گیلان امروز (استان گیلان)، بشیر مازندران (استان مازندران) و زاهدان (استان سیستان و بلوچستان) با سه گرایش سیاسى راست، میانه و چپ مى پردازد. نمونه آمارى این پژوهش ایام تبلیغات رسمى انتخابات ریاست جمهورى از 6 خرداد ماه 1384 تا 26 خرداد ماه 1384 (جز روزهاى تعطیل) است. در 16 روز مورد بررسى، جمعاً 1572 واحد تحلیل از نظر 24 مقوله مورد بررسى قرار گرفت. روش به کار رفته در این پژوهش «تحلیل محتوا» است. براى بررسى نحوه پوشش خبرى در اخبار و مطالب انتخاباتى از نرم افزار Spss و آزمون کاى اسکویر (خى دو) استفاده شد. در این پژوهش به بررسى 19 مقوله سبک مطلب، محور اصلى مطلب انتخاباتى، هدف مطلب، مهمترین موضوع مطلب، برنامه کاندیدا، نوع حمایت مطلب از کاندیدا، نوع رویکرد مطلب به کاندیدا، نحوه کارزار تبلیغاتى، نشانگاه مطلب، منشع مطلب، جهت گیرى مطلب، میزان مطلب تولیدى، منبع مطلب، جغرافیاى تحت پوشش، محل رویداد مطلب، تیتر در صفحه اول و محل قرار گرفتن عکس پرداخته شد. یافته هاى تحقیق نشان داد که در بین سه گرایش سیاسى روزنامه هاى مورد بررسى، تمامى مقوله ها، جز مقوله تیتر در صفحه اول، از تفاوت معنادارى برخوردار بودند. مقوله نشانگاه مطلب به دلیل اینکه نسبت خانه هاى فراوانى مورد انتظار کمتر از 5، پس از ادغام نیز بیش از 25 درصد بود، مورد قضاوت قرار نگرفت. یافته هاى برخى مقوله ها عبارتند از: مهمترین موضوع مطلب با 6/27 درصد مربوط به دیدگاه ها و برنامه هاى کاندیدا و کم اهمیت ترین موضوع مطلب با5/0 درصد مربوط به مسائل محلى، بیش ترین کاندیدا مطرح با 7/15 درصد مربوط به على اکبر هاشمى رفسنجانى و کم ترین کاندیدا مطرح با 2/3 درصد مربوط به محسن مهرعلیزاده، 2/42 درصد رویکرد مطالب نسبت به کاندیدا احترام آمیز و 3/4 درصد اهانت آمیز، 6/32 درصد منشاء مطلب مربوط به کاندیدا و 5/0 درصد مربوط به شهردار و مسوولان شهردارى بود.
مقاله حاضر در تحلیلی نظری، مناسبات و تعامل بین دولت و جامعه را مورد بررسی قرار می دهد. در رویکردی جامعه شناسانه، شکاف یا فاصله دولت از جامعه مساله ای اساسی بشمار می آید و در تحلیل نقش دولت در تحول صنعتی بر این نکته تاکید شده است که نوع مناسبات دولت و جامعه تعیین کننده نوع نقش آن خواهد بود و چگونگی مشارکت و نوع استقلال و اتکا آن ها اهمیت دارد. به منظور شناخت این روابط، تحلیل نهاد دولت از نظر ساختار درونی و نوع ارتباط آن با گروه های اجتماعی و تاثیر متقابل آن ها محور اصلی این مقاله است. مفهوم دیوان سالاری وبری و شاخص های ویژه آن معرف ساخت درونی دولت است و گروه های اجتماعی و بخش کارآفرین معرف ساختار اجتماعی تلقی گردیده اند. نظریه های کنترل اجتماعی (میگدال، 1988)، همزیستی بین دولت و کارآفرین (وید،1990) و ماهیت دولت رانتییر (ببلاوی و لوسیانی، 1987) در تبیین تحولات صنعتی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. استقلال دولت از جامعه و رهایی آن از فشارهای ویژه نگر برخی از گروه های اجتماعی و پیوند استوار آن با ساختار اجتماعی و تعقیب منافع ملی در نظریه «استقلال متکی به جامعه» با همان ادبیاتی که اوانز (استاد جامعه شناسی دانشگاه برکلی آمریکا) مطرح کرده مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین به «پروژه های مشترک» به عنوان محور هماهنگی و تعامل بین گروه های اجتماعی کارآفرین و دولت اهمیت داده شده و در نهایت با ملاحظه همه امکاناتی که نظریه مذکور برای تحلیل رابطه دولت و جامعه فراهم می کند، به محدودیت های این رویکرد در بررسی رابطه دولت رانتییر و گروه های کارآفرین در ایران اشاره گردیده است
در این مقاله مساله انسجام اجتماعی، میزان و عوامل موثر بر آن مورد مطالعه قرار گرفته است. انسجام اجتماعی به معنی استحکام درونی و مترادف با وحدت اجتماعی است. جامعه شناسان انسجام اجتماعی را توافق افکار، احساسات و اعمالی که وحدت یک گروه یا یک جامعه را روشن می سازد، تعریف کرده اند. انسجام اجتماعی، فرایند سازمان دهنده نظم اجتماعی می باشد. درجه انسجام...
"در ایران، دستگاه هاى دولتى، طبق آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزى کشور، بخش زیادى از زنان را در مشاغل گوناگون جذب نموده اند و زنان ایرانى نسبت به اشتغال در سازمان هاى دولتى تمایل بیشترى دارند و آن را به اشتغال در بنگاه ها و شرکت هاى خصوصى ترجیح مى دهند. در نتیجه، تعداد زنان استخدام شده در بخش عمومى، افزایش یافته است. با وجود این، مقایسه سهم مدیران زن با سهم زنان در نیروى کار سازمان هاى دولتى، نشان مى دهد که زنان تا نیل به سهم مطلوب، راه زیادى در پیش دارند.
وضعیت تحصیلى زنان، نقش مهمى در اشتغال و بهبود موقعیت اجتماعى و شغلى آنان نیز ایفا مى کند. در سال هاى اخیر سهم اشتغال زنان داراى تحصیلات عالى در ایران، روبه افزایش بوده است، در این مورد، نکته قابل بررسى در این است که آیا با افزایش تحصیلات، کیفیت اشتغال و نوع آن بهبود خواهد یافت یا خیر؟ از سوى دیگر، پیشرفت شغلى زنان، تحت تاثیر عوامل مختلفى قرار دارد؛ چراکه به رغم افزایش مشارکت اجتماعى و شغلى زنان در سال هاى اخیر، زنان شاغل هنوز نتوانسته اند سهم مناسبى از پست هاى مدیریتى را در سازمان ها و شرکت هاى دولتى و خصوصى به دست آورند. هدف این مقاله، بررسى و تبیین موقعیت شغلى زنان شاغل است. در این راستا، مطالعه ابعاد نابرابرى بین مردان و زنان شاغل در کسب موقعیت هاى شغلى و مدیریتى، هسته اصلى بررسى حاضر را تشکیل داده است. به منظور تدقیق مطالعه، دو پرسش اساسى زیر مورد توجه قرار گرفته اند.
چرا زنان در ایران، هنوز نتوانسته اند سهم مناسبى از پست هاى مدیریتى را به دست آورند؟
آیا مرد سالارى، مانع دستیابى زنان به پست هاى مدیریتى مى شود؟
با توجه به تحقیق میدانى انجام شده در وزارت علوم، تحقیقات و فناورى و دانشگاه هاى تهران در سال 1382 که با استفاده از روش هاى آمارى، شامل روش همبستگى جزیى و روش رگرسیون چند متغیره صورت گرفته است، در این مقاله، سه فرضیه ""کسب پست هاى مدیریتى زنان شاغل با موقعیت مطلوب شغلى آنان رابطه مثبت دارند""، ""بین مردسالارى و موقعیت مطلوب شغلى زنان رابطه منفى وجود دارد"" و ""موقعیت هاى شغلى بین زنان و مردان شاغل در شرایط یکسان، به طور برابر توزیع نشده است""، تجزیه و تحلیل شده و با نمونه تصادفى مطالعه شده، رد نشده اند.
"
مقاله حاضر که به سنجش میزان احساس شادی سرپرستان خانوارهای شهری اصفهان و زمینه های فرهنگی از جمله سرمایه فرهنگی، سبکهای فراغتی فرهنگی (علمی - فرهنگی، فرهنگی - هنری، ورزشی و ...) و همچنین دینداری به عنوان یکی از مولفه های فرهنگ می پردازد، یک بررسی پیمایشی است که از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی، مقطعی است (نیمه دوم سال 1386). جامعه آماری آن کلیه سرپرستان خانوارهای شهر اصفهان هستند و حجم نمونه مقتضی بر اساس فرمول کوکران، 384 نفر تعیین شده است. به طوری که پرسشنامه طراحی شده با روایی سازه های مناسب (طبق ضریب آلفای کرونباخ) بر حسب نسبت خانوارهای هر منطقه در بین مناطق مختلف شهر اصفهان توزیع شده است.
بر اساس نتایج حاصل از روشهای آماری مورد استفاده، میزان شادی سرپرستان خانوار در شهر اصفهان 56.23 بوده، به گونه ای که میانگین بعد احساسی شادی 59.37، میانگین بعد شناختی 53.88 و میانگین بعد اجتماعی آن 55.42 است. همچنین میانگین سرمایه فرهنگی در جامعه مورد مطالعه 27.57 است که کسب مهارتهای فرهنگی با میانگین 31.89 دارای بیشترین حد و کسب مدارک فرهنگی دارای کمترین میانگین (19.16) است؛ همچنین میانگین دارا بودن وسایل فرهنگی در جامعه آماری مورد مطالعه 31.68 است. به علاوه در بین سبکهای فراغتی تعیین شده توسط تکنیک تحلیل عاملی، میانگین اوقات فراغت خانوادگی 53.78، اوقات فراغتی تفننی 36، اوقات فراغت ورزشی 28.01، اوقات فراغت فرهنگی - هنری 20.43 و اوقات فراغت علمی - فرهنگی 15.34 است. بر اساس آمارهای موجود اگر چه میزان سرمایه فرهنگی و سبکهای فراغتی فرهنگی در بین سرپرستان میانگین پایینی دارد اما همواره با احساس شادمانی آنها همبسته است به طوری که به نظر می رسد با افزایش آنها میزان شادی نیز افزایش می یابد. از سوی دیگر دینداری نیز به عنوان یکی از مشخصه های فرهنگی در شهر اصفهان با احساس شادی سرپرستان خانوار رابطه معنی دار و مستقیم دارد.
فرهنگ سازمانی از جمله مهم ترین عناصر هر سازمانی است که با اندیشه، احساس و عمل اعضا عجین شده و هر گفتار، پندار و رفتاری از آن رنگ می پذیرد و جهت می گیرد. به وضوح دو گونه از فرهنگ سازمانی (رسمی و غیررسمی) از یکدیگر قابل تمایز است. در حالی که فرهنگ سازمانی به معنای رسمی آن به قوانین، مقررات، آیین نامه های مکتوب رسمی اشاره دارد، فرهنگ سازمانی غیررسمی شامل اصول و باورها مشترک غیررسمی اعضاست، که در درون سازمان اخلاقی شده است. صرفه نظر از وجوه اشتراک و افتراق این دو فرهنگ، چنین به نظر می رسد آنچه که در نهایت به اعضا انرژی و حرارت لازم برای سازگاری با محیط بیرونی و یکپارچگی درونی را فراهم می سازد، فرهنگ سازمانی غیررسمی است. از این رو هدف اصلی مقاله، توضیح این بخش از فرهنگ سازمانی است. بنابراین مقاله بر خلاف پنداشته های قبلی که اساسا فرهنگ سازمانی به معنای رسمی آن را می پذیرفت و به بررسی تاثیرات آن می پرداخت، تاکید خود را به بررسی فرهنگ سازمانی پلیس به معنای غیررسمی آن گذارده و عناصر رسمی فرهنگ این سازمان را کمتر مورد توجه قرار داده است. اما بن مایه اصلی مقاله معرفی عناصر فرهنگ سازمانی غیررسمی پلیس با تاکید بر مدل های کلوکن، اشترتبک، شاین، ترومپنارس، هافستد، پارسونز، و تری یاندیس و مفاهیم بنیادی زبان، ماهیت روابط انسانی در سازمان، روابط سازمان با محیط، و ماهیت فعالیت ها انسانی است.به هر حال محتوی کلی مقاله شامل تعریفی از فرهنگ سازمانی و اهمیت آن، سپس انواع فرهنگ سازمانی، جایگاه و نسبت های میان هر یک از آن دو در سازمان است. با این حال بدنه اصلی مقاله به نمونه هایی از ویژگی ها و عناصر فرهنگ سازمانی غیررسمی پلیس، اختصاص یافته که به مدد آن نظریه پردازان و مفاهیم یاد شده شرح و بسط یافته است.