امروزه حضور انسان های متفاوت در محل زندگی، کار و عرصه اجتماع از حساسیت ویژه ای برخوردار است. ازآنجاکه وجود چنین تنوعی ممکن است سبب درگیری میان صاحبان هویت های گوناگون در صحنه اجتماع شود، لازم است با انجام پژوهش های علمی، شناخت عمیق تری نسبت به آنها حاصل شود. در این مقاله بر اساس یک نمونه 220 نفره از دانشجویان دانشکده های علوم اجتماعی دانشگاه تهران و علامه طباطبایی به بررسی میزان مدارا (شامل سه نوع مدارای اجتماعی، سیاسی و اخلاقی ـ رفتاری) پرداخته شده است. برای سنجش مدارا، بعد از بررسی گونه شناسی های ارائه شده درباره این مفهوم، «تقسیم بندی وگت» به عنوان مبنای سنجش مدارا مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد از میان انواع مدارا، مدارای سیاسی از میزان بیشتری برخوردار بوده است. آزمون تفاوتِ میانگین حکایت از تفاوت معنادار بین مقاطع تحصیلی کارشناسی و کارشناسی ارشد به لحاظ میزان مدارا دارد بدین معنی که با افزایش پایه تحصیلی دانشجویان، میزان مدارای آنها نیز توسعه می یابد. اگرچه میزان مدارای پاسخگویانی که در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران مشغول به تحصیل هستند، به نسبت همتایانشان در دانشگاه علامه طباطبایی بیشتر بوده اما آزمون آماری، تفاوت معناداری را بین این دو دانشکده به لحاظ میزان مدارا نشان نداده است
مطالعه حاضر با رویکردی جامعه شناختی درصدد بررسی ابعاد هویت دانشجویان است. به منظور بررسی ابعاد هویت دانشجویان با توجه به دیدگاه نظریه پردازان ایرانی، حوزه هویت عرصه مواجهه سنت و مدرنیته به عنوان یکی از مهم ترین پدیده های اثرگذار بر هویت ایرانی مدنظر قرار گرفت. بر این اساس سعی شد ابعاد هویت دانشجویان با توجه به مؤلفه های سنتی و مدرن بررسی شود. فرض اصلی این پژوهش پیوندی بودن هویت دانشجویان به معنای ترکیبی از مؤلفه های هویتی سنتی و مدرن است. هر بُعد هویت (سنتی و مدرن) در وجه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بررسی شده و برای هر یک از آنها شاخص هایی در نظر گرفته شده است. روش این مطالعه، پیمایش و گردآوری اطلاعات مبتنی بر پرسشنامه بود. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه های تهران و جمعیت نمونه از 6 دانشگاه تهران، شهید بهشتی، علامه طباطبایی، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه الزهرا و دانشگاه جامع علمی ـ کاربردی انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان داد مؤلفه های مدرن هویت در بخش اجتماعی و فرهنگی نقش برجسته تری نسبت به مؤلفه های سنتی دارند. اما در بخش هویت سیاسی این مؤلفه های سنتی، یعنی گرایش به آمیختگی دین و سیاست و گرایش به اقتدارگرایی ملی و سیاسی است که در مقابل گرایش به وجود جامعه مدنی نقش برجسته تری در هویت دانشجویان دارد. بر اساس نتایج تحقیق، هویت دانشجویان نه یک سازه تک بعدی (سنتی یا مدرن) بلکه سازه ای پیوندی متشکل از مؤلفه هایی از هر دو بُعد سنتی و مدرن است
"ادبیات مطالعاتی و سیاست گذاری رایج در نهادهای علمی و اجرایی کشور در زمینه موضوعات صنعتی و تکنولوژیک اغلب ناکامی پروژه صنعتی شدن ایران در سده معاصر را بر مبنای عوامل اقتصادی، سازمانی و مدیریتی توضیح می دهند که این رویکرد خود از عوامل بازدارنده فهم و بومی سازی تکنولوژی است. این مقاله پس از طرح مسئله مزبور، برخی از مباحث مفهومی و نظری برای دریافت مقوله تکنولوژی در گستره ای وسیع تر و به ویژه در رویکرد فرهنگی را مطرح می کند. در مباحث نظری به مقولاتی چون تعارض بین فرهنگ های فناوری محور و میراث محور، تولید و مصرف خلاق تکنولوژی، ریشه گیریِ فرهنگی و استقلال نهادی تکنولوژی و تداوم میراث فرهنگی در جهان تکنولوژی پرداخته می شود. بخش دیگری از مقاله تاثیر تقابل های دو فرهنگ بر مصرف و تولید تکنولوژی در ایران را تحلیل می کند و از جمله تعارض دو کانون میراثی و تکنولوژیک فرهنگ، تقابل های معرفت شناختی در میان روشنفکران جدید، و لبه مصرفی فرهنگ خلاق تکنولوژی ایرانی را به بحث می گذارد. در بخش پایانی ضمن نتیجه گیری از دستاوردهای مفهومی و مطالعاتی مقاله، برخی از عام ترین راهبردهای استخراج شده از تحلیل فرهنگی تکنولوژی مطرح می شود و انجام برخی مطالعات جزئی تر و مفصل تر در زمینه های گوناگون به منظور زمینه سازی برای یک فراتحلیل پیشرفته تر و ارائه سیاست ها و راهکارهای مناسب به منظور ارتقای جهت گیری های ملی در حوزه سیاست گذاری های فرهنگی و توسعه تکنولوژی، پیشنهاد می شود.
"
"وجود شکاف میان واقعیت و آنچه در رسانه ها ارائه می شود، سبب شده تلاش های بسیاری برای توصیف و تبیینِ چگونگی و چرایی شکل گیری بازنمایی های رسانه ای از جهان خارج صورت گیرد. در سایه این تلاش ها، امروزه بازنمایی رسانه ای به مفهومی بنیادین در مطالعات فرهنگی و رسانه ای تبدیل شده است. بر اساس فرض های اولیه مطالعات فرهنگی، در بررسی متون رسانه ای، مؤلفه های ایدئولوژیک و اجتماعی موجود در ورای این متون و تاثیر آن در شکل گیری نگاه مخاطبان، امری است که باید به شکل جدی مدنظر قرار گیرد. در میان محصولات رسانه ای موجود، سینمای هالیوود در ارائه بازنمایی های رسانه ای از جهان خارج، موقعیت منحصربه فرد و بی بدیلی دارد. این تحقیق به بررسی «گفتمانی در درون گفتمانی دیگر» می پردازد. به این صورت که تصویر ایران در چهارچوبی از صورت بندی کلی شرق (و در اندازه کوچک تر اسلام) در جهان غرب و به ویژه امریکا مورد بررسی قرار می گیرد. برای رسیدن به این هدف، فراورده های سینمایی هالیوود به عنوان یک رسانه، و بخشی از رسانه های امریکایی در نظر گرفته می شود. به این ترتیب، تحقیق حاضر به تحلیل «رسانه ای در میان رسانه های جمعی» امریکا می پردازد. بررسی فیلم های سینمایی ساخته شده در هالیوود که به نحوی با ایران مرتبط بوده اند نشان می دهد در این فیلم ها ایران به مثابه «دیگری فرودست» غرب نشان داده شده و کلیت عمل رسانه ایِ هالیوود را می توان بخشی از «نژادپرستی نوین» دانست. برای نیل به این هدف، از تلفیق دیدگاه های سه سنت نظریِ مطالعات فرهنگی، مطالعات پسااستعماری و نظریه فیلم استفاده شده است. در این منظومه نظری، مفهوم بازنمایی در مرکز مباحث نظری قرار دارد و رویکردی مرکب از نظریات استوارت هال و میشل فوکو در مورد مفهوم بازنمایی ارائه می شود. سپس دیدگاه ادوارد سعید در مطالعات پسااستعماری به عنوان مصداقی از کاربرد نظریه بازنمایی ارائه می شود. در نهایت سومین سنت نظری با عنوان نظریه فیلم، سعی در به کارگیری مضامین بازنمایی و مطالعات پسااستعماری در حوزه مطالعات سینمایی خواهد داشت.
"
استفاده از اینترنت در ایران نیز به موازات جهان همواره رو به فزونی است و هر روز و هر ساعت بر تعداد کاربران این پدیده افزوده می شود. همین گسترش فراوان و ویژگی های انحصاری اینترنت توانسته است بسیاری از وجوه زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از ابعادی که اینترنت در آن توانایی های خود را به رخ می کشد، عرصه ارتباطات میان فردی است. کاربران اینترنت در این حوزه گونه ای جدید از ارتباطات را با ارزش ها، هنجارها و هژمونی متفاوت با زندگی روزمره خود فرا می گیرند. همین عامل باعث می شود تا آن ها با گونه ای جدید از ارتباط آشنا شوند. بی شک، یکی از ابزارهای ارتباط میان افراد جامعه، نام هایی است که افراد بر اشیاء، اشخاص و یا بر خود می نهند. این تحقیق در پی بررسی ویژگی های نام هایی است که افراد برای خود در اتاق های گفت وگو انتخاب می کنند. در این پژوهش با استفاده از آرای بوردیو، گافمن و بحث حوزه عمومی که از سوی هابرماس ارئه شد و گسترش یافت، تلاش شده است اسامی مستعار ایرانیان در اتاق های گفت وگوی سایت یاهو تجزیه و تحلیل شود. به این منظور، از شیوه تحلیل محتوای کیفی و در مراحلی نیز از رایانه استفاده شده است. در مجموع، بیش از ششصد اسم مستعار تحلیل، و در پایان نیز گونه شناسی این نام ها ارائه شده است. در این تحقیق دریافتیم افراد گاه تلاش می کنند با استفاده از اسامی انتخابی، خود را به گونه ای دلپذیر برای دیگران بازنمایی کنند و گاه با استفاده از طنز و اسامی ناهنجار، ارزش ها و روابط اجتماعی دنیای واقع را به سخره بگیرند.
نتایج این پژوهش و تحقیقات پیشین بر جوانی جمعیت تماشاگران فوتبال تاکید دارد بنا بر این قبل از هرچیز باید جوان و دنیای او را شناخت.دنیایی پر رمز و راز و پر شور و نشاط و سرشار از بیم و امید. تحقیق حاضر روزنه ای است برای نگاه به دنیای جوان. با توجه به هدف کلی تحقیق که بررسی عوامل فرهنگی اجتماعی رفتار هیجانی تماشاگران فوتبال می باشد، برای یافتن عوامل موثر بر این رفتار و بر اساس متغیرهای فرض شده ی تحقیق، به ورزشگاه آزادی مراجعه و علاوه بر ثبت مشاهدات با استفاده از روش پیمایشی از حدود 440 نفر از افرادی که برای تماشای بازی فوتبال دو تیم صبا و پیروزی درتاریخ 6/6/1388 به ورزشگاه آزادی آمده بودند، به وسیله پرسش نامه، اطلاعات لازم جمع آوری گردیدو پس ازحذف پرسش نامه های مخدوش در نهایت 420 پرسش نامه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.رفتارغیراخلاقی مربیان، عملکرد نامناسب مدیران باشگاه، عملکرد نامناسب لیدرها، رفتار پرخاشگرانه گروه های وندالیست، قضاوت نادرست داور، هم چنین عدم رضایت از امکانت رفاهی استادیوم فوتبال و شرایط بحران های سیاسی از عوامل موثر بر رفتار خشونت آمیزـ به عنوان مهم ترین هیجان منفی ـ تماشاگران فوتبال شناحته شد. چند ویژگی اقتصادی ـ اجتماعی و جمعیتی موثر بر رفتار هیجانی شدید تماشاگران مانند سن و شغل از دیگر یافته های این تحقیق می باشد.