هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه هوش عاطفی مدیران و جو سازمانی با فرهنگ سازمانی یادگیری است که شرکت ملی نفت ایران به عنوان مورد انتخاب شده است. در این پژوهش، 30 مدیر از مدیران صنعت نفت ملی ایران و شرکت های تابعه بصورت خوشه ای انتخاب شدند که برای جمع آوری اطلاعات، از ابزارهای مصاحبه و پرسشنامه استفاده شده است. در این مقاله مبــاحث به دو قسمت تقسیم شده اند: نخست مباحث مربوط به هوش عاطفی و جو سازمانی عنوان شده اند که فهرست اولیه ای معیارهای هوش عاطفی از «مدل گولمن» استفاده گردید است. لازم به ذکر است که برای اندازه گیری شاخص های جو سازمانی در این تحقیق از رویکرد «لیمن» استفاده شده است. سپس تاثیر مولفه های جو سازمانی با فرهنگ سازمانی یادگیرنده بررسی شده اند. همچنین بر مبنای «مدل میخایل مارکوارت» از فرهنگ سازمانی یادگیرنده، پرسشنامه ای طراحی شد. بر اساس یافته های ناشی از مبانی نظری و نتایج تحلیلی اطلاعات جمع آوری شده از طریق مطالعات میدانی، 4 فرضیه مورد تایید قرار گرفته است. یافته های پژوهش بیانگر آنست که هوش عاطفی بالای مدیران با جو سازمانی همبستگی مثبت و بالایی دارد. ضرایب همبستگی پیرسون بین مولفه ها و نتایج به دست آمده حاکی از آنست که هوش عاطفی بر مولفه «اعتبار» بیشترین تاثیر را دارد. در پایان، نتایج تاثیر هوش عاطفی مدیران و رتبه بندی تاثیر متغیرها بر فرهنگ سازمانی یادگیری با استفاده از آزمون فریدمن و همچنین منافع حاصل از آن ارایه شده است
تحلیل تاثیر سرمایههای اقتصادی و فرهنگی والدین و پیشینه تحصیلی بر موفقیت دانش آموزان در دستیابی به آموزش عالی هدف اصلی این بررسی را تشکیل می دهد. در این مقاله عوامل موثر دراحتمال قبولی داوطلبان از منظر سرمایه های اقتصادی و فرهنگی والدین، درآزمون سراسری سال تحصیلی 1385، مورد بررسی قرار گرفته و مدل های نظری موجود در این زمینه با کمک اطلاعات در دسترس از داوطلبان آزمون سراسری مورد آزمون تجربی قرار می گیرد. جامعه آماری شامل کلیه شرکت کنندگان گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی در آزمون سراسری سال تحصیلی 1385 و روش آماری به کار رفته جهت تجزیه و تحلیل داده ها با توجه به نوع داده ها رگرسیون لجستیک بوده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که سرمایه اقتصادی و فرهنگی والدین احتمال قبولی داوطلبان را افزایش می دهد. ذکر این نکته ضروری است که این تحقیق از اطلاعات تمامی داوطلبان راهیابی به دانشگاهها و موسسات آموزش عالی به صورت سرشماری (نه نمونه گیری) جهت پژوهش استفاده نموده است.
پژوهش حاضر، به دنبال بررسی تأثیر استفاده از رسانههای گروهی و شبکههای ارتباط جمعی بر هویت ملی بوده است. به منظور بررسی این رابطه، از نظرات آندرسون، رایزمن،گیدنز و انگلهارت استفاده شده است. این پژوهش به صورت پیمایشی و با استفاده از توزیع پرسشنامه در میان دانشجویان دانشگاه اصفهان، در سال تحصیلی 88ـ1387 انجام شده است. نمونهگیری در مرحله اول، با روش طبقهبندی شده و در مرحله دوم، به صورت سهمیهای انجام گرفته و حجم نمونه 490 نفر بوده است. آزمون فرضیهها نشان میدهد بین استفاده از رسانههای جمعی و هویت ملی، رابطه وجود دارد. بهاینترتیب که افراد استفادهکننده از رسانههای داخلی، در سازه هویت ملی نمره بالایی دریافت کردهاند و بر عکس، نمره افراد استفادهکننده از رسانههای خارجی در این سازه، نمره پایینی بوده است. این یافته، نشاندهنده تغییر نگرشها به سمت الگوها و گرایشهای جدید است. همچنین برای بررسی فرضیهها از تحلیل رگرسیون استفاده شده است. یافتههای تجربی نشان میدهد که از میان متغیرهای اثرگذار بر هویت ملی، به ترتیب، جنس، میزان استفاده از رسانههای خارجی، میزان استفاده از رسانههای داخلی، سن و وضعیت تأهل در تعیین گرایش هویت ملی، از سهم بیشتری برخوردار بودهاند رسانههای جمعی، همبستگی ملی، همگرایی، هویت، هویت ملی
هدف و مساله: این تحقیق با هدف مقایسه نیازهای کارکنان ناجا در دو مقطع زمانی 1382 و 1386 انجام پذیرفت.برای نیل به این هدف موضوع تحقیق بر اساس نیازهای پنجگانه فیزیولوژیکی، ایمنی، اجتماعی، احترام و خودشکوفایی مورد پژوهش قرار گرفته است.نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که نیازهای کارکنان نسبت به سال 82 تغییر کرده است. به این صورت که نیازهای فیزیولوژیکی افزایش و نیازهای ایمنی، اجتماعی، احترام و خودشکوفایی کاهش یافته اند.روش: این پژوهش از نظر نوع، کاربردی و به لحاظ روش، پیمایشی از نوع طولی است و جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان ناجاست که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. همچنین از پرسشنامه برای اندازه گیری نیازهای کارکنان ناجا استفاده شده است.
رسانه های جمعی عواملی مؤثر بر فرهنگ عمومی جوامع هستند. در تحقیق نویسنده بر روی برنامه های خبری سه شبکة تلویزیونی سی ان ان آمریکا، الجزیره قطر و العالم جمهوری اسلامی ایران در ایام جنگ دوم خلیج فارس مشخص شد که حضور رسانه های مستقل می تواند ضمن شکستن انحصار رسانه ای و پخش یک سویة اطلاعات رسانه های انحصارگر غربی، فرصت های تازه ای را در اختیار وسایل ارتباط جمعی کشورهای مدافع فرهنگ عمومی بگذارد.
در این تحقیق با روش کیفی (تحلیل محتوی) تلاش شد تا به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که در طول جنگ دوم خلیج فارس چه محتوایی در برنامه های این سه شبکه به مخاطبان ارائه شد؟ کدام موفق تر عمل کردند و بر فرهنگ مخاطبان و افکار عمومی تأثیر گذاشتند؟
از جمله عوامل تأثیرگذار برنامه های خبری که بررسی و مقایسه شد، عبارتند از: استراتژی سرگرمی، سرعت و شفافیت، گفتمان و تعامل، برنامه های مبتذل ومستهجن، اسلامی بودن برنامه ها، شهامت و شجاعت خبرنگاران، تکنیک های پوشش خبری، با مردم یا علیه مردم، میزان نفوذ برنامه ها، نقش آگهی ، ارزش های خبری، وحرفه ای بودن گویندگان. نتیجه نشان داد که، تنها مجهز بودن به فناوری های ارتباطی گره گشا نیست، بلکه در سایة شناخت فرهنگ مهاجم و کاربرد درست فرهنگ اسلامی می توان جریان یک سویة اخبار و انحصار رسانه ای را متوقف کرد.
این پژوهش با هدف بررسی مقایسه ای میزان استفاده از اینترنت و تأثیر آن بر همبستگی اجتماعی" دانشجویان دانشگاه های آزاد و دولتی زنجان صورت گرفته است .
در این تحقیق، برای جمع آوری اطلاعات تکنیک پرسشنامه به کار گرفته شد و برای توصیف داده ها از آزمون های آماری چند متغیره استفاده شده است. همچنین، جامعه آماری این تحقیق، دانشجویان دانشگاه های آزاد و دولتی زنجان اند که بر اساس آمار در مجموع ، 21000 نفرند. از این تعداد 13000 نفر دانشجوی دانشگاه آزاد و 8000 نفر دانشجوی دانشگاه دولتی زنجان هستند.
حجم نمونه مناسب برای این تعداد جامعه آماری، با توجه به فرمول حجم نمونه کوکران، 377 نفر است. واحد آماری این پژوهش، دانشجویان دانشگاه های آزاد و دولتی می باشند.
نتایج این تحقیق نشان می دهد که بین استفاده از اینترنت و میزان همبستگی اجتماعی ارتباطی وجود دارد. میزان همبستگی اجتماعی دانشجویان دانشگاه آزاد بیشتر از دانشجویان دانشگاه دولتی است. میزان همبستگی اجتماعی بین مقاطع مختلف تحصیلی متفاوت است؛ فوق لیسانس بیشتر از فوق دیپلم و فوق دیپلم، بیشتر از لیسانس است
در این مقاله براساس مدل اجیل پارسونزی، کار مفهومی چند بعدی است و در چهار وجه اثباتی، شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی طبقه بندی می شود. در این بررسی هویت کاری (معانی و مقتضیات کار، ارزش ها، انگیزه ها و خودپنداره شغلی) مهم ترین نشانه فرهنگ کاری تلقی شده و عوامل موثر بر آن در سه سطح فردی، شغلی و انتظارات اجتماعی بررسی شده است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساخت یافته بوده است. جمعیت این پژوهش فرزندان شاهد شاغل و بیکار استان خراسان رضوی و طرح نمونه گیری طبقه ای و روش توزیع و انتخاب نمونه، خوشه ای چند مرحله ای است. نتایج نشان داد افراد نمونه این تحقیق بر ضرورت کار به عنوان امری که علاوه بر ارزش بیرونی (دسترسی به درآمد، احترام و عزت و وابستگی اجتماعی) دارای ارزش درونی است و می تواند میل به تحرک و فعالیت، موفقیت، خودیابی و... آن ها را ارضا نماید، تقریباً اتفاق نظر دارند. 58 درصد معانی و مقتضیات ابراز شده بر ارزش درونی و 41 درصد بر ارزش های بیرونی کار تاکید دارند. افراد جوان تر و کسانی که تحصیلات کمتری دارند، بیشتر به انگیزه های بیرونی اهمیت می دهند. سه چهارم افراد خودپنداره شغلی نسبتاً خوبی دارند و ده درصد خودپنداره بسیار ضعیفی دارند. در بین عوامل فردی، تاثیر مهارت بر یکی از اجزای فرهنگ کار که خودپنداره شغلی است مورد تایید قرار گرفت و تاثیر آن بر سایر اجزای فرهنگ کار چندان قابل توجه نبود. در سطح شغلی، قراینی که براساس آن، نوعِ شغل بتواند بر فرهنگ کار تاثیر بگذارد وجود ندارد. اما تجربیات و سوابق شغلی با معانی و مقتضیات کار وابسته است. در سطح انتظارات اجتماعی نیز نظر فرزندان شاهد درباره انتظارات جامعه در مورد کار و انتظار جامعه از آن ها و انتظار از سازمان بنیاد شهید بر برخی از اجزای فرهنگ کار تاثیر دارد.
مقالة حاضر به بررسی و مقایسة آثار و عوارض توسعة اجتماعی بر توسعه صنعتی در دو منطقه محروم و برخوردار می پردازد. این دو منطقة بنا بر اعلام سازمان برنامه و بودجة وقت، عبارت اند از استان های اصفهان در مقام دومین استان برخوردار و استان ایلام در مقام محروم ترین استان قبل از کهکیلویه و بویر احمد. هدف پژوهش بررسی این مطلب است که آیا نوع نگاه سنتی مردم بر نوع سرمایه گذاری آنها تاثیرگذار است یا نه و چه رابطه ای میان نوع نگاه و باورداشت های سنتی و الگو های سرمایه گذاری (مطمئن، ریسکی و راکد) وجود دارد و نیز، بین نگاه آنها به ثروت و سرمایه و انواع سرمایه گذاری چه رابطه ای وجود دارد. روش اجرای پژوهش پیمایش بوده و 393 نمونه در هر یک از شهرهای مورد مطالعه انتخاب شده است. یافته ها نشان می دهند هر دو استان باورهایی سنتی دارند و عمدتاً به دنبال سرمایه گذاری مطمئن اند.
در این پژوهش سلسله مراتب ارزش های ازدواج در بین 2680 دانشجو و دانش آموز زن و مرد ایرانی با استفاده از مقیاس مؤلف ساخته ارزش های ازدواج (با ابعاد: محاط شدگی در برابر خودپیروی، و سلسله مراتبی در برابر برابرنگری) ارزشیابی شدند.
یافته های پژوهش نشان دادند که در مقیاس سلسله مراتب ارزش های ازدواج جوانان، ابعاد خودپیروی و برابر نگری در رتبه های بالاتر و ابعاد محاط شدگی و سلسله مراتبی در جایگاه پایین تری قرار دارند. انتظار میرفت که تهرانیها نسبت به جوانان سایر استان ها و دانشجویان در مقایسه با دانش آموزان، در ارزش های ازدواج خودپیروتر و برابرنگرتر باشند. هرچند تهرانیها و دانشجویان خودپیروتر بودند اما، با تاکید بیشتر بر توزیع نابرابر قدرت و نقش ها در زندگی زناشویی، بعد سلسله مراتبی ارزش های ازدواج را با اهمیت تر می شمردند.