فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲٬۹۶۱ تا ۲۲٬۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۹۵ مورد.
رابطه ی دینداری و علم گرایی زنان: مطالعه موردی دانشجویان زن دوره دکتری دانشگاه شیراز
حوزههای تخصصی:
به دلیل حضور چشمگیر زنان در عرصه های علمی کشور و با توجه به هم رایی جامعه شناسان بر دیندار بودن بیش تر زنان نسبت به مردان و نقش مهمی که آن ها در آینده ی علمی کشور ایفا خواهند کرد، در این پژوهش به دنبال فهم رابطه ی دینداری دانشجویان زن دوره ی دکتری دانشگاه شیراز با علم گرایی آن ها هستیم. جامعه ی آماری این پژوهش را، تمامی دانشجویان زن مشغول به تحصیل در دوره ی دکتری که شامل 199 نفر می شود، تشکیل می دهند، در این پژوهش تمام شماری صورت گرفته و به تمامی دانشجویان برای جمع آوری داده ها مراجعه شده است. روش پیمایش به عنوان روش پژوهش مورد نظر این مطالعه و پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. چارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش نظریه ی ماکس وبر در باب تمایز میان علم و دین است. نتایج توصیفی نشان می دهد که بیش از شصت درصد پاسخگویان از میزان دینداری، متوسطی برخوردارند و میان دینداری پاسخگویان به عنوان متغیر مستقل با گرایش علمی، معدل لیسانس و فوق لیسانس به عنوان بخشی از متغیر وابسته رابطه ی معکوس و منفی وجود دارد، درحالی که این رابطه بین فعالیت علمی و دینداری رابطه ای مثبت و مستقیم است
بررسی آموزش خانواده به شیوه شناختی - رفتاری بر رضایتمندی زناشویی والدین 88- دانش آموزان دختر مدارس ابتدایی ناحیه 2 شیراز در سال تحصیلی 87
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش تاثیر آموزش های شناختی – رفتاری بر میزان رضایت زناشویی زوجین مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش 30 زوج ( 60 زن و مرد ) از بین کلیه ی والدین دانش آموز دختر مدارس ابتدایی ناحیه ی 2 شیراز در سال تحصیلی 87-88 که داوطلب شرکت و دارای شرایط لازم بودند، انتخاب و به روش تصادفی خوشه ای در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. پرسشنامه ی رضایت زناشویی انریچ پیش از شروع آموزش های شناختی و رفتاری در مورد هر دو گروه اجرا شد. سپس گروه آزمایش 15 ساعت ( 5 جلسه سه ساعته ) تحت آموزش های شناختی – رفتاری استخراج شده از محتوای پرسشنامه ها قرار گرفتند. در این مدت بمنظور حذف اثر آزماینده، گروه کنترل تحت آموزش های نا مربوط قرار داشت. ( آموزش هایی غیر از آموزش خانواده، مانند روش تربیت درست فرزندان و غیره ) پس از پایان دوره ی آموزشی دوباره پرسشنامه ی رضایت زناشویی در مورد هر دو گروه اجرا شد و با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس دو سویه، یافته های بدست آمده از اجرای بار دوم پرسشنامه ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که آموزش های شناختی – رفتاری موجب افزایش رضایت زناشویی زوجین می گردد و در سطح 05/0 معنی دار است. به بیان دیگر، آموزش خانواده به صورت معنی داری موجب افزایش رضایت زناشویی شده است و معلوم شد که جنسیت زوجین تاثیری بر میزان اثر بخشی آموزش های شناختی ندارد
بررسی تاثیر شغل بر ارزش های معطوف به توسعه ی زنان: مطالعه ی موردی زنان شهر شیراز
حوزههای تخصصی:
ارزش ها از ابتدا به عنوان مفهومی محوری در علوم اجتماعی مطرح بوده اند. مطالعه ی ارزش ها برای تبیین شخصیت و نظام های اجتماعی بسیار مهم وتعیین کننده است. افراد و گروهها در ارزش ها متفاوتند، با توجه به تغییراتی که در سال های اخیر در زمینه ی حضور زنان در عرصه های عمومی بوجود آمده است، پرسش اصلی پژوهش این است که آیا دستیابی زنان به مشاغل جدید توانسته است جهت گیری زنان را به سمت ارزش های توسعه سوق دهد.
دیدگاههای نوین در زمینه ی ارتباط ارزش و توسعه و تغییرات اجتماعی را می توان به دو دسته تقسیم کرد از کارل مارکس تا دانیل بل استدلال می کندکه توسعه ی اقتصادی، تغییرات فرهنگی را ایجاد می کنند. دراین پژوهش تاثیر شغل بر ارزش های توسعه مدار زنان مورد بررسی قرار گرفته است و برای سنجش ارزش های توسعه مدار با یک رویکرد فرهنگی دیدگاههای جامعه شناسی را در زمینه ی تغییرات و توسعه و دیدگاههای روان شناسی اجتماعی در زمینه ی ارزش ها را بررسی کرده و بر اساس مبانی نظری خوشه هایی از ارزش ها را بدست آورده ایم. سپس با ساخت پرسشنامه ی اولیه و انجام مطالعه ی مقدماتی و تحلیل عاملی، خوشه ای از ارزش ها را که روی یک عامل قرار گرفته اند را انتخاب کرده ایم که عبارتند از: جهانی گرایی، عام گرایی، علم گرایی، عقلانیت، رضایت از زندگی وگرایش به کار پویاست.جامعه ی نمونه 534 زن 15-45 ساله شهر شیراز هستند، روش پژوهش پیمایشی، با استفاده از پرسشنامه بود. پرسشنامه دارای روایی صوری و سازه ای است و برای پایایی آن نیز از آلفای کرونباخ استفاده کرده ایم و آلفا برای تمامی مقیاس ها بالای 70/0 است.
یافته های مقایسه ای عقلانیت، علم گرایی و رضایت از زندگی، در بین سه گروه زنان خانه دار، شاغل و محصل تفاوتی نداشته است. به بیان دیکر اشتغال زنان به عنوان امری مدرن در ساختار اجتماعی جامعه ی مورد مطالعه نتوانسته تجهیز شناختی لازم برای زنان ایجاد کند، بنابراین این ارزش های معطوف به توسعه ی زنان در این گروهها یکسان است، اما ارزش های جهانی گرایی، عام گرایی وگرایش به کار پویا بین سه گروه تفاوت معنیداری را نشان می دهد.
بررسی علل اجتماعی گرایش به طلاق در بین زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده ی شیراز
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش، بررسی عامل های اجتماعی مؤثر بر گرایش زنان به طلاق در بین زنان مراجعه کننده به دادگاه خانواده شیراز است. چارچوب نظری این پژوهش با توجه به پژوهش های پیشین و مطالعاتی که در این زمینه انجام گرفته است، ترکیبی از نظریه های جامعه شناسی خانواده و انحرافات اجتماعی است که از نظریه هایی مبادله، توسعه ی خانواده، نظام ها، نقش ها و انحرافات اجتماعی استفاده شده است. روش پژوهش از نوع پیمایشی میباشد و ابزار مورد استفاده برای گرد آوری داده ها پرسشنامه بوده است. در این پژوهش داده های مورد نظر از افرادی است که در سال 1388 به دادگستری مراجعه و گرایش به طلاق داده بودند، گرد آوری شد. حجم نمونه 353 نفر میباشد که به صورت تصادفی انتخاب شده اند، تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شد که در بخش آمار استنباطی از رگرسیون دو متغیره، چند متغیره، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون و آزمون F استفاده شده است، نتایج بدست آمده از پژوهش نشان داد که: در تحلیل رگرسیون دو متغیره، متغیرهای اختلاف تحصیلی زوجین، اختلاف سن زوجین، تحصیلات زن و سن ازدواج با گرایش زنان به طلاق رابطه ای معنادار و مستقیم دارند و متغیرهای مدت زندگی مشترک و تعداد فرزندان با گرایش به طلاق زنان رابطه ای معنا دار و معکوس دارند. متغیرهای برآورده نشدن انتظارات از نقش همسری، خشونت شوهر، عدم صداقت همسر و عدم مشورت در امور زندگی با میزان گرایش زنان به طلاق رابطه ی معنا دار دارند. در تحلیل رگرسیون چند متغیره، معادله ی رگرسیونی جهت پیش بینی میزان گرایش زنان به طلاق به روش گام به گام استفاده شد و متغیرهای عدم برآورد نشدن انتظارات نقش همسری، خشونت همسر و عدم صداقت توانستند 69 درصد از واریانس متغیر وابسته ( گرایش به طلاق ) را پیش بینی کنند.
تاملی پیرامون علل و چگونگی مهاجرت کردها به خراسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کردها گروهی از اقوام آریایی هستند که هم زمان با مهاجرت سایر طوایف آریایی به فلات ایران، در مناطقی از کشورهای امروزی ایران، عراق، ترکیه، سوریه، آذربایجان و ارمنستان جای گرفتند. با این که سکونت گاه اصلی این گروه بیشتر در مناطق یاد شده بود اما گروه های کوچک تری از آنان با توجه به نوع زندگی و معیشتشان که مبتنی بر اقتصاد رمه گردانی بود و نیز بعضا به دلایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در درازنای سده های گوناگون در گستره مناطق مختلف قاره آسیا و از آن میان نواحی شرقی ایران، پراکنده شده بودند.از علت و زمان دقیق پراکندگی کردها در مناطق شرقی ایران پیش از عصر صفویه اطلاع زیادی در دست نیست و تنها برخی از منابع به وجود کردها در خراسان در قرون نخستین اسلامی اشاره ای کرده اند. برخی از منابع نیزاشاره کوتاهی به حضور کردها در زمان حکومت تیموریان واوایل دوره صفوی دارند اماموج اصلی مهاجرت کردها به خراسان در زمان شاه عباس صفوی آغاز شد و تا روزگار نادرشاه ادامه یافت. بررسی دلایل این مهاجرت کم و بیش اجباری و چگونگی انجام آن و نیز شناسایی برخی از دستاوردهای این مهاجرت موضوع مورد توجه این مقاله می باشد.
رابطه وضعیت های هویت و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان دبیرستانی عشایری و شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه وضعیت های هویت و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان دختر و پسر دبیرستانی عشایری و شهری مستقر در شیراز انجام شد. نمونه ای مشتمل بر 371 دانش آموز دوره متوسطه شهری و عشایری که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند، دو پرسشنامه مهارت های ارتباطی و وضعیت های هویت را تکمیل کردند. برای تلخیص و تحلیل داده ها، علاوه بر روشهای آماری توصیفی، از روش آماری تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. به طور کلی نتایج حاکی از آن بود که وضعیت هویتی پیشرفته در کلیه گروه های مورد پژوهش، به طور مثبت پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی می باشد. همچنین وضعیت هویتی آشفته به صورت منفی مهارت های ارتباطی در دانش آموزان شهری را پیش بینی می کند، اما پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی در دانش آموزان عشایری نیست. علاوه بر آن، وضعیت هویتی آشفته، به صورت منفی پیش بینی کننده مهارت های ارتباطی در پسران می باشد اما قادر به پیش بینی مهارت های ارتباطی در دختران نیست. علاوه بر موارد مذکور، رابطه وضعیت های هویت با خرده مهارت های ارتباطی نیز در گروه های مورد پژوهش، بررسی شده است. یافته ها با توجه به تحقیقات پیشین به بحث گذاشته شده اند و پیشنهاداتی برای انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه مطرح شده است.
حقوق بزه دیدگان و خواسته های آنان از پلیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اثر ارتکاب جرم ، آسیب های مادی و معنوی گوناگونی متوجه جان ، مال، ناموس، آبرو و روح و روان بزه دیدگان و بستگان آنان می شود. نحوه پاسخ دهی مراجع دولتی به بزه دیدگان می تواند در کاهش آسیب های آنان مؤثر واقع شود. نقش پلیس به عنوان اولین نهادی که بزه دیدگان به آن مراجعه می کنند، در کاهش آسیب ها و خسارات و تأمین نیازها و خواسته های آنان بسیار چشمگیر و قابل توجه است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی وتعبیین نیازها و خواسته های حقوقی بزه دیدگان از پلیس است.
روش: این پژوهش از نظر نوع پژوهش اسنادی است که محقق از منابع کتابخانه ای و مدارک موجود پژوهشی درون سازمانی و برون سازمانی در تدوین آن استفاده کرده است. همچنین از تکنیک تحلیل محتوای برای تحلیل اسناد، شاهد است و مصاحبه استفاده کرده است. جامعه آماری پژوهش را بزه دیدگان جرایم مختلف در کلانتری ها و اداره های پلیس آگاهی و اساتید دانشگاه علوم انتظامی رؤسای کلانتری ها و پاسگاه ها تشکیل می دهند که به صورت تصادفی ساده از بین آنها 62 نفر مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش را مشاهده و مصاحبه تشکیل می دهد.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان میدهد که حق دسترسی سریع و آسان به پلیس، حق دسترسی به پلیس زن برای زنان بزه دیده، خوش رفتاری و مهربانی پلیس با بزه دیدگان، حمایت عاطفی و روانی از آنان و بالاخره کشف جرم، شناسایی و دستگیری متهمان و انجام صحیح و دقیق تحقیقات مقدماتی توسط پلیس، از دیگر حقوق و نیازها و همچنین خواسته های بزه دیدگان از پلیس می باشد، که لازم است از سوی پلیس مورد توجه قرار گیرند و تأمین شوند.
نتایج: نتایج این تحقیق نشان می دهد که مهم ترین خواسته های بزه دیدگان از پلیس عبارت اند از: احترام به بزه دیده، سرعت در رسیدگی به کار بزه دیده، دقت در انجام تحقیقات و تشکیل پرونده ، حمایت از حقوق بزه دیده، حضور سریع تر پلیس در صحنة جرم، سهولت در دسترسی بزه دیده به پلیس، شناسایی و دستگیری متهم و تأمین امنیت بزه دیده .
بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری هویت اجتماعی جوانان دبیرستانی شهر دهلران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
تحلیل گفتمانی تصویر «دیگری» در مطبوعات حزب توده (1329-1331)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسلام رسانه ای؛ رویکرد رسانه ها به اسلام در چارچوب نظریه پسااستعماری ادوارد سعید(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین های نوروزی
منبع:
پادنگ ۱۳۸۹شماره ۶۷
حوزههای تخصصی:
گردشگری و توسعه پایدار: ضرورت جاری سازی محیطی در سیاست های توسعه گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
مبانی ارزش شناختی جامعه شناسی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با رویکردی منطقی ‐ فلسفی به بررسی سه مسئلة بنیادی در موضوع جایگاه ارزش ها در علم، یعنی مسئلة «است ‐ باید»، نسبیت گرایی ارزشی و بی طرفی یا جانبداری ارزشی می پردازد. روشن است که اگر جامعه شناسی اسلامی بخواهد به عنوان یک پارادایم توانمند و تأثیرگذار در عرصة علوم اجتماعی ظاهر شود، ناگزیر باید موضع خود را نسبت به این گونه مسائل پارادایمی به گونه ای مشخص کند که امکان مقایسه با پارادایم های موجود فراهم شود. محورهای اصلی مورد تأکید این مقاله عبارت است از: امکان استنتاج احکام هنجاری از گزاره های توصیفی و بالعکس، رد نسبیت گرایی ارزشی بر پایة پذیرش مبانی فطری برای ارزش های اخلاقی و حقوقی و لزوم جانبداری ارزشی در علم به عنوان یک آرمان و در عین حال، تلاش برای افزایش عینیت در مباحث توصیفی و تبیینی علم.
ضرورت توجه به توسعه فرهنگی از دیدگاه امام خمینی (ره)
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه از جایگاه بالایی برخوردار است، به گونه ای که از شاخص های تفکیک و تشخیص کشورهای پیشرفته از عقب مانده به شمار می آید که یکی از ابعاد آن، توسعه فرهنگی است.
«امام خمینی» (ره)، به عنوان یکی از تأثیرگذارترین متفکران در تاریخ معاصر ایران، فرهنگ را پایه ای برای مسائل سیاسی و اقتصادی می دانند. از نظر ایشان، در مباحث مربوط به ایران، از هر موضوعی آغاز کنیم، ناگریز به بحث فرهنگ کشیده می شویم.
در این مقاله، به ابعادی از توسعة فرهنگی اشاره شده است که هر یک دارای سه ویژگی است:
1. از دیدگاه «امام» (ره) دارای اولویت و اهمّیت هستند.
2. برآمده از توسعه فرهنگی بوده و معلول آن به شمار می آیند.
3. بر توسعه فرهنگی تأثیرگذارند و نیز در سرعت رشد آن مؤثّر می باشند.