هدف این پژوهش که با مشاهده تعدادی از آثار مستند - به منظور تحلیل ساختار و محتوای آن ها - در ترکیب با روش پژوهش کتابخانه ای انجام شده، تعیین الگویی کاربردی برای تولید فیلم مستند آموزشی تعاملی بر مبنای نظریه دیوید آزوبل(1918-2008) ( نظریه پرداز آمریکایی حوزه روان شناسی آموزش) است.گروهی از فیلم های آموزشی مورد استفاده در نظام آموزش وپرورش ایران و سایت های تولیدکننده محتوای آن ها (برای نمونه سایت فرا درس) همچنین مستندهای وبی (Web documentary) تعاملی «مردی با دوربین فیلم برداری: یک نسخه جهانی» (2010)، « سفر به انتهای زغال سنگ» (2008) به عنوان نمونه های هدفمند، در این پژوهش بررسی شده اند. تعیین مهم ترین یا اصلی ترین معیارها و اصول تولید فیلم مستند آموزشی تعاملی، همچنین شناخت ویژگی ها و معرفی انواع ساختارهای آن ، عمده ترین هدف این پژوهش است که در کانون آن ، نظریه روانشناسی آموزش آزوبل برای تعلیم مخاطب قرار دارد. الگوی پیشنهادی مقاله برای ساخت مستند آموزشی تعاملی متوجه پاسخ به این پرسش کلیدی است : در شیوه های نوین آموزش با استفاده از رسانه های دیداری- شنیداری امروزی، چگونه می توان از فیلم مستند با ساختار تعاملی، به مثابه جانشین آموزگار ، در حیطه آموزش استفاده کرد؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که در مرحله تولید این نوع مستند، انتخاب مخاطب فیلم اولاً باید منطبق با الگوی « یادگیری معنادار» صورت گیرد ، ثانیاً مستند آموزشی با ساختار تعاملی کاملاً باز ، مناسب ترین نوع فیلم در حیطه آموزش رسانه های دیداری - شنیداری با پلتفرم های دیجیتال است . ثالثاً این فرم مستند می تواند یاد دهنده و یادگیرنده را از حضور فیزیکی در فضای سنتی آموزش - در کلاس درس - بی نیاز کند و آن دو ، ارتباطی متقابل و پویا با یکدیگر داشته باشند.
این مقاله با بررسی موقعیت شغلی و کار زنان در سازمان صدا و سیما ، درصدد شناسایی مهمترین چالش های حرفه ای زنان شاغل در این سازمان و تأثیر آنها بر بازنمایی زنان در این رسانه است. محقق با استفاده از روش پژوهش کیفی ، داده های تحقیق را در مصاحبه هایی با 30 نفر از زنان فعال در عرصه های مختلف رسانه ای، مانند مدیریت، کارگردانی، تهیه کنندگی و خبرنگاری، جمع آوری و به روش تحلیل تماتیک مورد بررسی قرار داده است که از این طریق ، چهار تم انگیزه ها، خانواده و مادری، چالش های سازمانی و جنسیتی شناسایی شده اند. محقق با تحلیل تم چالش ها ی سازمانی به این نتیجه رسیده که علی رغم تاکید سیاست های کلان سازمان صدا وسیما بر تکریم جایگاه زنان و نفی شئ انگاری زن در رسانه، زنان در محیط کار خود ، سیاست ها و خط مشی های اجرایی مشخصی در زمینه بسط فرصت ها و شرایط پیشرفت کار حرفه ای مشاهده نمی کنند. محقق مقاله در انتها پیشنهاد می کند که تدوین سیاست ها و خط مشی ها در این زمینه ، بر اساس الگوی سوم «زن مسلمان ایرانی» در دستور کار این سازمان قرار گیرد.
تحلیل راهبردی یا سوات روشی برای دستیابی به راهبردهای سازمان از طریق شناخت نقاط قوت و ضعف درونی سازمان و فرصت ها و تهدیدهای بیرونی آن است. تحلیل سوات روشی برای ترسیم وضعیت موجود و مطلوب سازمان است. در این روش براساس شناسایی نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید و نوع شناسی محیط سازمان، راهبردهای قوت فرصت، قوت تهدید، ضعف فرصت و ضعف تهدید ارائه می شود. با کمک ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE) و ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (EFE) ماتریس SPACE برای تعیین و ارزیابی موقعیت سازمان به کار می رود و به کمک آن راهبرد فعلی و مطلوب ترسیم می شود. پس از تعیین موقعیت از طریق ماتریس QSPM به ارزیابی و اولویت بندی راهبردها و انتخاب راهبرد بهینه پرداخته می شود. روش سوات برحسب گردآوری اطلاعات اکتشافی توصیفی (کشف عناصر چهارگانه و توصیف ابعاد آن در جامعه مورد بررسی)، بر حسب کاربرد ارزیابی راهبردی (ارزیابی سازمان و محیط و ارائه راهبرد برای تقویت و بهبود) و نوع پژوهش تلفیقی (کمی کیفی، در شناخت عناصر و ابعاد از طریق اسناد، مصاحبه، روایت ها کیفی و درجه بندی، اولویت بندی و وزن دهی و محاسبه اولویت راهبردها کمی) است. با توجه به نگاه به آینده و ترسیم وضعیت مطلوب در آینده از نوع پژوهش های آینده پژوهی نیز به شمار می رود. واحد تحلیل این روش دارای سطوح مختلف خرد، میانه و کلان است. در جامعه آماری ویژگی بارز جامعه که به نخبگان معروف هستند شناخت کامل از فضای داخلی و بیرونی سازمان و احاطه به ابعاد موضوع است. حجم نمونه مشخصی ندارد و کفایت حجم نمونه در متن پژوهش مشخص می شود. حجم پیشنهادی مطلوب برای گرداوری اطلاعات در این روش در صورتی که از شیوه کل شماری یا سرشماری استفاده نشود 60 تا 70 نفر است. روش نمونه گیری در سوات به موضوع و ویژگی جامعه آماری بر می گردد اما عمدتاً از شیوه نمونه گیری گلوله برفی و روش تیپیک استفاده می شود تا اینکه به اشباع نظری دست یابد. تکنیک های گرداوری اطلاعات مطالعه اسناد و مدارک و کتابخانه ای، مصاحبه انفرادی یا گروهی، پرسشنامه و کارت متوازن است.
گیاه درمانی به عنوان برآیند تعامل بشر با محیط پیرامون خویش در بکارگیری گیاهان در درمان بیماری ها از جمله دارایی های فکری یک کشور محسوب می گردد. با وقوع انقلاب صنعتی استفاده از داروهای گیاهی به عنوان روشی درمانی به دست فراموشی سپرده شد، لیکن با گذشت زمان و آشکار شدن مضرات داروهای شیمیایی بر بدن انسان، دیگر بار جهانیان به استفاده از خدمات طب سنتی و بکارگیری گیاه درمانی روی آوردند که این ضرورت و نیاز خود زمینه ساز وقوع سرقت زیستی و نادیده انگاشتن حق حاکمیت کشورهای فراهم کننده منابع ژنتیک و دانش سنتی گیاه درمانی نسبت به منابع موجود در قلمرو سرزمینی این کشورها شد. ظهور این مسایل موجب گردیده قانونگزاران ملی و متصدیان امر در سطح نهادهای بین المللی برای حمایت از حقوق جوامع بومی و محلی به چاره اندیشی بپردازند. موضوع مقاله حاضر حمایت از گیاه درمانی در پرتو کنوانسیون تنوع زیستی و پروتکل ناگویا است. در سطور آتی خواهیم دید اگر چه تصویب این اسناد گامی بلند در راستای حمایت از حقوق جوامع بومی نسبت به دانش سنتی مخصوصا گیاه درمانی است، اما دارای ضعف ها و کاستی هایی است که از اثربخشی کامل آن می کاهد.
هدف ما در این مقاله تحلیل وضعیت کنش ارتباطی و حوزه ی عمومی در مکالمه های روزنامه نگاران ایرانی در تلگرام است. در واقع پرسش اصلی تحقیق این است که آیا مکالمه های روزنامه نگاران به عنوان افرادی که عموماً مدعی تحقق جامعه ی مدنی شناخته می شوند،خود از ویژگی های لازم برای شکل گیری حوزه ی عمومی و همچنین تقویت کنش ارتباطی- که ناظر به تفاهم است نه منفعت شخصی- برخوردار است یا خیر؟ برای پاسخ به این پرسش ایده ی هابرماس درباره ی حوزه ی عمومی و کنش ارتباطی را به عنوان بستر نظری انتخاب کردیم. میدان تحقیق را مکالمات روزنامه نگاران ایرانی در گروه « پیشنهادات برای انجمن صنفی روزنامه نگاران استان تهران» که در تلگرام تشکیل شده بود انتخاب کردیم.برای نمونه گیری از اولین پیام آغاز کرده و تا حصول اشباع نظری ادامه دادیم. بر این اساس، 1117 پیام در این گروه کدگذاری و تحلیل شد. سپس با مثلث بندی روش های مشاهده ی مشارکتی در گروه های تلگرام، تحلیل مکالمه و تحلیل گفتمان انتقادی رسانه های اجتماعی، مکالمه ها را تحلیل کردیم. ما با توجه به تفاوت های مکالمه در گروه های تلگرام و مکالمه در دنیای واقعی، ابتدا این تفاوت ها را شناسایی و تحلیل کرده، سپس مکالمات روزنامه نگاران ایرانی را تحلیل کردیم. در ادامه، یافته های تحقیق نشان داد که با وجود برخی نشانه ها دال بر کنش ارتباطی، آنچه که در این مکالمه ها رخ می دهد فاصله ی زیادی با شکل گیری یک حوزه ی عمومی خرد دارد. در واقع، در مکالمه های خصومت آمیز و چالشی، بسامد موارد مربوط به نقض حوزه ی عمومی زیاد دیده می شود که نشان دهنده ضرورت تلاش روزنامه نگاران ایرانی برای تقویت کنش ارتباطی و همچنین تحقق حوزه ی عمومی خرد در اجتماع خود دارد.
جاز ژورنالیسم به عنوان رسانه اصلی دوران جاز در دهه 1920، به ویژه در ایالات متحده آمریکا و به طور خاص در شهر نیویورک، پدیدار شده است و علاوه بر این که خود از بستر فرهنگی آن دوران تاثیر پذیرفته، آثار گسترده و زیادی را نیز بر نسل های بعدی رسانه های مکتوب و مطبوعات نیز برجای گذاشته است، این مقاله درصدد بر آمده تا ضمن بررسی ابعاد و وجوه آن با بازخوانی نسبت به تجربیات رسانه ای گذشته ابعاد جدید را از این روزنامه نگاری بکاود. این مقاله با روش اسنادی و کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی تحلیلی نوشته شده است. نتایج یافته ها نشان می دهد که استفاده چشمگیر از تصاویر و روایت های بصری در مطبوعات آن زمان، ضمن این که به گسترش فزاینده روزنامه نگاری تابلوئید کمک کرده، باعث ترویج «غیریت سازی» در رسانه های چاپی نیز شده است.
از آنجائی که دین اسلام دینی فرانژادی، فرامنطقه ای، فرازمانی و فرا مکانی است و به عبارت دیگر جهان شمول است، خطابات قرآن عموماً با «یا ایها الناس» شروع شده است. ما وارث مکتبی هستیم که اگر بتوانیم آرمان های ارزشمند این مکتب را به گوش جهانیان برسانم، می توانیم جهان فرورفته در فساد، گناه و ظلمت را به واسطه اسلام ناب نورانی کنیم؛ افزون بر اینکه به برکت انقلاب اسلامی اقبال به اسلام و تشیع در سطح جهان بسیار گسترده تر از گذشته است، تا آنجا که در مقام مقایسه معادل هزار سال در گذشته است. به موازات این اقبال جهانی تبلیغات دشمنان هم برای مقابله با «اسلام و تشیع» «انقلاب اسلامی » و تلاش برای «نشر افکار باطل» نیز غیرقابل مقایسه با تاریخ بشریت است. شیطان با تمام قوی و با استفاده از انواع ابزار ها و فناوری جدید و فضای مجازی، تمام قد در مقابل ما ایستاده است. این مهم با اقدامات حوزه علمیه در عرصه تبلیغ همخوانی ندارد، به رغم اینکه حوزه علمیه در مقایسه با قبل انقلاب گام های ارزشمندی برداشته است. با وجود این برخی کاستی های نرم افزاری و سخت افزاری و اشکالات مبنایی و مدیریتی و عدم پشتیبانی های لازم، جریان نشر اسلام ناب را با چالش جدی روبه رو کرده است. در این راستا عموماً مصاحبه هایی از بزرگان حوزه خصوصاً مقام معظم رهبری و مقالات معدودی نظیر مقالات مجله حوزه، شماره 43 و44، منتشر شده است. مقاله حاضر در مقام بررسی آسیب های نرم و سخت در محور تبلیغ عرصه بین الملل است که با پرداختن به رفع این آسیب ها و ضعف ها و تبدیل آنها به قوت ها، گام های اساسی در این عرصه برداشته باشیم. روش ما در مقاله تبینی و انتقادی و تکنیک ما کتابخانه ای و میدانی است.
عدالت، از پرسابقه ترین اندیشه هایی است که همواره در طول تاریخ کانون تأملات و دغدغه های نوع بشر بوده است. این فضیلت اخلاقی و اجتماعی با جایگاه ممتازی که در میان مفاهیم دیگر داراست، بنیان بسیاری از اصول دیگر بوده که هیچ امری نه مانع آن است و نه بر آن اولویت دارد؛ به طوری که اعتبار و ثبات هر جامعه به میزان گسترش همه جانبه آن وابسته است. این اصل در آیات مختلف یا به عنوان مقدمه نیل به اهداف والاتر و یا خود به عنوان هدف بیان شده به طوری که بدون تأمین و تحقق این آرمان مهم، گویا تصور از دین داری نیز ممکن نمی باشد. قرآن رابطه ناگسستنی این اصل مهم با حق و آزادی را همواره مورد ملاحظه قرار داده است؛ حق به عنوان معیار مهم عدالت و آزادی، تأمین کننده زمینه های گسترش آن است. کارآمدسازی نظام به آن شکلی که انبیا دنبال کرده اند از کارکردهای اساسی عدالت اجتماعی است و مهم ترین زمینه برای تحقق آن، اصلاح و الزام درونی آحاد جامعه می باشد که بالمآل اصلاحات ساختاری منطبق با عدالت را به دنبال خواهد داشت. مهم ترین هدف این جستار بررسی نقش این اصل مهم در اصلاح اجتماع، نسبت آن با مفاهیم دیگر و زمینه های تحقق آن از نگاه قرآن است که با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بحث پرداخته شده و با روش اسنادی داده های لازم استخراج و یافته های آن مورد تحلیل، توصیف و تفسیر واقع شده است.
امام خمینی1 بی هیچ تردید، حقیقتی زنده است. پویایی، ماندگاری و مرزناپذیری این حقیقت نیز بی هیچ گمانی ریشه در هویت اسلامی آن دارد. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که بر اساس تفکرات امام خمینی، اندیشه های اجتماعی ایشان در حاکمیت اسلام، عرصه های اجتماعی و اداره جامعه چگونه نمود داشته است؛ بنابراین با روش کتابخانه ای و با استناد به سخنان ایشان، ارزش ها، سمبل ها و نشانه های اجتماعی در ساختارها که مهم ترین آن ساختار نهاد حکومت است، استخراج و نتیجه نهایی حاصل خواهد شد. بر اساس یافته های پژوهش، انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی1 دین را وارد عرصه اجتماع و حکومت کرد و ارزش های دینی و انسانی را احیا نمود. ویژگی بارز اندیشه های امام خمینی هویت دینی آن است. انقلاب اسلامی با پشتوانه باورهایی که امام خمینی1آن عقاید و باورها را از متن منابع اسلامی به گستره جامعه کشانید و عملی کرد، به وقوع پیوست. درحقیقت احیاگر بزرگ معاصر توانست با ارائه مکتب اجتماعی اسلام، خط بطلانی بر همه تلاش های فرهنگی و سیاسی دشمنان اسلام در طول یک قرن و نیم گذشته کشید که سعی کرده بودند اسلام را به کلی از عرصه زندگی جامعه بیرون برانند.
جریان سنت گرایان ایدئولوژیک پس از انقلاب و از درون جدال های فکری دهه ی هفتاد درباره مدرنیته، مفهوم سازی الگوی توسعه و عملی کردن نظریه های بومی سربرآورد و زمینه برای طرح بیشتر مسئله تقابل سنت و مدرنیته فراهم شد. مهدی نصیری به عنوان نماینده این جریان، نقش فعالی در این زمینه داشته است. بنابراین، با بررسی دیدگاه های او می توان به بن مایه های گفتمان سنت گرایان ایدئولوژیک دست یافت. هدف این پژوهش، بررسی نوع نگاه نصیری به عنوان نماینده جریان فکری سنت گرایان ایدئولوژیک به الگوی توسعه مدرن و پیامدهایی این رویکرد برای برنامه های توسعه و سیاستگذاری فرهنگی است. از این رو، با روش مطالعه موردی می کوشد به این سوال پاسخ دهد که مهم ترین مبانی سنت گرایان ایدئولوژیک در رابطه با توسعه مدرن چیست و این رویکرد چه پیامدهایی برای برنامه های توسعه و سیاستگذاری فرهنگی دارد؟ رویکرد سنت گرایان ایدئولوژیک بر مبنای نفی کلی توسعه مدرن، ردّ نوظهورها، جدال معرفتی با توسعه، استناد به توقیفی بودن و دفاع از ارزش های سنتی و اسلامی بازنمایی شده است. در این گفتمان، توسعه خواهی به شیوه غربی نه تنها محلی از اعراب ندارد بلکه توسعه به شیوه اسلامی نیز جایگاهی ندارد؛ چون بنابر دیدگاه های سنتی نماینده این جریان، ماهیت توسعه، غربی است و با منطق اسلامی ناسازگار است. این دیدگاه ها، موضع انفعالی را به پیش می کشد که باید به انتظار آینده ای نشست که نوسازی آن مبتنی بر بازگشت به سنت است. این گفتمان به رغم تاکید بر ارزش های مثبت، نظر بدیلی برای الگوی توسعه ارائه نداده و برای رویارویی با مشکلات فعلی سیاستگذاری فرهنگی کشور فاقد بن مایه ایجابی است که بتوان از آن بهره برداری عملی کرد.
با پیشرفت سریع تکنولوژی، تغییرات وسیع جامعه و گذر از جامعه ی تولیدی به سمت جامعه ی مصرفی، شالوده های هویت یابی نیز دچار تغییر شده است و بدن را به مثابه رسانه ی هویت در نظر می گیرند. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه ی زمینه ای و ابزار مصاحبه ی عمیق در میان 21 جوان شهر همدان بدنبال مطالعه ی جراحی زیبایی و سبک های هویتی جوانان می باشد. نتایج این پژوهش بیانگر آنست که من در خویشتن منفی، دیگری در خویشتن من همراه با انگ و طرد چهره به عنوان عواملی علّی در گرایش کنشگران به سمت جراحی زیبایی نقش داشتند. اقتضائات سنی و فرهنگ جوانی به عنوان عوامل زمینه ای، تصوّر ایده آل ذهنی و اعتقادات مذهبی در مورد رابطه جسم و روح نیز عنوان عامل مداخله گر در گرایش کنشگران به سمت عمل جراحی است. در مواجه با شرایط فوق آنها به دنبال انتخاب پزشک و انتخاب مدل بینی به عنوان راهبرد جراحی زیبایی هستند. مشارکت کنندگان پژوهش بعد از اقدام به جراحی بر اساس سه ملاک دستیابی یا عدم دستیابی به تصوّرات ایده آل بدنی، چگونگی درک خودپنداره و چگونگی اندیشه ی تغییر به سه سبک هویت ترمیمی با تجربه ی مثبت، هویت ترمیمی با تجربه منفی و هویت مشروعیت بخش دسته بندی شدند که نتایج جراحی زیبایی با توجه به سبک های هویتی آنان متفاوت است
نوسازی از چه زمانی در ایران شروع شد؟ آیا نوسازی در طول تاریخ ایران یک فرایند طبیعی و محصول تحولات عادی و بومی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بوده است یا یک پدیده تحمیلی وهدایت شده ؟. بسیاری از مورخان غربی شروع فرایند نوسازی یا مدرنیزاسیون را از زمان شروع سلسله پهلوی وبه عنوان فرایند وسیر طبیعی تحولات جامعه ایران می دانند. این مقاله سعی دارد با بررسی توصیفی و تبینی و با استفاده از روش كتابخانه ای و اسنادی، مطالعه شواهد و قرائن و تحولات اقتصادی و اجتماعی إثبات كند که اگر چه فرایند نوسازی نیاز طبیعی جامعه ایران پیش از دوران پهلوی بخصوص از ابتدای دروان قاجاریه بوده است. ولی این جریان در دوران قاجار بدون درنظر گرفتن هویت و بنیادهای اجتماعی ایران با هدایت، کنترل ودخالت کشورهای استعمارگر بخصوص انگلیس و با کمک گرفتن از برخی گروههای اجتماعی مانند درباریان، روشنفکران، فراماسونری همچنین سرمایه داری وابسته به صورت غیر بومی آغاز و تداوم یافته است. این روند باعث عمیق تر شدن بی ثباتی و وابستگی اقتصادی در دوره قاجار و بعد از آن شده است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای مفهوم آزادی از منظر مکاتب فلسفی و دین اسلام می باشد. اینکه آزادی چیست و چه اهمیتی دارد، امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته است زیرا مشخص شدن مفهوم آزادی تعیین کننده مفاهیم بسیار مهمی چون آزادی سیاسی، آزادی علمی، تربیت و ... است. از سویی دیگر مشخص شدن این مفهوم باعث عدم سوء استفاده از این واژه توسط افراد مختلف می شود. از جمله سوء استفاده های از آزادی، یکی دانستن آن با آنارشیسم یا هرج و مرج طلبی است. یکی دیگر از شایع ترین سوء استفاده های از آزادی را سیاسیون هر کشور انجام می دهند تا تحت لوای نام آزادی، منافع نامشروع خود را به دست آورند. از این رو و با توجه به هدف پژوهش، روش تحقیق کیفی از نوع مقایسه ای است و در همین راستا نظر برخی متفکران مکاتب فلسفی ایده آلیسم، رئالیسم، ناتورالیسم، پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم، ماركسیسم، اومانیسم و لیبرالیسم به عنوان مکاتب شاخص فلسفی مورد بررسی قرار می گیرد و در ادامه نظر برخی متفکران اخیر دین اسلام و مذهب تشیع ارائه می گردد تا در نهایت به کمک این نظرات یک تعریف قابل قبول از این مفهوم تعیین گردد.
دفاع برای کشور جمهوری اسلامی ایران با توّجه به موقعیت خاص ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک سرزمینی و نیز استمرار و گستردگی تهدیدات دشمنان و هم چنین تأکیدات مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای مدظله العالی در برابر تهدیدات استکبار، موضوعی بسیار مهم است. در پدافند غیر عامل بایستی رویکرد فکری جدیدی را در زمینه مسائل دفاعی در پیش گرفت؛ به طوری که همکاری در زمینه دفاع قابلیت محور و توانمندساز در کشور به عنوان یک اصل در نظر گرفته شود. پدافند غیر عامل به عنوان یکی از مؤثرترین و پایدارترین روش های دفاع در مقابل تهدیدات همواره مد نظر اکثر کشورهای جهان قرار داشته است. پدافند غیر عامل که عبارتست از « مجموعه اقدامات غیر مسلحانه که موجب افزایش بازدارندگی، کاهش آسیب پذیری، تداوم فعالیت های ضروری، ارتقا پایداری ملی و تسهیل مدیریت بحران در مقابل تهدیدات و اقدامات نظامی دشمن می گردد»، توّجه به این اقدامات در دفاع قابلیت محور و توانمندساز بسیار حائز اهمیت است. در کشور ما با وجود موقعیت خاص ژئوپلیتیکی، تهدید زدایی و ورود به عرصه های نوین و تهدیدات نرم، نقش پدافند غیر عامل بسیار برجسته گردیده و توّجه به محورهای پایداری ملی و توسعه از نظر قابلیت محور و توانمندساز، بر این اهمیت افزوده است. در این مقاله در ابتدا با مروری بر دفاع قابلیت محور و توانمندساز، سعی گردیده تا بر اساس بیانات، دیدگاه ها و اندیشه های دفاعی حضرت امام خامنه ای مدظله العالی، دسته بندی و ارتباط مفاهیم بنیادین پدافند غیرعامل در حوزه دفاع قابلیت محور و توانمندساز مورد بررسی قرار گیرد.
یکی از مسائل اجتماعی که در سال های اخیر اهمیت فزاینده ای یافته و ابعاد پیچیده ای پیدا کرده، مسئله طلاق است. شکل گیری و گسترش این مسئله منجر به فروپاشی نهاد خانواده و نابسامانی اجتماعی و فرهنگی در جامعه می شود که بروز مسائل اجتماعی دیگری همچون بزهکاری و انحرافات اجتماعی از پیامدهای آن می باشد. مطالعه و اقدام در جهت تغییر چنین وضعیتی یا ارائه راه حل، نیازمند رویکردهای جامعه شناختی است. بر اساس آمارهای رسمی، در کل کشور، طلاق در سال 1390 نسبت به سال 1391، 8 درصد و در سال 1394، 17 درصد رشد را تجربه کرده است. استان ایلام به عنوان محدوده جغرافیایی این پژوهش نیز از داشتن چنین شرایطی همچون شرایط کلی کشور مستثنی نیست. پژوهش حاضر با استفاده از روش تمام شماری و تحلیل ثانویه اطلاعات به بررسی و مطالعه علل درخواست و وقوع طلاق در میان زوجین استان ایلام پرداخت و به این پرسش پاسخ داد که علل و عوامل مهم درخواست طلاق کدامند؟ جامعه آماری پژوهش شامل زوجین متقاضی طلاق یا طلاق یافته در استان ایلام در سال های 1390 تا 1394 بود. اطلاعات مورد نیاز نیز از طریق پرونده های موجود در مراکز ساماندهی و کاهش طلاق سازمان بهزیستی به صورت سرشماری و تحلیل ثانویه به دست آمد. نتایج نشان داد که در بین علل مؤثر بر درخواست طلاق، فقدان تفاهم اخلاقی و مشکلات اقتصادی بیشترین فراوانی را به خود اختصاص داد اند. از بین فرضیه های تحقیق، سابقه اعتیاد، میزان تحصیلات، نسبت فامیلی، آشنایی قبلی و سن زوجین تأیید شد که با علت درخواست طلاق رابطه معناداری را به نمایش گذاشتند.
مطالعه بازنمایی اجتماعی و زیبایی شناسنانه بدن در حوزه عمومی از رایج ترین دستورکارهای پژوهشی دهه اخیر در ایران بوده است. پراکندگی نتایج مطالعات، ضرورت فراتحلیل پژوهش های ناظر به ساخت اجتماعی بدن را با به منظور رسیدن به تصویری نسبتاً جامع از آورده ها و چالش های مطالعاتی آشکار می سازد. هدف مطالعه، شناسایی و سنخ بندی متغیرهای معطوف به ساخت اجتماعی بدن در جامعه ایرانی است. پرسش اصلی مطالعه این است که در پژوهش های داخلی 1395-1386 پدیده مدیریت بدن در نسبت با چه متغیرهایی مورد توجه محققان علوم اجتماعی قرار گرفته است؟ فراتحلیلِ 29 مقاله پژوهشی منتخب نشان می دهد بدن های طبیعی زیست شناختی کنش گران اجتماعی متأثر از 48 متغیر در چهار سنخ اجتماعی، فرهنگی، زمینه ای و روان شناختی، به نوعی مصنوع اجتماعی فرهنگی بدل شده اند. متغیرهای اجتماعی در 8/57% موارد بیشترین فراوانی، و متغیرهای فرهنگی در 2/27% موارد کمترین فراوانی را دارا هستند؛ در 2/78% پژوهش ها، متغیرهای روان شناختی توجه پژوهشگران را به خود جلب نموده اند؛ بدین سان، متغیرهای اجتماعی، و روان شناختی، بیشترین اهمیت، و متغیرهای زمینه ای و فرهنگی اهمیت کمتری نزد نویسندگان پژوهش های مرور شده داشته اند. فقدان راهکار اجرایی در 2/78% مطالعات و امتناع پژوهش گران داخلی از مطالعه چگونگی برساخته شدن اجتماعی بدن از منظر نسبت گزینی آن با ابعاد مختلف گفتمان مسلط دینی و سیاسی محوری ترین وجه مغفول در پژوهش های فراتحلیل شده است.
این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش ایماگوتراپی بر کاهش پشیمانی از انتخاب همسر دانش آموزان متأهل مدارس شهر گنبد کاووس انجام گرفت. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش دانش آموزان متاهل مدارس بزرگسال شهر گنبد کاووس بودند. 30 دانش آموز بر اساس نمره یک انحراف معیار بالاتر از میانگین در مقیاس پشیمانی از انتخاب همسر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل واگذار شدند. شرکت کننده ها، مقیاس پشیمانی از انتخاب همسر را در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. گروه آزمایش در 10 جلسه آموزش ایماگوتراپی به مدت 90 دقیقه دو بار در هفته شرکت کردند. تحلیل کووایانس نشان داد که آموزش ایماگوتراپی منجر به کاهش پشیمانی از انتخاب همسر دانش آموزان متأهل در مرحله پس آزمون و پیگیری شده است (001/0 ≥ P). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش ایماگوتراپی یک روش مناسب برای کاهش پشیمانی از انتخاب همسر دانش آموزان متأهل است.