"سنت های شفاهی ترکمن ها از یک سو در تاریخ کهن و از دیگر سو در ذوق و قریحه این قوم سخت کوش و رنج کشیده ریشه دوانیده است این سنت ها حاصل تلاش نسل های بیشماری هستند. آفرینندگان این سنت ها تنها شاعران و نویسندگان نبودند، بلکه آن ها توسط افراد بیشماری از گمنامان در طول سالیان دراز به وجود آمده اند. البته در این راستا، اکثر آن ها پالایش شده، آن هایی که مقبول جامعه واقع شده اند حفظ و بقیه به دست فراموشی سپرده شده اند. سنت هایی که امروزه به دست ما رسیده اند، بسیار عمیق و پرمحتوا با بافت محکم و پایدار می باشند که بایستی ثبت و ضبط گردند تا مورد بررسی و تحلیل علمی قرار گیرند.
این مقاله گزارشی است از یک پژوهش میدانی در منطقه ترکمن صحرا، شهرستان آق قلا و دهستان های آق التین و گرگان بوی که با بیان اهمیت و لزوم مطالعه سنت های شفاهی ترکمن سعی در ارایه راهکارهای علمی در نحوه ثبت و ضبط، گردآوری، طبقه بندی، مستندسازی، بررسی علمی و آکادمیکی این سنت ها دارد. در واقع سنت های شفاهی عناصر فرهنگی زنده به شمار می روند که هنوز در زندگی مردم عامی کارکرد ویژه ای دارند. فراهم آوردن اسناد سنت های شفاهی و حفظ سنت های روبه زوال یکی از اهداف اصلی این مقاله است. در بخش های بعدی، مقاله به توضیحاتی درباره تعریف و محدوده بررسی، لزوم مستندسازی سنت های شفاهی، درآمدی بر سنت های شفاهی و سنت های گفتاری اعم از داستانی و غیرداستانی می پردازد."
در این تحقیق که با هدف شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر ایجاد کسب وکارهای خانوادگی، در میان 160 شرکت خانوادگی و غیرخانوادگی در دو صنعت نفت و نساجی، انجام شده است مشخص گردید که عوامل ارتباطات خانوادگی، اهداف خـانوادگی، منـابع خـانوادگی، و بینش مشتـرک خانوادگی بر ایجاد کسب وکارهای خانوادگی تاثیرگذار بوده، اما این عوامل به همراه عواملی چون اندازه خانواده و اختلافات خانوادگی بر ایجاد کسب و کارهای غیرخانوادگی مؤثر نیستند.
"این مقاله امکان «یک جامعه شناسی برای یک جهان» را از طریق یک مساله شناسی دوگانه به چالش می کشد. پرسش از جهان شمولیت جامعه شناسی با دو موضع روبه رو است. اولین موضع از یک جامعه شناسی برای یک جهان دفاع می کند در حالی که دومین موضع، دیدگاه پیشین را با طرح یک مساله شناسی دوگانه سیاسی و معرفت شناختی مورد انتقاد قرار می دهد. این مطلب با نگاهی به تاریخچه بحث، از ضرورت چند زبانی کردن جامعه شناسی دفاع می کند چرا که معتقد است، دفاع از جهانی بودن تک زبانی و تک فرهنگی در جامعه شناسی نه تنها به متحد الشکل کردن و ایستایی این رشته خواهد انجامید بلکه جامعه شناسی را در دیگر زمینه های تاریخی و فرهنگی نیز ناکارآمد و عقیم خواهد کرد.
"
"نهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری در ایران نقطه عطفی در نقش رسانه تلویزیون در تبلیغات انتخاباتی بود. به نظر میرسد مصاحبهها و فیلمهای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات و مناظرههای تلویزیونی میان چهرههای سیاسی طرفدار آنها نقش بسیار مهمی در چگونگی برداشت بینندگان از هریک از نامزدها داشت و در نهایت بر چگونگی رأی دادن آنها تأثیرگذار بود. در این مقاله با بهرهگیری از دادههای چند پژوهش، ازجمله یافتههای بهدست آمده از مصاحبههای کیفی که از سوی نویسنده در ماههای پس از پیروزی آقای احمدینژاد با مردم صورت گرفت، نقش سیمای جمهوری اسلامی در شکلگیری رفتار رأیدهی مردم مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته است.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد که تلویزیون، دستکم در انتخابات ریاستجمهوری نهم، اصلیترین منبع کسب اطلاعات مردم درباره نامزدهای انتخابات بوده است.
" انتخابات، تبلیغات انتخاباتی، رسانههای جمعی، رفتار رأیدهی
موضوع این نوشتار معرفتشناسی فازی و دلالتهای روششناختی آن در علم اجتماعی است. مدعای این مقاله آن است که روایت دو ارزشی صدق و کذب زیربنای معرفت شناسی علم اجتماعی را می سازد، اما این نوع روایت از حقیقت علمی با واقعیت های علمی ناسازگار است؛ علم حقیقی فازی دارد. برمبنای الزامات مسئله این نوشتار که از نوع معرفت شناختی است، برای اثبات مدعای مقاله شواهد معرفت شناشانه اقامه و این شواهد را از دو دستگاه معرفتی نسبیت گرایی و عقلانیت انتقادی عرضه کرده ایم. پس از استدلال عقلانی نقادانه در باب این دو افق معرفتی، دستگاه معرفتی فازی فرموله شده است که درآن معرفت شناسی، هستی شناسی و روش شناسی فازی به بحث گذاشته شده است. در ادامه مقاله، روش فازی مطرح و در این قسمت، درباب عملیاتی سازی تابع عضویت فازی و استدلال تجربی فازی با ذکر مثالی از دموکراسی بحث شده است. در پایان، استدلال شده است که در دستگاه معرفتی فازی تجربه هم مقام داوری و هم مقام تولیدی دارد. تجربه درمقام داوری ناظر بر درجه ابطال پذیری و در مقام تولید ناظر بر ساختن گزاره های معرفتی فازی است که دامنه آن می تواند از گزاره های تاریخی خاص تا گزاره های تئوریک عام درجه پذیرباشد.
"هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی نقش آموزشگاههای آزاد شهر رشت در مورد تاثیر این نوع آموزشها بر توسعه تواناییهای فردی، فرهنگی، مناسبات اجتماعی و اقتصادی بوده است. برای دستیابی به هدف فوق در چهار شاخص کلان توسعه، فردی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، 12 شاخص خرد به ترتیب و تفکیک زیر مطرح گردید: الف- توسعه تواناییهای فردی (افزایش اعتماد به نفس – افزایش توانایی اتخاذ تصمیمات صحیح – افزایش ابتکار عمل)؛ ب – توسعه فرهنگی (گسترش فرهنگ مطالعه – شناخت بیشتر نسبت به اهداف آموزش، غنی کردن اوقات فراغت)؛ ج – توسعه مناسبات اجتماعی (بهبود روابط اجتماعی – کمک به حل منطقی مشکلات فردی و اجتماعی گسترش و مهارت های فردی و اجتماعی)؛ د- توسعه اقتصادی (تسریع در پیدا کردن شغل – استفاده بیشتر از تسهیلات مربوط به حرفه گسترش مهارت های درآمدزا). سوالات تحقیق در مورد تفاوت میان مربیان و کارآموزان از نظر متغیرهای نظیر نوع دیدگاه، جنسیت، تحصیلات، گروههای سنی، رشته های آموزشی که بیشترین فراوانی را دارند، با عنایت به تاثیر آموزشهای آزاد بر توسعه مورد توجه قرار گرفت. روش تحقیق از نوع کمی و تکنیک پیمایشی بوده است. جامعه آماری مورد مطالعه، کلیه آموزشگاههای آزاد در رشته های مختلف شهر رشت در نیمه دوم سال 80 و نیمه اول سال 81 در بر گرفته است.
حجم نمونه 170 نفر از مربیان و170 نفر هم از کارآموزان بوده است. ابزار تحقیق از پرسشنامه محقق ساخته بود که برای سنجش پایایی ابزار مذکور از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. میزان ضریب آلفا برای هر چهار شاخص کلان بالای %80 بوده است که پایایی را کاملا مورد تایید قرار می دهد. جهت تجزیه و تحلیل سوالات تحقیق از آزمون های آماری (T-Test)و آنالیز واریانس (ANOVA) استفاده شده است.
یافته های تحقیق در سه گروه جداگانه یعنی الف- مربیان، ب- کارآموزان، ج- مربیان و کارآموزان بدست آمده است در بخش الف و ب تفاوت معنی داری در میان شاخص های کلان توسعه فردی، اجتماعی و اقتصادی وجود نداشت اما در بعد توسعه فرهنگی تفاوت معنی دار وجود داشت. در بخش ج نیز در میان هر چهار شاخص کلان توسعه تفاوت معنی داری مشاهده نگردید. به دیگر سخن هر دو گروه مربیان و کارآموزان دارای دیدگاه یکسانی در زمینه تاثیر آموزشگاههای آزاد بر توسعه فراگیر بودند.
"
در این مقاله وبلاگها بهعنوان شکلی از رسانههای جایگزین و شهروندی مطالعه میشوند. رسانههای جایگزین و شهروندی بهعنوان رسانههای غیر انتفاعی میتوانند مکانی برای رقابتهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باشند و مشارکت مدنی و اعمال دموکراتیک را برخلاف رسانههای جریان اصلی دنبالنمایند. تحلیل دو وبلاگ ایرانی در این مقاله، نحوه شکلگیری و عملکرد آنها را در حوزه ادبیات رسانههای جایگزین و شهروندی نشان میدهد. این مطالعه نشان میدهد درحالیکه وبلاگها از یک طرف محدودیتها و دوگانگیهای مربوط به رسانههای جایگزین و جریان اصلی را ازبین بردهاند، رفتارهای یکسان با این رسانهها را نیز تولید میکنند. به گونهای که در درازمدت شکلگیری فضایی که اعمال مدنی و دموکراتیک در آن امکانپذیر باشد را تسهیل میکند.
"مقاله حاضر، حاصل پژوهشی است که با هدف شناخت مؤلفههای پنهان در پیشبینی وضعیت «نظارت الکترونیکی» در جامعه اطلاعاتی 20 سال آینده کشور ایران انجام شده است تا تصویری روشن به کارگزاران آن ارائه دهد. به این منظور، پس از مصاحبههای عمقی که در 3 مرحله، بر اساس روش دلفی انجام گرفت، دیدگاههای 15 صاحبنظر دریافت شد. در مرحله اول، 27 پیشبینی و در مرحله دوم، پس از همرأیی، 18 پیشبینی اظهار شد.
این 18 پیشبینی، در قالب 18 پرسش در اختیار مجریان جامعه اطلاعاتی ایران؛ «مهندسان مراکز پشتیبانی اینترنت» قرار گرفت. در تحلیل عاملی، ابتدا به منظور بررسی ساختار عاملی، پرسشها با روش مؤلفههای اصلی و چرخش واریماکس؛ چرخش داده شدند و نتایج حاصل از آنها نامگذاری شد. بهاینترتیب، 6 مؤلفه اصلی و پنهان شناسایی شدند:
نظارت آسان، نظارت فرهنگی، سواد رسانهای، نظارت تخصصی، آسیبپذیری آزادیها و مقاومت مردمی
" جامعه اطلاعاتی، جامعه تحت نظارت، روش دلفی، نظارت الکترونیکی
در مقاله ی حاضر نتایج حاصل از یک مطالعه ی میدانی در باب بیگانگی فرهنگی و عوامل مؤثر بر آن در میان جوانان شهر تهران ارایه شده است.بنیان های نظری تحقیق بر نظریه ی انتقاد اجتماعی فیردنبرگ، فروم و هابرماس، نظریه انزوای ارزش سیمن، اسکلیر، هاینمن و نظریه ی آنومی (بی هنجاری) اسرول، نتلر و فئورلیچ استوار است. با استفاده از روش پیمایش و پرسشنامه ی محقق ساخته بر روی 384 نفر از جوانان واقع در سن 30-20 سال ساکن در شهر تهران که از طریق نمونه گیری خوشه ای با سطح خطای 5% و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده بود اطلاعات مورد نیاز برای این تحقیق جمع آوری گردید. جهت احتساب اعتبار(روایی) مقیاس ها و شاخص ها از روش اعتبار صوری و جهت تعیین پایائی (Reliability)آنها از ضریب آلفای کرونباخ با دامنه ی صفر تا یک استفاده شده است.نتایج به دست آمده از آزمون فرضیات تحقیق نشان می دهد که متغیرهای فردگرایی حاکم بر جامعه، ابزاری بودن تعاملات اجتماعی، ناکارآمدی نهادهای اجتماعی کننده، ناهمسوئی و تعارض اهداف و ارزش های فرهنگی و نوع طبقه ی اجتماعی رابطه ی معنی داری را با بیگانگی فرهنگی جوانان نشان داده است. مع الوصف رابطه ی معنی داری میان متغیر بیگانگی فرهنگی و متغیرهای جنس، سطح تحصیلات، وضعیت شغلی و نوع وسایل ارتباط جمعی به دست نیامد.نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه متغیر وابسته با هر یک از متغیرهای مستقل نیز مبین آن است که در مجموع متغیرهای فردگرایی، ابزاری بودن تعاملات اجتماعی، ناکارآمدی نهادهای اجتماعی کننده، نوع طبقه ی اجتماعی و ناهمسویی ارزش ها و هدف های فرهنگی 81 درصد از واریانس و تغییرات بیگانگی فرهنگی جوانان را تبیین می کند
"نگارنده با اشاره به مختصات فرهنگی ایران در ادوار تاریخی، همانند «ایرانیت»، «دینداری»، «شاهنشاهی»، «تنوع فرهنگی»، «تساهل فرهنگی» و «پیوستار فرهنگی»، معتقد است فرهنگ، علی رغم تجربه تغییرات ـ که ذاتی پدیده های اجتماعی است ـ از یک سری عناصر پایدار برخوردار است که از آن با تعبیر «روح ملت ها» نام می برند. مقاله حاضر در صدد پاسخ گفتن به این سوال اساسی است که فرهنگ ایرانی، علی رغم زمینه های گسست، چگونه و با چه سازوکاری توانسته است انسجام طولی و عرضی خود را حفظ کند و مشکل هویتی ایران در سده اخیر چیست و جنبش های گذشته در پی حل کدامین مسایل و مشکلات هستند؟
با مطالعه اسناد تاریخی، در پاسخ می توان این فرضیه را برگزید که ایران به دلیل «تنوع جغرافیایی» و «موقعیت جغرافیایی»، در طول تاریخ دارای تنوع بوده و بدین جهت، همواره زمینه برای گسست اجتماعی آن فراهم بوده است. از سوی دیگر، «تفرد معنوی» با دو ویژگی اعتقاد به مبدا توحیدی و آینده روشن، خواستار انسجام تاریخی است. ایرانیان برای فایق آمدن بر مشکل «انسجام اجتماعی» و «گسست»، به ایده «حکیم حکم» رهنمون شدند که در نظام شاهنشاهی تبلور یافت.
فرهنگ ایرانی با تمسک به نظام مذکور، علی رغم مواجهه با بحران های مهمی همچون بحران هلنی، بحران ترکی، و بحران عربی، کلیت خود را حفظ نموده، توانست عناصر بیگانه را بدون اینکه ماهیت ایرانی خود را از دست بدهد، جذب و هضم نماید. مهم ترین بحران ایرانی در قرن اخیر مواجهه با مدرنیته غربی است. نظام شاهنشاهی به دلیل میل به استبداد و عدم سازگاری با تغییرات محیطی، بی کفایتی خود را در پاسخ به مطالبه تاریخی ایرانیان، مبنی بر صیانت از کلیت روح ایرانی، از دست داد؛ از این روی، جنبش های اصالت خواه شکل گرفت.
جنبش های ایران را، از جمله مشروطه و انقلاب اسلامی که عموما با شعار «استقلال خواهی»، «دین مداری» و «استبداد ستیزی» در واکنش به استبداد داخلی و تهاجم فرهنگی غرب به منصه ظهور رسیدند، می توان در جهت جذب و هضم مدرنیته غربی تفسیر نمود که در صدد است اصالت ایرانی را همانند سال های متمادی سه هزار ساله صیانت نماید. نظام ولایی مبتنی بر انقلاب اسلامی در واقع پاسخی است به مطالبه تاریخی ایرانیان، مبنی بر وجود «حکیم حکم» که بتواند ضمن پاسداشت تنوع فرهنگی، از اصول دینی و هویت ملی حراست کند"
این تحقیق با هدف بررسی مولفه های برنامه درسی پنهان، با تاکید بر نقش ساختار اجتماعی حاکم بر مدارس متوسطه استان مازندران در ایجاد نگرش دانش آموزان به مساله اقتدار، تقویت هویت ملی و ایجاد نگرش به جهانی شدن در دانش آموزان انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری، مدارس متوسطه دولتی استان مازندران و حجم نمونه 384 نفر از دانش اموزان و 377 نفر از کارکنان آموزشی است. ابزار تحقیق، دو نوع پرسشنامه محقق ساخته برای دانش آموزان و کارکنان بود که پس از تعیین روایی و پایایی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که دانش آموزان به مراتب بیشتر از کارکنان ساختار روابط اجتماعی موجود در مدارس متوسطه را در ایجاد نگرش به اقتدار موثر میدانند. همچنین، حدود نیمی از دانش آموزان و کارکنان، نقش برنامه های درسی پنهان مدارس را در تقویت هویت ملی زیاد و خیلی زیاد بیان داشته اند و دانش آموزان تا حدودی بیشتر از کارکنان برنامه های درسی پنهان را در ایجاد نگرش به جهانی شدن موثر می دانند.