در پژوهش حاضر به یکی از مهم ترین مسائل خانواده امروز و برخی از مهم ترین الگوها و تعیین کننده های مرتبط با رویکرد جامعه به پدیدةسقط جنین پرداخته شده است. تحولات و مسایل خانواده امروزطیفی به مراتب گسترده تر را دربرمی گیرد که شامل تغییر نگرش ها به سقط جنین، بالارفتن سن ازدواج، کاهش بعد خانوار و تقلیل باروری، تغییر در ساختار خانوار مانند افزایش خانوارهای یک نفره، زندگی مشترک بدون ازدواج، افزایش طلاق و افزایش خانواده های تک والدی و تک فرزندی است. جمعیت این پژوهش را4267 نفر از مردان و زنان 15ساله و بالاتر ساکن در منقطه های شهری و روستایی شهرستانهای اسفراین، اهواز، بابلسر، بجنورد، خرم آباد، سقز، کامیاران، گنبدکاووس، محمودآباد و همدان تشکیل میدهند.به طورکلی، نتایج پژوهش نشان داده است که نزدیک به دوپنجمِ افراد بررسی شده به سقط جنین نگرش مثبت دارند. درعین حال، این الگوی کلی تحت تأثیر سه دسته متغیر تعیین کننده،شامل متغیرها و تعیین کننده های جمعیت شناختی پایه،مانند سن، جنس، وضعیت تأهل، محل سکونت، بعد ایده آل خانواده و سطح تحصیلات، متغیرهای مرتبط با مؤلفه های مذهبی و دینداری، و متغیرهای مرتبط با نگرش های جنسیتی است.
برای استقرار نظام دموکراتیک وجود زمینه های اجتماعی- اقتصادی مناسب لازم است؛ ازاین رو، مطالعة علمی این زمینه ها می تواند چگونگی تحقق دموکراسی را تبیین کند. این پژوهش با هدف پاسخ به دو سؤال چیستی (براساس گونه شناسی آلموند و وربا) و چراییِ فرهنگ سیاسی دانشجویان دانشگاه گیلان (مبنی بر نظریة لیپست) صورت گرفته است. این مطالعه با روش پیمایش انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده و جامعة آماری کلیة دانشجویان دانشگاه گیلان اند که 374 نفر آنها به شیوة نمونه گیری مطبّق انتخاب شده اند. براساس یافته های پژوهش، بین متغیرهای جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، درآمد ماهیانة خانواده، وضعیت اشتغال و محل سکونت دانشجویان، با فرهنگ سیاسی آنها، رابطة معنادار و مستقیمی وجود دارد. 4/36 درصد پاسخگویان فرهنگ سیاسی محدود و 6/63 درصد آنها نیز فرهنگ سیاسی اطاعتی دارند.
معماری و شهرسازی علومی هستند که در ارتباط با نیازهای زیستی-سکونتی انسان می باشد. اهمیت این علوم زمانی مشخص می شود که نیازهای انسان جنبه کالبدی-فضایی می یابد و هدف دسترسی به فضایی شایسته جهت انسان می باشد، فضایی که علاوه بر داشتن ابعاد انسانی، خصلتی باشد که مقام انسان طلب می کند. از آنجایی که گفته می شود معلولیت، محدودیت نیست سعی بر آن می باشد که با طرح این پرسش که: «چگونه کیفیت فضای شهر و معماری در جهت کمک به این شهروندان تأثیر می گذارد»، به این موضوع پرداخته شود. مقاله پیش رو از نوع کاربردی و روش پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی می باشد. روش گردآوری اطلاعات در بخش ادبیات پژوهش و پیشینه پژوهش از نوع مطالعه اسنادی و کتابخانه ای می باشد و در بخش تجزیه و تحلیل از منطق استقرایی استفاده شده است. این مقاله به دنبال دستیابی به الگویی از فضا و مکان با استفاده از تعریف معماری و همچنین معیارهای طراحی فضاهایی به منظور سازگار کردن این فضا برای زندگی این دسته از شهروندان می باشد.