این مقاله به مطالعه سیاست مسکن در ایران می پردازد. سیاست مسکن به عنوان بعدی از سیاست اجتماعی می تواند تحت تأثیر جهت گیری ها و رویکردهای دولت ها قرار گیرد. اما درباره اینکه در ایران دولت های گوناگون چه جهت گیری نسبت به سیاست مسکن داشته اند دریافت دقیقی وجود ندارد. این مسئله خصوصاً درباره گروه های کم درآمد دارای اهمیت مدیریتی است. پرسش این پژوهش این است که تأثیر عملکرد دولت ها بر سیاست مسکن اقشار کم درآمد در ایران چگونه بوده است؟ برای پاسخ به این پرسش سیاست مسکن در دو بعد درون داد قانونی و برون داد اجرایی در طول سال های 1358 تا 1392 با استفاده از داده های کیفی موردمطالعه قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد سیاست مسکن در بعد درون داد قانونی در بازه زمانی مورد بررسی تابعی از رویکرد دولت ها بوده است. اما از بعد برون داد اجرایی باوجود تفاوت در نوع سیاست گذاری مسکن در دولت های مختلف، نتایج و عملکرد سیاست گذاری در خصوص تأمین مسکن اقشار کم درآمد مشابه بوده است. این بدان معنی است که سوای اختلافات در برخی درون دادهای قانونی، سیاست های دولت های یادشده در حوزه مسکن خصوصاً از دولت سازندگی تاکنون نتوانستند از چنان سنجیدگی و کارایی لازم برخوردار باشند که کم درآمدها را به حق خود در زمینه تأمین مسکن مناسب برسانند و لذا اسکان غیررسمی افزایش یافته و بر میزان بی مسکنی و بدمسکنی در طول سال های اخیر افزوده شده است. با فاصله گرفتن از دهه اول انقلاب تاکنون سیاست گذاری مسکن به گونه ای بوده که انباشت سرمایه را برای سوداگران فراهم کرده و از سوی دیگر منجر به شهروندزدایی از اکثریت جامعه گشته است. این امر منجر به کالایی شدن زمین و مسکن و رشد ارزش مبادلاتی آن شده است.
فیلمنامه نویسی در جهان یک حرفه و یک شغل است ، در حالی که در ایران تعداد انگشت شماری فیلمنامه نویس می توانند از طریق اشتغال به نگارش فیلمنامه و عرضه کارهای خود امرار معاش کنند.
مسئله پژوهش: پالایش یا فیلترینگ فضای مجازی، علارغم آنکه به عنوان یک اقدام سلبی سالم سازی فضای مجازی تلقی می شود، اما همواره امری چالش برانگیز بوده و تبعات جدی اجتماعی خویش را داشته است. این در حالی است که این اقدام، همواره در دستور کار جمهوری اسلامی ایران بوده است. سؤال این پژوهش آنست که اقدام حاکمیتی فیلترینگ، از چه مسائل و مشکلاتی رنج می برد و این مسائل و مشکلات چگونه صورت بندی می شود. روش پژوهش: روش جمع آوری این مقاله «مصاحبه نیمه ساخت یافته با خبرگان» و روش تحلیل آن «نظریه پردازی داده بنیاد» است. تلاش شده است که با بهره گیری از طرح نظام مند و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مدل پارادایمی مسائل شیوه پالایش فضای مجازی در ایران ترسیم شود. یافته های پژوهش: از منظر این مقاله، مشکل محوری و هسته ای شیوه پالایش در ایران، «متمرکز بودن و حاکمیتی بودن آن» است. این پالایش متمرکز حاکمیتی، از مشکلاتی همچون: یکسان انگاری کاربران، پراشتباه بودن، تخلف از قانون، سلیقه گرایی پایش گر، حداکثری بودن، امکان دور خوردن رنج می برد. اهم علل به وجود آورنده چنین پالایشی، تهدیدانگاری فضای مجازی، یکه تازی پالایش در سالم سازی و سیاست زدگی حاکم بر آن است. به نظر می رسد ضعف سواد فضای مجازی کاربران و همچنین عدم اقناع آنها نسبت به فیلترینگ از شرایط مداخله گر مهم بر این نوع پالایش است. همچنین باز بودن معماری فضای مجازی و آلوده بودن فضای فرهنگی واقعی از زمینه های حاکم بر آن است. طبیعتاً چنین پالایشی تبعات جدی فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... دارد که در مقاله تبیین شده است.
"مقاله حاضر، خلاصه گزارشی است دربارة تحقیقاتی که پیرامون بازیهای رایانهای و تأثیر آنها بر کودکان و نوجوانان انجام شده است.
این گزارش حاوی بررسی دو دیدگاه عمده در زمینه بازیهای رایانهای و تاثیر آنهاست. دیدگاه اول معتقد است ویژگیهای شخصیتی و شرایط محیطی کودک بر میزان و نوع تأثیرپذیری وی از بازیهای رایانهای موثر است و خود بازی تأثیر مستقلی بر کاربر ندارد اما دیدگاه دوم دیدگاه رسانه فعال است که خشونت بازیهای رایانهای را منشاء تأثیرات عمیق و مستقیم بر کاربران به ویژه خردسالان میداند." "کودک، رسانه، بازیهای رایانهای، کاربر فعال، رسانة فعال، پرخاشگری.
"