پژوهش حاضر به بررسی میزان اعتماد شهروندان قروه ای به پلیس این شهر و مقایسه اهمیت مدل فرایند محور (عدالت رویه ای) و مدل ابزاری (عملکرد پلیس) در تبیین اعتماد شهروندان به پلیس با استفاده از نمونه 390 نفری از شهروندان 18 سال و به بالای ساکن شهر قروه که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند پرداخته و از ابزار پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده کرده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که میزان اعتماد پاسخگویان به پلیس از (6-1) برابر با 08/4 است که نشانگر سطح اعتماد متوسط به بالای پاسخگویان به پلیس است. نتایج تحلیل دو متغیره بیانگر این است که تفاوت معناداری در میانگین اعتماد به پلیس برحسب جنس، وضعیت تأهل، درآمد، مذهب و قومیت پاسخگویان وجود نداشته است؛ اما تفاوت معنی داری در میانگین اعتماد به پلیس، برحسب سطح تحصیلات پاسخگویان وجود داشته است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیونی بیانگر این است عدالت رویه ای در مقایسه با عملکرد پلیس تأثیر بیشتری بر میزان اعتماد پاسخگویان به پلیس داشته است. در این میان کیفیت تصمیم گیری (بی طرفانه، منصفانه و مبتنی بر قانون بودن تصمیمات پلیس) از ابعاد شاخص عدالت رویه ای و مؤثر بودن پلیس از ابعاد شاخص عملکرد (کارآمدی و مؤثر بودن پلیس در مبارزه علیه جرم و جنایت و حفظ نظم و امنیت جامعه) به ترتیب بیشترین تأثیر را بر میزان اعتماد به پلیس پاسخگویان داشته اند.
گسترش شرکت های هرمی در دهه 1380 یکی از پدیده های اجتماعی جالب توجه در ایران بوده است. هدف این مقاله، شناسایی علل تداوم و گسترش فعالیت این شرکت ها بر اساس بررسی تجربه فعالان شرکت کوئست در ایران در یک پژوهش کیفی است. اطلاعات این تحقیق از مصاحبه های عمیق با 31 نفر از فعالان کوئست و همچنین تحلیل محتوای کتاب ها و فیلم های پرکاربرد در مباحث آموزشی کوئست به دست آمده است. نتایج نشان می دهد: تغییر نگرش افراد به موفقیت، شغل و درآمد، یکی از عوامل مهم در تداوم فعالیت اعضا بوده است. همچنین علاوه بر ساختار سلسله مراتبی کوئست که روابط افراد را در مجموعه ها تنظیم می کرده، مجموعه باورهای مشروعیت بخش قدرتمند در قالب فعالیت های جمعی و گروهی، انگیزه و انرژی لازم برای فعالیت اعضا را به وجود می آورده است.
موضوع شفاف سازی درحال تبدیل شدن به مطالبه ای اجتماعی است. به این معنا که تقاضای عمومی برای شفافیت از سطح نهادهای سیاسی و اقتصادی فراتر رفته و به نهاد پزشکی نیز تسری پیدا کرده است. بر این اساس، انتظار می رود پزشکان دربارة عملکرد و به ویژه خطای عملکردشان پاسخگو باشند. در مقاله حاضر با تکیه بر روش تحلیل نظری موضوع شفاف سازی پزشکی را ازنظر جامعه شناختی واکاوی کرده ایم. به این منظور ابتدا چارچوب مفهومی این اصطلاح و برخی دیدگاه های تبیین کننده آن مطرح شده، سپس زمینه های شکل گیری اندیشة شفاف سازی و دیدگاه موافقان و مخالفان آن تشریح شده است. در مرحلة بعد، اقدامات بعضی کشورها در زمینة شفاف سازی خطاهای پزشکی معرفی شده است. در خاتمه با بهره گیری از یافته های پژوهشی موجود، وضعیت شفاف سازی خطاهای پزشکی در نهاد بهداشت و درمان کشور ایران تشریح شده است. اطلاعات این مقاله نشان می دهد که در ایران در زمینة شفاف سازی خطاهای پزشکی، اقدامات درخور ملاحظه ای صورت گرفته است، اما به دلیل پاره ای انسدادهای ساختاری تا تحقق کامل آن هنوز راه درازی در پیش است. پیش نیاز نیل به شفافیت تحول چندجانبه در سازوکارهای ساختاری جامعه، یعنی محیط بیرونی نهاد پزشکی، و هم زمان فراهم آمدن بستر مناسب در داخل این نهاد است.