در چند سال اخیر، شهرداری تهران رویکرد خود را در حوزه اجتماعی تغییر داده و با تعریف طرح های اجتماعی و فرهنگی گوناگون درصدد است تا بر زندگی شهروندان به ویژه زنان تأثیربگذارد و با هدف توانمندسازی زنان برخی مسائل پرشمار آنها را حل کند و به بخشی از نیازهای آنها پاسخ دهد. یکی از برنامه های پژوهشی این حوزه، مجموعه کتاب های زنان و زندگی شهری[1] است که ستاد توانمندسازی زنان شهرداری تهران با همکاری استادان دانشگاه در حوزه زنان و مطالعات شهری بین سال های ۹۰ تا ۹۲ منتشر کرد. هدف این مجموعه، بررسی سهم و نقش زنان در کلان شهر تهران در ابعاد مفهومی، نظری و سیاستی بود تا تغییرات فزاینده زندگی شهری را در پرتو رویکردها و گفتمان های تازه تری در حوزه مطالعات شهری هدف مداقه قرار دهد و سیاست ها و فعالیت های انجام شده در این حوزه را بازنگری کند. مطالعات انجام شده در هفت حوزه به این شرح انتشار یافت: زنان و حقوق شهروندی و مدیریت شهری، زنان و اقتصاد شهری، زنان و فضاهای عمومی شهری، زنان و مسائل اجتماعی، زنان و سرمایه اجتماعی، زنان و فرهنگ شهری، زنان و سلامت و محیط زیست شهری. این مجموعه در ششمین جشنواره بین المللی برترین های پژوهش و نوآوری مدیریت شهری با رویکرد اجرایی شدن طرح های دانش محور اثر برتر شناخته شد.
در مقاله ی پیش رو تأثیر شبکه ی اجتماعی در رفتارها و نیات باروری زنان بررسی شده است. این مطالعه به شیوه ی پیمایش نمونه ای در میان زنان متأهل 35-18 ساله ی ساکن شهر تهران اجرا و داده های آن با استفاده از ابزار پرسش نامه ی محقق ساخته گردآوری شد. یافته ها نشان داد که متوسط باروری ایده آل زنان بررسی شده 1/2 فرزند، باروری مطلوب 9/1 فرزند و تعداد فرزندان زنده متولد شده زنان (CEB) تا زمان بررسی 3/1 فرزند است. همچنین، نتایج بررسی نشان داد والدین زنان پاسخ گو نفوذ و فشار بیشتری در فرزندآوری و همچنین حمایت و مراقبت از فرزندان آنها دارند. نتایج تحلیل چند متغیره نشان داد، در کنار متغیرهای جمعیتی نظیر سن، تحصیلات و درآمد، هنجارها و رفتارهای باروری افراد مهم در شبکه ی اجتماعی (نظیر برادر، خواهر و دوستان) و همچنین حمایت خانوادگی تأثیر معناداری در نیات و رفتارهای باروری زنان دارد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان گفت که باروری نه تنها تحت تأثیر خصوصیات فردی و جمعیت شناختی است، بلکه از خصوصیات و رفتارهای افرادی که فرد با آنها در تعامل است و شبکه ی اجتماعی که بدان تعلق دارد نیز تأثیر می پذیرد. مکانیزم این اثرگذاری از طریق فرآیندهای یادگیری، سرایت، نفوذ و فشار اجتماعی است.
امروزه، در اثر به هم خوردن تعادل زیستی به شکل توسعه ی شهری و آلودگی های زیست محیطی، مسؤولیت و وظیفه ی جوامع انسانی درباره ی محیط زیست اهمیت بیشتری یافته است. در این راستا، مفهوم شهروندی بوم شناختی با تأکید بر وظیفه مندی و مسؤولیت پذیری انسان در ارتباط با جهان اکولوژیک شکل گرفته است. از طرف دیگر، رسانه های جمعی با سیطره ی خود بر تمامی جنبه های زندگی انسانی، نقش انکارناپذیری در تحقق شهروندی بوم شناختی دارند. از این رو، در این پژوهش نقش رسانه های جمعی در تحقق شهروندی بوم شناختی با روش پیمایشی مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار تحقیق پرسشنامه بوده که با بهره گیری از پژوهش های خارجی طراحی و با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی مؤلفه های آن مشخص و بومی سازی شده است. جامعه ی آماری تحقیق، شهروندان بالای 15 سال شهر تبریز در سال 94 هستند که 670 نفر از آنان با استفاده از فرمول کوکران و به شیوه ی نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که، شهروندی بوم شناختی از وضعیت خوبی در بین شهروندان تبریزی برخوردار است. همچنین در میان ابعاد 11 گانه ی شهروندی بوم شناختی، همه ی ابعاد از میانگین متوسط به بالایی برخوردار بوده اما بعد عضویت در انجمن های زیستی دارای کمترین میانگین بوده است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نیز نشان می دهد که رسانه های جمعی با شهروندی بوم شناختی ارتباط معناداری ندارد اما هر دو بعد رسانه های جمعی داخلی و خارجی ارتباط معناداری با شهروندی بوم شناختی دارند به طوری که، ارتباط رسانه های جمعی داخلی مثبت و رسانه های جمعی خارجی منفی بوده است.
"ایدز در حالی که همچنان یک موضوع مهم حوزة سلامت است، مهمترین مانع در برابر توسعه نیز هست. مؤثرترین راه مبارزه علیه ایدز آموزش بهداشت است، از طرف دیگر اگر آموزشهایی که تا به حال انجام گرفته کاملاً مؤثر بود نباید 3/4 میلیون عفونت جدید در سال 2006 به وجود میآمد. بنابراین پیامها باید تا زمان مورد نیاز برای افزایش درک مردم از آنها در اشکال متفاوت ارائه و تکرار شوند. در این میان رسانههای جمعی در مبارزه علیه ایدز نقش حیاتی دارند و میتوانند عامل مهمی در وارونه کردن پیشروی HIV/AIDS باشند. نویسندگان این مقاله پس از توصیف اپیدمیولوژیک ایدز در جهان و ایران به بررسی مطالعات انجامشده دربارة رسانهها و ایدز پرداختهاند.
" "ایدز، آموزش، رسانه، منابع اطلاعاتی.
"
این مقاله که با هدف شناخت و مقایسه مسائل اجتماعی ایران و تاجیکستان انجام گرفته، حاصل مطالعه اکتشافی و عملیات میدانی است که ضمن توجه به تشابهات فرهنگی و اجتماعی موجود در میان دو کشور سعی داشته است تا فهرست معتبری (38 مورد) از مسائل اجتماعی ایران و تاجیکستان را با استفاده از منابع، (برخی منابع در انتهای مقاله آمده است) ، اسناد و مصاحبه-های اولیه شناسایی نماید. در ابتدا این فهرست در اختیار 50 نفر از خبرگان حوزه علوم انسانی ایران و 48 نفر از خبرگان تاجیکستان قرار گرفت تا مهمترین مسائل اجتماعی هر کدام از کشورها از نظر خبرگان آن ها شناسایی شود. پس از شناسایی مهمترین مسائل اجتماعی دو کشور از دیدگاه خبرگان، 12 مسئله از مهمترین مسائل دو کشور در قالب پرسشنامه ای در اختیار 400 نفر از مردم ایران و همچنین تاجیکستان قرار گرفت تا از این طریق، دستیابی به نظرات مردم در خصوص مهمترین مسائل اجتماعی آنان نیز میسر شود. یافته های حاصل نشانگر آن هستند که در مقایسه مسائل اجتماعی این دو کشور شاهد اشتراک هایی در مسائل ازدواج و همین طور مهاجرت دانشمندان (فرار مغزها) هستیم. اما در سایر مسائل اشتراک محدودی بین دو کشور وجود دارد؛ به خصوص مسئله مهاجرت نیروی کار در تاجیکستان به خارج از کشور و جرم های اجتماعی خاص در تاجیکستان که این جرائم مورد اشاره خبرگان و مردم تاجیکستان قرار گرفته است. در ایران نیز هرچند در سال های اخیر جرم های اجتماعی به خصوص خشونت افزایش یافته ، اما محدودیت ها و نبود برخی آزادی های اجتماعی در نظر مردم و خبرگان مهمتر از جرم های اجتماعی تلقی می شوند. به خصوص این که در ایران نیز از مسائل مهم اجتماعی محسوب شده است.