یکی از مهم ترین و چالش برانگیزترین موضوعات که دانشگاهها با آن مواجه اند، استفاده از روشهای مناسب ارزیابی عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی است. امروزه، وجود نظام ارزیابی در خصوص تواناییها و عملکرد اعضای هیات علمی نیازی مشهود است، اما در عمل استقرار چنین نظامى به سهولت انجام نمی شود. روشها و رویکردهای متعددی برای ارزیابی آموزشی اعضای هیات علمی وجود دارد. بیشتر پژوهشهای صورت گرفته در این زمینه حاکی از استفاده از چهار رویکرد ارزیابی شامل ارزیابی توسط دانشجویان، ارزیابی توسط همکاران، خودارزیابی و ارزیابی توسط مدیران است. بر اساس پژوهشهای انجام شده، در سطح بین المللی براى قضاوت در باره کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی مولفه های مختلفی در نظر گرفته می شود. این مولفه ها از طریق یک پژوهش توصیفی – تحلیلی بررسی شد، اما سهم هر یک از این مولفه ها می تواند متفاوت باشد. بنابراین، در این طرح پژوهشی به این سوال پاسخ داده شده است که به نظر اعضای هیات علمی سهم هر یک از منابع داده های مختلف برای ارزیابی کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات علمی چقدر است؟ جامعه آماری مورد مطالعه شامل اعضای هیات علمی رسمی تمام وقت دانشگاه شهید بهشتی بوده است. از این جامعه یک نمونه طبقه بندی شده تصادفی به تعداد 180 نفر انتخاب شد و پرسشنامه های مورد نظر بر آنان اجرا و سهم مولفه ها و منابع یادشده محاسبه شد. بر اساس نتایج به دست آمده از پژوهش برای فرایند تدریس – یادگیری هشت مولفه شناسایی شده شامل تسلط بر محتوا، تدوین طرح درس، مهارتهای عرضه محتوا، مدیریت درس، راهنمایی و مشاوره، ارزیابی یادگیری، مهارتهای ارتباطی و مسایل اخلاقی در آموزش و تدریس از نظر پاسخگویان اهمیت بالایی داشته اند.همچنین، از بین چهار منبع داده های ارزیابی شامل دانشجو، همکار، مدیر گروه و خود عضو هیات علمی در خصوص هشت مولفه یاد شده فرایند تدریس- یادگیری، دانشجو به عنوان منبع مهم تری تعیین شده است. بنابراین، به منظور قضاوت در باره کیفیت عملکرد آموزشی اعضای هیات-علمی می توان این هشت مولفه را مورد ارزیابی قرار داد.
بسترهای گفتمانیِ برآمدن دولت مدرن در ایران به دوران سال های 1268 الی 1305 ه.ق برمی گردد. در این دوران، وقایع و رویدادهای عمده ای رخ دادند که روند رایجِ تاریخ سیاسی در ایران را تشکیل می دهند و شاکله ای مدرن به خود گرفته و اندیشه دولت فراگیر و هویت ملیِ واحد پروبلماتیک گردید. مسئله اصلیِ مقاله حاضر از سویی تعیین تکلیف نظری با جریان های رایجِ تئوریزه کردن تاریخ دولت در ایران است واز دیگر سو قرار دادنِ اندیشه دولت مدرن و پروژه ملت سازی در بستر رویدادهای واقعی و فراموش شده. با ارجاع به وبا و قحطی به عنوان دو رویداد بزرگ و درهم کوبنده در تاریخِ معاصر ایران (اما فراموش شده ذیل روایت های غالب) نسبت گفتمان تنظیمات ایرانی و برآمدن دولت مدرن با این دو رویداد بررسی خواهد شد. با مفهومِ حکومت مندی تلاش خواهد شد برآمدن تنظیمات ایرانی تشریح گردد؛ بدین ترتیب حکومت بر فقر که از دل وبا بیرون می زند و در پزشکیِ مدرن نهادمند می گردد و حکومت بر ثروت که از دل قحطی بیرون می زند و در قالب تنظیم مالیه نهادمند می گردد به عنوان دو روند اساسیِ حکومت مندی و انضباط ایرانی بررسی خواهند شد و نسبت آن ها با اندیشه ی دولتِ فراگیر مورد بحث قرار خواهد گرفت.
مناطق کُردنشین به لحاظ مطالبات هویتی در چند دهه اخیر بسیار مطرح بوده است. نزدیکی این منطقه به کُردستان عراق نیز موقعیت آن را حساس تر و پیچیده تر ساخته است. با توجه به زیست چند فرهنگی و چندقومی جامعه ایران و تحولات جهانی، پرداختن به تعلقات جمعی و ترجیحات هویتی در میان اجتماعات قومی به ویژه اجتماعات کُردنشین اهمیت فزاینده ای به دست آورده است. این پژوهش، به روش چندگانه (روش پیمایشی، روش اسنادی و تحلیل ثانویه) و با استفاده از پرسش نامه های کلان و خُرد صورت گرفته است. در بخش پیمایش با 630 نفر از شهروندان سنندج و سردشت بین سنین 18 تا 50 سال در بهار 1388مصاحبه شده است.چارچوب نظری تحقیق، بر رویکرد نظری قشربندی اجتماعی(آلبا، هکتر، هوروویتز و فنتون) استوار است. نتایج تحقیق بیان گر آن است که ترجیحات هویتی پاسخ گویان، بر احساس یگانگی و همذات پنداری با شناسه های اجتماع قومی و احساس تفاوت و تمایز با شناسه های اجتماع ملی استوار است. با این وصف، کُردهای مورد بررسی به لحاظ فرهنگی، خود را با سایر اقوام ایرانی مشترک می دانند؛ هر چند میان هویت ایرانی و حوزه سیاسی فاصله گذاری مشخصی انجام می دهند. نتایج تحلیل چندمتغیره نشان می دهد که متغیرهای سطح توسعه، میزان بهره مندی از اشکال سرمایه (اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی)، نوع احساس و پنداشت از محیط هنجاری واعیان فرهنگی و اجتماعی در نهایت توانستند حدود 66% از ترجیحات هویتی کُردها را تبیین کنند
The Internet and social media have played a significant role in contemporary
political sphere of Indonesia. In particular, they have been widely used
for political activism and discussion; but whether the discussions are
constructive is another issue. Constructive political discussion requires
several preconditions; one of the most important requirements is rational
reasoning. Citizens must be equipped with some degree of political
knowledge and competency to provide reasonable arguments and
justifications in discussions. The primary objective of this paper is to examine
the level of political knowledge of Indonesian Facebookers regarding
corruption which is currently a serious issue in Indonesia. An online survey
was conducted among the most active users of an anti-corruption Facebook
group of Indonesians. The results of the study generally suggested that the
participants were well informed about the current affairs of their society
and showed a high level of political knowledge in terms of the Corruption
Eradication Commission and also the incumbent politicians; however, the
results indicated a low level of knowledge regarding laws and regulations
surrounding corruption as well as the issues related to the former politicians.
سرمایه اجتماعی از مفاهیم بین رشته ای نوینی است که امروزه در بررسی های اقتصادی و اجتماعی جوامع مدرن مطرح شده است. مطرح شدن این رویکرد در بسیاری از مباحث توسعه اقتصادی، نشان دهنده اهمیت نقش ساختارها و روابط اجتماعی میان افراد (سرمایه اجتماعی) بر متغیرهای توسعه از همه ابعاد است. هدف این پژوهش تحلیل پویای نقش سرمایه اجتماعی در فرآیند توسعه در جوامع است. این مطالعه بر این موضوع تأکید دارد که وجود سرمایه اجتماعی در یک جامعه می تواند تأثیر قابل توجهی بر توسعه آن جامعه داشته باشد. در این مطالعه تلاش شده است تا با ارائه مدلی دینامیکی، کاربرد تفکر سیستمی و مدل سازی سیستم های پویا، به تجزیه و تحلیل پویایی های سرمایه اجتماعی پرداخته شود. در این مقاله از یک مدل دینامیکی بهره گرفته شده است. تحلیل سیستم های پویا یکی از تکنیک هایی است که امکان مدل سازی سیستم های پیچیده و غیرخطی را فراهم می آورد. به علاوه، به منظور درک بهتر روابط مدل، از روش سناریوپردازی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که سرمایه اجتماعی از طریق مکانیزمی پیچیده و پویا می تواند توسعه را در یک جامعه رقم بزند.
با توجه به طبیعت متفاوت ساختار تولید در بخش های مختلف اقتصاد، رشد این بخش ها اثر متفاوتی بر اشتغال دارد. از سوی دیگر با توجه به تجزیه بازار کار بر حسب جنسیت، اثر رشد بخش های مختلف اقتصاد بر اشتغال زنان و مردان نیز متفاوت است. در این پژوهش ساختار شغلی اشتغال زنان در بخش های مختلف اقتصادی در ایران و اثر رشد بخشی بر درآمد جنسیتی نیروی کار (مردان و زنان) در چارچوب مدل ماتریس حسابداری اجتماعی بررسی شد. از آنجایی که در ماتریس های حسابداری اجتماعی موجود در ایران حساب عوامل تولید خصوصاً نیروی کار بر حسب جنسیتی تفکیک نشده است، در همین راستا هدف اولیه در این پژوهش ارائه روشی به منظور تهیه ماتریس حسابداری اجتماعی که در آن درآمد نیروی کار بر حسب جنسیت تفکیک شده است. سپس بر اساس آن مدل ماتریس حسابداری اجتماعی ارائه و اثر رشد بخشی بر کل درآمد نیروی کار، درآمد نیروی کار زنان، و درآمد مردان به تفکیک مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند با رشد بخشی اثرات یکسانی بر درآمد شاغلین زن و مرد ندارد و درآمد نیروی کار مردان با اختلاف زیادی بیش از درآمد نیروی کار زنان افزایش می یابد.
«فرانکشتین باید نابود شود- تعقیب هیولای خشونت تلویزیونی»
صحنه چنین است:
«باگزبانی»و«دافی اردک» و گروهی از شخصیتهایی دیگر نقاشی متحرک در صحنهای جمع هستند.
«باگزبانی» به ارتکاب خیانت متهم شده است و گروهی قصد مجازات او را دارند. ازهمین حالا به شما توصیه میکنم که اگر تحمل تماشای کله «دافی اردک» را که مثل فرفره به دور گردنش میچرخد و همین طور طاقت بقیه قضایا را ندارید از خواندن متن دست بکشید. زیرا این مطالب، برای گروه ویژهای است:آن خرابکاران شیطانی صفتی که میخواهند جوانان معصوم آمریکایی را با نمایش خشونت در تلویزیون نابود کنند!
در بین اندیشمندان شهری، به نحوة مواجهة گروه های اجتماعی مختلف با فضاهای عمومی شهری توجه زیادی وجود داشته است که در بین این گروه های اجتماعی جوانان از اهمیت ویژه ای برخوردارند، چرا که آنان حضور ملموسی در فضاهای عمومی شهر دارند و حیات اجتماعی شهر نیز از حضور آنان تأثیر می پذیرد. این مقاله به بررسی استفاده های جوانان از فضاهای عمومی می پردازد و نگاه ویژه ای به نقش کنترل اجتماعی در استفاده از فضاهای عمومی خواهد داشت. مقاله بر مطالعه جوانانی تمرکز دارد که با دوستان جنس مخالف خود در فضاهای عمومی حضور می یابند. ما در این مقاله از نظریه های فضاهای عمومی شهری همچون نظریه مکان سوم اولدنبرگ، به علاوه تحقیقات مفصل راب وایت درباره جرم، پلیس و فضاهای عمومی شهری در استرالیا تأثیراتی گرفته ایم. سؤال اصلی مقاله آن است که این گروه خاص از جوانان کدام فضاهای عمومی را بر اساس چه دلایلی ترجیح می دهند؟ یافته ها نشان می دهد که پارک ها و کافی شاپ ها از جمله مکان های عمومی ترجیحی جوانان هستند. کنترل رسمی، این جوانان را به مکان های عمومی شهری دنج و پرت سوق می دهد.