در بیشتر نظریه های روان شناسانه و جامعه شناسانه سبک زندگی، به آرمان و اهداف فردی و اجتماعی مردم که پشتوانه سبک زندگی آنان است، توجه نشده یا کم تر توجه شده است؛ اما بررسی سبک زندگی بر اساس آموزه ها و جهان بینی اسلامی نمی تواند نسبت به اهداف و آرمان های فردی و اجتماعی بی تفاوت باشد. طبق این بیان، می توان پرسش جستار را این گونه صورت بندی کرد که در سبک زندگی اسلامی آرمان و هدف های زندگی چیست؟ هدف این مقاله کشف و استنباط آرمان و اهداف سبک زندگی از قرآن و نشان دادن تفاوت میان هدف ها و آرمان زندگی است با این فرضیه که آرمان زندگی فرد مسلمان در طول هدف های زندگی وی تعریف می شوند. در این جستار روش این گونه است که ابتدا پرسش هایی طرح می شود و بعد به جستجوی پاسخ آن در منابع اسلامی پرداخته می شود. در روش تحلیل متن ارتباط بین رجوع به متن و نتیجه گیری درباره هر مطلب، دو سویه و مکرر است. نتیجه اینکه سبک زندگی اسلامی دارای یک آرمان و تعدادی هدف است. اهداف زندگی خود بر دو نوع خرد و کلان و وسیله ای و نهایی (آرمان) قابل تقسیم هستند. آرمان زندگی در قرآن بر اساس تفسیرهای مختلف یکی از سه مورد: زندگی پاکیزه، عبودیت و عبادت می تواند باشد که به نظر می رسد همه آن ها در حقیقت بیان کننده یک چیز هستند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر و نقش دوره آموزشی خدمت سربازی بر همبستگی اجتماعی افسران وظیفه پس از طی دوره آموزشی است. فرض کلی محققان آن بود که حضور در یگان نظامی آموزشی 01 نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و گذراندن دوره آموزشی سربازی موجب تغییرات معنی داری در شاخص های همبستگی اجتماعی افسران وظیفه در سطح ملی خواهد شد. روش انجام این پژوهش، پیمایشی و جامعه آم اری کلی ه افسران وظیفه یک دوره آموزشی در مرکز 01 نیروی زمینی بوده است. بر این اساس، حجم نمونه 220 نفر از سربازان اعزامی از مناطق مختلف کشور، با روش نمونه گیری سهمیه ای و سپس تصادفی مورد پرسش قرار گرفته اند. نمونه های پژوهش با اتخاذ رویکرد مقایسه ای، شامل دو بخش سربازان تازه وارد و آموزش دیده بوده و بر اساس مدل سنجش همبستگی نه گانه ای در هر دو گروه مقایسه شدند. نتایج نشان می دهد که در چهار بعد از شاخص های همبستگی اجتماعی، تفاوت معنی داری میان دو گروه نمونه های جدیدالورود با آموزش دیده ها وجود دارد و در پنج بعد دیگر تفاوت معنی داری بین دو بخش نمونه ملاحظه نشد.
با بررسی و مقایسة فیلمهای سینمایی قبل و بعد از خرداد 1376 درمییابیم که مضامین و محتوای اصلی بیشتر فیلمهای بعد از این تاریخ در ارتباط با موضوعات زنان است. سؤالی که این پژوهش درصدد پاسخ دادن به آن است این است که با توجه به تفاوت سیاست های فرهنگی در دو دوره قبل و بعد از خرداد 76، بازنمایی زنان در سینمای این دو دوره دارای چه تفاوتهایی در مضامین و محتوا میباشد؟
چهارچوب نظری مورد استفاده در این مقاله نظریه بازتاب در جامعه شناسی هنر است. این نظریه مبتنی بر این فرضیه است که هنر آیینة جامعه و منعکس کننده ویژگی های آن است. روش تحقیق اسنادی و تکنیک مورد استفاده تحلیل محتوای کمی است. فرضیه ما این است که ""تفاوت معناداری بین بازنمایی زن در سینمای بعد از دوم خرداد و سینمای قبل از آن وجود دارد"".
یافته ها نشان داد که بازنمایی زن در دو دورة مورد بررسی تغییرات و تحولات چشمگیری کرده است. و این تغییرات در موارد مختلفی چون: میزان حضور زنان در فیلمها، کیفیت مشاغل، نوع پوشش، طبقه اجتماعی، نوع بهرهگیری از محصولات فرهنگی، نوع مهارتهای فردی، مضامین دیالوگها، میزان تحصیلات، اعتقادات، زبان، مکانیسم حل مشکلات شخصی و خانوادگی و غیره بوده است. نتیجه کلی اینکه تغییر در سیاست گذاری های فرهنگی در سینمای ایران باعث شکلگیری گونة متفاوتی از بازنمایی زن در فیلمهای بعد از سال 1376 شده است.
اجراکنندگان آثار ادبی و هنری (ازجمله بازیگران و خوانندگان)، مانند هر مالک فکری دیگری حق بهره برداری از اجرای هنری خود را دارند. آنها می توانند شخصاً از این حق بهره برداری کنند یا از طریق قرارداد، اجازه بهره برداری آن را به دیگری اعطا نمایند یا اساساً حقوق خود را به دیگری انتقال دهند. قراردادهای مذکور معمولاً با مسائل حقوقی مانند مشخص نبودن ماهیت عقد، موضوع انتقال حقوق اجراکننده به تولیدکنندگان و قید مباشرت اجراکننده روبرو هستند و بنابراین، روشن نبودن این امور در بسیاری قراردادها می تواند بهره برداری از اجرای اثر ادبی و هنری را در هاله ای از ابهام قرار دهد. افزون بر اینکه مطالعات نشان می دهد اجراکنندگان آشنایی چندانی با حقوق خود ندارند. خلاقانه بودن اجراهای هنری و مبتنی بودن اجراها بر شخصیت مجری خود از عناصری هستند که قراردادهای اجرا را از سطح قراردادهای کارگر و کارفرمایی ارتقا می دهند و با مانع حقوقی برای تحقق عقد بیع یا اجاره مواجه می شود. مسئله پژوهش پیش رو آن است که آیا قراردادهای اجراکنندگان، ماهیت و مقررات ویژه ای می طلبند؟ این قراردادها چه ویژگی هایی باید داشته باشند؟ پژوهش کنونی با رویکرد تحلیلی توصیفی و از طریق ابزار کتابخانه ای و میدانی به گردآوری اطلاعات می پردازد و تلاش می کند ضمن بررسی حقوق هنرمندان اجراکننده و یافته های به دست آمده از طریق پرسشنامه و مصاحبه با اجراکنندگان شهر تهران، به ارزیابی و تحلیل این قراردادها بپردازد و سرانجام نتیجه گیری می نماید که قراردادهای هنرمندان اجراکننده اگرچه در بسیاری موارد تابع قواعد عمومی است اما در پاره ای موارد نیاز به مقررات ویژه ای دارد که هدف از آن، تعدیل روابط میان هنرمندان اجراکننده و تولیدکنندگان و نهایتاً رفاه بیشتر عموم مردم است.
این مقاله ضمن تبیین سیر تحول از رویکرد چند رشتهای در مطالعات شرق شناسی قرن نوزده و نیمه نخست قرن بیستم به رویکرد میان رشتهای در مطالعات پسااستعماری در نیمه دوم قرن بیستم، با نگاهی تاریخی و تحلیلی، به تشریح مراحل گذار از مطالعات چند فرهنگی به مطالعات میان فرهنگی میپردازد و تحولات روش شناختی از چند رشتگی به سوی میان رشتگی و پیامدهای این تحول در تحلیلهای شرق شناسانة محققان و متخصصان دانشگاهی غربی و تعامل رشتههای مختلف علمی در دوران مطالعات پسا استعماری را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد. در پاسخ به این پرسش که چرا شرق شناسی اساساً بر رویکرد چند رشتهای و مطالعات پسا استعماری بر رهیافت میان رشتهای استوار بوده است، این مقاله به بررسی عوامل درونزا ناشی از ماهیت تلفیقی و چند گونة شرق شناسی علمی و عوامل برونزا ناشی از تأثیرگذاری قدرتهای استعماری بر مستشرقین غربی برای پژوهش دربارة کلیه جنبههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و ادبی جوامع مشرق زمین میپردازد و با رویکردی تبیینی، دلایل اهتمام به رویکرد بینا فرهنگی در مطالعات پسا استعماری را با توجه به تأکید بر انجام تحقیقات میدانی و پیمایشی از رهگذر پیوند معرفتی و روشی بین علوم زیباشناختی و واژه شناختی، مردم شناسی و جامعه شناسی، جغرافیا و علوم سیاسی و همکاری میان رشتهای بین شرق شناسان بومی مورد بررسی قرار میدهد.
این پژوهش با عنوان بررسی عوامل داخلی موثر بر هویت قومی و هویت ملی در میان اعراب شهرستان اهواز با استفاده از رویکرد کمی و روش پیمایشی صورت گرفته است. نمونه پژوهش 384 نفر از اعراب زن و مرد بین سن 18 تا 65 سال بودند. برای دقت عمل بیشتر، یک پرسشنامه پیش آزمون بین 52 نفر از اهالی عرب شهرستان اهواز اجرا گردید و در نهایت پرسشنامه نهایی در پاییز و زمستان 1385 در بین نمونه آماری تکمیل شد. چارچوب نظری این تحقیق بر پایه نظریه های نوسازی، استعمار داخلی و محرومیت نسبی می باشد. در این تحقیق، تاثیر متغیرهای سن، جنس، وضعیت تاهل، شغل، درآمد خانواده، میزان مالکیت خانواده، احساس محرومیت نسبی در بعد اقتصادی، سابقه شهرنشینی، منطقه مسکونی (عرب نشین و مختلط)، میزان اعتماد به قوم، پایبندی به هنجارهای قومی، تحصیلات، استفاده از وسایل ارتباط جمعی، رضایت از نظام سیاسی، مشارکت در امور سیاسی و احساس محرومیت نسبی در بعد سیاسی بر متغیر هویت قومی سنجیده شدند و در آخر رابطه بین متغیر هویت قومی و هویت ملی در نمونه آماری آزمون شد. نتایج تحلیل دو متغیره داده ها (آزمون تی، تحلیل واریانس و رگرسیون ساده) نشان از معنادار بودن رابطه بین متغیرهای فوق، (بغیر از جنس، وضعیت تاهل و سابقه شهرنشینی) با هویت قومی داشت. و رابطه هویت قومی و هویت ملی در جهت منفی آن تایید شد. نتایج تحلیل چند متغیره نشان می دهد که 11 متغیر از 16 متغیر مستقل موثر بر هویت قومی در نهایت توانستند 67 درصد از واریانس متغیر هویت قومی را تبیین کنند
در وهله نخست الهیات رهایی بخش مجموعه نوشته هایی است که از سال 1971 این افراد دست به نگارش آن زده اند: گوستاو گوتیه(پرو) روبم آلوز، هوگو آسمان، کارلوس مِسترز، لئوناردو باف و کلودویس باف(برزیل) جان سابرینو و ایگناسیو اِلاکورا (السالوادور) سگوندو گالیله ئا و رونالدو مانوز (شیلی) پابلو ریچارد (شیلی و کاستاریکا) خوزه میگوئل بونینو و خوآن کارلوس اسکانونه (آرژانتین) انریکو دوسل (ارژانتین و مکزیک) و خوآن سگوندو(اروگوئه). البته این فهرست محدود به برخی از افراد شاخص است.
بدنه ی اصلی نوشته های آنان نمایان گر جنبش اجتماعیِ عظیمی است که در آغاز دهه شصت درست پیش از انتشار آثار جدید الهیات، پا گرفت. جنبش اجتماعیِ مذکور بخش های قابل توجهی از کلیسا (کشیشان، احکام دینی، اسقف ها) جنبش های دینی غیرروحانی (گروه کاتولیک اکسیون، جنبش دانشجویی مسیحی، کارگران جوان مسیحی) کمیته های روستایی با عضوگیری عام، کمیته های روستایی- شهری، کارگری، ارضی و کمیته های کشیش بنیاد را دربر می گرفت. بدون در نظر گرفتن عمل این جنبش اجتماعی، تحت عنوان مسیحیت رهایی-بخش، نمی توان این پدیده تاریخی و اجتماعی مهم در آمریکای لاتین طی این سی سال اخیر را -هم زمان با خیزش انقلاب در آمریکای مرکزی، نیکاراگوا و السالوادورو یا ظهور طبقه کارگر جدید و جنبش دهقانی در برزیل (حزب کارگران و جنبش دهقانان بی زمین و غیره) - به درستی درک کرد.
کشف مارکسیسم به دست مسیحیان ترقی خواه و الهیات رهایی بخش، فرآیندی صرفا فکری یا آکادمیک نبود. بلکه آغازگاه آن برخاسته از عاملی الزاما اجتماعی و واقعیتی همه گیر و خشن در آمریکای لاتین بود: فقر. برخی مومنان، مارکسیسم را برگزیدند چرا که مارکسیسم بسیار نظام مند و منسجم به نظر می رسید و از علل فقر تبیینی جامع داشت. از طرفی مارکسیسم جسارت آن را داشت که برای محو فقر پیشنهادی رادیکال عرضه کند. برای مبارزه موثر با فقر، نخست لازم است که علل آن را شناخت؛ به قول کاردینالِ برزیلی دام هِلدر کامارا:مادامی که از مردم می خواستم که فقیر را دستگیری کنند، مرا قدیس می نامیدند. اما هنگامی که می-پرسیدم چرا فقر چنین بسیار است؟ با من به عنوان یک کمونیست برخورد می شد.
پژوهش حاضر که از نوع نیازسنجی است و با هدف نیازسنجی و اولویت بندی محورها و موضوعات پژوهشی در حوزه مطالعات زنان و خانواده انجام گرفت که از تکنیک دلفی برای گردآوری داده های موردنیاز طی دو مرحله استفاده شد. این پژوهش شامل دو بخش اصلی است: محورهای پژوهشی در حوزه زنان و خانواده و موضوعات پژوهشی مرتبط با آن؛ اولویت بندی محورها و موضوعات از دیدگاه صاحب نظران برای انجام فعالیت تحقیقی. نتایج این پژوهش نشان داد که امنیت و سلامت اجتماعی، بالاترین اولویت را در بین محورهای پژوهشی دارد. در ردیف های بعدی، موضوعاتی مثل آسیب های اجتماعی حوزه زنان و خانواده، مباحث حقوقی زنان، تغییرات خانواده و آینده پژوهشی خانواده ایرانی قرار دارند. موضوعاتی مثل بررسی الگوهای شادی در بین جامعه زنان، بررسی نقش مادری و سلامت اجتماعی زنان، بررسی پدیده مهاجرت و زندگی مجردی در بین زنان و پیامدهای آن و بررسی مواجهه زنان با ناامنی های اجتماعی نیز از اولویت بالای پژوهشی برخوردار است.
ظهور هر رسانه ای در جامعه کارکردهای مثبت و منفی در هم تنیده ای را به همراه دارد که چشم پوشی از هر کدام می تواند آسیب جدی را متوجه جامعه کند. شبکه های اجتماعی موبایلی نیز از این امرمستثنی نیستند؛ برهمین اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی چنین ابعادی به بررسی سبک های نوین ارتباطی در فضای مجازی پرداخته است. در این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است و جامعه آماری آن کاربران 15 سال و بالاتر ساکن در شهر تهران هستند. یافته های این پژوهش نشان می دهد از یک سو، شبکه های اجتماعی موبایلی کارکرد تقویت کننده و تکمیل کننده ارتباطات انسانی را داشته و نقش مهمی در خودگشودگی کاربران ایفا می کنند. از سوی دیگر طبق نتایج این پژوهش، کاربران به لحاظ ارتباطی دچار محدودیت شده و از فعالیت ها و ارتباطات سازنده ای چون برقراری ارتباطات چهره به چهره، کتاب خواندن و ورزش کردن محروم می شوند.
حق به شهر از مفاهیم جنجالی مطرح شده در دهة ۱۹۷۰ میلادی توسط فیلسوف فرانسوی، هنری لوفور است. این مفهوم در چند دهة گذشته توجه بسیاری از نظریه پردازان شهری را در جهان به خود جلب کرده و در عرصة عمل نیز منجر به شکل گیری جنبش های اجتماعی متعدد و صدور منشورهای قانونی شده است. لوفور شهر را به عنوان یک ساختار اجتماعی می دانست و اعتقاد داشت که تمام شهروندان نسبت به شهر دارای حق می باشند. هدف نوشتار حاضر درک صحیح مفهوم حق به شهر، انتقال آن به متخصصان حوزه مطالعات شهری و کوشش در جهت عملی نمودن این ایده است. این نوشتار سعی دارد تا با استفاده از چارچوب نظری ارائه شده توسط هنری لوفور و خوانش مصداق های عینی این مفهوم در قالب جنبش های شهری متعدد و منشورهای صادرشده، به بازشناخت و تحلیل مفهوم حق به شهر بپردازد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر روش شناسی کیفی است. شیوه های مورد استفاده در گردآوری و تحلیل اطلاعات نیز، سند گزینی و تحلیل تماتیک اسناد و دیدگاه های صاحب نظران انتخاب شده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که مفهوم حق به شهر، شامل تعلق یافتن شهر به شهروندان و مشارکت آنان در امور شهری است. از این رو مهم ترین مقولات پیش روی این مفهوم در خلق فضای شهری باکیفیت شامل حکمرانی شهری؛ شمول اجتماعی؛ تنوع فرهنگی در شهر و آزادی های اجتماعی و حق دسترسی به خدمات شهری برای تمامی ساکنان شهر است.
دراین نوشتار به طرحدو پرسش اساسی درباره نقش پژوهش درزمینه فرآیند و تاثیرات رسانههای ارتباط جمعی میپردازیم.
ابتدا این پرسش را مطرح میکنیم:«چرا انجام پژوهش اهمیت دارد؟» و سپس میپرسیم: «پژوهشگران درانجام مطالعات مربوط به رسانههای ارتباط جمعی-ضمن استفاده از ابزارهای علمی - ازچه دیدگاهها، راهکارها و روشهای اساسی بهره میگیرند؟»
در این مقاله، به مفهوم و عملکرد دیپلماسی فرهنگی به منظور ارائه مدل دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران پرداخته شده است. دیپلماسی فرهنگی که توسط دولت ها هدایت می شود، با استفاده از ابزار و ظرفیت های فرهنگی، به عنوان پشتیبان اهداف سیاست خارجی و اهداف دیپلماسی محسوب می شود. روش تحقیق، روش ترکیبی است و از ابزار مختلف همچون منابع مکتوب، سایت های رسمی و معتبر، مصاحبه های عمقی و پرسشنامه استفاده شده است. داده های کمی پژوهش با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزارPSS20 و لیزرل 5/8 مورد تحلیل قرار گرفته است. اطلاعات منتج از بررسی پرسشنامه ها پس از انجام تحلیل های آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، پالایش و دسته بندی و وزن دهی شده و در نتیجه مدل نهایی دیپلماسی فرهنگی ایران طراحی گردید. نتایج بررسی ها نشان می دهد که دیپلماسی فرهنگی در سه بعد زمینه ای، قانونی و اجرایی قابل تفکیک است. مدل طراحی شده بر اهمیت ابعاد سه گانه دیپلماسی فرهنگی و بر اقدامات بهبود شاخص های آموزش، فرهنگ، ارتباطات، سیاست عمومی دولت، حکمرانی خوب و حقوق فرهنگی تأکید دارد.در بعد اجرایی توجه به ارتقای شاخص های تجارت و سرمایه گذاری فرهنگی و نیز ارتقای سطح مشارکت و همکاری های بین المللی و استفاده از فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات به خصوص افزایش حضور فرهنگی در شبکه های اجتماعی به عنوان ابزاری کارآمد و مؤثر در بهبود تصویر کشور در جامعه بین الملل و افزایش ضریب نفوذ فرهنگی و ارتقای قدرت نرم ج. ا. ایران در جهان خواهد بود.
امروزه سالمندان یک بخش در حال رشد و یکی از موضوع های مهم قرن 21 نه تنها در جامعه ما بلکه در جهان هستند. قشری که نمی توان آن را از جمعیت جامعه متمایز دانست و با رشد و سرعت بالایی در حال حرکت می باشند که چنانچه به آن توجه نگردد به یک مساله و بحران مهم تبدیل خواهد شد. در این راستا هدفی که تحقیق حاضر دنبال می کند افزایش مشارکت سالمندان در مسئولیت های اجتماعی و باقی ماندن به عنوان یک عضو فعال جامعه با تاکید بر عضویت در شبکه های اجتماعی و دسترسی به منابع حمایتی از خلال این عضویت است. جامعه آماری این تحقیق شامل بازنشستگان سالمند 60 سال به بالای عضو کانون بازنشستگان آموزش و پرورش شهرستان جهرم هستند. تعداد این افراد 602 نفر برآورد شده که با استفاده از روش نمونه گیری مطبق به صورت تصادفی تعداد 201 نفر مورد پرسش و مصاحبه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که رابطه معنی داری بین دسترسی به شبکه ها و رضایت از زندگی وجود دارد. ( p< 0/003, f= 9/37) همچنین تفاوت مشاهده شده در میانگین رضایت از زندگی در دو نوع شبکه خویشاوندی و غیر خویشاوندی تفاوت معنی داری است. (p< 0/001, f= 7/65) به این صورت که میزان رضایت پاسخگویان از شبکه های خویشاوندی ( از قبیل دوستان، اعضای خانواده و همسایه ها) بیشتر از رضایت از شبکه های غیر خویشاوندی است. به بیان دیگر نتایج حاصل از تحقیق گویای آن است که بین شبکه های اجتماعی و رضایت از زندگی رابطه مستقیم و مثبتی وجود دارد. به طوری که با افزایش میزان دسترسی به شبکه ها، میزان رضایت از زندگی هم افزایش می یابد. از طرف دیگر نوع شبکه ها هم عامل اثر گذار بر رضایت از زندگی است به طوری که گستره دسترسی و برخورداری از حمایت ها از طریق شبکه های خویشاوندی بیشتر است. همچنین گذشته از تاثیری که شبکه ها بر رضایت از زندگی دارند، خود مولفه رضایت هم می تواند بر گرایش به سمت شبکه های اجتماعی اثر گذار باشد.
از منظر روانشناسی آلفرد آدلر معنای زندگی به مثابه شناخت زندگی و اهداف ناظر به آن در طول تاریخ بشر از دغدغه های اصلی وی بوده است. توجه به معنای زندگی از یک سو در آثار آدلر و توجه به سبک زندگی نه به عنوان رفتار و منش، بلکه به عنوان امری که همه رفتارها و تجربیّات انسانی (زندگی) را هدایت می کند و خود به واسطه خوی ها و منش فردی شکل گرفته، ما را نسبت به رابطه معنای زندگی و سبک زندگی در اندیشه آلفرد آدلر برمی انگیزاند؛ لذا در این مقاله با تمرکز بر دیدگاههای وی، به نسبت این دو مفهوم می پردازیم. از یافته های این پژوهش می توان به رابطه بازنمایی سبک زندگی و معنای زندگی در اندیشه آدلری اشاره کرد. روش پژوهش در این مقاله توصیفی تحلیلی است و بر اساس داده های برآمده از گردآوری کتابخانه ای به تحلیل مسئله اصلی مقاله پرداخته ایم.
این پژوهش در صدد پاسخ گویی به این پرسش های اساسی است که چرا دولت در دوره پهلوی اول ساختاری متفاوت از دوره قاجار پیدا کرد. چه عوامل ساختاری ترتیب نهادی دولت را دگرگون کرد و آن را به سمت ساختاری جدید (دولت مطلقه مدرن) حرکت داد. علت این دگرگونی ساختاری چه و سازوکار آن چگونه بود. در این مقاله، برای پاسخ گویی به پرسش های یاد شده با استناد به ادبیات مربوط به دولت مدرن و با قرار دادن دولت مدرن در مقابل امپراتوری ایده آل، گونه ای از دولت مدرن ارائه می شود. پس از آن، با اتخاذ رویکردی ساختاری ظهور دولت مدرن در ایران در پرتو تحولات ساختاری ناشی از ادغام ایران در نظام جهانی در دوره قاجار، تبیین می شود. نتایج نشان می دهد که ادغام ایران در نظام جهانی در دوره قاجار فشار ساختاری در جهت نوسازی دولت وارد می کرد. اما به دلیل ناتوانی قاجارها در نوسازی، انقلاب مشروطه به وقوع پیوست. از این نظر انقلاب مشروطه سرآغاز شکل گیری دولت مدرن در جامعه ایران بود. از آن جا که دولت های مدرن عموماً در قالب دولت های مطلقه ظهور می یابند و با گسترش توان نظامی و اداری دولت، بنیان های دولت مدرن را پی ریزی می کنند، دولت مشروطه به دلیل فقدان توان نظامی و اداری لازم شکست خورد. ناکامی دولت یاد شده منجر به بروز هرج و مرج در سال های بعد شد که اتفاقاً زمینه اجتماعی به قدرت رسیدن رضاخان را با حمایت انگلستان، که قدرتی کانونی در نظام جهانی بود، فراهم ساخت. دولت جدید با اتخاذ سیاست ها و اقداماتی سعی در مدرن سازی دولت کرد؛ اقداماتی که قدرت و توان نظامی دولت را افزایش می داد؛ حکام محلی و سایر منابع اقتدار را که در ساخت شبه امپراتوری دولت قاجار میان قدرت مرکزی و توده مردم واسطه و حایل بودند از میان برمی¬داشت؛ منجر به بروز توسعه حاکمیت و بلامنازع شدن قدرت دولت در قلمرو سرزمینی ایران می شد؛ واحدهای اجتماعی را به هم مرتبط می ساخت و نوعی یکپارچگی در سطوح مختلف جامعه به وجود می¬آورد؛ چارچوب ایرانی بودن را مشخص و نوعی هویت همگون و همسان در جامعه ایرانی ایجاد می کرد. با چنین اقداماتی ساختار دولت از دولت قبل متمایز و زمینه برای شکل گیری دولت مطلقه مدرن فراهم شد. شرایط ساختاری جامعه ایران نیز چنین فرآیندی را امکان پذیر می ساخت.
بخش شرکت های کوچک و متوسط در ایران، نقش حیاتی در توسعه ی اقتصادی و رشد کارآفرینان ایفا می کند زیرا که بخش شرکت های کوچک و متوسط، کاملا خصوصی هستند. در این مقاله، به این نکته پی می بریم که دلایل اصلی ضعف و ناتوانی بخش شرکت های کوچک و متوسط به خاطر کمبود استعداد های کارآفرینی و آموزش می باشد. ما سعی می کنیم تا به نقش مؤسسات آموزش دولتی علاوه بر مؤسسات نیمه دولتی در توسعه ی کارآفرینی در شرکت های کوچک و متوسط در ایران، مخصوصا در سال های اخیر (1997تا 2001)، پی ببریم. توصیه می شود که همه ی فعالیت های آموزشی مؤسسات آموزش دولتی و نیمه دولتی در جهت نیازهای بازار شرکت های کوچک و متوسط، تغییر جهت داده و تمامی این امکانات آموزشی به بخش خصوصی واگذار شود.