براساس دیدگاه اقتصاددانان نهادگرا، ضعف ساختار و عملکرد نهادها یکی از دلایل توسعه نیافتگی کشورها است. حکمرانی خوب به عنوان فرصتی برای افزایش رشد اقتصادی، امنیت اقتصادی و بهبود فضای کسب و کار از طریق به کارگیری شش شاخص کنترل فساد، اثربخشی دولت، ثبات سیاسی و عدم خشونت، کیفیت مقررات، حاکمیت قانون و پاسخگویی و اظهارنظر مورد بررسی قرار می گیرد. بنابه اهمیت موضوع، در مطالعه حاضر تلاش گردیده ضمن تبیین مکانیسم ارتباط حکمرانی خوب با بهبود رشد اقتصادی، در قالب الگوی اقتصادسنجی تصحیح خطای برداری، اثرگذاری هر کدام از شاخص های حکمرانی بر رشد اقتصادی در دوره زمانی 1394-1362 برای ایران مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاصل از برآورد مدل ها نشان می دهد که تمامی شاخص های حکمرانی دارای تأثیرگذاری مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی هستند. به طوری که از بین شاخص های حکمرانی، کیفیت مقررات و پاسخگویی و اظهارنظر به ترتیب از بالاترین و پایین ترین اثرگذاری بر رشد اقتصادی برخوردار بودند. نتایج ضرایب تصحیح خطای برداری نیز نشان داد، از بین شاخص های حکمرانی بالاترین ضریب تصحیح خطا مربوط به شاخص پاسخگویی و اظهارنظر با 70/0 درصد و پایین ترین ضریب مربوط به شاخص حاکمیت قانون با 46/0 درصد است. لذا پیشنهاد می شود سیاست گذاران اقتصادی، فعالیت های انجام شده جهت بهبود نحوه حکمرانی را به مثابه یک سرمایه گذاری مفید تلقی کنند تا نتیجه آن بهبود رشد اقتصادی و افزایش رفاه جامعه شود.
علّامه طباطبائی صاحب اندیشه های اجتماعی ناب در حوزه های مختلف اجتماعی است. در این مقاله، روش شناسی اندیشة اجتماعی او و زمینه های وجودی معرفتی و غیرمعرفتی آن بازخوانی، همچنین ملزومات روش شناختی آن مبانی بررسی می شود.
بخش گسترده ای از اندیشه های اجتماعی علّامه معطوف به شرایط اجتماعی و مسائل فرهنگی است. وی مطابق مبانی فلسفه اسلامی و با بهره گیری از آموزه های وحیانی و با رویکرد تلفیقی این اندیشه ها را در ابعاد توصیفی و تبیینی و هنجاری ارائه کرد. هرچند اندیشه های اجتماعی علّامه بر مدار هستی شناسی و انسان شناسی فطری سامان می یابد، انسان شناسی فطری نقش محوری در این اندیشه ورزی اجتماعی دارد. این اندیشه ها در کتاب های گوناگون علّامه بازتاب یافته، ولی بخش اعظم آن در تفسیر گران سنگ المیزان که محور این نوشتار می باشد، مطرح شده است.
اصلاحات ارضی مهم ترین برنامه تحول اجتماعی در زمان دولت پهلوی بود که از اوایل دهه 1340 شمسی با جدیت در دستور کار حکومت محمد رضا شاه قرار گرفت. شاه و دولت علی امینی که مسئولیت اجرای این طرح عمده را در اختیار داشت با الهام از افکار جامعه شناس برجسته آن عصر آمریکا یعنی والت ویتمن روستو بدنبال پیاده سازی نسخه غربی توسعه در ایران بودند. نظریه پنج مرحله ای خیز روستو که مراحل چندگانه ای را برای توسعه و رشد کشورها تجویز می کرد مدل پیشرفت کشورهای غربی بود و دولت آمریکا برای جلوگیری از سقوط کشورهای جهان سوم در ورطه ی کمونیسم زمان جنگ سرداز انتشار این نظریه و عمل به آن در نقاط مختلف جهان حمایت می کرد. بطور کلی اصلاحات ارضی در ایران سه مرحله را پشت سر گذاشت: 1- مرحله اول با تصویب لایحه قانونی اصلاحات ارضی مصوب دی 1340 شروع و به مدت 1 سال به طول کشید. 2- با تصویب نامه 18 بهمن 1341 شروع و با تصویب نامه 3 اسفند 1343 به اجرا درآمد. 3- مرحله سوم از 1347 شروع و تا 1351 به طور رسمی پایان یافت. در تشریح اوضاع ایران در استانه اصلاحات ارضی باید گفت که شاه بعد از کودتای 28 مرداد با فقدان مشروعیت در بیشتر سطوح حاکمیت و معضلات سیاسی و امنیتی بسیاری دست و پنجه نرم می کرد . واژگان کلیدی: روستو، اصلاحات ارضی، دولت پهلوی، توسعه.
مسئله ی اصلی نوشتار حاضر، بررسی رابطه ی علم دینی با علوم اجتماعی رایج و تبیین مساعدت هایی است که علم دینی می تواند برای حل پاره ای از مشکلات علوم اجتماعی داشته باشد. نویسنده پس از مرور مجموعه ی رویکردها یا گفتمان های موجود درباره ی رابطه ی علم و دین، رویکرد تأییدی یا تکمیلی میان علوم دینی و علوم اجتماعی را پذیرفته است و تصریح دارد که علی رغم تفاوت های جدی در موضوع قلمرو و روش دین و علم مبانی و رویکردهای مطرح در اندیشه ی دینی می تواند در رفع مشکلات و خلأهای علوم اجتماعی یاری رساند. تأکید اصلی در این جا بر آن است که اساساً آنچه در حوزه ی علم مهم است، شناخت واقعیت هاست؛ لذا این شناخت از هر نوع منبعی می تواند بهره ببرد. نگارنده بر آن است که دین می تواند به مثابه ی یک منبع مهم معرفتی به حل مشکلات موجود علوم اجتماعی کمک کند که این امر هم منوط به رسمیت شناختن نظریه ها و روش های رایج در علوم اجتماعی و نقد و ارزیابی آن ها با مفاهیم دینی است. علم دینی با در نظر گرفتن واقعیت علوم اجتماعی و دستاوردهای آن می تواند روش ها و مفاهیم جدیدی را مطرح کند که البته منوط به عدم تعجیل در این زمینه و واسپاری فرایند تولید علم اجتماعی دینی به نهادهای دانشگاهی و حوزوی خارج از مراجع رسمی است.
هدف اصلی این مقاله، بررسی میزان اعتیاد اینترنتی در میان دختران دبیرستانی شهر کرمان است. از مجموع دانش آموزان دختر دبیرستانی این شهر (11307)، 205 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شده اند. این تحقیق به روش پیمایشی انجام گرفته و جهت آزمون فرضیات، از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. بر اساس نتایج، 7/67 درصد افراد از اعتیاد اینترنتی قابل توجه و 4/4 درصد از اعتیاد اینترنتی کم دارند. همچنین میان اعتیاد اینترنتی و متغیرهای افسردگی، احساس هیجان خواهی، بحران هویت، دلبستگی به خانواده، مشارکت در خانواده، کنترل والدین، انزوای اجتماعی و عدم پایبندی به ارزش های اخلاقی رابطه معناداری وجود دارد. میان اعتیاد اینترنتی با متغیرهای درون گرایی، پایگاه اجتماعی اقتصادی، سن و وضعیت تحصیلی رابطه ای مشاهده نشد. نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیره نشان داد: متغیرهای عدم پایبندی به ارزش های اخلاقی، افسردگی، پایگاه اجتماعی و اقتصادی، انزوای اجتماعی و دلبستگی به خانواده می توانند 31 درصد اعتیاد به اینترنت را پیش بینی کنند. کنترل بیش از حد والدین بیشترین تأثیر و متغیر بحران هویت کمترین تأثیر را دارد.
بزهکاری به عنوان پدیده پیچیده اجتماعی، که گستردگی زیادی در میان جوامع مختلف دارد با آسیبهای زیادی در بعد فردی، خانوادگی و اجتماعی همراه است. شناخت عواملی که زمینه گرایش نوجوانان را به سمت بزهکاری فراهم می کند، نقش مهمی در تدوین برنامه های پیشگیرانه و درمانی با هدف کاهش گرایش نوجوانان به سمت بزهکاری دارد. بنابراین پژوهش با هدف بررسی نقش عملکردهای خانوادگی و هوش اخلاقی در گرایش به بزه نوجوانان انجام شد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان تمام دبیرستانهای دولتی (پسرانه) شهر اصفهان در سال تحصیلی 94-95 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، 426 نفر در این پژوهش شرکت کردند. داده های پژوهش به کمک پرسشنامه های هوش اخلاقی (MCI)، عملکرد خانوادگی (FAD) و نگرش به بزهکاری جمع آوری شد. داده ها با نرم افزار SPSS و روش رگرسیون سلسله مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بین تمام مؤلفه های نقص عملکرد خانواده با گرایش به بزهکاری نوجوانان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. هم چنین نتایج بیانگر رابطه منفی بین تمام مؤلفه های هوش اخلاقی با گرایش به بزهکاری نوجوانان بود (05/0> P). نتایج پژوهش نشان می دهد که عملکرد خانوادگی و هوش اخلاقی افراد می تواند پیش بین خوبی برای گرایش به بزهکاری در آنها باشد؛ لذا این نتایج می تواند در کمک به تدوین برنامه های پیشگیرانه و درمانی در زمینه گرایش به بزه نوجوانان مورد استفاده قرار بگیرد.
همزمان با ورود جامعه ایرانی به نظام مدرن، نهاد خانواده و ازدواج تحولات مهمی را از سر گذرانده است. از جمله این تحولات، افزایش روابط دوستی دختر و پسر قبل از ازدواج است. جامعه ایرانی- اسلامی همواره برای استحکام نهاد خانواده در تلاش بوده؛ تا افراد را از هرگونه روابطی که می تواند بر این نهاد مقدس آثار زیانباری داشته باشد برحذر داشته است. هدف این پژوهش واکاوی تجارب روابط دوستی دختر و پسر در دانشگاه است. پژوهش حاضر، مطالعه ای کیفی از نوع پدیدارشناسی است. این پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری غیر تصادفی گلوله برفی(زنجیره ای) صورت گرفته است. نمونه ها شامل25نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی در دانشگاه پیام نور اردبیل، تجربیات خود را پیرامون مسئله مورد نظر بیان کردند. مکالمات ثبت و سپس با استفاده از روش کلایزی مورد تحلیل قرار گرفت. طی این پژوهش، هفت مضمون اصلی که هر کدام حاوی مضامین فرعی متعددی می باشند استخراج شد. مضامین اصلی عبارتند از: نیازهای عاطفی و روانی، حس کنجکاوی بیشتر، فشار محیطی و همسالان، حس استقلال طلبی، حس انتقام جویی و تشفی خاطر، ضعف باورها و اعتقادات، وسایل ارتباط جمعی. .
زندگی مدرن دارای مبانی متافیزیکی مهمی برای خود است که این مبانی ابعاد مختلف حیات دنیوی بشر مدرن را مدیریت میکنند. اهمیت مبانی مذکور در آن است که آنها نحوه نگرش انسان جدید به کل نظام هستی، اعم از خدا، خودش و جهان، را تعیین کرده و لذا با محوریت انسان همه حقایق را فهم و تفسیر میکنند.
نتیجه محوریت انسان و سپس معطوف شدن همه توجه به تأمین نیازهای دنیوی باعث افراط او در استفاده از مواهب خدادادی در طبیعت، و غفلت از حقایق غیرمادی و معنوی میشود که این دو امر از بحرانهای اساسی انسان در جهان مدرن است.
در حل بحران زندگی مدرن، به نظر میرسد نقش دین، بالاخص ادیان الهی، بر عوامل و مؤلفههای دیگر مقدم باشد؛ زیرا دین قادر است پاسخ پرسشهایی که انسان مدرن از طریق علم و متافیزیک مدرن نتوانست پاسخ آنها را بیابد به انسان گوشزد کند.
با توجه به نقش مذکور دین و نیز اهمیت علم و نگرش متافیزیکی در حل بحران انسان مدرن، میتوان به اهمیت نقش علم دینی در این زمینه توجه داشت؛ زیرا علم دینی، در اینجا، نظام معرفتی دربارة جهان طبیعت و نیز ماوراء طبیعت است که آموزههای دین در شکل دهی متغیرهای تأثیر گذار آن، دارای نقش و تأثیر مهمی است که به واسطه همین کلیتِ علم، بالاخص کاربردهای آن را، رنگ و جهت دینی داده و از بروز نتایج سکولار و ضد دین جلوگیری میکند.
این مقاله قصد دارد رابطه میزان آگاهی اینترنتی جوانان و استفادهی آنها در شهر تهران از خدمات تجارت الکترونیک بنگاه با مصرفکننده (B TO C) را تبیین کند. مسئلهی این مطالعه عبارت است از تأثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی جوانان شهر تهران بر میزان آگاهی و استفادهی آنها از خدمات تجارت الکترونیک. نظریهی مورد استفاده در این مطالعه، نظریهی شکاف دیجیتال میباشد که زیر مجموعهای از نظریهی شکاف آگاهی است و با استفاده از روش کمی (پیمایشی) به جمعآوری دادهها پرداختم. براساس نتایج این پژوهش مشخص شد که بین تحصیلات اغلب جوانان مورد مطالعه و تعلق آنان به طبقهی بالای جامعه (از لحاظ اقتصادی) و میزان آگاهی و استفادهی آنها از خدمات تجارت الکترونیک رابطهی معنادار و علی وجود دارد. در واقع شکاف دیجیتال در میان جوانان شهر تهران وجود دارد و همین مسئله از دلایل تفاوت آنها در میزان آگاهی و استفاده از خدمات اینترنت از جمله تجارت الکترونیک در فروشگاههای اینترنتی ایرانی میباشد. از طرف دیگر بر اساس این پژوهش مشخص شد که اعتماد جوانان شهر تهران به فروشگاههای اینترنتی ایرانی، خیلی کم میباشد که همین مسئله یکی دیگر از دلایل عدم استفادهی آنها از فروشگاههای اینترنتی است.
هدف از پژوهش حاضر، بازشناسی معیارها و مبانی اجرای متناسب با نوع رسانه (رادیو یا تلویزیون) از خلال شواهد تجربی منتج از پیمایش سطح عملکرد مجریان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. جامعه آماری متشکل از 15 نفر از گویندگان باسابقه رادیو و تلویزیون می باشند. از آنجا که بخش عمده ای از میزان اثرگذاری یک برنامه تلویزیونی زنده، به نحوه ارتباط پویای مجریان با مخاطبان آنها وابسته است، می توان نتایج حاصل از این پژوهش را درآمدی بر ضرورت بازنگری در روند انتخاب مجریان رادیو برای برنامه های تلویزیونی تلقی کرد. این پژوهش به شیوه پیمایشی انجام پذیرفته است. یافته ها نشان می دهد که عمده ترین ضعف های فاحش در سطح عملکرد مجریان رادیو، به این شیوه قابل تفکیک است: نبود تنوع در ارائه مطالب، پرحرفی رادیویی در برنامه زنده تلویزیونی، اطلاع رسانی ناتمام و ضعف در کنترل رابطه پویا با مخاطب رسانه ای.
یکی از مفاهیم نیازمند بررسی در تاریخ اسلام و ایران، به ویژه در دورة صفوی، مفهوم سیادت است. گرچه این مفهوم از آغاز تا دورة صفویه مسیری انقباضی (هاشمی، طالبی، علوی، و فاطمی) طی کرد، دربارة انتساب سیادت (پدری یا مادری) دیدگاه های تازه ای نیز پدید آمد. نگارندگان این مقاله موفق شدند دو رساله به نام های الاشراف علی سیادة الاشراف تألیف سیدحسین بن مجتهد کرکی (د 1001ق) و رسالة فی اولاد البنات یا اثبات سیادة اولاد الاناث تألیف سیداحمد بن زین العابدین علوی عاملی (د 1060ق) را بازشناسی کنند که نویسندگان آن ها درصددند ره یافتی متفاوت با گفتمان غالب عصر خویش دربارة انتساب سیادت ارائه دهند. هم چنین در این پژوهش برآنیم ضمن بازشناسی و معرفی این دو نسخة خطی با تکیه بر تحلیل تاریخی مفهومی و متنی نسخ فوق به بررسی اندیشه های مؤلفان آن دربارة مفهوم سیادت بپردازیم.