تعارض امری اجتناب ناپذیر است ، به ویژه برای مدیران سازمان های پلیس . دلایل متعددی از قبیل پیچیده شدن جامعه ، سر و کار داشتن مدیران با مردم و محدودیت منابع به ویژه منابع انسانی و مالی برای تعارض وجود دارد . در حقیقت همه سازمان ها ، از جمله پلیس به نوعی دارای تعارض می باشند . اهداف فردی و سازمانی ، تفاوت در شیوه زندگی و نیازهای فردی کارکنان ، تفسیرهای مختلف از قوانین و مقررات ، تفاوت های جسمی ، روانی و اجتماعی و تنوع دیدگاه ها عواملی هستند که می توانند در بروز اختلاف نظر و تعارض سازمانی دخیل باشند .
مقاله حاضر رابطه رسانه های جمعی در دو شکل پیشین و جدید آن (فنآوریهای اطلاعاتی و ارتباطی نوین ) با هویت بدن را مطالعه می کند. برای آزمون این رابطه، نمونه ای از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه شیراز بر مبنای نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. پس از مروری بر مطالعات پیشین و نظریه های موجود، چارچوبی مبتنی بر نظریه های یادگیری اجتماعی و تحلیل پرورش تنظیم شده است. روش تحقیق مورد استفاده پیمایش و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه خودگزارشی است. پایایی گویه های تصور بدن برابر با 77/0 است. نتایج به دست رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که 1) رسانه های داخلی در کل، جهتی معکوس با افزایش تصور بدن به شکل مدرن آن دارند در حالی که فنآوریهای نوین جهتی مثبت با آن داراند. 2) محتوای برنامه های مذهبی، رابطه منفی با تصور بدن مدرن دارند. در نهایت مدل تحقیق توانسته است، 37 درصد از تغییرات تصور بدن را توضیح دهد.
بررسی خاستگاه انحرافات اجتماعی از دیرباز مورد توجه اندیشمندان علوم مختلف بوده و نظریه های متفاوتی در مورد نقش و تأثیرگذاری شرایط زیستی، روانی و اجتماعی افراد ارائه شده است. شهید مطهری با تکیه بر اندیشه اسلامی، در عین اینکه تأثیر هیچ یک از عوامل فوق را نادیده نمی گیرند، ولی خود فرد را با داشتن آگاهی، اراده و اختیار و مسئول بودن در برابر افعال خود و نیز توان بر خویشتن داری در ارتکاب هر عملی، مورد توجه قرار می دهند و بر دو عامل اساسی رواج اندیشه های انحرافی و نیز رونق نفاق و دورویی در دوران معاصر بر زمینه سازی برای ارتکاب رفتارهای انحرافی تأکید می کنند. دیدگاه ایشان با دیدگاه کلاسیک ها و نظریه گزینش عاقلانه رفتار انحرافی قرابت دارد.
مقاله حاضر به بررسی بازنمایی زن دوم در سینمای ایران در طی دو دهه 1370 و 1380 می پردازد. برای نیل به این هدف از روش کیفی نشانه شناسی استفاده و بر اساس الگوی سلبی و کاودری، رمزگان فنی و با به کارگیری رمزگان روایی بارت، ارجاعات و دلالت های موجود در متن فیلم، مشخص شده است. با تمرکز بر این الگوها، سعی بر این بوده که در چهار فیلم: «شوکران»، «زن دوم»، «پاتو زمین نذار» و «زندگی خصوصی» که به روشی هدفمند برگزیده شده اند، شخصیت زن دوم واکاوی و بازنمایی سینمایی از شخصیت زن دوم و کلیشه های به کار رفته در این بازنمایی آشکار شود.بنابر نتایج این مقاله می توان گفت در بازنمایی زن دوم شاهد کلیشه هایی هستیم که به کرات به تصویر در آمده اند. کلیشه هایی چون: «یافتن تکیه گاه عاطفی»، «زن مدرن و مستقل»، «زن مطلقه»، «اغواگری»، «تنهایی»، «مادرانگی»، «دین داری»، «تبرئه شدن و مظلومیت»، «ارتباط پنهانی» و «بی آبرویی» از عمده کلیشه های مطرح شده در این فیلم ها هستند. با بررسی این فیلم ها مشخص شد که زن دوم هرچند عمدتاً در ابتدای امر اغواگر و فریبنده ظاهر می شود، اما در جریان داستان در جستجوی نقش همسر و در پی تشکیل کانون خانوادگی ست و در نهایت او از تقصیر ورود به این رابطه تبرئه می شود. انگشت اتهام در خصوص ازدواج دوم عمدتاً به سوی مردان متأهل است و اراده آن ها در ورود به این ارتباط اصیل شمرده می شود.
در دوره دوم مشروطه که از فتح تهران در جمادی الثانی سال 1327هـ.ق آغاز شد و با اولتیماتوم روسیه در محرم 1330.ق به پایان محتوم خود رسید، ایران شاهد یکی از بحث انگیزترین ادوار تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود بود. در این دوره به طور مشخص از نظر فکری جریان های گوناگون و جالب توجهی شکل گرفت که هر کدام تلاش می کردند بر اساس باورهای خود، آنچه را از مشروطه استنباط می کردند به جامعه انتقال دهند. شیخ حسین یزدی یکی از برجسته ترین این اشخاص بود که مقام و موقعیت نظری او در بحث مشروطه و نسبت دین با این اندیشه و نظام سیاسی هنوز روشن نیست. این مقاله به بررسی مقولات یاد شده از دیدگاه وی می پردازد.
گردشگری در مازندران به مثابه استراتژی ایده آل توسعه در نظر گرفته می شود. آمارها نشان می دهند، درآمد حاصل از گردشگری در این استان گاه تا بیش از 5 برابر کل بودجه استانداری بوده است. با وجود این، در نگاهی انسان شناختی درمی یابیم، گردشگری به مثابه یک برنامه در توسعه اقتصادی موفق محقق نشده است. منافع اصلی حاصل از اقامت و پذیرایی گردشگر عمدتاً نصیب سرمایه گذاران غیربومی می شود و بنابراین اقتصاد محلی چنانکه باید سودمند نیست. از سوی دیگر، شیوه های معاش بومی به واسطه فعالیت در بخش خدمات گردشگری در حال نابودی هستند. جان باختن تدریجی کشاورزی و فعالیت های مربوط به صنایع دستی و هنر بومی از جمله مهم ترین این موارد است. در مقاله حاضر با رویکرد انسان شناسی، گردشگری بررسی شده و به تبع آن، با استفاده از روش های کیفی همچون مصاحبه و مشاهده مشارکتی به بررسی تأثیرات اقتصادی گردشگری در مازندران پرداخته شده است.