خبر جعلی را می توان خبری دانست که در ماهیت خود دچار تحریف و از بستر و زمینه اصلی اش جدا شده و بنابراین نامعتبر است. ظهور عصرفناوری های ارتباطی دیجیتال و ویژگی های آن که تغییرات گسترده ای را در نظام های تولید، توزیع و مصرف رسانه ای موجب شده است از یک طرف بستر بسیارگسترده تر و مهیاتری برای انتشار و مصرف اخبارجعلی فراهم آورده و از طرف دیگر امکانات شناسایی و مقابله با این نوع اخبار را نیز توسعه داده است. امّا به نظر می رسد آن چه که در ابتدا و حتی پیش از استراتژی ها و تکنیک های مقابله باید مورد توجه قرار گیرد، پرداختن به ماهیتِ اخبار جعلی و دلایل ظهور و بروز آن در عصر دیجیتال است. در این پژوهش با استفاده از روش فرا تحلیل کیفی و بهره گیری از مطالعات و پژوهش های صورت گرفته، به تعریف چیستی و تبیین چرایی اخبار جعلی در عصر فناوری های ارتباطی دیجیتال پرداخته شده است. مطالعه و مقایسه ی دیدگاه های مطرح شده در این حوزه، شناسایی وجوه افتراق و اشتراک آن ها و همین طور نوع نگاهِ آن ها به مقوله اخبار جعلی در کنار تطبیق، ترکیب و تفسیرنتایج، می تواند ما را به سوی اتخاذ یک رویکرد واقع بینانه برای مواجهه با اخبار جعلی و درک چیستی و چرایی بروز رو به گسترشِ آن در عصر ارتباطات نوین جهانی رهنمون شود.
در جهان متلاطم امروز آنچه که می تواند حیات بالنده و رو به رشد سازمان ها را تضمین نماید وجود نظام مدیریتی اثربخش کارآمد است. برای داشتن نظام مدیریتی اثربخش و کارآمد نیز می بایستی مدیرانی ذی صلاح و شایسته تربیت نمود. دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی نیز از این تحولات در امان نبوده اند و اخیراً با گستره ای از چالش های توسعه مدیریت روبرو هستند. از مهم ترین الزامات توسعه مدیریت، پرورش جانشینانی برای به عهده گرفتن سمت های مهم مدیریتی می باشد که تحت عنوان جانشین پروری از آن نام برده می شود. اما برای اجرای این مهم در هر سازمانی باید متناسب با آن سازمان سیاستها، راهبردها و سازوکارهای اجرای اتخاذ و دنبال شود. این پژوهش با هدف شناسایی سیاست ها، راهبردها و سازوکارهای اجرای نظام جانشین پروری در آموزش عالی با استفاده از طرح تحقیق کیفی انجام شده است. در این پژوهش با بهره گیری از تکنیک مصاحبه های عمیق، با 17 نفر از سیاستگذران در عرصه آموزش عالی، مدیران فعلی و سابق دانشگاه ها در سطوح مختلف، سیاست ها، راهبردها و سازوکارهای استقرار جانشین پروری بر اساس بافت و زمینه دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران اکتشاف شد. در نهایت سیاستها، راهبردها و ساز و کارهای تحقق جانشین پروری در آموزش عالی ایران که شامل سیاستها، راهبردها و سازکارهای فرهنگی، قانونی، مدیریتی، ساختاری و دانش افزایی و توسعه ای بود، ارائه گردید.
جامعه پذیری فرایندی است که فرد در طی آن، افکار، معتقدات، ارزش ها، الگوها و معیارهای فرهنگ جامعه خود را یاد می گیرد. جامعه پذیری، موضوعی میان رشته ای است که در حوزه های مختلف کاربرد دارد. یکی از حوزه های کاربرد آن، حوزه دین است. جامعه پذیری دینی نیز فرایندی است که افراد یک جامعه، با باورها، اعمال، وظایف، آیین ها، مراسم، مناسک، ارزش ها، هنجارها و نمادهای دینی جامعه خود آشنا می شوند و آنها را فرا می گیرند و موجب انتقال فرهنگ دینی از نسلی به نسل دیگر می شوند. برای جامعه پذیری مهدوی به عنوان زیرمجموعه جامعه پذیری دینی نیز لازم است زمینه هایی به وجود آید تا افراد باورها، ارزش ها و نمادهای اندیشه مهدوی را فرا گیرند و موجب انتقال آنها از نسلی به نسل دیگر شوند. در این تحقیق با هدف استقرار اندیشه مهدویت و نشان دادن راه های انتقال آن از نسلی به نسل دیگر و چگونگی جامعه پذیری مهدویت، بحث و گفت وگو شده است. مهم ترین یافته های تحقیق، بررسی اشکال جامعه پذیری مهدوی است که ممکن است به دو شکل: یادگیری و انتقال مستقیم، آشکار و رسمی و یادگیری و انتقال غیرمستقیم و غیررسمی صورت گیرد. همچنین بررسی عواملی که در جامعه پذیری مهدوی نقش دارند و عبارتند از: نهاد خانواده، نهاد تعلیم، نهاد رسانه، نهاد دین و مذهب.
تجلی هویت به عنوان سرچشمه معنا و پاسخ به کیستی و چیستی حقیقت ِ انسان ها در ساحت های مختلف، معنابخش زندگی آنهاست. کشف نگاه قرآن به این حقیقت و واکاوی مشخصه ها و اوصاف اصلی آن که بازنمایی صفات ذاتی انسان ها در عرصه های گوناگون است می تواند به بسیاری از مباحث مرتبط با عناصر ارزشی و هنجاری انسان پاسخ دهد و مسیر روشنی را برای حل برخی معضلات مربوط به آن، از جمله تناقض های هویتی، ارائه کند؛ چون مسئله هویت، پیش از توصیفی بودن، مسئله ای وجودشناختی است. از افق آیات، سعی شده است تقریری جدید از دلایل نظری مربوط به آن، برای ترسیم وابستگی افراد به جایگاه و منزلت خویش ارائه شود. اینکه در منطق وحی، درون مایه هویت، منشأ اصلی و نیز مرجع تشخیص آن چیست و در طی چه بافتاری تعریف و تحلیل می شود، از دغدغه هایی است که در این مقاله تلاش می شود با استفاده از آیات و تفاسیر بدان پرداخته شود. این مقاله با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای و به لحاظ ماهیت روش از نوع توصیفی تحلیلی است که از طریق روش اسنادی، داده های لازم استخراج و یافته های آن تحلیل و تفسیر شده اند.
بخش مهمی از ظرفیت های گردشگری ایران در مناطق تحت حفاظت قرار دارند؛ ولی بهره مندی هدفمندی از این قابلیت، در جهت توانمندسازی این مناطق و به تبع آن، توسعه منطقه ای در کشور صورت نگرفته است؛ تا جایی که بر اثر فشارهای انسانی و محیطی، به تدریج، شاهد از بین رفتن این گستره های خدادادی هستیم. این امر، ضرورت تدوین برنامه های جامع گردشگری متناسب با شرایط زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی هر منطقه تحت حفاظتی را گوشزد می کند؛ از این رو، تحقیق حاضر، با هدف تبیین برنامه راهبردی توسعه طبیعت گردی در محدوده تحت حفاظت آثار طبیعی - ملّی دهلران در استان ایلام با استفاده از چارچوب جامع تدوین راهبرد، به رشته تحریر درآمده است تا از این طریق، زمینه بهره برداری پایدار طبیعت گردی فراهم گردد. این تحقیق به لحاظ روش، از نوع توصیفی - تحلیلی و بر مبنای هدف، کاربردی است. جامعه آماری آن نیز؛ شامل: کلیه کارشناسان ادارات کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و حفاظت محیط زیست استان ایلام بوده است که تعداد 30 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند، به عنوان نمونه انتخاب شدند. شیوه گردآوری داده ها نیز به دو صورت اسنادی و میدانی بوده است.
نتایج نشان می دهد که این مقصد گردشگری در محیط داخلی با ضعف های بیشتری در قیاس با قوت ها دست و پنجه نرم می کند و در محیط بیرونی با فرصت های بیشتری در مقایسه با تهدیدات روبه روست؛ بنابراین، راهبردهای «محافظه کارانه/ ترمیمی» مبتنی بر نگهداری و حمایت درونی، مناسب ترین قابلیت را در پاسخ به این شرایط خواهند داشت؛ همچنین، سنجش کّمی راهبردهای مذکور، نشان داد که راهبرد «تدوین طرح جامع توسعه طبیعت گردی پایدار» با کسب امتیاز 43/9 دارای بیشترین جذابیت و «تدوین مقررات حفاظت» با نمره 81/6 دارای کمترین جذابیت می باشد.
در این تحقیق درصدد آن بودیم که با بررسی چالش های ارتباطات فرهنگی در مساجد عواملی را که در میزان افزایش یا کاهش حضور نمازگزاران مؤثر هستند شناسایی کنیم. این تحقیق با روش پیمایشی صورت گرفته و جامعه آماری آن شامل 22 مسجد از مناطق 22 گانه شهرداری تهران می باشد که با طراحی پرسشنامه نقطه نظرات نمازگزاران را در خصوص ارتباطات فرهنگی مساجد جویا شدیم. نتایج حاصل از بررسی و آزمون فرضیه های تحقیق به ما نشان داد که میان حضور اقشار مختلف در مساجد و آسیب های معطوف به (ارتباط با مراکز آموزشی، تشویق در مساجد،متولیان مسجد، امام جماعت، بسیج، هیئت امناء و نگرش افراد به وضعیت مساجد) رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین تحلیل دادها نشان داد آسیب های موجود در حوزه بسیج، امام جماعت و تشویق در مساجد به ترتیب بیشترین میزان همبستگی را با حضور اقشار مختلف مردم در مسجد دارند.
زمینه و هدف: غالب پژوهش های انجام شده در زمینه پیشگیری وضعی از وقوع جرم، به مفاهیمی کلی و عمومی، بدون عنایت به مسایل تخصصی مرتبط با طراحی فضا پرداخته اند. پژوهش حاضر در پی بررسی و استخراج راهکارهای معماری پیشگیری از وقوع جرم در سطح واحد مسکونی، با توجه به سطوح مختلف فضای سکونتی است. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام ساکنان مجموعه های مسکونی باز شهر رشت است که از میان آن ها، سه مجموعه مسکونی در «مسکن مهر رشت»، «مسکن بسیجیان تالش» و «مسکن ارکید گلسار رشت» به صورت هدفمند انتخاب و با توزیع 1000 پرسش نامه روا و پایا (80/0) در بین ساکنان آن ها، 259 پرسش نامه جمع آوری و داده ها با کمک نرم افزار «اس.پی.اس.اس» تحلیل شدند. یافته ها و نتایج: یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهد که تمهیدات پیشگیرانه طراحی در راستای کاهش وقوع جرم در سطح واحد مسکونی، بیشتر براساس اصل کنترل دسترسی معنا پیدا می کند، بنابراین راهکارهای معماری پیشگیری از وقوع جرم در سطح واحد مسکونی، در راستای جلوگیری از نفوذ بزهکار از طریق تقویت حوزه های دسترسی به واحد (مانند بالکن ها، پنجره ها، در ورودی و...)، طراحی می شوند. باید توجه داشت که راهکارهای منتج از سایر اصول پیشگیری از وقوع جرم از طریق معماری به دلایل مختلفی از جمله تمایل نداشتن ساکنان به امکان رویت فضای داخل واحد مسکونی (اصل نظارت طبیعی)، نبود امکان افزایش قلمروگرایی ساکنان واحد از طریق طراحی به دلیل فقدان عرصه عمومی (قلمروپایی) و تعارض با محرمیت و آسایش فضاهای داخل واحد (اصل شنودپذیری) با موفقیت کمتری مواجه هستند.
موضوع مقالة حاضر، شناخت جایگاه طنز در مطبوعات امروز ایران است. در این پژوهش، 16 نفر از طنزپردازان شاخص مکتوب و تصویری با استفاده از روش مصاحبه عمقی مورد پرسش قرار گرفته اند. نظریه های سه گانه طنز، منطق گفت وگویی و کارناوال میخائیل باختین و مسئولیت اجتماعی رسانه ها چارچوب نظری این مقاله را شکل می دهند. پرسش ها در قالب سه دسته کلی شامل: تعریف و ماهیت طنز مطبوعاتی، رابطه طنز مطبوعاتی با جامعه و رسانه و چالش ها و آینده طنز مطبوعاتی، طراحی و پرسش شده اند. طبق نظر طنزپردازان، مهم ترین کارکرد طنز مطبوعاتی انتقادی و ژورنالیستی بودن آن است و طنز مطبوعاتی به دلیل این ماهیت به شکل مستقیم با دستگاه های صاحب قدرت گره خورده است و بر خلاف نظر باختین، طنز مطبوعاتی در فضای بستة سیاسی، کارکرد انتقادی خود را از دست می دهد. اختلاف تعریف طنزپردازان و جامعه از مفهوم طنز، خطوط قرمز نامشخص و سیال و ظهور شبکه های اجتماعی به شکل مستقیم آینده طنز مطبوعاتی را دچار ابهام کرده است.
• گاردین: برای یک امتحان کسب و کاری آماده اید؟
• رویترز: هک شدن اطلاعات 40 میلیون کارت اعتباری مشتریان
• واشنگتن پست: 8 شغلی که رباتها از انسانها دزدیدند
• بلومبرگ: چین و اعمال محدودیتهای بیشتر برای شرکتهای جهانی
فرزندخواندگی، از بسترهای توجه به مصالح عالیه کودک، بر موضوع یافتن خانواده ای مناسب برای کودک و نه صرف الحاق او به یک خانواده تمرکز دارد. در این میان فرزندخواندگیِ باز به عنوان یکی از انواع فرزندخواندگی در جهت حمایت از کودک، مدعی است که با در اختیار قرار دادن اطلاعات مربوط به والدین اولیه و همچنین سایر اطلاعات هویتی، حق بر هویت کودک را در راستای مصالح وی، تأمین می کند. از سوی دیگر الگوی اسلام برای حمایت از کودکان، علی رغم عدم پذیرش فرزندخواندگی، به دلیل توجه ویژه به حفظ هویت و نسب کودک، ارائه اطلاعات والدین اولیه را ضروری می داند. تجلی این نگاه در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست مصوب 1392 قابل مشاهده است. مقاله حاضر به دنبال یافتن نقاط مشترک و متفاوت این دو الگوی حمایتی از کودکان است.بر اساس یافته های این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که هر دو رویکرد، علیرغم تفاوتهای مبنایی، در لزوم ارایه اطلاعات هویتی مربوط به کودک، همسو میباشند. در سایر انواع فرزندخواندگی نیز اگرچه رهیافت اصلی رعایت حق دسترسی کودک به اطلاعات مذکور است، لکن در این نوع خاص، کودک فراتر از دسترسی اطلاعاتی باوالدین اولیه خود تماس و ارتباط نیز برقرار خواهد کرد.