ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۳۷٬۸۰۷ مورد.
۳۲۴۱.

رابطه قضاوت اخلاقی و پایبندی اعتقادی با گسست در نهاد خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۳۶۳
تحکیم نهاد خانواده و برقراری رابطه صمیمی بین اعضای آن، به سلامت نهاد خانواده کمک می کند و به ویژه در جامعه اسلامی، از جایگاه ارزشمندی برخوردار است؛ ولی عوامل متعددی وجود دارند که بنیان خانواده و دوام آن را تحت تأثیر قرار می دهند، کارکردهای آن را دچار اختلال می کنند و حتی به گسست خانواده منجر می شوند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه قضاوت اخلاقی و پایبندی اعتقادی با گسست در نهاد خانواده، انجام شده است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها ، پرسش نامه است. جامعه آماری، افراد متأهل ساکن در سه منطقه از مناطق ده گانه شهر تبریزند که براساس فرمول کوکران، 384 نفر از آنها به عنوان نمونه آماری به روش نمونه گیری خوشه ای بررسی شدند . نتایج نشان داد بین قضاوت های اخلاقی افراد با گسست خانواده رابطه مستقیمی وجود دارد. همچنین، پایبندی اعتقادی با گسست خانواده، رابطه معکوس و معنی داری دارد. به عبارتی در نهاد خانواده هرچه سهم قضاوت های فردی درباره موضوعات اخلاقی، بیشتر به عنوان ملاک های اخلاقی مدنظر قرار گیرد و استدلال های اخلاقی بر پایه قضاوت های شخصی جای عقلانیت اخلاقی را بگیرد، احتمال وقوع تعارض و در نتیجه احتمال وقوع گسست در خانواده بیشتر می شود و هرچقدر پایبندی اعتقادی زوجین در زندگی زناشویی بالا باشد، احتمال وقوع گسست در نهاد خانواده کمتر می شود.
۳۲۴۲.

بررسی جامعه شناختی سوژه گری مجازی (مطالعه کاربران اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۳ تعداد دانلود : ۳۸۰
امروزه کاربران، فضای مجازی را واقعیت تلقی می کنند و در آن به عنوان یک جهان اجتماعی درگیر می شوند. این درگیرشدن مستلزم تعریف خود به عنوان سوژه هایی در ارتباط با این جهان اجتماعی است. پژوهش حاضر به مطالعه برساخت سوژه گری مجازی در بین کاربران اینستاگرام می پردازد.پژوهش حاضر به شیوه کیفی انجام شده است. در این راستا از پارادایم تفسیری و روش نظریه زمینه ای چندگانه استفاده شده است. نمونه مورد مطالعه شامل 46 نفر از کاربران اینستاگرام است که به شیوه نمونه گیری هدفمند با لحاظ قاعده حداکثر تنوع انتخاب شدند.سوژه گری در فضای مجازی در شکل پساواقعیت ها و خودهای پساواقعی با استفاده از تکنیک های «کمال گرایی وجودی»، «گریز از بوده ام»، «همانندشدن با خود» و «همانندشدن با دیگری» برساخته و تعریف می شود. در هر چهار مفهوم، سوژه به دنبال کسب اعتبار است؛ با این تفاوت که همانندشدن با خود از طریق بازیابی خود و هویت رخ می دهد، اما کمال گرایی وجودی و همانندشدن با دیگری با سقوط در «دازمن» رخ می دهد.نکته اساسی در هردو شکل از اعتبار این است که خودهای مبتنی بر این اعتبارها پساواقعی و مبتنی بر پساواقعیت هایی هستند که فقط در فضای مجازی وجود دارند.
۳۲۴۳.

تأثیر مخارج مستمری صندوقهای بازنشستگی بر فقر و نابرابری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۲۷
مقدمه: مسئله فقر و نابرابری از دیرباز موردتوجه سیاست مداران و اندیشمندان بوده است و تلاشهای گسترده ای برای رفع آن انجام شده است. از مهم ترین برنامه هایی که با هدف کاهش فقر و نابرابری طرح ریزی و اجرا شده است، برنامه های تأمین اجتماعی به ویژه بیمه های بازنشستگی است. در ایران اکثر مستمری بگیران، تحت پوشش دو صندوق بازنشستگی کشوری و سازمان تأمین اجتماعی هستند. سؤال اساسی این است که این دو صندوق تا چه اندازه می توانند در کنترل فقر و نابرابری مؤثر باشد. روش: در این مطالعه به بررسی رابطه مخارج مستمری دو صندوق بزرگ بازنشستگی کشور با فقر و نابرابری در دوره 1394 تا 1398 پرداخته شده است. داده های این پژوهش از نوع تابلویی است و برای تخمین از روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان می دهد که رابطه مخارج مستمری سازمان تأمین اجتماعی با شاخصهای فقر و نابرابری رابطه ای منفی بوده است ولی مخارج مستمری صندوق بازنشستگی کشوری و شاخصهای فقر و نابرابری هم جهت بوده اند. بحث: علت تفاوت در تأثیرگذاری این دو صندوق بر فقر و نابرابری را می توان در وضعیت مالی این دو صندوق در سالهای اخیر جستجو کرد. در صندوق بازنشستگی کشوری بر خلاف سازمان تأمین اجتماعی، مخارج بیشتر از درآمدها است و دچار کسری مالی است و بخش عظیم این کسری توسط دولت پرداخت می شود؛ این مسئله با ماهیت صندوقهای بازنشستگی در تضاد است. دولت بخشی از بودجه رفاهی را به صندوقهای بازنشستگی که دچار کسری مالی هستند پرداخت می کند درنتیجه بودجه حقیقی سایر برنامه های حمایتی دولت از نیازمندان کاهش یافته است.
۳۲۴۴.

رابطه حمایت اجتماعی و گرایش به مصرف مواد در میان زلزله زدگان استان کرمانشاه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۲۹۴
مقدمه: کشور ایران از جمله کشورهایی است که بیشترین تلفات را از زلزله، متحمل شده است. برخی پیامدها و آسیبهای اجتماعی ناشی از زلزله حتی در دهه های بعد در آن مناطق ظاهر می شود. یکی از این پیامدها، گرایش به مصرف مواد است. ازاین رو این مطالعه با هدف تعیین رابطه بین حمایت اجتماعی و گرایش به مصرف مواد در میان زلزله زدگان استان کرمانشاه انجام شد. روش: در این مطالعه همبستگی در سال 1400، 450 نفر از جمعیت ساکن در شهر سرپل ذهاب که در هنگام زلزله سال 1396 در این شهر ساکن بودند، به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای موردمطالعه قرار گرفتند. در این پژوهش از چک لیست مشخصات جمعیت شناختی و دو پرسشنامه روا و پایاشده حمایت اجتماعی وکس و نگرش به مصرف مواد استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS Graphics تحلیل شدند. یافته ها: بیشتر افراد موردمطالعه، مرد، مجرد و شاغل بودند. میزان حمایت اجتماعی در سطح خیلی خوب و میزان گرایش به مصرف مواد در سطح متوسط ارزیابی شد. همچنین، بین حمایت اجتماعی و گرایش به مصرف مواد رابطه منفی و معناداری به دست آمد. بحث: با توجه به وجود رابطه معنی دار حمایت اجتماعی با گرایش به مصرف مواد و با توجه به زلزله خیز بودن کشور ایران، مسئولان مربوطه می بایست با انجام اقدامات مناسب برای بهبود حمایت اجتماعی که می تواند موجب کاهش گرایش به مصرف مواد در میان زلزله زدگان شود، برنامه ریزی و سیاست گذاری کنند.
۳۲۴۵.

Sociological Explanation of the Role of Knowledge Industry and Culture Industry on Tendency to Sport among Youth of BandarAbbas city(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۲ تعداد دانلود : ۲۹۶
Purpose: Sport plays an important role in health and therefore, it is necessary to examine the tendency to sport based on knowledge industry and culture industry. As a result, the aim of this study was to sociological explanation of the role of knowledge industry and culture industry on tendency to sport among the youth of BandarAbbas city. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed (qualitative and quantitative). The research population in the qualitative part was the elites of the fields of sociology, sociology of sports, media and education, which number of 20 people of them were selected as a sample with using the purposive sampling method. The research population in the quantitative part was the youth of BandarAbbas city, which number of 400 people of them were selected as a sample with using the multi-stage cluster sampling method. The research tool in the qualitative part was depth and semi-structured interview and in the quantitative part was researcher-made questionnaire (42 items), which their validity and reliability were confirmed. To analyze data in the qualitative part were used the open, axial and selective coding method in MAXQDA software, and in the quantitative part were used the exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and LISREL software. Findings: The findings of the qualitative part showed that for the sociological explanation of the role of knowledge industry and culture industry on tendency to sport were identified 42 indicators, 11 components and 3 dimensions of the knowledge industry (with 3 components of training and fosterage, introduction and make known of sports and sports scientific materials), the culture industry (with 5 components of television sports programs and competitions, radio sports programs, sports virtual pages, sports press and television sports documentaries) and the tendency to sport (with 3 components of physical and mental health, quality of life and leisure and pleasure). The findings of the quantitative part showed that the factor load of all factors was higher than 0.40, the average variance extracted of all them was higher than 0.50 and the reliability of all them was higher than 0.70. Also, the sociological explanation model of the role of knowledge industry and culture industry on tendency to sport had a good fit, and both the knowledge and culture industry had a direct and significant effect on the tendency to sport among the youth of Bandar Abbas city (P<0.001). Conclusion: Based on the results of this study, it is suggested that in order to improve the tendency to sport among youth people, planning should be done in the field of knowledge industry and culture industry, and the identified components and indicators for them should be promoted.
۳۲۴۶.

Sociological Investigation of Cultural-Social Influence of Afghanistan Immigrant Families from Iran (Case study of Tehran city)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۳ تعداد دانلود : ۲۸۴
Purpose: The immigrants in the destination communities always face many challenges in cultural and social fields and they must coordinate and adapt themselves to cultural and social influences. Therefore, the current research was conducted with the aim of sociological investigating of cultural-social influence of Afghanistan immigrant families from Iran. Methodology: In a qualitative, applied and cross-sectional research, 16 parents and children of Afghanistan immigrant families referring to the one of Tehran's helper clinics were examined in terms of cultural-social influence. The research tool was included semi-structured interviews with parents and children of Afghanistan immigrant families. For data analysis was used thematic analysis method according to grounded theory. Findings: The findings of the sociological investigating of cultural-social influence of Afghanistan immigrant families from Iran showed that 20 concepts in 7 categories of insecurity in Afghanistan (with 3 concepts of life insecurity, economic insecurity and financial insecurity), better living conditions in Iran (with 4 concepts better health, food preparation and food hygiene, better environmental conditions of people and better moral feedback in the society), better economic conditions in Iran (with 2 concepts of providing social life basic facilities and more economic situations), problems of social life in Iran (with 3 concept of racial mentality of Iranians in dealing with Afghans, financial and economic discrimination against Afghans and humiliation of native culture of Afghans), preservation of Afghan traditions and cultural values in Iran (with 2 concepts of holding traditional ceremonies of Afghans and connection of young Afghans with traditional ceremonies of Afghans), problems of educating Afghans in Iran (with 2 concepts of structural problems against the education of Afghans and negative cultural and racial attitudes from some Iranians) and accepting the values and norms of Iranian society (with 4 concepts of accepting and carrying out common traditions, understanding and accepting some aspects of culture daily social life of Iranians, participation in friendly gatherings of Iranians and family relationship and marriage with Iranians) were identified. The analyzes according to the grounded theory showed that in the causal conditions of the social structures of the acceptance of immigrants there are four categories of social trust, institutionalization of the principles of social education, development of structures that support the acceptance of immigrants and creation of equal conditions for the social life of immigrants, in the central phenomenon of security, health and better living conditions in Iran three are three category of lack of security in Afghanistan, better living conditions in Iran and better economic conditions in Iran, in the basic conditions of infrastructure there are two categories of financial resources and human resources, in the interfering conditions of social life challenges of Afghan immigrants there are one category of individual-social life problems in Iran, in the proposal solutions for the acceptance and participation of immigrants in Iranian society there are two categories of solving structural problems in the social presence of Afghans and cultural education of Iranians for better acceptance of Afghan immigrants and in the consequences of the life outcome
۳۲۴۷.

The Public Sphere (Virtual and Non-Virtual) and Responsible Environmental Behaviors of Citizens (A Study among Citizens Over 18 Years Old in Tehran)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۳۱۱
Purpose: With the spread of environmental issues attention to the responsible environmental behavior of citizens to reduce environmental pollution it has become very important. Therefore, the purpose of this study was to explain the relationship between the public sphere (virtual and non-virtual) and responsible environmental behaviors of citizens. Methodology: The present research method was a quantitative from type of survey. The research population was all the citizens over 18 years old of Tehran city in 2021 year with the number of 6348162 people, which the sample size based on the Cochran's formula was determined 384 people, and in this study due to possible dropouts 400 people were selected as a sample. The samples of this research were selected by multi-stage cluster sampling method and responded to demographic information form and researcher-made questionnaires of virtual and non-virtual public sphere (32 items) and responsible environmental behaviors (32 items). Data were analyzed with tests of Pearson correlation coefficient, multiple regression by stepwise method and analysis of variance in SPSS software. Findings: The findings showed that the virtual and non-virtual public sphere had a positive and significant relationship with responsible environmental behaviors of citizens (P<0.001). Also, the virtual and non-virtual public sphere significantly could predict 31% of changes of responsible environmental behaviors of citizens (P<0.001). In addition, there was no significant difference between responsible environmental behaviors of citizens in terms of the type of virtual network and marital status (P>0.05), but there was a significant difference in terms of education level (P<0.05). Conclusion: The results of this study indicated a significant relationship between virtual and non-virtual public spheres and responsible environmental behaviors of citizens. Therefore, in order to improve the responsible environmental behavior of citizens can be provided the ground for the improvement of the public sphere.
۳۲۴۸.

The Relationship Between Sense of Belonging and Life Satisfaction Among University Students: The Mediating Role of Social Isolation and Psychological Distress(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۳ تعداد دانلود : ۳۷۰
Purpose: The present study aimed to investigate the mediating role of social isolation and psychological distress in the relationship between belonging and life satisfaction among university students. Methodology: In a correlational design, 200 undergraduate students from Ferdowsi University of Mashhad were selected via multi-stage sampling method. Data collection was carried out by measurments, including sense of belonging instrument (Hagerty, & Patusky, 1995), need to belong scale (Kelly,1999), schema questionnaire (Young, 1998), depression, anxiety, stress scale (Lovibond, & Lovibond,1995), psychological distress scale (Kessler et al., 2002) and satisfaction with life scale (Diener, et al., 1985). Data analysis was conducted using pearson correlation coefficient and path analysis. Findings: The results indicated that the sense of belonging and the need to belong were related to social isolation. Additionally, the mediating role of social isolation and psychological distress in the relationship between nelonging and life satisfaction was confirmed (P <0.01). The fit indices confirmed the goodness of fit of the stated model. Also, psychological distress was significantly related to life satifaction. Conclusion: These results highlight the importance of laying the groundwork for students' life satisfaction, which requires the implentation of effective interventions and programs to strengthen sense of belonging and, followed by the reduction of social isolation and psychological distress. The limitations of this study and the future directions will be discussed.
۳۲۴۹.

The Impact of Audio Corrective Feedback on Iranian EFL Learners’ Writing Improvement at Micro and Macro levels: Static and Dynamic Assessment in Focus(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۹
Purpose: This study was an attempt to find the impact of audio corrective feedback on Iranian intermediate EFL learners’ writing improvement at micro and macro levels using static and dynamic assessment methods. Methodology: This study employs a quasi-experimental design; The study population comprises individuals residing in Yazd, Iran, aged between 22 and 30 years old, and possessing intermediate-level proficiency in the English language.Forty Iranian intermediate EFL learners were randomly chosen and assigned to two groups of static and dynamic assessment, each comprising 20 learners. Both groups received audio corrective feedback on the micro (grammatical range and accuracy and lexical resource) and macro (task response and coherence and cohesion) writing skills. The data were collected by the pre-test and post-test of writing and analyzed by multivariate analysis of covariance (MANCOVA). Findings: The results revealed significant effects of audio corrective feedback on EFL learners' writing skills. Improvements were observed in grammatical accuracy (F = 12.45, p < 0.01), lexical resource (F = 9.67, p < 0.05), task response (F = 14.32, p < 0.01), and coherence and cohesion (F = 11.21, p < 0.01). Furthermore, comparison between the static and dynamic assessment groups showed a more pronounced improvement in the dynamic group, with significant differences in micro skills (F = 5.78, p < 0.05) and macro skills (F = 6.34, p < 0.05). Conclusions: The results of this study indicate that the dynamic assessment approach had a statistically significant effect on enhancing both micro and macro-level writing skills among the participants. Notably, it had a more pronounced impact on the improvement of task response and grammatical range and accuracy. This highlights the potential of dynamic assessment as a valuable tool for educators and curriculum designers to promote more comprehensive writing skill development in Iranian EFL learners.
۳۲۵۰.

Validating and Presenting of the Curriculum Pattern of Multi-Grade Classes of Elementary School(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۲ تعداد دانلود : ۳۴۳
Purpose: Considering the importance of curriculum for different classes, especially for multi-grade classes, the present research was conducted with the aim of validating and presenting the curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was mixed. The population of the qualitative part of the current research was the documents related to the research field in scientific databases of internal (1391-1402) and external (2013-2023), which numbers of 27 document were selected as a sample with using the purposive sampling method. The population of the quantitative part of the current research was the experts familiar with the field of research, which numbers of 25 expert were selected as a sample with using the purposive sampling method. The research tool in the qualitative part was taking notes from the documents and in the quantitative part was answering about the validity of the designed pattern with the criteria of adaptability, comprehensibility, research process evaluation, generalizability, theory evaluation and control. The data of the qualitative part to present the curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school were analyzed with the meta-synthesis method in MAXQDA version software, and the data of the quantitative part to validating the mentioned pattern were analyzed with the one sample t-test in SPSS version 23 software. Findings: The findings showed that the curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school had 157 indicators in 28 components and 10 dimensions including the logic, purpose, content, learning methods, teacher, materials and resources, student, time, place and evaluation methods, which based on it, the pattern of dimensions and components of curriculum of multi-grade classes of elementary school were drawn. Other findings showed that the curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school was valid based on the criteria of adaptability, comprehensibility, research process evaluation, generalizability, theory evaluation and control. Conclusion: The designed curriculum pattern of multi-grade classes of elementary school in the present research can help experts and planners in improving the curriculum status of multi-grade classes.
۳۲۵۱.

Designing and Compiling the Supervisory Pattern of Instructional and Educational Leaders in Primary Schools(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۲۷۹
Purpose: Instructional and educational leaders of schools can play an important role in improving the academic and even non-academic conditions in primary schools. As a result, the current research was carried out with the aim of designing and compiling the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools. Methodology: This study in terms of purpose was applied and in terms of implementation method was descriptive from type of correlation. The population of the current research was instructional and educational leaders and teachers of primary schools in Hormozgan province included 124 and 4800 people, respectively, which 300 people of them were selected as a sample based on the Krejcie and Morgan table with using stratified random sampling method. In this study, in order to collect data were used a researcher-made questionnaire of the supervision of instructional and educational leaders in primary schools, and the data obtained from its implementation were analyzed with the methods of exploratory factor analysis and structural equation modeling in SPSS and Smart PLS software. Findings: The findings showed that the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools has 39 items in 8 factors of leadership in educational improvement, leadership in curriculum improvement, leadership in employees improvement, theoretical and scientific skill, technical and technological skill, ethical and professional skill, management and leadership skill and communication skill; So that the factor load of all items (expect on item) and factors was higher than 0.50, the average extracted variance of all factors was higher than 0.60, and the Cronbach and combined reliability of all factors was higher than 0.80. Also, the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools had a good fit and each of the 8 factors had a direct and significant effect on the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools (P<0.001). Conclusion: The results of this study have many practical implications for the experts and planners of the education system, and they based on the aforementioned findings can take an effective step towards improving the supervisory pattern of instructional and educational leaders in primary schools.
۳۲۵۲.

تحلیل گفتمان فرودستی: بازنمایی عکاسانه فرودستان در ایران از دهه 1350 تا دهه 1390(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۳۷۸
عکاسی مستند اجتماعی ایران، سهم اندکی در بازنمایی مسئله فرودستی داشته است؛ و بر خلاف ادعای ثبت صریح و بی دخل و تصرف، آنچه از فرودستی بازنمایی می کند، متکی بر گفتمان های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. هدف مقاله حاضر تحلیل بازنمایی عکاسانه فرودستی در بستر گفتمان های هژمونیک سال های انقلاب و پس از آن است. بدین منظور عکس های مستند اجتماعی ایران بین دهه های 1350 تا 1390 به روش تحلیل گفتمان، مورد تحلیل واقع شدند. با نمونه گیری هدفمند از عکس های مستند اجتماعی ایران، نشان داده می شود که گفتمان فرودستی به تعبیر فوکو با برجسته سازی چه گزاره هایی در هر دهه صورت بندی شده و عکاسی به عنوان آپاراتوس نهادی، چگونه آن را بازنمایی کرده است. نتایج این مقاله نشان داد که بازنمایی عکاسانه گفتمان فرودستی به سه دوره متمایز قابل تفکیک است؛ اول، بازنمایی فرودستان با گزاره اصلی «رنجبر انقلابی» و «مستضعف» در گفتمان اجتماعی دهه 1350، اغلب با بازنمایی بدن هایی آرمانی و انقلابی به مثابه نمادی از مقاومت به صحنه انقلاب فرا خوانده شدند. دوم، بازنمایی فرودستان با گزاره اصلی «قشر آسیب پذیر» در گفتمان فرهنگی، اغلب با بازنمایی بدن هایی منفعل، بیکار و معرف معصومیت از دست رفته در جامعه هنجارمند دهه 1370 با صورتی استحاله یافته به گالری ها راه یافتند. سوم بازنمایی فرودستان با گزاره اصلی «نابهنجار»، «کمتر برخوردار» یا «گروه های غیرمولد» در گفتمان سیاسی دهه 1390، اغلب با بازنمایی بدن هایی گروتسک و اگزوتیک به مثابه گروه های بالقوه بزهکار یا مجرمان، با فروکاست به ابژه ناکارمدِ جامعه مصرفی با تبعید به نا مکان هایی دور از جامعه به انقیاد درآمده و نامرئی شدند.
۳۲۵۳.

تحلیل زیبایی شناسی دریافت در رمان های دالان بهشت و پاییز فصل آخر سال است با دیدگاه ادبیات زن محوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۳۸۸
مطالعه آثار ادبی منطبق با نظریه های ادبی از کاربردی ترین شیوه های نقد نو است که برای مخاطبان، منجر به تولید معنا می شود. در بستر این مطالعات، آثار ادبی به ابزاری برای انعکاس اوضاع و احوال جامعه تبدیل می شوند و از این طریق به افزایش سطح آگاهی و شناخت اجتماعی مخاطبان خود یاری می رسانند. نظریه زیبایی شناسی دریافت از نظریه های روایت شناسی مطرح است. این نظریه، کنش متن را موجد افق انتظار ادبی در خواننده می داند که نتیجه تولید اثر است. در این رابطه افق های اجتماعی، مخاطب را به سوی اثر جلب می کند. درواقع الگوهای جمعی موجود در ذهن مخاطب، چارچوب فکری اوست که تحت تأثیر شرایط مسلّط بر جامعه است و در کنار افق هنری اثر، در تداوم خوانش آن اثر، عاملی تعیین کننده محسوب می شود. پژوهش حاضر با مطالعه کیفی و با روش تحلیل مضمون به بررسی افق انتظارات و انطباق آن با مؤلفه های جمعی، در دو رمان دالان بهشت و پاییز فصل آخر سال است، می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رمان دالان بهشت با نوع نگاه سنتی به جنس زن، بیشتر به مسائلی می پردازد که در آن صدای مردان، صدای برتر است، درحالی که در رمان پاییز فصل آخر سال است، مسائل متنوع تری در ارتباط با زنان جامعه این اثر مطرح می شود که با مؤلفه ها و افق انتظارات جمعی مرتبط با دیدگاه زن محوری منطبق است.
۳۲۵۴.

بررسی تلفیق در جامعه شناسی فرآیندی نوربرت الیاس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۳۹۹
تلفیق در نظریه اجتماعی نقش عمده ای در خلق مفاهیم و بسط چشم اندازهای نوین دارد. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تلفیق در جامعه شناسی فرآیندی نوربرت الیاس با بهره گیری از روش نظری-تحلیلی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است الیاس در جامعه شناسی فرآیندی خود به سوی یک حوزه نظری و روشی فرآیندگرا حرکت کرده و در کارش تلفیقی از نوع نظری و روشی منعکس است. وی با ذکر مصادیقی از سطوح خُرد و کلان، یعنی مفهوم انسان باز و پیکربندی مدعی است که تمایز میان دو مفهوم عاملیت و ساختار را حل کرده است؛ چراکه برخلاف عاملیت و ساختار که در دو قطب مجزا قرار گرفته اند، مفاهیم او در یک پیوستار واحد هستند که امکان تفکیک و مرزبندی بین آن ها وجود ندارد. هم چنین الیاس با تلفیق روشی در آثارش، می تواند الهام بخش بحث روش شناختی مدرن باشد، زیرا وی از داده های مختلف و چندزوایه ای استفاده کرده است؛ لذا با توجه به توسعه چارچوبی برای یک روش فرآیندگرا، می توان وی را به عنوان یکی از طرف داران اولیه تحقیقات روش آمیخته درنظر گرفت. با وجود انتقاداتی که به نظریه الیاس وارد شده، اما کلیت کار او قابل دفاع است و آن چه او را در جایگاهی متفاوت، بلکه ممتاز می نشاند، رهیافت منحصربه فرد اوست با یک فرآورده ای نظری-تجربی، که با فراتر رفتن از تحلیل مفهومی صرف، موفق ترین طرح تلفیقی در حوزه نظری و روشی در سنت جامعه شناسی اروپایی را ارائه می دهد.
۳۲۵۵.

نقش سرمایه فرهنگی بر سبک زندگی سلامت محور (موردمطالعه: شهروندان 20 تا 49 ساله شهر دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۶ تعداد دانلود : ۳۹۳
هدف نوشتار حاضر رابطه بین سرمایه فرهنگی با سبک زندگی سلامت محور با تأکید بر نظریه بوردیو و کاکرهام است. ازنظر روش، رویکرد کمّی محور مبتنی بر راهبرد پیمایش (توصیفی-هم بستگی)،با تکیه ابزار پرسشنامه استانداردشده مبتنی بر طیف لیکرت (1 تا7) در بین شهروندان 20 تا 49 ساله شهر دامغان به تعداد 406 نفر به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی ساده تک مرحله ای در سطح محله های شهر دامغان یافته ها جمع آوری شده است.میزان آلفای کرونباخ کل پرسشنامه برابر (930/0) و میزان روایی همگرای کل برابر با (526/0) به دست آمده است. مقدار ضریب پایایی متغیر سبک زندگی سلامت محور برابر (930/0) و مقدار روایی همگرای این متغیر (540/0) و برای متغیر سرمایه فرهنگی مقدار آلفا برابر با (793/0) و مقدار روایی همگرا (508/0) به دست آمده است. از نتایج آمار توصیفی و استنباطی مبتنی بر نرافزار Spss یافته ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های توصیفی حاکی است که میانگین های وضعیت سرمایه فرهنگی (52/4) و سبک زندگی سلامت محور (29/4) در بین شهروندان در حد متوسط روبه بالا بوده است و در بین مؤلفه های متغیرهای تحقیق مؤلفه روابط بین فردی (72/4) و مؤلفه سرمایه ضابطه مند (22/5) اهمیت بیشتری داشته است. نتایج هم بستگی پیرسون (588/0) رابطه بین متغیرهای اصلی را متوسط، مثبت و معنادار و همچنین رابطه مفروض بین مؤلفه های متغیر مستقل با متغیر وابسته هم متوسط و مثبت و معنادار بوده است. نتایج بتای رگرسیون حاکی است که سرمایه فرهنگی (535/0)، سرمایه عینیت یافته (336/0)، سرمایه تجسم یافته (231/0)، سرمایه ضابطه مند (201/0) به ترتیب همراه با مقدار ضریب هم بستگی (589/0) توانسته اند در حدود  33% از تغییرات سبک زندگی سلامت محور را تبیین کنند. درنهایت داشته های فرهنگی به عنوان کالایی محسوس یافته از عوامل تعیین کننده بهره مندی فرصت های زندگی سالم و انتخاب اساسی عاملان در محدوده ساختاری سبک زندگی سلامت محور می تواند باشد.
۳۲۵۶.

ادراک ساکنین متن شهر از حاشیه نشینان؛ استراتژی های مواجهه ساکنین مناطق برخوردار شهر مشهد با حاشیه نشینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۳ تعداد دانلود : ۳۸۹
سکونتگاه های کم برخوردار مناطقی با آسیب ها و محرومیت های گوناگون هستند. محرومیت ها موجب می شود این مناطق با «داغ ننگ مکانی» شناخته شوند. انگ مکانی ماهیتی پویا داشته و به افراد منتقل می شود و زمینه بدنامی آنان را موجب می شود؛ بنابراین ساکنین این محلات با داغ مکانی ادراک می شوند که به موجب آن برچسب های مختلفی به آنان تعلق می گیرد و استراتژی های گوناگونی برای مواجهه با آنان اتخاذ می شود. این پژوهش با هدف مطالعه چگونگی ادراک حاشیه نشینان از نگاه ساکنین مناطق برخوردار و استراتژی های مواجهه با حاشیه نشینان در شهر مشهد است. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختمند انجام شد. روش نمونه گیری هدفمند و حجم نمونه براساس قاعده اشباع اطلاعاتی تعیین شده است. تحلیل مصاحبه ها با تکنیک تحلیل مضمون براون و کلارک پیش برده شد. یافته های حاصل از 21 مصاحبه با ساکنین مناطق برخوردار شهر مشهد نشان داد حاشیه نشینی از منظر این افراد با خصیصه هایی چون حصر مرتبه آغازین (زیست معاش محور، پایگاه اقتصادی فرومایه، خودایستا و خودناتوان)، خودنابه هنجار (ارزشمندی خصوصیات ناپسند، هنجارگریز) و فرهنگ فرومایه (کنش تکانشی، خود ناآراسته، تربیت فرودین، لهجه فرودین، گفتار فرودین، کنش فرودین و سرمایه فرهنگی فرودین) ادراک می شوند، که مجموع این ادراکات در کنار یک دیگر موجب برساخت «داغ ننگ حاشیه نشینی» می شود. برساخت داغ ننگ حاشیه نشینی و ادراک آن مبنایی برای کنش با حاشیه نشینان می شود که براساس آن دو دسته استراتژی های «سازش اجتماعی» که به منزله پذیرش حاشیه نشینان و تمایل به ارتباط با آن و «عدم سازش اجتماعی» به منزله عدم پذیرش و تمایل به مرزبندی با آنان دارد، در تعامل با حاشیه نشینان به کار گرفته می شود.
۳۲۵۷.

پژوهشی در بافته های تبرستان قدیم بر پایه منابع مکتوب تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۲ تعداد دانلود : ۴۳۹
منطقه تبرستان قدیم به عنوان یک واحد جغرافیاییِ تاریخی و فرهنگی، از مراکز بافندگی و حوزه تولید قالی طبری بوده که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش آن است که با رویکرد مطالعات تاریخی، وضعیت بافته های منطقه تبرستان و ابعاد آن را تبیین نماید. منابع مکتوب تاریخی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم حاوی اطلاعات و مستندات ارزشمندی برای شناسایی بخش های مغفول بافته های پرآوازه تبرستان هستند. این مقاله برپایه منابع کتابخانه ای و با روش توصیفی و تحلیلی، مستندات موجود در زمینه بافته های تبرستان در اسناد و تالیفات تاریخی و نیز گزارشات سیاحان خارجی را جمع آوری و مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، پیشینه طولانی در صنعت تولید ابریشم و صدور آن، صنعت بافندگی و فرش طبری وجود دارد و به پیش از ورود اسلام به حوزه تبرستان، بر می گردد، صنایع بافت تبرستان به دلیل تولید فراوان ابریشم و کیفیت بافته ها در جایگاهی قابل رقابت با مراکز مهم بافندگی در قرون اولیه هجری بوده است. بافته های طبرستان به عنوان سرمایه و کالا، علاوه بر به کارگیری در تعاملات سیاسی، نقش مهمی در اقتصاد تبرستان ایفا می کرده اند. کثرت تولیدات انواع الیاف، منسوجات و بافته های طبری نشان دهنده وجود کارگاه های متعدد، رونق نظام تولید، فروش و صدور آن در منطقه تبرستان است و صنعت بافندگی به عنوان مهمترین صنعت تولیدی تبرستان، عامل رشد اقتصادیِ متکی بر تجارت و بازرگانی بوده است.
۳۲۵۸.

ارائه مدل پارادایمی چابکی نیروی انسانی در شرکت های صنعتی بر اساس نظریه داده بنیاد (مورد مطالعه: شرکت های صنعتی منطقه آران و بیدگل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۶ تعداد دانلود : ۳۱۲
 این تحقیق با هدف ارائه مدل پارادایمی چابکی نیروی انسانی در شرکت های صنعتی براساس نظریه داده بنیاد (مورد مطالعه: شرکت های صنعتی منطقه آران و بیدگل) انجام شد. روش این پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل تمام متخصصان دانشگاهی حوزه مدیریت و نیز معاونان و مدیران شرکت های صنعتی شهرک صنعتی آران و بیدگل بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی، 30 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و به کارگیری رویه های کدگذاری، تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه، 443 کد باز را فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی چابکی نیروی انسانی در شرکت های متوسط و بزرگ قرار گرفتند. یافته ها نشان دادند که مفهوم مرکزی چابکی منابع انسانی متشکل از مؤلفه های دانش و یادگیری، هوشمندی و شایستگی، نوآوری و خلاقیت، سرعت، انطباق پذیری، پاسخ گویی، انعطاف پذیری، تاب آوری، دوراندیشی و آینده نگری و تغییرمداری بود. همچنین، چابکی منابع انسانی خود متأثر از شرایط علی (38 مفهوم در قالب 10 مقوله)، شرایط زمینه ای (34 مفهوم در قالب 10 مقوله) و عوامل مداخله گری (16 مفهوم در قالب 5 مقوله) بوده که در قالب راهبردهایی چون کنش گرایی مثبت، عملکرد منسجم و یکپارچه و فعالیت های گروهی و جمعی (10 مفهوم در قالب 3 مقوله کنش) نمود یافته و دارای پیامدهای درون سازمانی و برون سازمانی هستند.
۳۲۵۹.

شیوه های سنتی استفاده از گیاهان خودروی مراتع توسط جوامع محلی (مطالعه موردی مراتع منطقه قلعه میران استان گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۶ تعداد دانلود : ۳۴۴
هدف:گیاه مردم نگاری روشی برای شناسایی دانش استفاده از گیاهان بین مردم بومی بوده و با توجه به اینکه گیاهان از گذشته تاکنون در بسیاری از موارد بقا و معیشت جوامع مختلف را تضمین نموده اند، وابستگی و ارتباط بین آنها با گیاهان را نمایان می کند. در این مطالعه با توجه به غنای گونه های گیاهی و دانش بومی مردم محلی در خصوص گیاهان، منطقه قلعه میران شهرستان رامیان مورد بررسی قرار گرفته است.روش شناسی-اطلاعات مورد نیاز به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته و مشاهده همراه با مشارکت جمع آوری شد. مصاحبه ها به صورت هدفمند از خبرگان محلی صورت پذیرفت. درمجموع در این تحقیق گونه های مربوط به 10 خانواده گیاهی که مردم نسبت به آنها شناخت بیشتری داشتند و تعداد نقل و قول از آنها نسبت به سایر گیاهان بیشتر بود انتخاب گردید.یافته ها-نتایج بیانگر آن است دانش و کاربرد گیاهان بسیار متنوع بوده بطوری که از 15 گونه گیاهی انتخاب شده، 10 گونه استفاده دارویی- خوراکی، 3 مورد استفاده علوفه ای و 2 گونه خاصیت سمی داشته اند. علاوه بر آن مشخص شد مردم محلی گیاهان را با توجه به خصوصیات موفولوژیک و نیاز اکولوژیک نام گذاری کرده و اطلاعات بسیار ارزنده ای در خصوص مکان رویش گیاهان، شیوه بهره برداری و شیوه استفاده از گیاهان به عنوان خوراک، دارو، ابزار و سرپناه دارند و از آنها در زندگی خود استفاده می کنند.
۳۲۶۰.

ساختار اجتماعی- سیاسی ایل خزل ایلام در غرب زاگرس مرکزی از دیدگاه انسان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۱ تعداد دانلود : ۵۹۱
هدف: ایل خزل از ایل های پرجمعیت ساکن در نواحی شمال ایلام است که در گذشته دارای شیوه معیشتی بر کوچ نشینی بوده و امروز در شهرستان شیروان چرداول و ایلام و بخش های بزرگی از آن در استان های کرمانشاه، همدان، آذربایجان غربی و کردستان(چاردولی)، فارس و در کردستان عراق به سر می برند. در مورد منشاء این ایل اطلاعات اندکی در دست است. اما بر اساس شواهد سابقه آن حداقل به دوره صفویه می رسد و در ادوار بعد تحولات مختلفی را از سر گذرانده است. ساختار این ایل بر پدر تباری است و دارای پیوندهای عشیره ای، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی زیادی در گذشته با ایل های همجوار بوده است بطوریکه برخی این ایل ها خود را به یک نیای مشترک می رسانند و برای مقابله با ایل های دشمن یا رقیب پیمان نامه های توسط سران آن با ایل های همجوار بسته می شد. در مجموع این ایل دارای پیمان نامه با والیان و متحد آنان به شمار می رفتند. دارای ساختار اجتماعی و  سلسله مراتب سیاسی و ساختار قدرت خاص خود است. این ساختارها در مواقع بحران بقای ایل را تضمین می کردند. از نظر ساختار اجتماعی از مال- بنه مال- هوز، خی ل و تخمه- طایفه- تیره و ایل تشکیل شده است و از نظر ساختار سیاسی به ترتیب شامل ریش سفید یا سرمال، کلین یا کلانتر، کدخدا، کدخدای رئیس تیره و تشمال (یک یا دو نفر یا بیشتر) که ریاست ایل را به صورت مشترک برعهده داشتند و در بالاترین رده قدرت هاونگره یا کنفدراسیون ایلی به ریاست والی(تا پیش از دوره پهلوی اول) شامل می شد. ایل خزل دارای 5 تیره که هرکدام از این تیره ها دارای قلمروی خاص خود بوده و از چندین طایفه تشکیل شده اند. به گویش کردی جنوبی صحبت می کنند و امروزه پیرو مذهب تشیع هستند. در این مقاله به بررسی ساختار اجتماعی سیاسی و سلسله مراتب قدرت و جایگاه مذهب در ایل خزل تا پایان دوره پهلوی اول براساس پژوهش های میدانی یعنی بر اساس گفتگوها و روایاتی که در آئین های مختلف توسط شاعران و بزرگان بازگو شده و حضور در آئین های مختلف و همچنین در خلال بررسی های باستان شناسی گورستان های متعددی مربوط به تیره ها و طوایف ایل خزل و دیگر ایل ها(که می توانست جنبه مادی این ساختار را نشان دهد) بررسی شد و سپس به بررسی هرکدام از عوامل پیشگفته برای دستیابی به ساختارهای اجتماعی- سیاسی در کنار مطالعات کتابخانه ای-سفرنامه ها و گزارشاتی که در گذشته نوشته شده اند، پرداخته شد.روش شناسی: بطور کلی در این مقاله نگارنده از روش امیک(دیدگاه و اندیشه مردمان مورد مطالعه) و روش اتیک(دیدگاه پژوهشگر) که روش های رایجی در انسان شناسی هستند، در کنار مطالعات کتابخانه و در تلفیق با هم بهره برده است.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان دهنده وجود ساختار اجتماعی و سیاسی نظام مند در ایل خزل است که این ساختارها در ارتباط و تعامل با هم توانسته اند انسجام ایل را در برابر دیگر ایل ها حفظ کرده و به عنوان یک واحد منسجم و یکدست در بیرون و در درون نیز به حفظ نظم و برطرف ساختن مشکلات کمک کند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان