"هدف از این تحقیق، بررسی علل و عوامل اقتصادی و اجتماعی موثر بر خودکشی در شهرستان کوهدشت (در استان لرستان)، شناخت پیامدهای هر یک از عوامل، ارائه راهکارهای عملی جهت سامان دهی و نیز تلاش برای کاهش خودکشیهاست. اساس نظری این مطالعه، نظریه دورکیم درباره خودکشی است. در این تحقیق که تحقیقی پیمایشی (Survey) است از روش بررسی اسناد، مدارک و روش میدانی استفاده شده است. در این مطالعه تمام خودکشی های سالهای 1376-1378 در ارتباط با بسیاری از شاخصهای اقتصادی – اجتماعی بررسی شده است. یافته های این تحقیق نشان داد که خودکشی در این شهرستان تابع علل اقتصادی – اجتماعی بوده و کاهش آن بستگی به اصلاح شرایط اقتصادی – اجتماعی دارد.
"
مفهوم "طبقاتی اجتماعی" اصل بنیادین تبیین های اجتماعی در سنت تفکر جامعه شناختی است. هم پویش های اجتماعی و هم هویت اجتماعی اعضای جوامع مدرن به کمک این مفهوم تحلیل و درک میشود. اما جهت گیری همگرای نظریه های اجتماعی اخیر به سمت پذیرش اهمیت فزاینده حوزه مصرف و فعالیت های سبک زندگی در شکل دادن به هویت شخصی و اجتماعی است. این مقاله در صدد تحلیل چگونگی تغییر شالوده اجتماعی هویت در جوامع امروزی است. این تحلیل بر محور سه استدلال مجزا در عین حال همبسته پیش خواهد رفت:(1 تحول در رابطه میان کار و فراغت؛ 2) چند پارگی ساختار طبقاتی در جوامع مدرن؛ و (3 پیدایش فرهنگ مصرف. نتیجه این استدلال ها، پذیرش اولویت فرهنگ بر ساختار اجتماعی تولید و پذیرش باز تابندگی شکل گیری هویت ها در برابaر جبرگرایی تبیین های ساختاری است
این مقاله پساز شرح خلاصه ویژگی ها و قابلیت های تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی (ICTs) به بررسی تعامل بین ارتباطات و اطلاعات با سیاست و حکومت می پردازد. ICTs با گسترش توانایی رسانه های سنتی (مطبوعات، رادیو و تلویزیون) از نظر زمانی، مکانی، بعد اجتماعی و دوسویگی ارتباطی، امکان بسیاری را برای تقویت و تحکیم دموکراسی مستقیم و انتخاباتی فراهم نموده است. ایفای نقش های عدیده حکومت در قبال ICTs نیز به الکترونیکی شدن حکومت می انجامد و این، به نوبه خود، باعث تقویت تعامل حکومت و جامعه (افراد، اجتماعات و اقتصاد) و افزایش کارآیی و بهره وری خدمات عمومی حکومت و نظام اداری خدمات رسانی می گردد
سؤال اصلی مقاله حاضر این است که چرا در میدان های ورزشی و خارج از آن خشونت ودرگیری پدید میآید؟ خشونتی که همواره توان تبدیل شدن به اغتشاشی جدی را دارد. این پژوهش از طریق روش گزینشی- ترکیبی و عمدتا کیفی انجام شده است. نویسنده پس از تقسیم بندی و طبقه بندی درگیری های پیش، هنگام و پس از مسابقه و داخل و خارج از ورزشگاه، امکان و شرایط ظهور خشونت را مورد وارسی قرار داده است.
رسانههای فراگیر مدرن همه جهان را زیر سلطه گرفتهاند. این فرایند را هم میتوان جشن گرفت و هم با واهمه و دلواپسی پذیرفت؛ تا به کدام قطب جغرافیای سیاسی جهانی تعلق داشته باشیم.
میگویند با آن میلیاردها دلاری که رونالد ریگان، رئیس جمهوری دهه هشتاد میلادی امریکا، صرف جنگ ستارگان کرد، پای بشر به مریخ نرسید؛ اما جهانیان توانستند صدا و تصویر را از سرزمینهای دور، در خانة خود دریافت کنند. اندیشة دهکده جهانی که مارشال مکلوهان، در اواخر دهه 60 میلادی به دنیا عرضه کرد تا وقتی بزرگراههای رایانهای و شبکههای ماهوارهای فعال نشده بودند، تحقق نایافتنی به نظر میرسید. اما حالا دنیا بدون نیاز به فصلهای یک کتاب میتواند زوایای این طرح را دریابد.
کارکرد ماهواره امروز با میراث گذشتگان ما، با فرهنگ ما، با باور ما و… با نان سفرة ما ارتباط یافته است. میتوان این کارکرد را نادیده گرفت، میشود آن را منکر شد و میشود با این فرایند به مدد طرح و برنامه و هدف کنار آمد. اما سکوت و بلاتکلیفی به یقین مشکلی از پیش پای ما بر نخواهد داشت.
" یکى از هدف هاى مهم این تحقیق، تبیین نظام مطلوب مطبوعات افغانستان است، زیرا نظام مطبوعات این کشور با 129 سال سابقه روزنامه نگارى، اینک تحت تاثیر بحران و جنگ 23 ساله در سراشیبى سقوط قرارگرفته است. براى پر کردن این خلا ارتباطى و نیز به منظور حفظ دست آوردهاى این صنعت فرهنگى تصمیم گرفتم تا به صورت علمى نظام آتى مطبوعات افغانستان را تبیین نمایم.
براى نیل به این مهم، نظریه ها و نظام هاى مطبوعات غرب و همچنین تجارب روزنامه نگارى افغانستان را با استفاده از مقوله آزادى که سنگ بنا و جوهره هر نظام مطبوعاتى است، بررسى کردم. سرانجام براى اولین بار در این تحقیق، نظام هاى مختلف مطبوعات افغانستان از هم متمایز شدند. نیز با استفاده از روش کیو که مناسب ترین روش براى آزمون نظریه ها است، پرسشنامه اى در قالب پرسش هاى بسته (مقیاس هفت درجه اى لیکرت) طراحى و تهیه شد. در ساختن پرسشنامه از 75 گویه که معرف پنج نظام مطبوعاتى غرب (نظام هاى آمرانه، آزادى گرا، مسئولیت اجتماعى، کمونیستى و توسعه اى مطبوعات) است، مدد گرفته شد. پرسشنامه براى شصت نفر از استادان و روزنامه نگاران افغان که دست کم ده سال سابقه روزنامه نگارى داشتند ارسال شد. تعداد 45 نفر از استادان و روزنامه نگاران مقیم داخل و خارج افغانستان به پرسش هاى تحقیق پاسخ دادند. پس از دریافت پاسخ ها، با استفاده از برنامه رایانه اى کوانل محاسبات آمارى انجام شد. هرسه طیف پاسخ دهندگان به دو گونه تقسیم شدند. سپس ضریب همبستگى میان آن ها محاسبه شد تا میزان همبستگى هر پاسخگو با پاسخگویان دیگر مشخص گردد. همچنین مقادیر وزن پاسخگویان در گونه هاى (1 و 2) محاسبه شد و با استفاده از مقادیر وزن، نمرات استاندارد (Z) نیز محاسبه گردید.
سرانجام با استفاده از تحلیل داده ها ثابت شد که پاسخگویان در درجه اول با ویژگى هاى نظام هاى مسئولیت اجتماعى و آزادى گرا موافقت دارند و با گویه هاى نظام آمرانه و کمونیستى مطبوعات به مخالفت برخاستند، که این، تمایل آن ها را به برخوردارى از شرایط آزاد و غیردولتى نشان مى دهد. به تعبیر دیگر، نظام مطلوب مطبوعات افغانستان از منظر 45 پاسخگوى این تحقیق، معجونى از نظام هاى مسئولیت اجتماعى و آزادى گراست که فرضیه این تحقیق را نیز تایید مى کند.
"