"مقاله حاضر به بررسى کارکردهاى مهارتهاى ارتباطى«غیر کلامى»و«گوش دادن مؤثر»در تحقق وظایف و بهبود روابط انسانى در یک سازمان پرداخته است.روش تحقیق، نیمه تجربى و طرح «آزمون نهایى و یک گروه»بود.جمعیت نمونه 56 درصد کل جمعیت 80 نفرى کارشناسان میدانى ادارات منابع طبیعى شهرستانهاى استان فارس را شامل مىشد که پس از تقسیم بر مبناى محل جغرافیایى کار به صورت تصادفى همه در سه کارگاه آموزشى شرکت داده شدند.جمعآورى دادهها، پاسخ به پرسشها و مشاهده بهطور منظم انجام گرفت.روایى پرسشها با کمک متخصصان تعیین گردید.هر کارگاه با یک پرسش باز پیرامون هر یک از دو مهارت ارتباطى آغاز گردید.سپس آموزش پیرامون مهارتهاى یاد شده ارایه شد و پس از آن تمرین انجام مىگرفت.در انتهاى هر کارگاه، شرکت کنندگان به پرسشهاى مکتوب پیرامون کارکردهاى مهارتهاى دوگانه در تحقق وظایف سازمانى و بهبود روابط انسانى پاسخ مىدادند.براى تحلیل پاسخ پرسشهاى باز، از تحلیل محتوایى و پرسشهاى بسته از آمارهاى پارامتریک و غیر پارامتریک استفاده شد.نتایج نشان مىدهند که وضعیت پیش از برگزارى کارگاه و پس از آن، تفاوت معنىدارى دارد.همچنین نقش و مهارت«گوش دادن مؤثر»نسبت به مهارت«غیر کلامى»در تحقق وظایف سازمانى و بهبود روابط انسانى نقش مساعدترى داشته است.افراد در گروه سنى(30-20)سال، پیرامون کارکردهاى مهارت«غیر کلامى»و در گروه 41 سال به بالا در مورد کارکردهاى مهارت گوش دادن مؤثر داشتهاند.کارشناسان ارشد سازمانى، درباره کارکردهاى مهارت گوش دادن مؤثر و دارندگان مدرک رشته کشاورزى نظر مساعدترى پیرامون کارکرد مهارت غیر کلامى، داشتند.پیشنهاد مىشود که این مهارتها در قالب کارگاه آموزشى به افراد بیشترى آموزش داده شوند و دیگر مهارتهاى ارتباطى را نیز دربرگیرد.
"
هنجار، ارزش و اخلاق از دیرینه ترین چالش های ارتباط جمعی محسوب می شوند. نوع رسانه، مخاطبان آن، حوزه انتشار پیام آن، اهداف، کانال و سازمان و تمامی عناصر و مولفه هایی که به وسایل ارتباط جمعی مرتبط هستند هر یک به نوعی با واژه های یاد شده و چگونگی تشخیص، تطبیق و اجرای آن ها در گیرند. خبر از جمله پیامهای رسانه است که تعریف آن در اساس حاوی واژه هایی هنجاری، ارزشی و اخلاقی است. اسلام نیز که اخلاق، ارزشها و آرمانها را همواره حاکم بر مام جنبه های حیات بشری و همه روابط فردی و اجتماعی معرفی می کند در حوزه خبر دارای رهنمودها و اصول و توصیه های روشن و شفاف است.....
بررسی عوامل خطر ساز و عوامل حمایت کننده ، به عنوان پیش بینی کننده هایی برای آلودگی نوجوانان وجوانان به سوء مصرف موادی چون الکل، سیگار و مواد مخدر، اهداف کارسازی برای برنامه های پیشگیری مداخله گرانه محسوب میشوند. سازمان های دولتی مسوول و سازمانهای غیر دولتی مرتبط با آن باید شناخت عوامل خطر ساز و عوامل حمایت کننده را در برنامهریزیهای خود مد نظر داشته باشند. تحقیقی که این مقاله براساس دادههای آن نوشته شده با هدف شناخت عوامل خطر ساز و تهدید کننده فرا راه دانش آموزان 15 تا 18 ساله شاغل به تحصیل در مدارس راهنمایی و دبیرستانهای دخترانه، پسرانه، شهری و روستایی روزانه در ایران، در آلوده شدن به سو مصرف مواد مخدر، الکل و سیگار انجام شده است. پرسش نامه طراحی شده این پژوهش پیمایشی ملی دادههای مربوط به عوامل خطرساز در خانواده های دانش آموزان، گروههای همالان و دوستان مدرسه محل تحصیل و محله زندگی و ویژگیهای شخصی آنان را از نمونهای حدود 8000 نفردر سراسر کشور جمع آوری کرده است. تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده نشان داده است که بیش از یک پنجم دانش آموزان در معرض خطر آلودگی به سیگار و بیش از 15 درصد آنان درمعرض خطر آلودگی به مواد مخدر قرار دارند. خطر آلودگی با افزایش سن دانش آموزان، در دسترس بودن مواد در محله و همسایگی، نگرش مثبت نسبت به سوء مصرف مواد و آلودگی گروه همالان و دوستان به مواد افزایش مییابد. در این تحقیق، مهمترین عوامل خطر سز و حمایت کننده به گروه همالان و دوستان، کنترل خانوادگی، مدرسه محل تحصیل، خود باوری دانش آموزان و همبستگی خانوادگی ارتباط پیدا کرده است
کاهش اساسی و مستمر مرگ و میر همراه با سطح بالایی از زادو ولد و باروری منجر به رشد شتابان جمعیت درایران در نیم قرن اخیر شد. در طی این مدت میانگین میزان رشد سالانه جمعیت رقمی در حدود 3 درصد بود و لذا تعداد جمعیت به چهار برابر افزایش یافت. بعد از اعلام موضع طرفداری از افزایش رشد جمعیت توسط دولت ایران در مجمع عمومی سازمان ملل در اوایل دهه 1340 در اواسط همان دهه موضع طرفدارانه دولت ایران کاملا تغییر یافت و از سال 1346 برنامه تنظیم خانواده با حمایت کامل و مستقیم دولت آغاز گردید. هر چند براساس نتایج سرشماری سال 1355 نشانه هایی از کاهش باروری مشهود بود، ولی میزان کاهش درحدی که انتظار می رفت و برنامه ریزی شده بود نبود، بعد از انقلاب اسلامی در سال 1357 مجددا جو طرفدار افزایش رشد جمعیت غالب شد و تقریبا برای یک دهه حمایت از اعمال سیاست تنظیم خانواده متوقف گردید. تجربه میزن رشد سالانه بی سابقه جمعیت بالغ بر 4 دردص در سالهای 1355 تا 1365 نتیجه غلبه چنین جوی بود که البته هجوم آوارگان و پناهندگان افغانی و معاودین عراقی در طی این سالها نیز مزید بر علت شده بود. از سال 1366 مجددا نگرانی در مورد آینده رشد جمعیت کشور جدی شد و این امر متعاقب با فروکش کردن جو طرفدار جمعیت و از سر گیری برنامه تنظیم خانواده در چارچوب برنامه های توسعه توسط دولت در سال 1367 گردید. چنین تغییر ناگهانی در دیدگاهها و سیاستها منجر به کاهش اساسی و مستمر باروری در دهه 1370 شد. کاهش سریع مرگ و میر نوزادان و اطفال، افزایش میانگین سن ازدواج زنان، افزایش نسبی هزینه فرزندان، افزایش میزانهای باسوادی، شهرنشینی، آگاهی عمومی در زمینه موضوعات و مسایل جمعیتی و بالاخره برنامه ازنو احیا شده تنظیم خانواده که مشروعیتی نهادینه داشته و مورد حمایت سازمانهای بین المللی نیز قرار گرفته است. عوامل اصلی زمینه ساز کاهش باروری در ایران دردو دهه اخیر بوده اند