امنیت به عنوان نیاز اساسی برای افراد جامعه در ارتباط متقابل با عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می باشد. امروزه نقش و اهمیت این مساله در پیشرفت هر جامعه ای تا بدان پایه است که آن را بستر و پیش نیاز هر گونه توسعه ای می دانند. وجود امنیت اجتماعی به عنوان یکی از تمهیدات در راستای حفظ حیات گروههای اجتماعی و برخورداری آنها از فرصت ها و امکانات و تسهیلات به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر خویش مطرح شده است. در این راستا معنای امنیت اجتماعی به عنوان یک مفهوم پیچیده هر چند که تعریف آن به عنوان یک پدیده ادراکی و احساسی است، مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله خشونت خانوادگی و تاثیرات آن بر امنیت اجتماعی در جامعه با تاکید بر شهر سنندج می باشد. چارچوب نظری در این مقاله برگرفته از رهیافت های نظری تعامل گرایی، یادگیری اجتماعی و نابرابری جنیستی می باشد. روش تحقیق در این مقاله پیمایش بوده است و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از نرمافزار SPSS در محیط ویندوز پردازش شدند و تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح توصیف و تبیین(ضریب پیرسون، آزمونTوF ، رگرسیون چندمتغیره) صورت گرفته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که 3 متغیر خشونت خانوادگی با مقدار(234/0- Beta=)، نگرشهای مذهبی با مقدار(18/0Beta=) و نگرشهای مردسالاری با مقدار(17/0- Beta=) به ترتیب میزان اهمیتی در تعیین واریانس متغیر وابسته داشته اند، وارد معادله رگرسیونی شده اند و در مجموع این 3 متغیر توانسته اند 42٪ از واریانس متغیر وابسته را به حساب آورند(42/0=R²).
مساله محوری این مقاله بررسی رابطه بین تغییرات اجتماعی جامعه روستایی با آثار سینمایی ایران از زمان شکل گیری این هنر تا سال 1357 است. در این رهگذر بررسی چگونگی این رابطه و نیز کیفیت بازتاب واقعیات جامعه روستایی مطمح نظر است. چارچوب نظری این مقاله بر نظریه بازتاب استوار است. مطابق این رویکرد، هنر آینه و انعکاسی از جامعه است و به واسطه جامعه مشروط شده و تعیین می یابد. در این مقاله از روش اسنادی برای مشخص کردن تغییرات عمده جامعه روستایی و نیز تفکیک تاریخی سالهای مورد بحث استفاده کرده ایم. برای درک ساختار و کارکرد آثار سینمایی در روند این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که تنها 9 درصد از فیلمهای سینمای روستایی، ذیل کارکرد نشان دادن واقعیت ساخته شده اند. همچنین بررسی ما نشان داد که میان برنامه های حکومت و تغییر کارکردهای سینما در طول دوره مورد بحث رابطه معناداری وجود دارد. اجرای مهم ترین برنامه دولت در روستاها (اصلاحات ارضی) در سال 1341 نقطه عطف مشترک تغییرات اجتماعی جامعه روستایی و تغییر مضامین و کارکردهای سینمایی روستایی در طول دوره مورد بحث است.
واقعیت گریزی، تبلیغ برای حکومت و اقناع مردم برای پذیرفتن فرهنگ جدید و نگرشهای نو، از مهم ترین کارکردهای سینمای روستایی قبل از انقلاب است. نقد مناسبات ارباب و رعیت در سینمای بعد از اصلاحات ارضی، روشن ترین نمود همبستگی تغییرات اجتماعی، اقتصادی جامعه روستایی با محتوای فیلمهای سینمایی به شمار می رود.
این مقاله با ارائه تعریفی از رویکرد اقتصاد سیاسی کار خود را شروع کرده و پس از معرفی ویژگی های بنیادی آن به توصیف مکاتب فکری اصلی این رویکرد می پردازد. در ادامه، این مطلب مورد بررسی قرار می گیرد که محققان ارتباطات در اخذ کدام چارچوب نظری به انجام پژوهش در زمینه ی رسانه های توده ای و تکنولوژی های اطلاعاتی پرداخته اند. در این قسمت سعی بر این است که مشخص شود در رویکردهای پژوهشی به کارگرفته شده در آمریکای شمالی، اروپا، و جهان سوم بر چه چیزهای تاکید شده است. موضوع بعدی که این مقاله به آن می پردازد، توصیف فرآیند بازاندیشی در اقتصاد سیاسی ارتباطات است که با ارائه پیشنهادهایی در زمینه فرضیه های فلسفی این رویکرد همراه است. این مقاله رویکردی در دانش را جستجو می کند که هم واقعیت مفاهیم و مشاهدات را بپذیرد و هم در رد این دیدگاه بکوشد که همه تبیین ها قابل تلخیص به یک علت اساسی نظیر اقتصاد یا فرهنگ هستند. بازاندیشی در اقتصاد رسانه ای همچنین تاکید ویژه ای بر تغییر اجتماعی، فرآیندهای اجتماعی و روابط اجتماعی دارد و از این لحاظ نیز در نقطه مقابل دیدگاه سنتی قرار می گیرد که نقطه عزیمت خود را ساختارها و نهاد های اجتماعی قرار می دهد. با دستور کاری که ارائه شد، این مقاله به معرفی سه فرآیند می پردازد که، در واقع، می توانند نقاط شروعی برای انجام پژوهش هایی در زمینه اقتصاد سیاسی باشند. کالایی سازی، فرآیندی است که طی آن چیزهایی که به نوعی برای استفاده ارزشمند می باشند به کالاهایی تبدیل می شوند که در بازار قابل مبادله باشند. برای نمونه می توان به فرآیندی اشاره کرد که طی آن داستانی که برای جمعی از دوستان جالب بوده است تبدیل به فیلم یا رمانی برای فروش در بازار می شود. فرآیند دوم، فضایی شدن است که عبارت است از فرآیند غلبه بر موانع جغرافیایی به واسطه رسانه های توده ای و تکنولوژی های ارتباطی. برای نمونه، تلویزیون با تصویرهایی که از رویدادهای مختلف سراسر کره زمین جمع آوری می کند و یا شرکت هایی که با استفاده از ارتباطات کامپیوتری به سازماندهی تجارت در مقیاس جهانی پرداخته و امکان دسترسی به بازارهای مختلف و انتقال کالاها را در سراسر جهان میسر می کنند، بر فواصل مکانی و فضایی غلبه می کنند. فرآیند سوم ساختاربندی است و عبارت است از ایجاد روابط اجتماعی؛ به خصوص روابطی که حول طبقه ی اجتماعی، جنسیت و نژاد شکل می گیرند. اقتصاد سیاسی در رابطه با طبقه ی اجتماعی توضیح می دهد که چگونه نابرابری ها در توزیع درآمد و ثروت بر میزان دسترسی به رسانه های توده ای و تکنولوژی های نوین ارتباطی اثرگذار است و افراد با ثروت و درآمد بیشتر دسترسی بیشتری به رسانه ها و تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی دارند. نتیجه گیری پایانی این مقاله به توصیف این مطلب می پردازد که چگونه اقتصاد سیاسی بازنگری شده، به واسطه ی اصول مشتق شده از مطالعات فرهنگی و علم خط مشی، پاسخگوی چالش های پیش روی خواهد بود
مقاله حاضر به مطالعه پدیده اعتیاد به اینترنت به عنوان یکی از مسائل اجتماعی در عصر ارتباطات میپردازد. پدیده اعتیاد به اینترنت مدتی است که در کشورهای توسعهیافته بعنوان یکی از پیامدهای توسعه روزافزون شبکه ارتباطات الکترونیکی مطرح شده و کژکارکردهای بسیاری برای فرد، خانواده و جامعه به همراه داشته است. این مقاله برگرفته از تحقیقی پیمایشی در سال 1385 شمسی درباره وضعیت این پدیده در ایران است. جامعه آماری را نوجوانان و جوانان 25-15 ساله شهر تهران که به اینترنت دسترسی دارند تشکیل میدهد. حجم نمونه نیز برابر با 800 نفر است. نتایج حاکی از آن است که پدیده استفاده اعتیادی از اینترنت در ایران نیز وجود دارد هرچند استفاده اکثر نوجوانان و جوانان از اینترنت بنظر طبیعی میرسد. همچنین، براساس نتایج این مطالعه، استفاده اعتیادی از اینترنت در بین برخی از نوجوانان و جوانان، با مسائلی مانند عدممسئولیتپذیری اجتماعی، انزوای اجتماعی، فقدان حمایت اجتماعی، ناکارآمدی تحصیلی و کاری ارتباط مستقیم و با احساس خودارزشی ارتباط معکوس دارد.
"این مقاله، برگرفته از پژوهشی است که نگارندگان، در مرکز تحقیقات صداوسیما انجام دادهاند. محور پژوهش بررسی تصویر ارائهشده از خانواده در سریالهای ایرانی («جادههای سبز شمالی»، «همسایهها»، «جوانی»، «آتش دل»، «غریبه»، «خانه پدری»، «پروندههای مجهول»، «رستوران خانوادگی») با روش تحلیل محتوا بوده است.
پژوهشگران، خانوادههای به تصویر کشیدهشده در سریالها را از نظر متغیرهای: ترکیب اعضای خانواده، مشخصات سنی، تحصیلی و شغلی والدین و فرزندان، پایگاه اجتماعی، طبقة اقتصادی، شهری یا روستایی بودن، ساختار، بافت، استحکام و تیپ خانواده، رابطة اعضا، تعدد نقش اجتماعی والدین، اعتقادات مذهبی، تحکیم خانواده، نوع پوشش زنان خانواده، نوع تعامل و ... بررسی کرده و به نتایج جالب توجهی دست یافتهاند.
"
"گرایش به گروه هاى مرجع غیربومى، از موضوعات مهمى است که همواره مورد توجه جامعه شناسان و روان شناسان قرار داشته است. این مقاله برمبناى پژوهشى است که طى آن تلاش شده است بر اساس نظریه گروه مرجع مرتن، رابطه متغیر «تصور باز بودن ساختارى» با گرایش به گروه هاى مرجع غیربومى، بررسى شود. این پژوهش با راهبرد پیمایش مقایسه اى مجازى ـ واقعى در دو جامعه آمارى واقعى (دانشجویان) و مجازى (اعضاى گروه هاى ایرانى یاهو) و با استفاده از پرسشنامه چاپى و الکترونیکى برا جمع آورى اطلاعات، اجرا شده است. نتایج نشان مى دهد که گرایش به گروه هاى مرجع غیر بومى در محیط مجازى، به نحو قابل توجه و معنادارى بیشتر از محیط واقعى است. تصور باز بودن ساختارى با گرایش به گروه هاى مرجع غیر بومى در هر دو محیط واقعى و مجازى، رابطه معکوس دارد. کاربرى اینترنت فارسى در محیط واقعى با گرایش به گروه هاى مرجع غیربومى، رابطه معکوس، ولى در محیط مجازى، رابطه مستقیم ضعیفى دارد.
"