مطابق با تغییرات اجتماعی پدید آمده در سطح جهانی، اندیشمندان علوم اجتماعی، نظریه های جدیدی را برای تبیین پدیده های اجتماعی مطرح کرده اند. با عنایت به اینکه در تحقیقات اجتماعی، نظریه ها با روشهای تحقیق رابطه تنگاتنگی دارند، فلذا مطابق با نظریه های مطرح شده، روشهای تحقیق نیز دچار تغییرات عدیده ای شده اند. منظور نظر اینکه، همگام با ظهور نظریه های فراثباتی، در حوزه روش تحقیق هم، رویکردهایی چون رویکرد نظریه زمینه ای پدیدار گشته اند. رهیافت نظریه زمینه ای بر پایه روشهای کیفی بوده و از مجموعه منظمی از رویه ها و فرایندهای متعدد در گردآوری داده ها و تحلیل ها به منظور توسعه نظریه مبتنی بر استقرا، استفاده می نماید. این روش با داشتن ویژگیهای مهمی چون انعطاف پذیری و بازاندیشی، سبب گردیده، محققین بیشتری جهت فهم پیچیدگیهای روابط موجود در پدیده ها از این رهیافت استفاده نمایند. در مقاله حاضر به معرفی تئوری زمینه ای و نقد آن پرداخته شده است
هدف: هدف اصلی این مطالعه بررسی و تبیین ماموریت های پلیس جامعه محور از دیدگاه نظری جامعه شناسی احساس بر پایه نظریه های جامعه شناسان کلاسیک و نئوکلاسیک است.روش: این مطالعه از نوع مفهومی و تبیینی است که به روش کتابخانه ای و فیش برداری از آخرین یافته ها و مستندات حوزه جامعه شناسی احساس و نظم و انتظام استفاده شده است.یافته ها: یافته های این مطالعه نشان می دهد که جامعه محوری پلیس با برخورداری از اندیشه های ایدئولوژیکی و آرمان خواهی و آگاهی و شناخت مبانی دینی راهگشایی برای اندیشه و عمل پلیس گردد. همچنین جامعه محوری پلیس در واقع بر اساس احترام به خواست های محوری جامعه شکل می گیرد و نتایج مثبت آن رفع نیازهای شهروندان ارزیابی می شود.نتایج: بازتولید نظم بر اساس هنجارهای فرهنگی و ارزشی جامعه و برخاسته از تعهد و تقلید شهروندان است که در چهاچوب نظری جامعه شناسی احساس قرار می گیرد و بر همین مبنا، راهبردهای پلیس جامعه محور از جمله تولید احساس آرامش و امنیت در جامعه، استفاده از قدرت نرم در برخوردهای اجتماعی ،کمک به حل و فصل منازعات اجتماعی و ... از جمله نتایج نظری این مطالعه است.
"ایران از لحاظ تاریخی عمدتا کشوری مهاجرپذیر بوده و مواج مهاجرفرستی در آن در دوره های خاصی پیش مشاهده نشده است. این امواج نیز غالبا موقت بوده و جابه جایی های بسیار گسترده جمعیتی به سوی خارج از مرزها را در برنداشته است. با این وصف انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، دو واقعه بزرگ تاریخی در قرن اخیر بوده اند که موجی از مهاجرت ها را به خارج از ایران بیشتر با انگیزه های سیاسی ایجاد کردند. از این دو مهاجرت اصلی، مهاجرت های سال های پیش و پس از انقلاب اسلامی به دلایل متعدد، گسترده تر بودند. و بنابر اطلاعاتی که هنوز نمی توان دقت هیچ یک از آن ها را دارای اعتبار بالای علمی دانست. امروز ظاهرا بیش از یک میلیون ایرانی یا ایرانی تبار در سراسر جهان و عمدتا در ایالات متحده زندگی می کنند. این مهاجرت نسبت به جمعیت ایران در زمان انقلاب (در حدود 30 میلیون نفر) و حتی جمعیت کنونی ایران (حدود 70 میلیون نفر) رقم مهمی است. افزون بر این، جمعیت مهاجرت کننده عمدتا دارای سرمایه های فرهنگی و اقتصادی بالایی نیز بوده اند، همین امر نیز سبب شده است که در طول سه دهه گذشته یک دایاسپورا (جماعت مهاجران) علمی در دانشگاه های جهان و از جمله در برخی از معتبرترین دانشگاه های اروپا و آمریکا شکل بگیرد. این دایاسپورا امروز در حوزه علوم انسانی و به ویژه علوم اجتماعی عمدتا در حوزه مسایل ایران تدریس و پژوهش می کند و در این راه و در برخی موارد، موقعیت بحران سیاسی بین المللی و مشکلاتی که در ایجاد رابطه میان ایران و برخی از قدرت های بزرگ پس از دوران انقلابی وجود داشته و دارد زمینه هایی را برای رشد آن (از لحاظ تامین بودجه های مطالعاتی و انتشاراتی و تاسیس کرسی های مطالعه خاورمیانه و ایران) فراهم آورده است که این امر تبلیغاتی نیز داشته است. پرسش های اساسی در این مقاله علاوه بر روشن کردن مفهوم «دایاسپورای علمی» و «بومی سازی علم» و امکان تحقق علمی آن پرداختن به این مساله است که اولا بومی بودن دانشمندان و دانش اجتماعی را باید بر اساس تبارشناختی آن دانشمندان ارزیابی کرد و یا بر اساس تعلق دانشگاهی و ملی آن ها به چارچوب های نهادینه شده علمی و دوم آن که حضور و تداوم فعالیت این دایاسپورا در چه موقعیت و شرایطی می تواند به سود بومی سازی علوم اجتماعی در ایران باشد؟ در واقع امروزه ما در وضعیتی هستیم که نه فقط دیدگاه روشنی نسبت به ابعاد دقیق و فعالیت های این دایاسپورا (و اصولا دایاسپورای ایرانی در کلیت آن) نداریم، بلکه رابطه ای مشخص و تعریف شده به خصوص نهادینه شده نیز با آن وجود ندارد و روابط صرفا شکل شخصی دارند و به مناسبات افراد با یکدیگر یا روابط نهادهای ایرانی با اشخاص دایاسپورا یا برعکس محدود می شوند. با توجه به هدف اساسی ای که باید مدنظر علوم اجتماعی ایران باشد، یعنی انتقال مرکز شناخت جامعه ایرانی به آکادمی های خود این کشور (در کوتاه یا درازمدت)، ارزیابی و سنجش موقعیت این دایاسپورا با نگاهی انتقادی و به دور از پیش داوری و با در نظر گرفتن تمامی ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی ضروری است.
"
"در این مقاله از دیدگاه نشانه شناسی فرهنگی روابط بین فرهنگی و تاثیر ترجمه بر این روابط و همچنین عملکرد ترجمه در فرایندهای جذب یا طرد جنبه هایی از فرهنگ های دیگر را بررسی کرده ایم. نشان می دهیم که پویایی فرهنگی محصول ارتباطات بین فرهنگی است و ترجمه، سازوکار اصلی این گونه ارتباطات است. در جریان ترجمه است که فرهنگ ها بر غنای یکدیگر خواهند افزود و در عین دیدار با دیگری فرهنگی، خود را بازتعریف خواهند کرد عناصری از این دیگری را از آن خود می کنند، و عناصری را بیرون نگه می دارند و به این ترتیب، می توانند پویایی و سرزندگی خود را حفظ کنند، تاثیر بپذیرند و متفاوت باقی بمانند.
"
" مساله هویت ملی و دینی جوانان با توجه به درصد بالای جمعیت و نقش سازنده آنان در سرنوشت آینده کشور ، اهمیتی دو چندان دارد. خانواده به جهت الگو گیری جوانان از والدین می تواند از عوامل مؤثر در این زمینه باشد . هدف از این مقاله بررسی میزان هویت دینی و ملی جامعه مورد مطالعه و رابطه آن با پایبندی و عملکرد آموزشی والدین و همچنین روابط صمیمی آنان می باشد.
این تحقیق با دیدگاه کنش متقابل نمادین ا نجام شده است و با روش پیمایش و بهره گیری از تکنیک پرسشنامه هویت ملی و دینی، 390 نفر از جوانان 18-25 ساله شهر تهران بررسی شدند و هویت مطرح شده با ویژگ یهای فردی و خانوادگی آنان در ارتباط قرار داده شد که نتایج آن به شرح زیر است:
در خانواده هایی که والدین پایبندی بالایی نسبت به مؤلفه های ملی و دینی دارند جوانان آن ها نیز از هویت ملی و دینی قوی تری برخوردار هستند. عملکرد والدین در زمینه آموزش جوانان در دو بعد ملی و دینی با هویت ملی و دینی جوانان، رابطه مستقیم و مثبت دارد. میان منطقه محل سکونت و هویت ملی و دینی جوانان رابطه ای منفی و معکوس وجود دارد. با افزایش سن هویت دینی
کاهش می یابد و بین تحصیلات و هویت دینی و ملی رابطه منفی و معکوس وجود دارد.
"
مقاله حاضر تحلیلی بر ادبیات پژوهشی ایمنی کودکان در ایران است. حوادث یکی از مهم ترین علل مرگ و معلولیت های کودکان ایرانی است. به منظور بهبود شرایط ایمنی کودکان بررسی علمی موضوعاتی چون میزان وقوع حوادث کودکان در ایران، علت وقوع حوادث و آموزش های ارائه شده جهت پیشگیری از حوادث کودکان ایرانی ضروری است. بررسی مطالعات و پژوهش ها نشان می دهند که کودکان زیر 5 سال بیشتر در معرض خطر حوادثی چون سوختگی ها، مسمومیت و سقوطند، در حالی که ایمنی کودکان بزرگتر از 5 سال بیشتر با تصادفات خیابانی به خطر می افتد.مطالعات معدودی به بررسی عوامل حوادث کودکان پرداخته اند و بدین ترتیب نتیجه گیری های پژوهش فعلی باید با احتیاط صورت گیرد. بررسی ها بیانگر آنند که شرایط پرخطر محیطی عامل مهمی برای رخ دادن بسیاری از حوادث کودکان است. سطح تحصیلات والدین نیز عاملی مرتبط در بروز حوادث کودکان می باشد. آموزش های ایمنی مربوط به کودکان، از طریق مدرسه، والدین، کتاب ها و برنامه های تلویزیونی ارائه می شوند. والدین مهم ترین منبع آموزش ایمنی کودکانند، در حالی که آن ها رسانه های گروهی را بهترین منبع آموزش ایمنی کودکان برای خود مطرح می کنند. هم چنین، آموزش های مربوط به ایمنی کودکان به والدین در کتاب ها گنجانده شده است. به طور کلی برنامه آموزشی جامع و مشخصی برای بهبود سطح ایمنی کودکان در کشور وجود ندارد. اما باید اشاره کرد که موضوع ایمنی کودکان هم در مجامع علمی و هم در مجامع برنامه ریزی و سیاست گذاری مورد غفلت واقع شده است.