زنده نگاه داشتن میراث تئاتری گذشته در اروپا را، با وجود این که مسیحیت خواهان توقف فعالیت های نمایشی بود و آن را عملی شیطانی می دانست، بازیگران مضحکه[1] (کمدی های مبتذل) و نمایشگران دوره گرد که نمایش های محبوب مردمی را اجرا می کردند، به عهده داشتند. در سراسر اروپا نمایش های مضحکه و تئاتر مذهبی کلیسا سلاحی قوی برای تبلیغ مسیحیت شد. موضوع و محتوای جذاب فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، نمایش های اخلاقی، میستری و میراکل در کنار لطیفه های نمایشی و مضحکه توانست رابطه بازیگر و تماشاگر در تئاتر مذهبی قرون وسطی را به سطحی عالی و تاثیرگذار در جامعه برساند. مطالعات علمی نشان می دهد در قرون وسطی سازمان های متعددی در تولید و اجرای نمایش با حمایت کلیسا در کشورهای فرانسه، انگلستان، ایتالیا و آلمان نقش آفرینی می کردند. به زمین آمدن خداوند و آزار دادن خدای بالای صلیب تغییرات مهمی در مضامین جدیدتر، محیط نمایشی و اجراهای مذهبی ایجاد کرد. بررسی نمایش ها در چهارچوب رابطه تماشاگر بازیگر نشان می دهد که چهار عنصر اساسی نمایش قرون وسطی شامل محتوای نمایش، تماشاگر، بازیگر و فضای اجرا، تعاملی پویا و برجسته با اصول مسیحیت داشتند. در دوره ابتدایی قرون وسطی کلیسا به عنوان تالار و صحنه در اختیار نمایش های مذهبی قرار گرفت. مانند تئاتر یونان و روم محراب و معبد مظهر برجسته ای از مذهب مسیحیت بود که در نقطه مرکزی کلیسا قرار داشت..
عموماً ارزش ها بیانگر امور شایسته و بایسته تلقّی میشوند، نه امور موجود و محقق. اما آنچه از علم انتظار میرود بیان حقایق و واقعیت های موجود است. بر این اساس، در حوزة علوم انسانی نیز ممکن است چنین به نظر برسد که باید تنها از پدیده های انسانی و روابط واقعی موجود میان آنها با مبادی و نتایج شان سخن گفت. در این صورت، چگونه میان ارزش ها با علوم انسانی ممکن است نسبتی ایجابی برقرار شود؟ این نوشتار، در پی آن است که نشان دهد برخی از علوم انسانی، مانند اخلاق، اساساً ماهیتی ارزشی دارند و سایر علوم انسانی نیز در تعیین غایت و اهداف، و تحدید اصول کاربردی، از ارزش ها متأثرند و ارزش های مورد قبول عالمان علوم انسانی، به طور آگاهانه یا ناآگاهانه در این علوم تأثیر میگذارند. و بدین جهت، چنانچه به عنوان محقق علوم انسانی، نگرش ارزشی متفاوتی داشته باشیم، باید به علوم انسانی متفاوتی نیز ملتزم باشیم.
این مقاله با رویکرد تحلیلی و نظری به بررسی ویژگیها و مبادی و روش کشف سنت های اجتماعی در قرآن میپردازد. سنت اجتماعی به تدبیر و ساماندهی خدای متعال که دارای تداوم و تکرار است اطلاق میشود و بیانگر قوانین و احکام حاکم بر پدیده ها و زندگی اجتماعی و روابط میان افراد و گروه ها است.
استناد به خدا، تبدل ناپذیری، سازگاری با اختیار انسان ، و پیوند با زندگی اجتماعی انسان از جمله ویژگیهای سنت های اجتماعی در قرآن است. از آنجا که سنت های اجتماعی دایره ای وسیع و انواع گوناگونی دارند، روش کشف آنها متنوع است.
هدف از این پژوهش حاضر مقایسه ی بهداشت روانی و کارایی خانواده، بین خانواده های معتادان شرکت کننده و غیر شرکت کننده در جلسات گروه های خانواده ی معتادان گمنام (نارانان) شهر کرمانشاه بوده است. روش: در این طرح علی-مقایسه ای تعداد30 نفر از بین اعضای خانواده های معتادان شرکت کننده در جلسات خانواده ی نارانان که به مدت یکسال یا بیشتر در این جلسات شرکت داشتند به روش تصادفی ساده انتخاب شد و تعداد 30 نفر دیگر از میان خانواده های دارای معتاد، که در این جلسات شرکت نکرده بودند و با بیمارشان به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می کردند انتخاب شدند. پرسشنامه های سلامت عمومی و سنجش خانواده در هر دو گروه اجرا شد. یافته ها: بین خانواده های دارای معتاد شرکت کننده و غیر شرکت کننده در جلسات نارانان تفاوت معناداری در هر دو متغیر مشاهده شد. نتیجه گیری: شرکت در جلسات گروه های خانواده ی نارانان می تواند به ارتقاء بهداشت روانی و کارایی خانواده، در خانواده های معتادان کمک کند.
در ادبیات ایران شناسى مفهوم شهر و اقتصاد شهرىِ پیشاسرمایه دارى به صور مختلف تعریف شده است. آن یا به مثابه تبعات ثانویه اقتصاد فئودالى و محل استقرار اربابانِ غایب از ده (رویکرد مارکسیست هاى روسى)، و یا به عنوان مکان استقرار بوروکراسىِ حکومتى براى مدیریت منابعِ ارضى (رویکرد مارکسیست هاى آسیاگرا) مفهوم یابى شده است. رویکرد سومى نیز وجود دارد که شهر را محل تولدِ طبقه تجار ایرانى مى داند، لیکن تجارى که به دلیل دخالت حکومت مستبد نتوانسته اند هنجارهاىِ عقلانىِ رفتارِ اقتصادى را، همانند تجار غربى، نهادینه سازند (رویکرد وبر گرایان). در هر دو تعریفِ نخست، شهر فاقد منطقِ اقتصادىِ مجزا، و تابعِ اقتصاد روستایى است و در تعریف سوم نیز، شهرِ ایرانى به شکل سلبى از روى مفهوم شهرِ غربى، به عنوان نمونه آرمانىِ شهر، تعریف مى شود. هر سه تعریفِ فوق، به دلیل ساختار تئوریک شان توان شناسایى منطقِ اقتصادىِ مجزا براى اقتصادهاىِ شهرىِ ایرانِ پیشاسرمایه دارى را نداشته و به تبع آن فاقد توان لازم براى مفهوم سازىِ مستقل از شهر ایرانى هستند. این مقاله با عنایت به نقایص تئوریکِ موجود در ادبیات ایران شناسى بر آن است تا با رویکرد مارکسیسم ساختارى، مفهومى مستقل از شهر ایرانى در دوره پیشاسرمایه دارى ارائه نماید. یافته ها نشان مى دهد با کاربرد نظریه شیوه تولید خرده کالایى و نظریه مفصل بندى،مى توان تعریفى مستقل ازشهر ایرانى در عصر پیشاسرمایه دارانه ارائه کرد.
علوم اجتماعى در ایران با استناد به میزان کمى انتشارات به کم کارى و عدم هماهنگى با جریان پرشتاب تولید و انتشار علم متهم شده است. مسئله اصلى نوشتار حاضر این است که این اتهام با توجه به داده هاى عینى و بى طرفانه تا چه حد متوجه علوم اجتماعى در ایران است؟
با توجه به ادبیات جامعه شناسى علم، انتشار از سویى ذخیره انواع سرمایه را غنى مى کند و از سوى دیگر ابزارى براى منازعه رقابتى در میدان علم و اثبات شایستگى علمى است، این فرآیند بخش مهمى از نظام پاداش دهى در اجتماع هاى علمى و اسباب تعامل علمى دانشمندان و معرف هنجار اجتماع گرایى است.
از همه مهم تر میزان کمى و کیفى انتشارات علمى نشان دهنده رشد علم در هر زمینه و شاخه از علوم بشرى است. به لحاظ این که علم یک اندام واره زنده است و «زندگى علم» شباهت هاى بسیارى با زندگى طبیعى دارد، نظریه «زیست بوم شناختى علم» مى تواند استعاره ها و مفاهیم قوى براى توضیح رشد علم را در اختیار محققان قرار دهد.
مقاله حاضر با بهره گیرى از این رویکرد و با استفاده از روش «علم سنجى» تلاش مى کند تحولات تولید علم در قلمرو علوم اجتماعى را در دهه 1378ـ88 بازشناسى کند. یافته هاى این مطالعه نشان مى دهد، الگوى اصلى تولید علم در قلمرو علوم اجتماعى در کشور ما «تولید کتاب» بوده است. در این عرصه در دهه اخیر، 80 درصد تولید علم به علوم انسانى و 9/14 درصد به علوم اجتماعى اختصاص داشته است. از نظر کمى، در میزان تولید علم، علوم اجتماعى در رتبه سوم پس از ادبیات و دین قرار دارد. این مسئله بیان گر «اصل تنوع» در زیست بوم علم است به این معنا که نحوه تولید و زیست بوم علوم اجتماعى براساس الگوى کتاب است نه مقاله ISI. هرچند در برخى رشته ها مانند شیمى این الگو متفاوت است. از سویى یافته ها نشان داد در دهه مورد مطالعه رشد کمى تولیدات علوم اجتماعى با رشد کمى سایر رشته ها همزاد و همراه است. این مسئله نیز پدیده «هم تطورى» را در زیست بوم علم بازنمایى مى کند.سایر یافته ها با توجه به مؤلفه هایى چون ترجمه اى یا تألیفى بودن، میزان تهرانى یا شهرستانى بودن علوم اجتماعى، زنانه یا مردانه بودن علوم اجتماعى، تولید چاپ اول و تجدید چاپ و سایر شاخص هاى کمى انتشار مانند تیراژ و صفحه و... وضعیت موجود و سیر تحول دهه اخیر را نشان مى دهند.
این مقاله به بیان تأثیرات تلویزیون در عرصه فرهنگ با تأکید بر مقوله های هویت قومی و ملی می پردازد. نتایج طرح شده که حاصل بخشی از یک پژوهش علمی در مرکز تحقیقات صدا و سیما است نشان می دهد از سویی در سه بخش برنامه های طنز، خبر و سریال در برخی مقوله های هویت پیام هایی به طور متوالی از تلویزیون ایران پخش شده و بینندگان در معرض این پیام ها قرار گرفته اند؛ و از سوی دیگر تماشای تلویزیون تأثیری بر هویت قومی افراد نداشته است. در رابطه با هویت ملی نیز نتایج رگرسیون چندمتغیره ثابت می کند میزان تماشای تلویزیون پس از متغیرهای گسترة شبکه ارتباطی و میزان اعتماد به نفس افراد وارد معادله شده و به عنوان سومین عامل تأثیر گذار شناخته شده است. در مجموع، به رغم اینکه تلویزیون ایران در مورد هرکدام از مقوله های مورد بررسی هویت، پیام هایی را تولید و پخش می کند، اما این پیام ها در کنار سایر عوامل تأثیرگذارند و تلویزیون پس از سایر متغیر های نظام اجتماعی، عامل مؤثری بر نگرش مخاطبان در مورد هویت بوده است. همچنین این بررسی نشان داد برخلاف نظریه کاشت گربنر، در ایران تلویزیون بر ذهن مخاطبان تأثیر کاشتی نداشته و مردم بیشتر تحت تأثیر سایر متغیرهای نظام اجتماعی هستند.
این مقاله بخشی از نتایج یک پژوهش بوده و در پی مطالعه رابطه سرمایه اجتماعی با عمل داوطلبانه مشارکت در فعالیت های اجتماعی در یک مصداق و مورد خاص، یعنی بازی بیسبال، به مثابه بازی طبقه متوسط جامعه آمریکا است. منظور از مشارکت در بیسبال، مشارکت مستقیم به صورت حضور در بازی و یا به مثابه تماشاچی بیسبال، اعم از سطوح فردی و جمعی، و در اشکال حضوری و غیر حضوری ـ از راه رسانه ـ است. نتایج پژوهش (جدول 6) نشان میدهد که رابطه علی میان مشارکت در بیسبال و سرمایه اجتماعی وجود ندارد. به عبارت دیگر، میتوان گفت علیرغم نوسان در سرمایه اجتماعی مشارکتکنندگان، مشارکت در این ورزش طبقه متوسط به طور ثابت به چشم میخورد. از این جهت، براساس یافته های پژوهش حاضر (جدول 7)، فرض دوم مطالعه مبنی بر وجود رابطه معنادار میان مشارکت در بیسبال و سرمایه اجتماعی اثبات میشود. از سوی دیگر جایگاه بیسبال به مثابه نماد برجسته ورزشی آمریکا در نهادسازی “آمریکایی بودن” در سایر کشورهای جهان نیز محل تاملات این مطالعه بوده است که در نتیجه گیری منعکس شده است. توضیح بیشتر آنکه آمریکاشناسی عرصه گسترده ای است که یکی از لایه های آن قلمرو سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی و ورزش های مردمی است. مطالعات گسترده اخیر روی حجم سرمایه اجتماعی در سطوح ملی ایالات متحده نشان از اهمیت کاربردی و جذابیت علمی موضوع دارد. سرمایه اجتماعی برآیند جامعه مدنی به مثابه مدیریت سطح سومی در کنار مدیریت های سطح اولی ـ دستگاه حکومتی ـ و سطح دومی ـ بازارـ در کشورهای دارای سیستم سرمایه داری به حساب میآید. اصل مهم در اینجا تاکید بر این معنا است که گرایش به فعالیت های اجتماعی، ارتباط معناداری با انگیزه کار داوطلبانه دارد و از سوی دیگر، در هر جامعه اقبال به فعالیت هایی بیشتر است که خودیتر و ملیترند. این مقاله نشان خواهد داد که به برخی از این پرسشها و مسائل پرداخته است.
خانواده حلقه اتصال و انسجام فرهنگ و نظم اجتماعی و در واقع نهادی است که مسئولیت سامان بخشیدن به سلامت اخلاقی جامعه را بر عهده دارد. غایت عملکرد خانواده پرورش افرادی است که به لحاظ اجتماعی شایسته، به لحاظ روانی متعادل و از نظر رفتاری سازگار باشند.
در این مقاله، رابطه سرمایه اجتماعی خانواده با هویت اجتماعی جوانان مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، مطالعه ابعاد روابط گفتمانی و هنجاری درون خانواده و هویت اجتماعی به عنوان متغیرهای اصلی تحقیق و مطالعه سرمایه اجتماعی و هویت اجتماعی جوانان و نیز چگونگی پیوند آن دو می باشد. سرمایه اجتماعی، به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی، هنجارها و روابط را در برمی گیرد. مفهوم هویت نیز به دو بعد ذهنی و عینی تقسیم می شود. بعد ذهنی آن در واقع گرایش و اعتماد فرد به دیگران و بعد عینی مشارکت اجتماعی فرد را شامل می شود. جامعه آماری این تحقیق، دانش آموزان مقطع پیش دانشگاهی دبیرستان های عادی دولتی در سه منطقه 3، 6 و 18 شهر تهران است که در سال 87-1386 مشغول به تحصیل بوده اند. با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 302 نفر به عنوان نمونه انتخاب و بررسی شده اند. نتایج به دست آمده از این پژوهش، بیانگر وجود رابطه معنادار و مثبت بین دو متغیر سرمایه اجتماعی خانواده و هویت اجتماعی در سطح معناداری 99 درصد است.
استفاده از سموم و کودهای شیمیایی گوناگون، بهره برداری روزافزون از منابع طبیعی پایه در بخش کشاورزی و نیز بکارگیری فزاینده انرژی های فسیلی، در ناسالم بودن محصولات کشاورزی و آلودگی محیط زیست در روستاها نقش مهمی داشته اند. گرچه این موارد، موجب افزایش کمی تولیدات در بخش های صنعت و کشاورزی شده اند، ولی در طول زمان، آسیب ها و چالش هایی را نیز ایجاد کرده اند. مسئله اساسی در مقاله حاضر، آلودگی مداوم و روزافزون محصولات کشاورزی و فرآورده های غذایی به باقی مانده سموم گیاهی، علف کش ها، آنتی بیوتیک ها و هورمون های گیاهی و دامی است. از جمله مهمترین آسیب ها این است که آلودگی های ناشی از وجود این گونه باقی مانده های شیمیایی، نه تنها موجب ظهور بیماری های ناشناخته در میان انسان ها شده، بلکه به تخریب و فرسایش منابع پایه کشاورزی نیز منجر شده است. همچنان که تخریب منابع طبیعی نیز از دیگر آسیب هایی است که بدین سبب به محیط زیست جوامع انسانی، گیاهی و جانوری وارد شده است. هدف مطالعه حاضر، بررسی نقش ترویج در توسعه کشاورزی ارگانیک در روستاهای کشور است و روش بررسی نیز از نوع کلینیکی یا «تشخیص بالینی» و در برخی از مزارع «تولیدات ناب» در نواحی روستایی است. کاهش هزینه های درمانی، افزایش کمی و کیفی تولیدات کشاورزی، افزایش صادرات و حفاظت از محیط زیست، نیازمند نگرش زیست محیطی و تولید کشاورزی به شیوه ای پایدار و ارگانیک است که این کار نیز مستلزم بهره مندی از یک سامانه ترویجی جامع نگر است. این سامانه ترویجی نیز مبتنی بر سه رکن آموزش مداوم، انگیزش خودیاری و گسترش مشارکت روستاییان در راستای توسعه پایدار منابع انسانی است. در پایان، برخی از راهبردهای مؤثر در پذیرش شیوه های تولید در سامانه کشاورزی ارگانیک در روستاهای کشور بیان شده است. شایان ذکر است که راهبردهای مذکور، در واقع بخشی از پیام ها یا آموزه-هایی هستند که سامانه ترویج، برای نشر و تنفیذ آنها بین مخاطبان روستایی در این فرایند تلاش می کند.
هدف از این پژوهش بررسی کیفیت و کمیت مقاله های منتشر شده با نشانی ایران در فاصله زمانی 2009-2004 میلادی در زمینه علوم پزشکی و علوم وابسته در مجلات پاکستان و داخل کشور بوده است. روش دسترسی به ارقام و اطلاعات این پژوهش از طریق بانک اطلاعاتی اسکوپوس و به روش پیمایشی انجام شده است. محدوده زمانی سالهای 2009-2004 میلادی، مقالات با وابستگی علمی ایران به عنوان مبنا و زمینه های علوم پزشکی پایه و بالینی، بیولوژی، بهداشت و علوم وابسته به عنوان دامنه جستجو انتخاب شدند. ارزش علمی تمام اسناد (مقاله کامل، مروری، گزارش و غیره) یکسان و در نهایت، تعدادی از مجلات که حجم بیشتری از مقالات را شامل می شدند، از نظر سابقه علم سنجی و کیفیت نسبی به اجمال بررسی شدند. نتایج نشان می دهد که دو مجله پاکستانی فقط از سال 2006 در اسکوپوس نمایه شده اند و قبل از آن سابقه ای ندارند و از این نظر نسبت به مجلات ایرانی جدیدتر هستند، ولی رتبه های اول تا سوم را به خود اختصاص داده اند و در همه حال بالاتر از مجلات ایرانی قرار می گیرند. ضرورت چاپ مقاله برای ارتقای اعضای هیات علمی و دانش آموختگی دانشجویان دکتری اقبال بلندی را برای این قبیل مجلات فراهم کرده است تا در قبال دریافت هزینه، تحقیقات پژوهشی فاقد کیفیت قابل قبول را چاپ کنند. شاید اولویت دادن به کیفیت پژوهش و بازنگری در سیاستهای تنبیهی و تشویقی و اکتفای محدود به رشد کمّی مقالات، راهکار مناسب تری برای اعتلای علمی کشور باشد.
فاصله بین وضع موجود در جذب گردشگران خارجی در استان اصفهان در مقایسه با آنچه که به عنوان وضع مطلوب باید باشد بسیاز زیاد است؛ عوامل متعددی در بوجود آمدن این شکاف نقش دارند در این تحقیق موانع موجود در جذب گردشگران در سه محیط داخل، نزدیک و دور در صنعت گردشگری مورد بررسی قرار گرفته است تا با شناخت و رفع موانع موجود مزیت های رقابتی شناسائی و مورد توجه قرار گیرند جامعه آماری مورد مطالعه مدیران بخش گردشگری سازمان میراث فرهنگی استان اصفهان همراه با مدیران دفاتر خدماتی گردشگری و تورگردانان می باشند که با نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته کار جمع آوری اطلاعات از 39 نمونه انجام شده است در ساخت پرسشنامه از مدل های زنجیره ارزش و پنج نیروی رقابتی پورتر و مدل PEST استفاده شده است ،با توجه به اینکه در پرسشنامه یکصد و بیست سوال مورد پرسش نمونه های جامعه آماری قرار گرفت برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آمار توصیفی شامل جداول توزیع فراوانی،معیارهای توصیفی،نمودارها، میانگین، انحراف معیار و در آمار استنباطی ازآزمون t مستقل تک نمونه ا ی و t دو متغیره استفاده شده است و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل و خلاصه سازی داده ها انجام شده است، اطلاعات بدست آمده تایید فرضیات تحقیق را نشان می دهد.
در فرایند جهانی شدن، شهروند گرایی در شهر و مدیریت های شهری امری متعارف است. اما در هزارة سوم میلادی، رژیم های شهری (از مدیریت و حکومت های شهری تا سازمان ها و مقامات شهری و شهرداری ها) درصدد گسترده تر کردن کمّی و کیفی نوعی از شهروندگرایی برآمده اند که به دولت ملت محدود نبوده و بیشتر به سطوح محلی و شهری پایبند است. به طور دقیق، شهروندی شهری ناظر به چنین وضعیت شهری پرافت و خیزی است و مسئله ای است مربوط به فراتر رفتن از شهروندی ملی و رفع کاستی های شهروندی ناشهری. ادعای سیاست های شهروندی شهری کامل تر کردن، مردمی تر کردن، عمومی ترکردن و مدنی تر کردن شهروندی در زیست جهان شهری و پیوند عمیق تر میان رژیم های شهری و شهرنشینان است. از این رو در این مقاله هم زمان ماهیت جامعه شناختی شهروندی شهری و سیاست های شهروندی شهری به عنوان تجربة فرهنگی شهری متأخر مرور شده است.