رسانه ها ابزار بیان ایدئولوژیک گفتمانها هستند و از طریق آنها می توان ایدئولوژی را به سطح جامعه تزریق کرد. از این لحاظ برای دریافت روند تطوری گفتمان حاکم، می توان از رسانه ها به عنوان مرجعی مطالعاتی استفاده کرد. سینما به علت تصویری بودن و همه گیر بودن در میان رسانه های جمعی از جایگاه والایی برخوردار است.
تغییرات گفتمانی بر نحوه رویارویی با دیگری تاثیر می گذارد. از یک سو، «دیگری» و تعریفی که از آن در طول روندهای گفتمانی گوناگون شده است برای ساخته شدن هویت ملی و اجتماعی یک ملت، نقشی اساسی ایفا کرده است. از سوی دیگر،«خودی» همواره برای تعریف هویت ملی و جداسازی خود از غیر، به غیریت سازی می پردازد و می توان گفت که رسانه های جمعیتنها یکی از ابزار ساخت و بازتولید دیگری و بازتعریف «خود» است.
در پژوهش حاضر گفتمان «خود/ دیگری» در سینما مورد بررسی قرار می گیرد. تا نحوه بازنمایی «دیگری» و بازتولید «خود» در مقابل آن و شکل گیری هویت «خودی» تعریف شود. بنابراین «دیگری» به تنهایی مسئله این تحقیق نبوده است و تا جایی مورد کنکاش
قرار می گیرد که «خودی» نیز حضور داشته باشد.
برای رسیدن به پاسخ مسئله تحقیق از سه سطح تحلیل برای بررسی نمونه های منتخب استفاده شده است. چرا که سعی شده است از سطح توصیف صرف فراتر رفته و وارد تحلیل گفتمانی متون شویم. در سطح اول از الگوی روایت «بارت» برای بررسی معنای ضمنی و آشکار سکانس های مورد تحلیل استفاده شده است و در سطح دوم الگوی «سلبی و کادوری» برای توصیف نشانه شناختی مبنای کار قرار داده شده است. در ادامه با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی ونداک، گفتمان «خود/دیگری» متن تحلیل شده است.
الگوی های مذکور واسازی و کنکاش در سطوح مختلف متن را برای محقق فراهم می کنند. با مشاهده و بررسی و تحلیل فیلم ها آنچه که در مواجهه با دیگری در تمام متون دیده شده است؛ «استعاره سفر» برای مواجهه با غرب است. در تمام فیلم های انتخابی «خودی» به سفر می رود یا از سفر غرب باز می گردد. و در اکثر نمونه ها «خودی» از این مواجهه و سفر پشیمان و نادم باز می گردد. و در نهایت دیگری طرد و نفی می شود.
ایده مسلط در اکثر قریب به اتفاق متون «بازگشت به خویشتنِ اصیل و بومی»، در مقابل غرب مطرود، است. غرب با ایده های مختلف در این متون طرد می شود؛ گاهی با ایده وحشت زایی و گاه عقلانیت ابزاری غربی در مقابل «خودی» قرار داده می شود. در نتیجه آنچه از تحلیل فیلم های بررسی شده بر می آید این است که، غرب در سینمای معاصر ایران همراه با جهت گیری رسانه ای، طرد شده و منفور قلمداد شده است.
تولید فیلم های مستند با موضوع حیات وحش و طبیعت در شبکه های تلویزیونی سراسر جهان به جایگاهی از کمیت، کیفیت و رقابت رسیده، که باید از اساس با دیدی کاملاً متفاوت، به پی ریزی و طراحی بنای آن اقدام کرد. جدا از خود موضوع که جذابیت خاص خودش را باید داشته باشد، ترکیب تکنیک و هنر در کنار هم، باید به جذابیت این فیلم ها کمک کند.
آن چه در این مقاله بررسی می شود، جنبه ها و مقوله های فنی برنامه سازی مستند است که پایه واساس تکنیکی استانداردهای جهانی، این گونه از مستندها را معرفی و تشریح می کند. فناوری نوین فیلم سازی باعث شده که جهان طبیعی و محیط زیست انسان، حیوانات و گیاهان از زوایای جدید و صحنه هایی که پیش از آن دیده نشده اند، ارائه شود. روش های گوناگون تصویربرداری، ابزارهای جدید تصویربرداری و پژوهش های خاص مستندهای حیات وحش چون رادیو تله متری و حتی ابزارهای جدید زنده گیری
حیوانات که با اتصال به سامانه های ماهواره ای جهانی، در نوع خود انقلابی در برنامه سازی مستند به وجود آورده اند، در این مقاله معرفی شده اند.
بی شک در برنامه سازی رادیویی هدف اصلی ازساخت هر برنامه تاثیرگذاری بر مخاطب است.مخاطب در واقع عامل و علت غایی برنامه سازی است.به عبارتی قصد داریم تا تغییری در نیازها ؛گرایشها ،طرز تفکر او ایجاد کنیم.آنچه در این راستا از اهمیت زیادی برخوردار است توجه به این نکته است که برنامه های ما تا چه اندازه چنین توانایی را داراست.با رعایت چه شرایطی به این درجه از تاثیرگذاری خواهد رسید؟ما در این تحقیق به دنبال یافتن پاسخ این سوالات بودیم.
قطعا برخورداری برنامه ها از پشتوانه پژوهشی می تواند بر این تاثیر گذاری بیافزاید و برنامه های رادیو را در مسیر پاسخگویی به نیاز های مخاطب قرار داده و سبب رضایت مندی او به عنوان یکی از مولفه های موفقیت برنامه های رادیویی گردد.برای بررسی وضعیت موجود بهره گیری رادیو از پژوهش در برنامه هایش به منظور تامین نیازهای مخاطبین و رضایت مندی آنان از روش پیمایشی و برای ترسیم وضعیت مطلوب از روش گروه کانونی استفاده کرده ایم.نتایج بدست آمده نشان می دهد که برنامه ها ی برخوردار از چنین پشتوانه ایی توانسته اند مخاطب بیشتری جذب و آنها را از انتخاب رسانه رادیو خشنود سازند.البته در بررسی نتایج بدست آمده به این واقعیت می رسیم که برای رسیدن به وضعیت مطلوب بهره گیری از پژوهش در برنامه ها راههای نپیموده زیادی پیش رو داریم که گام نهادن در آنها ما را در رسیدن به هدفمان که همانا رضایت مندی مخاطب از انتخاب رسانه ما است نزدیکتر می این تحقیق در دو بخش پیمایش و گروه کانونی ما را متوجه ضرورت و اهمیت این مسئله ساخته و برنامه ریزی در این مسیر را ضروری می نماید.کند.توجه به داده های
سیاستگذاری فرهنگی نوعی برنامه ریزی کلان است که فعالیت های فرهنگی، اجتماعی را در جهت تحقق بخشیدن به اهداف سامان می دهد. اِعمال این سیاست ها از سطح قانون گذاری گذشته، به معنای نوعی اِعمال قدرت دولت به منظور اصلاح، بهبود و یا ایجاد دگرگونی در باورها و رفتارهای فرهنگی است و از آنجا که دولت از تمام ظرفیتهای تشویقی و تنبیهی موجود برای تحقق این سیاست ها برخوردار است، بررسی این سیاست ها اهمیت وافری دارد. این مطالعه با هدف بررسی وجوه سیاستگذاری فرهنگی دولت در حیطه سبک زندگی دختران و اصول و منابع مقوم آن انجام شده است. برای این منظور متون اصلی سیاست فرهنگی از سه ماخذ سیاستگذار در حوزه دختران و زنان جوان از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان ملی جوانان و سازمان صدا و سیما گردآوری شده و از طریق تحلیل متن، بندهای معینی از مجموعه مصوبات، اسناد و آیین نامه های دستگاههای سیاستگذار بعنوان ادبیات رسمی موجود در این حوزه مورد موشکافی قرار گرفته است. چهار سرفصل اصلی ضوابط حجاب و پوشش، ممنوعیت آرایش، تفکیک جنسی و در نهایت اوقات فراغت شاکله اصلی این سیاست ها را تشکیل می دهد. به جز اوقات فراغت که کمتر مورد توجه قرار گرفته، سه سرفصل دیگر بعنوان سه حلقه مکمل و دارای اثر هم پوشانی همواره تکرارشده است. استدلال اصلی نویسندگان آن است که این شاکله در امتداد ایدئولوژی نظام سیاسی و برخاسته از ارزش های دینی سیاستگذاران با نگاه خاص ایشان به زن خصوصا در فضای انقلابی ایران بوده، با گذشت زمان علارغم تغییرات اجتماعی به دلیل وجود منابع مقوم خود دستخوش تغییر نشده است.
هدف گردشگری در وهله نخست بهبود روابط فرهنگی و درک تفاوتهای فرهنگی است . گردشگری مذهبی به عنوان یکی از قدیمیترین اشکال روابط فرهنگی بین اقوام و ملل ، از جمله پر رونق ترین گردشگری ها در زمان حاضر است . قدمت این نوع گردشگری با قدمت تاریخ دینی برابری میکند بطوری که عمده ترین نیت گردشگری در شکل سنتی یک عمل دینی _ فرهنگی بوده است . نگاهی به گذشته در زمینه سفرها و گردش های مذهبی موید این مطب است .
امروزه گردشگری مذهبی به سبب ویژگی های خاص خود ، جایگاه مهمی در میان انواع گردشگری یافته و تحقیقات گسترده ای در سالهای گذشته در این زمینه انجام شده است ؛ اما محققان هنوز بر سر بکار بردن دو واژه زیارت یا گردشگری مذهبی به توافق نرسیده اند . از این رو ما در این مقاله هر دو مفهوم را بکار می بریم . ایران نیز به دلیل موقعیت های مذهبی فراوان ، مقصدی مناسب بجهت گردشگران مذهبی است ، با وجود آنکه این استعداد بالقوه وجود دارد ، اما تا کنون در این زمینه فعالیتهای پژوهشی مناسبی انجام نشده است ؛ در حالی که برنامه ریزی صحیح نیازمند پژوهشهای کافی و تولید ادبیات تحقیق است . در مقابل ، بسیاری تلاش کرده اند تا با انجام چنین مطالعاتی در رابطه با بسیاری از فرق مذهبی ناشناخته ،زمینه را برای گسترش گردشگری خود توسعه دهند.
در طول مطالعه انجام شده چند هدف دنبال شد : نخست روشن کردن مفاهیم حوزه زیارت و گردشگری مذهبی . سپس بررسی آمار موجود ایران در این زمینه و در ادامه مطالعه ای روی مسافرین مسجد جمکران انجام شد . انتخاب این مقصد از آن روی صورت گرفت که مسافرین آن در ادامه سفر به شهر قم می توانند به دیدن آثار مذهبی و غیر مذهبی بروند . بدلیل وجود این حق انتخاب می توان فاصله شناختی میان گردشگری و زیارت را بدرستی مشاهده کرد و سطح توقع و رضایت آنها را سنجید . با استفاده از نمونه گیری غیر احتمالی قضاوتی تعداد 80 پرسش نامه با مصاحبه تکمیل شد . سپس با جمه بندی نظریه ها و تحقیقات انجام شده ، با استفاده از مدل SWOT فرصتها و تهدیدهای پیش روی گردشگری زیارتی در ایران مورد تحلیل قرار گرفت
هدف این مقاله بررسی میزان آشنایی و علاقه مندی دانش آموزان سوم متوسطه نسبت به فرهنگ بومی در استان مازندران است. بنابراین 365 دانش آموز از کل 7286 و 10 نفر از متخصصین فرهنگی در استان به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش تحقیق در این پژوهش کمی و کیفی بوده و از ابزارهایی چون پرسشنامه برای نظرسنجی از دانش آموزان و مصاحبه با کارشناسان استفاده گردید. نتایج بدست آمده حاکی از آن است میزان آشنایی و علاقه به فرهنگ بومی در استان مازندران در حال کاهش است و در عین حال از لحاظ جنسیت تفاوت معنی داری بین دیدگاه دانش آموزان دختر و پسر درباره فرهنگ بومی وجود دارد. . نتایج حاصل از مصاحبه با کارشناسان نیز نشان می دهد که عواملی چون جهانی شدن، ضعف منزلت خانواده، ناتوانی مدارس در اجرای وظایف فرهنگی خود، از جمله عوامل مهم چنین وضعیتی محسوب می شوند.
موضوع این مقاله درک کیفیتحکمرانی درایران است که درمیان استادان دانشگاه های تربیت مدرس، علامه طباطبایی و تهران مطالعه شده است. پرسش مقاله حاضرآن است که: "درک استادان دانشگاه درباب کیفیتحکمرانی درایران چگونه است؟ ادبیات نظری متن حاضر بر تئوری حکمرانی خوب استواراست. روش پژوهش مقاله، پیمایش فازی است. واحدهای مشاهده صد نفراز استادان دانشگاههای تربیت مدرس، علامه طباطبایی و تهران می باشد. شواهد تجربی دلالت برآن دارد که ارزش میانگین درک پاسخگویان در باب همه زیر مجموعه های مفهوم کیفیت حکمرانی پایین تر از نقطه گذار (5.) است. این رابطه در باب شاخص کل کیفیت حکمرانینیز صادق است. بیشترین میزان داوری منفی مربوط به شاخص کنترل فساد است. شواهد تجربی نشان می دهد که بطور متوسط 67 درصد از پاسخگویان کیفیت حکمرانی را درایران کاملا منفی تا عمدتا منفی ارزیابی کرده اند. تنها 3.1 از آنان کیفیت حکمرانی را کاملا خوب ارزیابی کرده اند و 12درصد پاسخگویان در نقطه گذار قرار دارند. نقطه گذارجایی است که بیشترین ابهام را از حیت این که آیا یک مورد بیشتر عضو یا غیرعضو است، دارد. این افراد درباب کیفیت حکمرانی خوب یا بد تردید دارند. درواقع اکثریت پاسخگویان درک منفی در باب کیفیتحکمرانی در ایران دارند.
این تحقیق، تلاش می کند تا به شناخت رفتارهای مخاطبان در حوزه یکی از پر طرفدارترین بخش های ادبیات؛ یعنی رمان های عاشقانه عامه پسند بپردازد. رویکرد نظری این پژوهش، بر این است که، مخاطب فردی فعال است که نیات و انگیزه های خود را با روی آوردن به آثار عاشقانه نشان می دهد. در این نگاه، مخاطب آثار عامه پسند نیز می تواند درک خود را از این آثار، با توجه به تجربیات، اطلاعات و محیط اجتماعی و فرهنگی خود داشته باشد، و به امر تفسیر بپردازد. مخاطبین آثار عامه پسند، نه تنها مطرود نمی شوند بلکه دلایل روی آوردن آن ها به این آثار، نیز مورد بررسی قرار می گیرد. چرا که در این دیدگاه، فرض بر این است که؛ مخاطب فعالانه و با آگاهی بر اساس نیازی که دارد، دست به انتخاب این آثار زده است. این پژوهش، با استفاده از نظریه استفاده و رضامندی و پژوهش ردوی صورت گرفته است. شناخت مشخصه های فردی خوانندگان، علایق مخاطب در رابطه با رمان و علل روی آوردن خوانندگان به آثار عاشقانه، از دیدگاه خود آن ها از جمله اهداف پژوهش بوده است.
فال همواره در زندگی بشر وجود داشته و به عنوان معرفتی حاشیه ای، در گوشه و کنار جامعه به زندگی خود ادامه داده است. در سال های اخیر، گسترش و تنوع موضوع فال، ورود آدم های تحصیلکرده و با موقعیت اجتماعی بالا به فال گیری و استفاده از گفتمان رسمی- علمی، برای طرد فال سبب شده است که پرداختن به این موضوع اهمیت یابد. مقاله حاضر می کوشد، با استفاده از نظریه نظم گفتار فوکو و تحلیل گفتمان، ابتدا به ساز و کارهایی که گفتمان رسمی- علمی برای طرد و غیر حقیقی جلوه دادن فال استفاده می کند، بپردازد و سپس با بهره مندی از گفتار کنشگران فال گیری، معرفتی که فال ارائه می دهد و همچنین دنباله روندگان آن را با گفتمان علمی فال مقایسه کند.از جمله ساز و کارهای فوکویی که گفتمان علمی-رسمی فال، در جهت طرد گفتمان غیر رسمی بکار می بندد، کنارگذاری و تفسیر است. بر حسب این دو ساز وکار، فال، غیر حقیقی، غیر واقعی و شیادی است و کنشگران آن ساده اندیش و فاقد بینش علمی پنداشته می شوند. در حالی که، کنشگران گفتمان غیر رسمی که اغلب تحصیلکرده هستند به فایده مندی فال در زندگی روزمره شان اشاره می کنند.
مقاله حاضر به روش کیفی و با استفاده از تکنیک های مصاحبه، مشاهده و بررسی اسناد و مدارک مکتوب و ادبیات شفاهی مرسوم در مورد مصرف مواد در صدد است تا هنجارهای تسهیل کننده مصرف مواد را در میان پنج خرده فرهنگ بزرگ قومی ایران (در قالب 10 استان) را بررسی کند. به منظور شناخت هنجارهای تسهیل کننده مصرف مواد اعتیاد آور در میان خرده فرهنگ ها سه حوزه مورد تاکید و هنجارهای موجود در هر یک از این حوزه های مورد مطالعه قرار گرفت.: 1- توصیه-های دارویی و درمانی، 2- باورهای عامیانه و جملات و ضرب المثل ها و 3- آداب و رسوم خاص. بر اساس یافته ها در هر سه حوزه مشخص شده در میان همه خرده فرهنگ های مورد بررسی هنجارهایی وجود دارد که تسهیل کننده مصرف مواد مخدر هستند.
بی تردید یکی از رشته های کلیدی و سرنوشت ساز در ایران حوزه های مطالعاتی مدیریت است. تولید دانش در این قلمرو پژوهشی، متناسب با نیازهای مدیریتی بر آینده کشور تأثیر خواهد گذاشت. مانند سایر رشته ها، بسته های تولیدی دانشی درا ین حوزه نیز نظریه نامیده میشود. خلق این نظریه ها از یک طرف و به کارگیری آن ها در عمل دغدغه اصلی در این رشته هاست. نوشتار حاضر که محصول قلم دکتر حسن دانایی فرد (عضو هیئت علمی دانشکده مدیریت وا قتصاد دانشگاه تربیت مدرس) میباشد، در تلاش است چرایی کُندی در تولید و کسادی در بازار کاربرد نظریه ها در عمل در سازمان های ایرانی را تحلیل کند. بر این اساس مقاله حاضر ضمن بحث از چیستی نظریه ها و نحوة شکل گیری آن ها، به طرح موانع ذاتی و عرضی در عرضه دانش مدیریت و راهکارهایی برای رفع موانع و کاربرد این دانش حیاتی در کشور میپردازد.