در جریان وقایع سال 56 و نیمه اول سال 57 کسان بسیاری ایفای نقش کردند. مرگ مشکوک آیتالله سیدمصطفی خمینی و برگزاری مجالس ختم فراوان و باشکوه در سراسر کشور، مانور قدرت انقلابیون بود که خشم رژیم را برانگیخت تا آنجا که روز 17 دی ماه پس از اخذ مجوز از آمریکا، دستگاه شاه با اهانت به امام، چالش بزرگ خویش با ملت ایران را آغاز کرد. چالشی که جز نابودی برای آن رژیم پوسیده و جهنمی حاصلی نداشت. کارگزاران آن دوران که از جمله مهمترین ایشان میتوان جمشید آموزگار (نخستوزیر) و داریوش همایون (وزیر اطلاعات و جهانگردی) را نام برد با تحلیل غلط از شرایط روز، نشان دادند کوتولههایی هستند که به غلط بر مسندهای ملتی بزرگ تکیه زدهاند.
در خلال سالهای 40 تا 57 گروهها و سازمانهای بسیاری در عرصه سیاسی ایران ظاهر شدند که مدعی رهبری مبارزات بودند و مشی سیاسی یا نظامی خویش را راهی صحیح و اصولی میدانستند. بعضی از این گروهها همچون نهضت آزادی و جبهه ملی مبارزه در چارچوب قانون اساسی (یعنی پذیرش نظام شاهنشاهی) را هدف قرار داده بودند و برخی دیگر که مشی مسلحانه را به عنوان تنها راه براندازی رژیم پهلوی در پیش گرفته بودند، در عمل در برابر ساواک شکست خوردند و از دور مبارزات خارج شدند. در چنین معرکه غریبی که هیچ امیدی به سرنگونی رژیم پهلوی نمیرفت، امام خمینی رهبری مبارزه را با شعار سرنگونی شاه و نظام شاهی و برقراری حکومت اسلامی به دست گرفت و در مدت کوتاهی توانست طومار این رژیم را در هم بپیچد. مقاله حاضر نقش گروهها، احزاب و سازمانهای مارکسیستی، التقاطی و ملیمذهبی را در دوران تبعید امام خمینی وا میکاود.
در بحبوحه مشروطه، پس از فتح تهران، مجریان حکم اعدام، عمامه از سر شیخ فضلالله نوری برداشتند تا طنابدار را به گردن او بیندازند؛ در این حال آن شیخ روشنبین که آینده را در خشتخام همچون آینه میدید، رو به جماعت حاضر در میدان توپخانه کرد و در یک پیشبینی شگفت، گفت: امروز این عمامه را از سر من برداشتند، فردا هم از سر شما بر خواهند داشت.
علامه امینی در طول حیات پربار و بابرکت خویش با کسان بسیاری سروکار داشت. او از پدر و مادری زاهد و متدین زاده شده بود. مراجع بزرگواری همچون آیات عظام سیدابوالحسن اصفهانی، آل کاشفالغطاء و غروی اصفهانی (کمپانی) سمت استادی بر او داشتند. شاگردان فراوانی را تربیت کرده بود که از آن جمله میتوان از شهید نواب صفوی یاد نمود. در کتابخانه امیرالمؤمنین با افراد زیادی دوست و همکار شده بود که مرحوم حجتالاسلام سیدکاظم حکیمزاده از آن جملهاند و ارادتمندان خالص و بیغل و غشی نیز به او یاری میرساندند که حاج کریم دستمالچی و حبیب چایچیان (حسان) در شمار آنان قرار دارند.
اختلاف شخص مرحوم آخوند خراسانی با حاج شیخ فضلالله نوری، در جریان مشروطه، «عمدتاً» (و نه البته «تماماً) بر سر «تشخیص موضوع»، یعنی بر سر شناخت ماهیت حقیقی جناحها و مبدا و مآل واقعی جریانات مؤثر و دست اندرکار مشروطه بود، و لذا، وقتی که مرحوم آخوندخراسانی به فاصله یک سال و اندی از شهادت حاج شیخ فضلالله، به هویت فکری واعتقادی تقیزاده پیبرد (هر چند بسیار دیر بود) شدیداً و صریحاً به مخالفت با او برخاست و حکم به فساد مسلک سیاسی تقی زاده، و لزوم عزل و انفصال وی از وکالت مجلس داد و چندی بعد نیز - چنانکه معروف است - عزم خویش به آمدن به ایران جهت اصلاح امر مشروطه را اعلام فرمود و به تمهید مقدمات سفر پرداخت که... مع الاسف به نحوی مشکوک درگذشت و به گفته برخی از مطلعین، بهدست همان عواملی که طرفداری دروغین از ایشان را نقاب ستیز با امثال شیخ نوری در تهران و صاحب عروه در نجف کرده بودند، به شهادت رسید. و گرنه، چندان اختلاف اساسی و لاینحلی میان آخوند و شهید نوری وجود نداشت (نمیگوییم که هیچ اختلافی نبود) و مشروطه مدنظر خراسانی نیز نهایتاً همان مشروطه مشروعه، یعنی اجرای متمم قانون اساسی با قیود و اصلاحات «اسلامیِ» مندرج در آن، بود.
خلیل ملکی فرزند حاج میرزافتحعلی در سال 1280 در تبریز به دنیا آمد. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه راهی تهران شد و تحصیلاتش را در مدرسه صنعتی آلمانیها ادامه داد. سال 1307 جزو دانشجویان اعزامی به خارج، راهی آلمان شد و در رشته شیمی به تحصیل پرداخت، ولی به دلیل مخالفت با رژیم رضاخان که منجر به قطع کمکهزینه تحصیلی وی گردید، ناگزیر به ایران بازگشت1 و تحصیلاتش را در دانشسرای عالی ادامه داد و سپس به تدریس پرداخت. در همین ایام با دختر حاج علینقی گنجهای یکی از رهبران انقلابیون مشروطه ازدواج کرد.
غلامرضا تختی فرزند رجب در پنجم شهریور 1309 در خانوادهای مذهبی در خانیآباد تهران پا به عرصه وجود نهاد. دوره ابتدایی را در مدرسه حکیم نظامی گذراند و بعد هم به دبیرستان منوچهری واقع در خیابان خانیآباد رفت ولی به سبب مشکلات مالی تحصیل را در نیمه راه رها ساخت و در یک کارگاه نجاری به شاگردی مشغول شد. از همان هنگام به ورزش باستانی تمایل نشان داد و ابتدا به زورخانه گردان رفت و سپس در باشگاه پولاد که شماری از بهترین کشتیگیران ایران عضو آن بودند، به ورزش پرداخت.
مصورسازی اطلاعات، استفاده از برنامه هائی است که به کمک رایانه پشتیبانی می شود، ایجاد تعامل می کند و به صورت دیداری نمایش داده می شود تا درک داده های انتزاعی تسهیل گردد. در آرشیوها، با مصورسازی اطلاعات می توان بر مجموعه داده ها و اسناد متمرکز شد تا به اندیشه دیداری که سبب شناسائی سریع تر و بهتر اسناد می شود، بینجامد. با فنون مصورسازی اطلاعات، می توان انواع اسناد آرشیوی را نظیر اسناد و داده های یک بُعدی، دوبُعدی و سه بُعدی حمایت کرد تا ساختار اطلاعات موجود در سند را ارائه دهد و آن را با بهره گیری از گرافیک رایانه ای بهبود بخشد. با برخی از نرم افزارهای مصورسازی، می توان انواع اسناد و داده های آرشیوی را در فرایند مصورسازی پشتیبانی کرد.
هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر قانون حق نشر (کپی رایت) بر حفاظت رقمی (دیجیتالی)، بازنگری در پیمان جاری حق نشر، پیمان برن و قوانین مرتبط با آن و تاثیر آن ها بر حفاظت رقمی و نیز ارائه پیشنهادهائی برای کمک به کتابخانه ها، آرشیوها و دیگر مؤسساتی است که از آثار رقمی نگهداری و محافظت می کنند. استرالیا، هلند، انگلستان و ایالات متحده، چهار کشور مورد مطالعه هستند. این مطالعه، دریافت که در بسیاری از موارد، آثار رقمی را با یک روش اصولی حفاظت نمی کنند. این مسئله، تا حدی به این خاطر است که نظارت بر حفاظت رقمی به نسبت حفاظت از مواد غیررقمی، متضمن مباحث دشوارتر در مسئله حق نشر است. همه کشورهای مورد مطالعه، استثناهائی برای فعالیت های حفظ و نگهداری دارند. به هر حال، در جزئیات قوانین کشورها تناقضاتی وجود دارد و در این که چگونه این قوانین در محیط رقمی به کار برده شوند، جای چون و چرا باقی است. هیچکدام از کشورهای مورد مطالعه، هنوز یک روش ملی واحد برای گردآوری مواد رقمی ندارند. گاهی ممکن است معیارها و روش های حفاظت فنی، موانع عملی درخور توجهی برای حفاظت ایجاد کند. رهیافت های جاری برای از میان بردن این موانع، فاقد عمومیت است و شامل اخذ اجازه از اشخاص دارنده حقوق و کم وبیش استفاده از شرایط مجازی است که حفاظت رقمی را مجاز می شمارد. علاوه بر این، هنوز راه حل مؤثری برای مسائل عمومی آثار فاقد نام پدیدآور (ابتر) وجود ندارد. در این مطالعه توصیه می شود خط مشی های ملی و قوانین تعدیل شوند، تا حفاظت رقمی آن گونه که بایسته است، مطابق با معیارهای برتر بین المللی تحقق یافته، به ترویج سامانه های ملی برای مجموعه منابع رقمی در مؤسسات مجموعه ساز ملی و دولتی بیانجامد.