بررسی تطبیقی «شورای کتاب کودک» و «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» در دوره پهلوی
حوزههای تخصصی:
در دوره پهلوی با مسئله شدن کودکی به مرور نیروهای اجتماعی و قدرت نسبت به این موضوع حساس و برای آن چاره اندیشی کردند. در این میان دولت برنامه ویژه ای برای کودکان دانشت. مسئله دولت ایجاد و گسترش هویت دلخواه در کودکان برای آینده بود. «شورای کتاب کودک» و «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» دو نهاد مربوط به کودکان به طور خاص ادبیات کودک در دوره پهلوی بودند. شورای کتاب یک نهاد مدنی و خوداتکا و کانون نهادی برآمده از قدرت بود. مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی دست به مقایسه این دو نهاد و مطالعه تطبیقی رویکردها و برنامه های آن ها در قبال ادبیات کودک کرده است. برآینده پژوهش حاضر نشان می دهد که جامعه ایرانی از نخستین سال های دهه 1300 به طور عام و به طور خاص از دهه 1330 نسبت به ایجاد نهادهای مدنی و فعالیت در جهت ادبیات کودک حساس شده بود و در این راستای تجربه های مهمی داشت. شورای کتاب کودک مهم ترین تجربه جامعه بود. با وجود این دولت پهلوی که به شدت نسبت به کنترل جامعه و نهادهای اجتماعی آن حساس بود با تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حمایت همه جانبه از آن، شورای کتاب کودک را به محاق برد.