بیهق از شهرهای مهم خراسان بزرگ، و دارای شرایط مساعد طبیعی و اقلیمی، رودخانه ها و کاریزها، شرایط اقتصادی مناسب و ویژگی های اعتقادی و فرهنگی بوده است. این شهر جزء نیشابور یکی از چهار ربع مهم خراسان بود. بیهق در دوره اسلامی توسط مسلمانان فتح شد. و با توجه به دور بودن آن از مرکز خلافت اسلامی (اموی-عباسی) به یکی از شهرهای تبدیل شد که مخالفان دستگاه خلافت و نیروهای گریز از مرکز در آن به فعالیت می پرداختند. این پژوهش در نظر دارد، جغرافیای تاریخی و سیاسی بیهق از ورود اسلام تا دوره غزنویان را مورد بررسی قرار دهد و نشان دهد که چه حوادث مهمی در بیهق در قرون اولیه اسلامی رخ داده است.
این مقاله برخی دیدگاه های تاریخی در مورد دوره شکوفایی و رشد اقتصادی در تبریز در قرن نوزدهم را مورد بررسی قرر داده و تأثیرات مثبت آن را بر شرایط فرهنگی در تبریز مطالعه می کند. به علاوه، نویسنده به افول تدریجی تبریز در شرایط اقتصادی و منطقه ای قرن بیستم می پردازد. نویسنده بر آن است که برای احیای توسعه و بازسازی این شهر مهم، باید شاهراهی از تبریز به منطقه دریای خزر به عنوان یکی از مناطق کلیدی ایران کشیده شود.
قحطی 1288ق در ایران موضوع پژوهش های نسبتاً پرشماری بوده است که با بررسی این واقعه به گونه ای کلی، علل و نتایج کوتاه مدت قحطی و نیز واکنش مردم و دولت به آن را مورد توجه قرار داده اند. این رویکرد موجب اظهاراتی کلی و تعمیم غیرموجه نتایج پژوهش های مذکور به سراسر ایران گشته است. مقاله حاضر پژوهشی موردی درباره قحطی 1288ق در خراسان است که علاوه بر خود قحطی، تبعات آن را در اقتصاد محلی ایالت مورد بررسی قرار می دهد. یافته های این پژوهش ضمن اثبات نادرستی تعمیم نتایج بررسی های کلی قحطی به سراسر ایران، نشان می دهد که همه نواحی خراسان به یکسان تحت تأثیر قحطی قرار نگرفت. بلکه این بلیه موجب افزایش ثروت و جمعیت در ولایات شمالی به زیان ولایات مرکزی و جنوبی ایالت، گردید. افزون آن که قحط سالی، در کنار مرگ ومیر با مهاجرت و جابجایی جمعیت همراه بود که این، اعتبار داده های آماری برخی از منابع را با تردید مواجه می سازد. همچنین، اقتصاد محلی، گذشته از خسارت، بزودی تغییرات را در الگوی زمینداری به زیان مالکیت خصوصی و در نوع کشت تجربه کرد که هر یک از این تحولات، خود منشأ تغییرات بعدی در خراسان شدند.
اصولاً نماد شکل گیری و تثبیت یک حاکمیت سیاسی، ضرب سکه است. حکمرانان شیعی آل بویه، ازجمله حکومت های محلی و منطقه ای گستره جغرافیایی ایران بودند که بعد از تشکیل یک حاکمیت سیاسی به سال 322 ه .ق.، و به تقلید از حکومت های پیشین، مطابق عرف معمول بعد از شکل گیری و ثبات حاکمیت سیاسی سکه هایی را ضرب کردند. به نظر می رسد خاندان آل بویه در روزهای آغازین حکومت برای اعتباربخشی و مشروعیت حاکمیت سیاسی خود برخی از نمادهای خاندان عباسی و قبل آن را در سکه های خود به کار گرفته اند که با گذر زمان و ورود این حاکمیت سیاسی شیعی به دوره میانی و پایانی، تمامی نمادهای حکومت های محلی و منطقه ای دیگر از رو و پشت سکه ها حذف شده و به جای آن نمادهایی که نشانگر بینش و تفکر شیعی است، جانشین آن گردید و به تدریج باگذشت زمان این نمادها به مرحله ای از پختگی و کمال هدایت شدند. یک از موضوعات مهم این دوره از تاریخ آل بویه، چرایی ماهیت استفاده حاکمان آل بویه از نمادهای شیعی و دوری جستن از نمادهای سایر حکومت های محلی و منطقه ای است. استفاده از شاخص شیعی که نشانگر مرام و اندیشه حاکمان سیاسی آل بویه است، خود از موضوعات بسیار مهمی است که پژوهش حاضر را بر آن داشته است تا ضمن پویش و واکاوی در منابع و مصادر تاریخی و تحقیقات و پژوهش های جدید، دلایل و انگیزه ها و بسترهای موجود این تغییروتحول را در سکه های آل بویه تبیین نماید و ماهیت استفاده از این نمادها و چرایی عدم استفاده نماد دیگر و هم چنین رشد و تعالی آن ها را از سال 322 تا 454 ه .ق.، یک دوره 123 ساله را با این پرسش، شاخص های ضرب سکه های فرمانروایان شیعی آل بویه در ایران چیست؟ و چگونگی اقتباسات، ابتکارات و افتراقات آن در قبال سایر مسکوکات را به چالش بکشد. بررسی های اولیه نشان می دهند که خاندان حکومت گر آل بویه همانند سایر خاندان های حکومت گر عصر خود، نخست برای مشروعیت بخشی به نظام تازه تأسیس مجبور بوده اند که از نمادهای بنی عباسی و قبل آن در ضرب سکه هایشان به کار گیرند و باگذشت زمان و تثبیت حاکمیت سیاسی درصدد برآمدند تا نمادهای شیعی و ایرانی را برروی سکه های خود درج نمایند و حاکمیت خود را با ضرب سکه های دینار (طلا) و درهم (نقره) به رخ همگان بکشند.