وجه مقوم و جوهر اصلی معرفت تاریخی نقد است و اجرای دقیق آن بازسازی گذشته را بر مبنای روایات معتبر تضمین می کند. درواقع دست یابی به فواید تاریخ، به مثابه منبعی معرفتی، وابسته به وثاقت داده ها و اعتبار رویدادهای آن است و مورخ، برای اعتبارسنجی مدارک و شواهد تاریخی، به نقدافزارهایی نیاز دارد تا معیارهای شناسایی و تشخیص صحیح و سقیم را در اختیار او قرار دهد. مقاله حاضر، ضمن درنظرداشتن اهمیت مبحث نقد تاریخی، با هدف معرفی نقدافزارهای کارآمد در این حوزه و ارزیابی قابلیت های آنان در خوانش متون و کاوش در میزان اصالت و وثاقت آن ها نگاشته شده است. این بررسی نشان دهنده ماهیت فرارشته ای نقد تاریخی و نقش مهم تعاملات بین رشته ای در تاریخ است. در نوشتار حاضر مصادیقی از دستاوردهای علومی چون شیمی، زمین شناسی (در مبحث عمرسنجی و تاریخ گذاری آثار مادی)، حدیث (قواعد و احکام مربوط به ترجیح و تعدیل)، و منطق (ضوابط مربوط به خطا سنجی و مبحث مغالطات)، که در نقد تاریخی کاربرد دارند، انتخاب شده اند تا تبیین مباحث به شیوه ای مستدل انجام شود.
در طول تاریخ ایران اسلامی با رسمیت یافتن مذهب تشیع در عصر صفوی، بسیاری از مجتهدان و علما برای انجام امورات حکومت و مأموریتهایی چون صدر، شیخ الاسلام و سایر مقامات قضایی (به عنوان نماینده تام الاختیار شاه در اجرای حقوق عمومی و کیفری و بسیاری از امور) نقش مهمی ایفا نمودند. این علما و فقهای دین نقش بسیار قابل توجهی در حفظ و ترویج مذهب و مسایل مربوط به آن داشته اند که باید مورد بررسی دقیق قرار گیرند. بنابراین در ابتدا این سوالات را طرح می کنیم که آیا علما در ترویج یا تأیید یا حتی مقابله با عزاداری و بدعتهای آن نقشی داشته اند؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ چگونه و با چه سیاستی این نقش را ایفا می نمودند؟ تلاش شده است با نگاهی تاریخی دیدگاه و نگرش روحانیون را به برگزاری این مراسم مذهبی بر اساس آثار به جا مانده از آنها بررسی شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد این علما در ترویج و تأیید سبک های عزاداری و واکنش نسبت به تحریف ها و آسیب های بوجود آمده در برهه هایی از دوران صفویان نقش های متفاوتی ایفاء نموده اند.