در این بخش به معرفی نسبتا تفصیلی و تحلیلی سه کتاب پیرامون انقلاب اسلامی ایران میپردازیم و سپس فهرست تعدادی از منابع و مالخذ مربوط به این موضوع معرفی میشود
زبان و ادبیات پارسی با وجود لهجه های گوناگون از آغاز تا ورود اعراب دچار تحولات بسیاری شد، باوجود این، ایرانیان هیچگاه زبان رسمی خود را فراموش نکرده و حتی در برخی اوقات زبان ملل مغلوب را نیز تحت تأثیر خود قرار دادند. می توان ادبیات ایران را در سه قرن نخستین هجری به سه دسته تقسیم کرد؛ ادبیات عربی، ادبیات پهلوی وادبیات دری. ادبیات دری زبان ادبى، رسمى و سیاسى ایران در دوره اسلامی است. این زبان، تکامل یافته زبان پهلوی شمالی یا پهلوی اشکانی است، و زبان مذکور بر اثر گذشت زمان وآمیزش با زبان عربی تحوّل یافت. با این وجود در قرون سوم و چهارم هجری، ترویج زبان پارسی و تعقیب فکر استقلال ادبی ایرانیان از دوره سامانیان را می توان ابتدای ترقی ادب فارسی در ادوار ادبی روزگار کنونی دانست. لذا نوشتاری که از نظر خواهد گذشت، متنی است آماده شده در رابطه با تحولات زبان پارسی در قرون اولیه اسلامی. این پژوهش بر آن است؛ تا با بهره گیری از منابع، نخست تحولخط و زبان پارسی را از آغاز تا قرون اولیهاسلامی، آمیزش زبان عربی و پارسی در سه قرن اولیه هجری، سپس ترقی ادب پارسی و رنسانس ایرانی در قرون ذکر شده را مورد مطالعه قرار دهد. اما هدف اصلی این مقاله پاسخ به این سئوال می باشد ؛ خط و زبان فارسی در قرون نخستین اسلامی دچار چه تحولاتی شد؟
باوجود اطلاعات شایان توجهِ جمعیت نگاشتی یهودیان قلمرو عربی از صدر اسلام، اطلاعات زیادی دربارة پراکندگی جمعیتی یهودیان در ایران بعد از اسلام تا دورة سلجوقی وجود ندارد. اما، وجود اطلاعات بیشتر پیرامون این دوره تا حملة مغول، امکان بررسی دربارة تمرکز جمعیتی و سکونتگاه های یهودیان ایران را در این مقطع فراهم می کند و بیانگر آن است که یهودیان ایران با وجود شمار کم، در مقایسه با اقلیت های دینی دیگر، پراکندگی سکونتگاهی بیشتری داشته اند و به واسطة اشتغال بسیاری از آنان به تجارت، دست کم فعالیت در بازارها، عمدتاً در شهرهایی متمرکز شده اند که واحدهای اصلی بازرگانی و داد و ستد اقتصادی در ایران آن عصر بوده اند؛ و همین امر را باید یکی از عوامل فراهم سازی زمینه های کسب امتیازات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی یهودیان در ایران عصر ایلخانی دانست.
سقوط اصفهان در آخرین سال های فرمانروایی صفویان به آشفتگی سیاسی در ایران منجر شد. مهمترین ویژگی ساخت سیاسی ایران در این عهد، سر بر آوردن مدعیان فرمانروایی در ولایات و ایالات بود و در این میان، خراسان به دلیل همجواری با افغانان از حساسیت زیادی برخوردار بود. از جمله رویدادهای مهم خراسان و شرق ایران در این دوره ظهور ملک محمود سیستانی و اقدامات او بود. این رویداد تاکنون بیشتر بر اساس روایت تاریخ نویسی افشاری مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر روایتی نویافته را در باره آغاز و انجام فرمانروایی ملک محمود سیستانی معرفی، و آگاهی های آن را با تاریخ نویسی افشاری مقایسه و ارزیابی می کند.
باغ به مثابه تمثالی از بهشت، همواره در میان باورهای ایرانیان، جایگاه مقدسی داشته است. برخلاف اندیشه های رایج مبنی بر هویت و ساختار یکسان باغ ایرانی در طول تاریخ، شاخصه های اصلی باغ سازی در ادوار گوناگون بسیار متغیّر بوده است. به نظر می رسد این تفاوت ها با تغییر آیین های دینی که تعاریف متفاوتی از بهشت آرمانی ارائه می دهند، نمود بارزتری یافته و مستلزم تأملی دقیق تر است. این پژوهش سعی بر این دارد تا ضمن بررسی مصادیقی از دوران ساسانی و دستیابی به الگوی کلی باغ سازی در این دوران، تغییرات صورت گرفته در آن با ورود به دوران اسلامی را مورد ارزیابی قرار دهد؛ همچنین با بررسی شاخصه های بهشت آرمانی و مبانی نظری مرتبط با این مقوله در ادیان زرتشت و اسلام، حکمت دستیابی به این الگوها و دلایل تفاوت های کالبدی باغ های این دو دوره مشخص می شود. در این تحقیق، با استناد به آموزه های اوستا و قرآن و سایر منابع دینی، با روش تحقیق تفسیری تاریخی شاخصه های مورد اشاره در توصیف باغ های بهشتی تبیین می شود؛ سپس با روش تطبیقی به بازبینی مبانی نظری باغ سازی ایرانی در دوران ساسانی و اسلامی می پردازیم تا امکان انطباق مؤلفه ها و عناصر باغ ایرانی با مبانی نظری فرهنگ دینی (زرتشتی و اسلامی) فراهم شود. بررسی ها نشان می دهد صفات و مفاهیم نمادین مرتبط با باغ سازی، مبنایی فرهنگی و صبغه ای دینی دارد و ویژگی های خود را از صفات بهشت آرمانی مذهب و آیین حاکم بر جوامع می گیرد و همین تفاوت هاست که به ساختارها و الگوهای کالبدی متفاوت در هر برهه از زمان می انجامد. تمدن ایران در دوره رواج و گسترش آیین های میترایی، مزدیسنا و زرتشتی با تفسیر ویژه از طبیعت به تقدیس آن می پرداخت؛ اما با ورود دین اسلام، احترام به طبیعت جای تقدیس آن را گرفت و به تبع آن، تغییرات کالبدی چشمگیری از منظر برون گرایی درون گرایی، محوربندی، موقعیت قرارگیری، تعداد طبقات کوشک و... در باغ های ایرانی به وجود آمد. بررسی ها حاکی از آن است که کوشک های ساسانی نسبت به اسلامی، بعد درون گرای قوی تری نسبت به طبیعت پیرامونی داشته اند؛ با این حال، مرزبندی و تعریف حریمی مشخص برای باغ، با آغاز دوره اسلامی معنی و مفهوم می یابد. با گذر از دوران ساسانی به اسلامی، محوربندی و تقسیمات کلی پلان باغ ها از تقسیمات دوتایی به الگوی چهارباغ متحول و بر تعداد طبقات کوشک ها نیز افزوده شد.
با شروع قرن هفتم هـ . ق و یورش مغولان به سرزمین های اسلامی بویژه ایران، غرب و جهان مسیحیت تلاش گسترده ای را برای تشویق مغولان جهت گرویدن به دین مسیح و اتحاد با آنها علیه جهان اسلام آغاز کردند. با توجه به گرایش تعدادی از مغولان به مسیحیت و پیوستن برخی از این قبایل به دیانت مسیح (از جمله قبایل، کرائیت، نایمان و اونغوت)، دنیای غرب با اتکا به این قبایل تلاش همه جانبه ای را جهت مهار هجوم مغولان به غرب از یک سو و به کارگیری آنها علیه جهان اسلام بخصوص ممالک مصر و شام از طرف دیگر آغاز کردند و سفرای متعددی به دربار مغولان اعزام نمودند. تسخیر ایران و نابودی خلافت عباسی باعث تشویق و تحریک مغولان در حرکت به سوی شام و مصر شد.اما در این هجوم توفیقی به دست نیاوردند و برای نخستین بار در برابر ممالیک مصر شکست خوردند پس از این شکست بود که تلاش مسیحیان و مغولان برای اتحاد شدت گرفت و منجر به رفت و آمد بیشتر سفرای اروپایی به حوزه فرمانروایی آنان گردید. اما این تلاش ها به علت دوری پایتخت های طرفین و تضادهای فکری بین مغولان و اروپاییان علی رغم تاکید فراوانشان برای انعقاد پیمان نامه های بیشتر عملاً برقرار نگردید و با فروپاشی حکومت ایلخانی و شکست اروپاییان از ممالیک زمینه اتحاد نیز از بین رفت. در این پژوهش سعی برآنست تا با اتکاء به منابع و تحقیقات جدید به بیان علل و انگیزه های این روابط پرداخته شود.
آشنایی با زوایای زندگی شیخ صفیالدین اردبیلی، جد اعلای پاشاهان صفوی، هنوز نیازمند تحقیقات علمی و تاریخی است؛ به ویژه در دو بعد مذهب شیخ و سیادت او بحث ها و تحلیل های متعدد و گاه متضادی ارائه شده است. این دو موضوع گاه پژوهشگرانی را به دشمنی عجیب با شیخ و صفویان کشانیده، و گاه آنان را به اعتقاد به مراتب بلند انسانی دربارة شیخ صفیالدین واداشته است. این نکته که شیخ پیرو مذهب تسنن بوده است یا تشیع، در مطالعة سلسلة پادشاهی صفویه اهمیتی خاص مییابد؛ زیرا آنان به مذهب شیعة دوازده امامی در ایران رسمیت بخشیدند. این مقاله میکوشد پاسخی مبتنی بر پژوهشی علمی ـ تاریخی و با تکیه بر اسناد و یافته های گذشته نگاری به دست دهد.
رهبری، یکی از عوامل اصلی در جنبش های اعتراضی و انقلابی محسوب می شود. در مقابل، بیگانگان به منظور تضعیف آن همواره فرایند تمهید امکانات و تهییج منابع انسانی از سوی رهبری جنبش های اعتراضی و انقلابی را مورد هجمه قرار داده اند، به گونه ای که امکانات و منابع، قابلیت تجمع در راستای هدف ــ سلطه ستیزی ــ جنبش را نداشته باشند. در مقاله پیش رو، تلاش های سیدمرتضی اهرمی معروف به «علم الهدی» ــ با تکیه بر اسناد موجود ــ در هدایت مردم بوشهر در انقلاب مشروطیت بررسی شده است.
از مهمترین مسایل تاریخ ایران، روابط حکومتهای محلی و ایلات و عشایر و خاندانهای مناطق مختلف کشور با دولت مرکزی است. آنچه در این نوشتار در نظر بوده، توصیف و تبیین جایگاه و کارکرد یکی از خاندانهای کرد ایرانی در عرصه حکومت محلی و تعامل با دولت مرکزی است. در این نوشتار، سعی بر این است تا برخی ابعاد و زوایای مرتبط با حکومت محلی خاندان دنبلی بررسی و تجزیه و تحلیل گردد. این تحقیق به روش اسنادی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و استناد به اسناد و مدارک موجود انجام شده و از جمله یافته ها و در یافته های آن می توان به این نکته اشاره کرد که خاندان دنبلی در مقام امرای حکومت محلی دنبلی در منطقه خوی و سلماس و تبریز، دست کم از زمان شاه تهماسب صفوی دارای تاریخی مستند و روشن است. در زمان شاه عباس اول نمود بیشتری یافته، در اواخر صفوی کم رنگ می شود. در فاصله بین صفویه تا قاجار، امرای خاندان دنبلی در مقیاسی گسترده تر و به گونه ای بارز به ایفای نقش در مسائل داخلی و خارجی کشور می پردازند و حکومت محلی این خاندان از اقتدار بیشتری برخوردار می شود. با روی کار آمدن سلسله قاجار، امارت این خاندان رو به افول می رود و در نهایت، در نخستین سالهای ورود عباس میرزا به آذربایجان در مقام ولی عهدی، عمر این امارت محلی به پایان می رسد. برخلاف برخی فرضیه هایی که قوم کرد را به واگرایی و تجزیه طلبی متهم می کند، این مقاله نشان می دهد که خاندان دنبلی، به عنوان یکی از خاندانهای اصیل و برجسته کرد، در عرصه های گوناگونی، از جمله ادب، فرهنگ، عمران و آبادی، سیاست داخلی و روابط خارجی نقشی موثر، اساسی و انکارناپذیر در تامین امنیت، اهداف، وحدت و منافع ملی کشور ایفا کرده است.
دوره صفوی یکی از دوره های درخشان تاریخ، هنر و فرهنگ ایران است که با توجه به قدرت حکومت مرکزی در این دوره هنرها هم رشد قابل توجهی نموده و از دوره های درخشان هنری تاریخ ایران است. هنر ساخت و طراحی زیورآلات در ایران پیشینه ای چند هزار ساله دارد که این پیشینه باعث شده است که هر دوره هنر زیورسازی مشخصه های خود را داشته باشد و با فرهنگ و آئین و رسومات مردم جامعه در هر طبقه ای آمیخته شود. در این پژوهش به مطالعه زیورآلات دوره صفویه پرداخته شده است. این پژوهش به روش کتابخانه ای و موزه انجام شده و در پایان این پژوهش مشخص گردید که بیشترین نقوش به کار رفته شامل نقوش هندسی، گیاهی و کتیبه بوده است. تکنیک ساخت، بیشتر قالبی و در مواردی به صورت دستی بوده است. در هنر زیور سازی دوره صفویه جایگاه مذهب شیعه به خوبی مشخص و بارز است و این نشان از قدرت مذهب شیعه در جامعه و هنر دوره صفویه دارد. در این دوره فلزات طلا، نقره و فولاد برای ساخت و تولید زیورآلات مورد استفاده بوده است که در کنار این فلزات سنگهای قیمتی هم استفاده شده است.
هری ترومن برای تأمین منافع سیاسی و مبارزه با کمونیست ها، سیاست خارجی آمریکا را در قالب 4 اصل ارائه کرد که یکی از اصل های مهم آن ترویج آموزش و پرورش در کشورهای جهان سوم بخصوص ایران بود.ترویج آموزش و پرورش در بین عشایر به عهده دانشگاه بریگم یانگ گذاشته شد و از آنجا که فارس بیشترین جمعیت عشایری را داشت بخش تعلیمات عشایری اصل 4 در شیراز مستقر شد.انتخاب فارس بی دلیل نبود و پژوهش پیش روی نیز درصدد پاسخ به این سئوال اصلی است که چرا فارس به مرکزیت شیراز به عنوان کانون فعالیت های آموزش عشایری اصل 4 انتخاب شد و دولت آمریکا و مجریان محلی چه نقشی در ترویج آموزش و پرورش در بین عشایر این استان داشتند؟یافته های پژوهش حاکی است انتخاب این استان جهت تعلیمات عشایری، هدفمند و با هدایت دولت مرکزی و در راستای یکجانشین کردن عشایر بوده است،زیرا دولت پهلوی دو بار(1307 و 1325 شمسی) با شورش سراسری عشایر این استان مواجه شد و بعد از هر شورش تصمیم گرفت آموزش و پرورش را در راستای یکجانشین کردن عشایر ترویج کند که به دلیل عدم برنامه ریزی و کافی نبودن بودجه توفیق چندانی به دست نیاورد و وقتی کارمندان اصل 4 به شیراز رسیدند با حمایت های مالی و تدارکاتی آمریکا و همکاری محمد بهمن بیگی آموزش و پرورش عشایری عملیاتی شد. در این پژوهش برآنیم تا با روش توصیف همراه با تحلیل و بهره برداری از منابع کتابخانه ای و اسناد، نقش اصل 4 ترومن را در آموزش و پرورش عشایری فارس بررسی کنیم.