فرامرزنامه یکی از منظومه های حماسی ایران است که به یکی از جریانات زندگی فرامرز، فرزند رستم، در هندوستان پرداخته و این منظومه که تقریباً1550 بیت دارد، توسط سراینده ای ناشناس، که احتمالاً، از فرس آباد مرو بوده، در قرن پنجم سروده شده است و شرح جنگ آوری ها و دلاوری-های فرامرز را در هندوستان پیگیری می کند. سراینده فرامرزنامه، سعی بر این داشته که خود را پیرو فردوسی نشان دهد، و حتی خود را غلام فردوسی دانسته؛ ولی نتوانسته به اندازه فردوسی و شاهنامه تاثیر گذار باشد و نبردهای فرامرز، چون نبردهای پدرش اصلاً جنبه ملی و پهلوانی ندارد و برای رهایی پادشاه هند از چنگ دشمنانش است؛ اما این منظومه به دلیل ساختار زبانی و فکری دلنشینش، شایسته بحث و بررسی است و در این پژوهش برآنیم که علاوه بر نشان دادن تفاوت های فرامرزنامه با شاهنامه، به بررسی ابعاد این منظومه بپردازیم .
درخصوص مسائل زنان و جنبشهای فمینیستی، رشته های علمی بسیاری چون مردم شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، فلسفه، حقوق و حتی ادبیات، هنر، زیست شناسی و... درگیر مساله هستند. تحول در وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان در دوره معاصر، بیش ازهرچیز بازتاب انقلاب صنعتی اروپا بود اما درعین حال به تناسب شرایط مختلف کشورها و مناطق، از ویژگیهای بومی نیز متاثر شده است. زنان ایرانی مشخصا در جنبش تنباکو و سپس انقلاب مشروطیت به صحنه فعالیتهای سیاسی و اجتماعی وارد شدند، در دوره رضاخان واقعه کشف حجاب به وقوع پیوست، در سال 1341 به حق رای و حق انتخاب شدن دست یافتند و نهایتا وقوع انقلاب اسلامی و سپس هشت سال جنگ، نقطه عطف بسیار مهمی را در مسائل مربوط به آنان به وجود آورد. ایران به عنوان کشوری اسلامی و به ویژه شیعی، مسائل خاص بسیاری را در عرصه مباحث و حقوق زنان پیش می کشد. در کنار بسیاری مسائل دیگر، مبحث فقه شیعی و دیدگاه آن درخصوص جایگاه زنان، به ویژه با نظر به بحث اجتهاد و امکان بهره گیری از آن در راستای ایجاد انعطاف در حقوق مربوط به زنان، توجه خاصی را به خود معطوف کرده و سیمایی متفاوت به فعالیتهای زنان ایران داده است. درواقع باید گفت جنبش زنان ایران ضمن شباهت با جنبشهای دیگر زنان جهان، پاره ای ویژگیهای خاص خود را نیز دارد و این ویژگیها به ویژه در مقایسه با کشورهای اسلامی درحال توسعه، از اهمیت خاصی برخوردارند.در این شماره ماهنامه، طی گفت وگویی با سرکار خانم منیژه ربیعی، سیر تحول حضور اجتماعی زن در ایران معاصر را مورد بررسی قرار داده ایم و امیدواریم مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گیرد.خانم ربیعی رودسری، دانشجوی دوره دکتری تاریخ ایران دانشگاه شهید بهشتی و عضو هیات علمی بنیاد دایرهًْ المعارف اسلامی، تاکنون تحقیقات علمی ارزشمندی را در زمینه مسائل مختلف تاریخی ارائه داده است که از جمله می توان به حاصل فعالیتهای ایشان در بخشهای قاجار و سپس شبه قاره هند در دایرهًْ المعارف بزرگ اسلامی اشاره کرد. چاپ حدود صد مقاله در دانشنامه ها و مجلات گوناگون و نیز تالیف کتابهایی چون ناصرالدین شاه، کلیمیان ایران، بانک و بانکداری، سادات مرعشی، انقلاب مشروطیت، شاه سلطان حسین و نشان حیدری از جمله تحقیقات تاریخی ایشان است.
در سال 1306ش. در منطقه طرهان لرستان، شورشی برضد قوای رضاشاه به وقوع پیوست و سرتیپ شاه بختی فرمانده لشکر غرب، به محاصره بومیان آنجا درآمد. این رویداد که آخرین شورش ایلی لرستان بر ضد قوای دولتی بود، به رهبری علی محمد خان غضنفری (امیراعظم) فرزند نظرعلی خان، رخ داد. تلاش برای تأسیس دولت مطلقه، رفتار خشونت آمیز فرماندهان ارتش در اجرای برنامه های خلع سلاح و اسکان اجباری و بی توجهی به خلقیات عشایر لرستان، در بین ایلات مختلف آنجا موجی از ترس و تنفر نسبت به ارتش و دولت ایجاد کرد و به وقوع شورش هایی از جمله در منطقه طرهان منجر شد که بررسی آن، مسئله مقاله پیش رو است. هدف این مقاله، واکاوی زمینه ها و بسترهای بروز این شورش و تبعات آن بوده و درصدد پاسخ به این پرسش است که علل بروز، ماهیت و سرنوشت شورش طرهان چه بوده؟ نتایج پژوهش نشان می دهد برخورد تند فرماندهان ارتش با عشایر، ترس بومیان از ورود قوای دولتی، تلاش برای حفظ قدرت محلی و اختلاف خانوادگی بین حکام آنجا علل اصلی وقوع این شورش بوده و در نهایت، برتری عده و عُدّه قوای نظامی و اختلافات داخلی بین عشایر، منجر به شکست شورش، تسلیم امیراعظم و تصرف منطقه به دست ارتش شد.
جامع التواریخ از منابع معتبر تاریخی دوره ایلخانان محسوب می شود. رشیدالدین فضل الله همدانی هدف از ثبت رویدادهای تاریخی را عبرت عالمیان و آیندگان می داند؛ که بر آگاهی آنان افزوده، در زندگی راهنمایشان شود. او در شیوه تاریخ نگاری خود، در وهله اول، به مشاهده ارج می نهد و، به همین جهت، شرح رویدادهای دوره هر مورخ را معتبرتر می شمارد و برای درد صحیح تر رویدادها ازشیوه مقایسه استفاده می کند و در مورد تاریخ گذشتگان روایات متواتر را ترجیح می دهد. رشیدالدین به قضاوت آیندگان توجه دارد و، با اینکه از کارگزاران ایلخانان است، سعی در نگارش حقایق دارد. از ابتکارات رشیدالدین پرداختن به تاریخ تطبیقی است.رشیدالدین معقتد است که مورخ برای نوشتن تاریخ به آگاهی از علوم دیگر؛ ازجمله: جغرافیا، نجوم و ... نیاز دارد و باید تاثیر عوامل روانی را در شکست با پیروزی دولت ها و ملت ها در نظر گرفت.درعقیده عموم مورخان این دوره، سیر مشیتی تاریخ- که از غلبه مغول با توسل به زور و شمشیر برملت با فرهنگ ایرانی نشات می گرفت- متجلی است. دیدگاه تاریخی رشیدالدین نیز، با اندکی تمایل در جهت توجه به عملکرد انسان ها، مشحون از اعتقاد به سیر مشیتی تاریخی است؛ زیرا او در دوره ای می زیست که غلبه فرهنگ ایرانی بر مغولان تحقق یافته و وضع سیاسی در ایران به آرامش گراییده بود. به همین جهت، رشیدالدین در قدرت و عظمت و سقوط و زوال افراد و دولت ها، علاوه بر مشیت الهی، به عامل اراده انسان ها نیز اشاره می کند.
آل مظفر سلسله ای بود که در قرن هشتم هجری بیشتر بر جنوب ایران حکومت می کرد. سرسلسله ی این دودمان امیر مبارزالدین محمّد که مورد توجه سلطان ابوسعید ایلخانی قرار داشت، به فرمانروایی یزد رسید. او با ضعیف شدن مغول ها بعد از مرگ ابوسعید، سلسله ی آل مظفر را بنیان گذاشت. پس از او فرزندش، شاه شجاع جانشینش گردید و در مدت حکومتش درگیر نزاع های خانوادگی بود. روابط دوستانه ی شاه شجاع و امیرتیمور گورکانی در زمان فرزندش سلطان زین العابدین رو به تیرگی گرایید. شاه منصور برادرزاده ی شاه شجاع و برادر شاه یحیی مردی شجاع و باکفایت بود. بعد از مرگ شاه شجاع، ابتدا در خوزستان و سپس در شیراز حکومت می کرد و طیّ این مدت با عموها و برادران خود در نزاع به سر می برد. با شنیدن خبر هجوم مجدد تیمور به ایران به خاندان خود پیشنهاد اتحاد و کمک نظامی علیه تیمور را داد که کوته نظری فردی چون سلطان احمد مانع این عمل گشت. در این مقاله به ذکر درگیری ها و لشکرکشی های مابین افراد دودمان مظفری پرداخته نمی شود؛ بلکه این مقاله در نظر دارد با استفاده از روش کتابخانه ای و توصیفی به نقش افراد (سلطان احمد، ایلدرم بایزید و محمّد بن زین الدین خراسانی) در تضعیف قدرت شاه منصور از زمان به سلطنت رسیدن سلطان زین العابدین (786ه .ق) تا سقوط شیراز (795ه .ق) بپردازد که نهایتاً موجب سقوط این خاندان شد. شاه منصور با وجود مقاومت دلیرانه در مقابل تیمور، در جنگ با او به قتل رسید (795ه .ق) و قدرت آل مظفر با دستور تیمور مبنی بر قتل عام هفتاد نفر از آن ها پایان یافت.
با اکتشافات جغرافیایی اواخر قرن 15م/9ق ، شرایط حاکم بر خلیج فارس دگرگون شد و ساختارهای پیشین که رونق تجارت و دریانوردی آزاد همراه با تسلط و حاکمیت سیاسی و اقتصادی ایران بر خلیج فارس بود، از میان رفت. کمپانی هند شرقی انگلیس برای نظم دادن به مبادلات بازرگانی اتباع انگلیسی در شرق، با کسب مجوز تجاری از ملکه الیزابت در سال 1600م/1010ق ایجاد شد و پانزده سال پس از آن در بمبئی و کلکته نمایندگی تأسیس کرد. این کمپانی نزدیک به دو دهه پس از تاسیس، خلیج فارس را از جمله مناطق نفوذ خود در کار تجارت برشمرد و برای آن جایگاه ویژه ای در نظر گرفت . با شکست و اخراج پرتغال از هرمز (1622م/1032ق)، موقعیت کمپانی هند شرقی انگلیس در منطقه تثبیت شد. در دوره ی حکومت افغان ها و عصر نادرشاه (1148-1160ق) با وجود مشکلات و نابسامانی ها، تکاپوی تجاری عناصر انگلیسی در سرحدات جنوبی ایران ادامه یافت. با آغاز فعالیت های سیاسی کمپانی در خلیج فارس از سال 1763م/1177ق، تلاش های استعمار بریتانیا برای حاکمیت بر خلیج فارس و تقابل و نقض حاکمیت و منافع ملی ایران نمود بیشتری یافت و در دوره ی حکومت زندیه (1175-1207ق) و به ویژه اوایل قاجاریه (1820م/1235ق)، این تلاش ها بیشتر شد. یافته های پژوهش حاکی از این است که تلاش برای انزوا، ناتوان سازی و محدودکردن نقش آفرینی ایران در حوزه ی استراتژیک خلیج فارس، در این مقطع سیاست کمپانی هند شرقی انگلیس محسوب می شد .
انقلابِ مشروطیتِ ایران در مطبوعاتِ خارج از ایران به درجات بازتاب هایی داشت. در بین مطبوعاتِ خارج از ایران جرایدِ منطقة قفقاز انقلاب مشروطیت را از وجوهِ گوناگون مورد توجه قرار دادند. یکی از مهمترین نشریات قفقاز در ربع اولِ قرن بیستم میلادی هفته نامة طنزِ ملانصرالدین بود که تحولات انقلاب مشروطة ایران را در مقیاسی نسبتاً وسیع منعکس می کرد. به رغمِ انعکاسِ گستردة تحولاتِ ایران در ملانصرالدین و تأثیر آن بر سپهر سیاسیِ ایران و نیز بر تعدادی از نویسندگان و نشریاتِ ایران در دورة مشروطه هنوز دربارة بازتابِ تحولاتِ مشروطه خواهیِ ایرانیان در این نشریه پژوهش درخور اعتنایی در زبان فارسی انجام نشده است. پژوهش حاضر، در پیِ بررسیِ چرایی و چگونگیِ انعکاسِ اخبارِ تحولات مشروطیتِ ایران در هفته نامة ملانصرالدین است. یافته های پژوهش نشان می دهد سردبیر، نویسندگان و کاریکاتوریست های ملانصرالدین تحولات ایران را به دلیلِ سیاستِ کلانِ هفته نامه در حمایت از جنبش های سیاسیِ سرزمین های اسلامی، حضورِ گستردة مهاجرانِ ایرانی در قفقاز و نیز پیوندهای قومیِ برخی از نویسندگانِ ملانصرالدین با ایرانیان مورد توجه قرار دادند. ملانصرالدین، انقلاب مشروطة ایران را از منظرِ مفهومِ مشروطه در بینِ گروه های فرودستِ جامعة ایران، آسیب شناسیِ رفتارِ مشروطه خواهان، موانعِ تحققِ آرمان های مشروطیت در ایران و نتایجِ انقلابِ مشروطه بازتاب داده است.
مردمان کوچنشین وصلههای ناجور دنیای مدرن هستند. دولت میخواهد که آنها در جایی قرار گیرند، انسجام یابند و قابل کنترل باشند. جمعیت ساکن به آنها مشکوک است چون شیوه زندگی آنها را درک نمیکند. آنها در تصور تنگنظرانه تمدن اصطلاحا مدرن که فقط میتواند وضع موجود را بپذیرد و برای آن پیشبینی و برنامهریزی داشته باشد، جایی ندارند. آنان در حاشیه نظام اقتصادی و معمولا در زمین غیرزراعی زندگی میکنند و شیوهای مقتصدانه و نامطمئن دارند. از هرگونه مرزبندی بیزار و از کنترل و نظارت پرهیز میکنند. هرچه مربوط به آنها میشود برای جامعه مدرن مشکل آفرین است. آنان بسیاری از آن چه را که جامعه مدرن، مردود میداند برمیگزینند و ارزشها و قواعد متروک آن را محترم میشمارند. آنان در گسترههای طبیعت، بیابانها، جنگلها، دریاچهها و استپها گم میشوند و جاهایی که جمعیت ساکن آن را خطرناک به حساب میآورد برای کوچنشینها سرشار از زندگی، زیبایی، شعر و آزادی است. از دیدگاهی کلیتر، شاید به تفاوت داشتن و مشکل متفاوت بودن در دنیای امروز و نیز به اشاعه نابردباری، ترسها و دلشورههایی که مردم را به طرد چیزهای متفاوت با خود وامیدارد، باید بیشتر اندیشید. به هرحال، اگر همه از یک الگوی زندگی پیروی کنند، دنیای ما چگونه خواهد بود. در چنان دنیایی ما نه تنها از یکنواختی و ملال بلکه از عدم قابلیت برای انطباق، تغییر و دگرگونی، آماده ساختن خود برای رویارویی با مشکلات بیپایان زندگی به جان خواهیم آمد. گوناگونی هم برای جوامع و هم موجودات زنده، از شرایط ضروری بقا است. همچنانکه مردمان چادرنشین، با هزاران سال تاریخ خود، این نکته را به ما یادآوری میکنند.
توجه به زیر ساخت های اقتصادی و توسعه آن، در استقرار و تداوم ساختار حکومتی در هر دوره تاریخی امری مسجل می باشد. امّا می بایست این نکته را در نظر داشت که در سایه سیاستی مدبرانه می توان توسعه اقتصادی را دست یافتنی نمود. از منظری دیگر رسیدن به توسعه سیاسی و اقتصادی در راستای هم قرار دارند. بررسی اقتصاد عصر صفویه با توجه به تحولات پدید آمده در ساختار حکومتی ایران و استقرار حاکمیت ملی و تمرکز قدرت، در راستای آن رشد بورژوازی و ایجاد تحولات در مناسبات خارجی ایران قابل بررسی خواهد بود. ایران عصر صفوی در قرن 10 ه . ق/ 16 م. مقارن با ایام سلطنت شاه عباس اول، دورانی از شکوفایی اقتصادی و اقتدار سیاسی را سپری نمود. از جمله مسائلی که رشد اقتصاد ایران در این برهه از تاریخ را سبب گردید می توان به ثبات سیاسی، تمرکز گرایی، ایجاد امنیت داخلی به ویژه راهداری، توجه به تجارت خارجی و اهمیت کالای تجاری ابریشم و استفاده از نیروی کارآمد ارامنه در رشد بازرگانی دانست.
نوشتار حاضر بر آن است تا شاخصه ها و تدابیر اقتصادی شاه عباس اول در توسعه اقتصاد و تجارت ایران و میزان موفقیت در رسیدن به توسعه اقتصادی را با استناد بر منابع عصر صفوی و گزارشات سیاحان، مورد کنکاش قرار دهد.
تاریخنگاری حسنبیگ روملو، مورخ و قورچی دربار شاه طهماسب و شاه اسماعیل دوم صفوی، در سنجش با تاریخنگاریهای دوره صفویه از سبک ویژهای برخوردار است. روملو به مسائل نظامی توجه میکرد و از همین روی، افزون بر شکل ظاهری و نگارشی تاریخ او، محتوای آن نیز از منصب قورچیگری وی تأثیر پذیرفته و مسائل مربوط به منصب او با تاریخنگاریاش گره خورده است. البته او به طرح هدفدارانه و برجسته ساختن برخی از مسائل سیاسی میپرداخت که از دید خودش مهم مینموند؛ مسائلی که در تذکره شاه طهماسب نیز به روشنی خود مینمایند. قلم مورخ با محتوای این تذکره همسوست و او با این کار، به مصلحت نظام دولت صفوی توجه کرده است.
زمانی که درآمدهای نفتی کشورهایی چون ایران از دهه 1330 به بعد رو به افزایش گذاشت و نفت به عنوان یک «متغیر مستقل» در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران قد علم کرد، صفت «رانتینر» نیز به سایر ویژگی های دولت های جهان سوم اضافه شد.نظریه پردازان عرصه سیاست و دولت دریافتند که برای توصیف و تحلیل ویژگی های دولت در کشورهای شرقی و آسیایی باید به رانت داری نفتی نیز در تحلیل نظام های سیاسی این کشورها دقت کنند. در مقاله زیر خصوصیت، زمینه ها و پیامدهای رانت داری نفتی در دوران پهلوی اول و دوم بررسی شده است تا میزان حسن یا سوءاستفاده آنها از درآمدهای نفتی سنجیده شود.
علی امینی، اشراف زاده تحصیل کرده، خوش برخورد و نوه دختری مظفرالدین شاه قاجار، توانسته بود توجه بسیاری از سیاستمداران ایرانی و خارجی را به خود جلب کند و ازسوی دیگر تحمیل او از سوی امریکا برای تصدی نخست وزیری، نگرانیهای شاه را بیشتر می کرد. منسوب بودن به پادشاهی که فرمان مشروطیت را صادر کرده بود و حشر و نشر سیاسی و رایزنی او با مصدق، قوام و اعضای جبهه ملی، و نیز رفتارهای مذهب دوستانه اش که باعث ایجاد تعادل و نرمخویی در رفتارهای سیاسی او شده بود، امتیازات کمی نبودند و به همین خاطر در دیدگاه دولتهای غربی، به ویژه در میان سیاستمداران امریکا، امینی چهره مثبتی داشت. اما امینی خود نیز به خوبی می دانست که نباید موجبات نگرانی شاه را فراهم سازد و ازاین رو همواره سعی می کرد با ایما و اشاره، شاه را ملتفت سازد که محبوبیت روبه افزون او، در تعارض با اعتبار شاه و سلطنت پهلوی نیست. هرچند شاه در یک فرصت مقتضی، خطر علی امینی را از سر خود رفع کرد و با روی کارآمدن نیکسون، از شر دیکته های کندی راحت شد، اما هیچگاه نتوانست دلخوری ناشی از تحمیل امینی را فراموش کند و سالها بعد که سلطنتش محکم شده بود، این گله مندی خود از دولت کندی را آشکار ساخت. درواقع شاه معتقد بود کندی، با سیاستهایش به حکومت او ضربه وارد کرده است. مقاله حاضر شما را با علی امینی و دولت لیبرال او در دوران پهلوی آشنا می سازد.
سرگذشت انسان ها از معبر تمدن ها می گذرد و تمدن ها در طول تاریخ در شکل دهی به هویت بشر، گسترده ترین نقش را داشته اند. امروزه تمدن، به سند تاریخی فرهنگ ملل تبدیل گشته و از اهمیتی ویژه برخوردار است.
دین اسلام پس از استقرار، به سرعت توانست بنیان گذار تمدن شگرفی در جهان شود؛ به گونه ای که تمدن های دیگر، از جمله تمدن غربی را وام دار خود نماید.
در این مقاله به روش اسنادی و با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی بیان می کنیم تمدن اسلامی دارای چه تعاریف، ویژگی ها و مؤلفه هایی است و امام خمینی چه تعریف و نظرگاهی نسبت به تمدن اسلامی دارد؟ سؤال های فرعی تحقیق از این قرارند:
ـ تمدن چیست و چه تعاریفی از آن ارائه شده است؟
ـ تمدن دارای چه شاخصه های عمومی است؟
ـ روش ها و رویکرد های شناخت تمدن کدام است؟
براساس یافته های این مقاله، امام خمینی(ره) ضمن توجه به ابعاد مادی و معنوی تمدن ها، با نقد تمدن غربی و تأکید بر مادی و تک بعدی بودن آن، تمدن اسلامی را جامع ترین تمدن ها دانسته که دارای روحی سرشار از ایمان است و این روح در تمامی ارکان آن جریان دارد. امام(ره) ازسوی دیگر بر وجه معنوی و توان انسان سازی تمدن اسلامی به عنوان مهم ترین عنصر آن تأکید می کند.
مراد از آسیب شناسی یافتن نقصان ها، عارضه ها و کاستی های پیدا و پنهان برای هر موضوع یا سیستمی است. وجود خلل در هر بخشی، به هر دلیلی، مانع انجام شدن درست و صحیح وظیفه یا وظایف برای دستیابی به مطلوب می گردد. این امر از آنجا مهم و در خور تامل است که آسیب ها الزاماً جنبه عینی و ظاهری ندارند و چه بسا انتزاعی و پنهان باشند که توجه به آن ها و تبیین شان، برای رسیدن به مقصود، ضروری و حیاتی است. ازآنجاکه اتحاد ملی و انسجام اسلامی از موضوعاتی است که به شکل چندعاملی و چندوجهی می باشد، رعایت احتیاط و سنجیدن جوانب و مراتب آن و شناخت آسیب ها و آفت هایش، به ویژه در جهان کنونی، باید با حساسیت و دقت نظر خاص همراه باشد. به همین منظور مقاله حاضر در پی آن است که بعضی از این موانع و زوایای پنهان آسیب ها و حساسیت های موجود در دستیابی به اتحاد ملی و انسجام اسلامی را تبیین و بررسی کند.
هرچند که نباید از شاهان و فرمانروایان توقع نگارش آثار ارزشمند علمی، تاریخی و ادبی را داشت، در دوره معاصر نوشتن کتاب از سوی سردمداران حکومت ها برای کسب موقعیت علمی و فرهنگی رایج شده است. بعضی از این آثار نیز به دوره های کناره گیری یا عزل این فرمانروایان مربوط است که معمولاً در پی موجه سازی یا پرده پوشی اقدامات یا قهرمان سازی از خود هستند، ولی شاه مخلوع ایران در کتابی که با عنوان «پاسخ به تاریخ»، پس از فرار از ایران، نوشت نه تنها در پی موجه سازی و پرده پوشی و تقدیر از خویشتن بوده، بلکه از ایدئولوژی سلطنت و اساس نظام سیاسی نامشروع و مستبدانه ای دفاع کرده است که پدرش با حمایت همه جانبه بیگانگان به وجود آورده بود. بعضی از اشتباهات تاریخی این کتاب به قدری سخیف و کوته بینانه است که آن را در مرتبه بسیار پایینی از آثار تاریخی قرار می دهد. در این شماره و شماره آتی از مجله، نقدها و تاملات یکی از محققان ارجمند بر این کتاب را ملاحظه خواهید کرد و با نکته هایی دراین باره آشنا خواهید شد.