خاندان نوبخت یکی از خاندان های دانش دوست ایرانی (از خطه خوزستان فعلی) بودند که در عصر اول عباسی تلاش زیادی در راه احیای فرهنگ ایران باستان و پیوند اندیشه های ایرانی با اندیشه های شیعه از خود نشان دادند. اگر چه با ورود اسلام به ایران ساختار طبقات اجتماعی، آن گونه که در سابق بود، در هم ریخت؛ اما بعضی از خاندان های دانش پژوه مانند خاندان نوبخت، با استخدام در کادر اداری و دیوانی، ضمن این که موقعیت سابق خود را حفظ کردند؛ حافظ و ترویج دهندة بسیاری از آداب و سنت های اصیل نیاکان خود در بین مسلمین شدند. خاندان نوبخت جدا از اینکه با ترجمة کتب پهلوی در انتقال و پیوند فرهنگ ایرانی به عالم اسلام نقش داشتند، همانند دیگر دبیران ایرانی عهد عباسی در مسائلی همچون آسمانی بودن مقام سلطنت و ارثی بودن آن در خاندان سلطنت، و مسئلة فره ایزدی، بین اندیشة ایرانی و اندیشة شیعی پیوند و تطبیق قابل تأملی ایجاد کردند. مقالة حاضر با استناد به منابع به دنبال شرح و بسط و تحلیل موارد فوق می باشد.
دولت ها در سیاست بین الملل، مطابق نیازهای داخلی، موقعیت جغرافیایی، ژئوپولیتیک، ساختار و عملکرد نظام بین الملل، استراتژی هایی را برای تأمین منافع ملی برمی گزینند. ایران از بازیگرانی بود که در جنگ جهانی اول و دوم، استراتژی بی طرفی را در پیش گرفت؛ اما در هر دو مورد بی طرفی اش نادیده انگاشته شد. در این مقاله می کوشیم با بهره گیری مقایسه ای از مقوله ی بی طرفی در دو دانش حقوق بین الملل و روابط بین الملل، دلایل نقض بی طرفی ایران را بررسی کنیم.
در مقاله حاضر سعی بر این است که ضمن تشریح بسترهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایجاد بانک استقراضی روس، نقش این بانک در اقتصاد ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. با این هدف، سابقه ایجاد بانک در ایران از جمله بانک شاهنشاهی به طور کلی و بانک استقراضی به طور اخص مورد توجه قرار گرفته است. نگارنده با استناد به مفاد قرارداد تنظیم شده و عملکرد بانک مزبور نتیجه می گیرد که دولت روسیه با ایجاد این بانک درصدد تثبیت سلطه سیاسی خود و به نوعی سلطه پایدار اقتصادی بوده است. بانک استقراضی می کوشیده است در قالب فعالیت های اقتصادی منابع مالی ایران را جذب و به روسیه منتقل کند و دولت روسیه نیز با تمام قوا در خدمت آن قرار داشته است. به اعتقاد نگارنده از منظر اقتصاد سیاسی است که می توان دست اندازی های روسیه به ایران را توجیه کرد و به تحلیل جایگاه بانک استقراضی روس به عنوان شعبه ای از ساختار سرمایه داری نوپای روسیه پرداخت. جایگاه بانک استقراضی در اقتصاد و سیاست ایران با طرح موضوعاتی نظیر نقش آن به عنوان ابزار فشار بر نخبگان، تاثیر آن بر تجار و تجارت در ایران، سرمایه گذاری بانک مزبور در صنعت نفت ایران، خروج پول نقره از کشور و کاهش ارزش پول، بانک راه نفوذ اقتصادی - سیاسی روسیه در ایران و کارشکنی این بانک در ایجاد بانک ملی پی گرفته می شود.
حمام، برخلاف تصوّر رایج، صرفاً، مکانی برای نظافت و تطهیر نبوده و با توجه به ظرفیت ها و ویژگی های خود، دارای کارکردهای اجتماعی و حتی سیاسی در تمام تاریخ ایران بوده است. این کارکردها بیانگر این واقعیت است که حمام به عنوان یکی از عوامل اثرگذار در تاریخ تحوّلات اجتماعی ایران، به ویژه در سده های میانه اسلامی ، نقش و جایگاه مؤثری داشته است. حال، نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع معتبر، در پی پاسخ به این پرسش اساسی بوده است که حمام در قرون میانه تاریخ ایران چه کارکردهای اجتماعی داشته است. یافته های پژوهش نیز حکایت از آن دارد که حمام در این دوره، با توجه به موقعیت ممتاز جغرافیایی در بافت شهرها و روستاها و در نتیجه به عنوان کانون تجمّع مردم، یکی از مراکز اصلی تعاملات اجتماعی در ابعاد و زمینه های اطلاع رسانی عمومی، وسیله سرشماری عمومی، محل مناظرات و مباحثات فعالیت درمانی و حتی معیار سنجش تشخّص اجتماعی بود.
مشاهیر معتزلی در زمان سه تن از خلفای عباسی (مامون، معتصم و واثق) از نفوذ زیادی برخوردار بودند. دامنه این نفوذ در زمان متوکل عباسی متوقف گردید؛ چرا که وی برخلاف سیره خلفای قبلی شیوه اهل حدیث را برگزیده و به مخالفت با آراء و عقاید معتزله برخاست و آنها را مورد تعقیب و آزار و اذیت قرار داد. در این دوره سختگیری اهل حدیث نسبت به معتزله در تمام ممالک آغاز شد ولی مجدداً معتزله از زمان شکل گیری آل بویه تا دوره اقتدار آن در ایران از نفوذ زیادی برخوردار شدند. در این عصر شخصیتهای مهم معتزلی مشغول نشر عقاید خود بودند و حتی بعضی از آنها به مناصب بالایی رسیدند که از این نمونه ها می توان به صاحب بن عباد، وزیر دو تن از امرای بویهی و قاضی عبدالجبار همدانی، قاضی القضات ری اشاره کرد.در مقاله حاضر ضمن اشاره به مذهب آل بویه، علل گرایش معتزله به ایشان و چگونگی گسترش فعالیت این جریان فکری، سیاسی درباره آل بویه و نهایتاً افول آنها را به بحث خواهیم گذاشت.
هجوم مغولان به عنوان یکی از مهم ترین حادثه های تاریخ ایران، تمامی ارکان و بنیان های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن روزگاران ایران را تحت تأثیر خویش قرار داد. این حادثه، دگرگونی بسیاری را در مسیر تاریخ سبب گردید و در هر زمینه از تاریخ نقش مؤثر و قابل تأمل ایفا نمود. پس از فروپاشی آل بویه، خوزستان همانند سایر مناطق ایران جزئی از حوزه ی نفوذ خلافت عباسی بود و تا حمله ی مغول وضع بر همین شکل باقی ماند. با سقوط بغداد به دست هلاکوخان مغول و پایان خلافت عباسی در سال 656 ه .ق خوزستان نیز تحت حاکمیت مغولان درآمد. پس از آن بازماندگان و نوادگان هلاکو ایلخانان به طور متناوب بر بخش هایی از خوزستان تسلط یافتند. این وضع تا حمله ی تیمور لنگ به سال 795 ه .ق ادامه داشت. از آن پس جانشینان تیمور بر خوزستان حکم فرمایی کردند. در این پژوهش سعی بر این است که به این پرسش پاسخ دهیم که چه عواملی باعث شده بود، که شوشتر در کانون تحولات سیاسی خوزستان در دوره مغول قرار بگیرد؟ فرضیه محوری این است که در تاریخ سیاسی شوشتر موقعیت جغرافیایی و نظامی شهر و وجود قلعه مستحکم سلاسل باعث اهمیت این شهر در خوزستان بوده و این عوامل نه تنها بر اوضاع سیاسی شوشتر تأثیر گذار بوده بلکه شوشتر را به عنوان کانون و کرسی ایالت خوزستان مطرح می ساخت. در این پژوهش از روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است.
در دورهی سلجوقیان به دلیل گستردگی قلمرو و تحولاتی که در شیوه کشورداری و روابط درونی مناسبات قدرت بروز کرد، شرایط مناسبی برای تجربه نمودن دوره ای از رشد و تکامل نهادهای سیاسی ـ اجتماعی متناسب با اداره امور محلی شهرهای آنان بدست آمد. در این میان، نقش نخبگان محلی که در امور مدیریتی و اجرایی شهرها مشارکت داشتند، مهم بود، از یک سو به عنوان نخبگان محلی؛ چون حلقه های وصل کنندهی جوامع شهری به حکومت سلجوقیان محسوب می شدند و از سوی دیگر عملکرد آنان به عنوان متصدیان مقامات مختلف در شهرها، نشان گر میزان برخورداری آن جوامع، از امکان اداره ی کارآمد بود. در این پژوهش، وظایف و عملکرد منصب رئیس در دوره سلجوقیان با روش توصیفی ـ تحلیلی، مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته های پژوهش مشخص می کند اهمیت یافتن موقعیت رئیس در شهرها نشان گر افزایش نقش نخبگان محلی در اداره ی امور شهری بود و گرایشات محلی، دینی و مالی صاحب منصب رئیس، پیوستگی وی را به خاندان های نخبگان محلی که آنها نیز تمایلات مشابهی داشتند، ناگسستنی می کرد.
واکاوی رابطة میان روحانیان، در مقام نیروی مهم اجتماعی، با دولت صفوی می تواند ما را از درک بسیطی از رابطه به سوی درک دقیق آن سوق دهد. موضوع این مقاله، مناسبات میان دولت و روحانیان است؛ بنابراین فراز و فرود روابط میان روحانیان و حکومت،شکل های مشارکت آن ها در سیاست و چگونگی تحول آن در دورة صفوی و عوامل مؤثر بر این تحول بازکاوی شده است. مناسبات میان دولت و روحانیان براساس دیدگاه نظری چارلز تیلی به جامعة سیاسی مطالعه شده است.در این پژوهش، روش کتابخانهای به کار رفته است. نتایج نشان می دهد رابطة روحانیان با دستگاه سلطنت به سه شکل عضویت در دستگاه سلطنت،نفوذ در سیاست و کناره گیری از دستگاه سیاسی است و از میان این سه شکل، رابطة غالب عضویت در دستگاه سیاسی است.