هدف این مقاله بررسی و تحلیل سیاست دولت شوروی در برابر جنبش ملی شدن صنعت نفت در ایران می باشد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گذراندن قانون ملی شدن صنعت نفت در مجلس شورای ملی موجب شکل گیری بحرانی در روابط ایران با دول قدرتمند روز گردید که از جمله این دولت ها، دولت شوروی بود که برای رسیدن به امتیاز نفت شمال تلاش های زیادی نمود؛ که با ملی شدن صنعت نفت امید آنان به یأس تبدیل شد. بنابراین با اینکهدولت اتحاد جماهیر شوروی به هیچ وجه مایل به پیروزی ایران در مبارزه علیه امپریالیست های انگلیسی و آمریکائی نبوده ، اما در برابر نهضت استعماری ایران نیز نمی توانست به طور آشکار جبهه گیری و مخالفت کند. لذا سیاست دوگانه ای در برابر ایران در پیش گرفت؛ از یک طرف با ارسال نمایندگانی درصدد برطرف نمودن اختلافات مرزی و مالی با ایران شد؛ و از طرف دیگر با پیوستن به تحریم کنندگان نفت ایران و با حمایت از حزب توده، در جهت اهداف امپریالیستی انگلیس و آمریکا گام برداشت.
برخلاف دیدگاه رایج که عصر سلجوقی را دوره انحطاط تفکر و اندیشه در ایران می دانند، حوزه عمومی اندیشه و تفکر در ایران عصر سلجوقی دچار رکود و انحطاط نشد، بلکه در مسیر و شرایطی متفاوت از جریان غالب تفکر در دورههای پیشین جریان یافت که آن را میتوان نوعی تغییر نگرش در عرصههای گفتمانی و بنیانهای فکری دانست. در این دوره متفکران و اندیشمندانی چون امام محمد و احمد غزالی، خیام، عین القضات همدانی، شیخ اشراق سهروردی، فخر رازی، خواجه نظام الملک طوسی، قشیری، خواجه عبدالله انصاری و... در حوزه نظریه پردازی در عرصه های مختلف علوم، تفکر و اندیشه در ایران ظهور کردند، که با وجود آنها نمی توان دوره سلجوقی را عصر انحطاط تفکر و اندیشه عنوان کرد، چرا که به واسطه نقش آفرینی اندیشمندان مذکور، این دوره، به یکی از ادوار شاخص در زمینه نظریه پردازی های دینی و سیاسی در تاریخ ایران مبدل شد. بخشی از آثار و مصادیق آن را می توان در زمینه ی تألیف گسترده متون و طرح نظریه های مربوط به اندیشه های دینی در عرصه عرفان و تصوف مشاهده کرد. با عنایت به گستردگی جریان های تفکر و اندیشه و ابعاد آن در ایران عصر سلجوقی، هدف پژوهش حاضر نشان دادن بخشی از ابعاد جریان های تفکر و اندیشه در ایران عصر سلجوقی، با تأکید بر نظریه پردازی های دینی و عرفانی با محوریت دو حوزه فرهنگی ـ جغرافیایی خراسان و عراق عجم بر اساس افکار و نظریات اندیشمندانی چون قشیری، خواجه عبدالله انصاری و محمد غزالی در خراسان و احمد غزالی، عین القضات همدانی و شیخ اشراق سهروردی در عراق عجم است.
روز 7 خردادماه مقارن بود با گشایش نخستین دوره مجلس شورای اسلامی ایران، مجلسی که پس از ناکامی مجالس شورای ملی در دوران پهلوی، بر آن بود تا الگویی از مردمسالاری دینی را به نمایش گذارد. پیش از برگزاری انتخابات مجلس، خبرگان قانون اساسی، حدود و ثغور قوه مقننه و نسبت آن با سایر قوای کشور را مشخص ساخته و تعاریف و چارچوبهای قانونی این نهاد را پی ریزی کرده بود.
بسیاری از علاقمندان تاریخ، از تعریف دقیق و حد و حدود دوره های تاریخی بی اطلاعند و همچنین ویژگیهای یک تاریخ نگاشته استاندارد را نمی دانند. اما در ارتباط با ایرانیان حادترین جنبه این مساله به ویژه درخصوص تاریخ معاصر جلوه می کند و اغلب معلوم نیست که تاریخ معاصر ایران معادل چه دوره ای است و شروع آن را باید از کجا و از چه زمانی دانست؛ چنانکه این مساله به بحثی مفصل و جدی تبدیل شده که پای بسیاری از موضوعات دیگر مرتبط با تاریخنگاری معاصر را نیز به میان کشیده است. مقاله حاضر در ارتباط با موضوع تاریخ معاصر ایران و نقد آن شکل گرفته است.
یکی از دستاوردهای بزرگ قیام امام خمینی(ره) که پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی را به دنبال داشت، ایجاد تحول در گفتمان سیاسی درباره فلسفه حکومت و نقش مردم در حکومت و جامعه است. شناخت اندیشه و گفتمان سیاسی امام خمینی(ره) و پایبندی به آن مىتواند برای همه کسانی که داعیه پیروی از امام و اندیشههای او و دلبستگی به انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را دارند، چراغ راه والگوی عمل باشد،زیرا فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی ایران با فلسفه سیاسی امام خمینی(ره) پیوندی ناگسستنی داشته و قوام انقلاب ونظام جمهوری اسلامی به دوام اندیشههای سیاسی امام خمینی(ره) وابسته است.
حضور خراسانیان در تشکیل خلافت عباسی، باعث شد تا حضور آنان در تشکیلات و ساختار سیاسی و فرهنگی جهان اسلام نیز نمود بیشتری پیدا کند. محافل علمی بغداد از جمله مراکزی به شمار می روند که خراسانیان حضور پررنگی در آنها داشتند. بسترهای مناسب و انگیزه های گوناگون برای حضور آنان در بغداد، جایگاه برتری و تفوق را در جوامع علمی بغداد به خراسانیان داده بود. خراسانیان در سطوح عالی این مراکز و محافل به تعلیم و تعلم می پرداختند و استقبال و پذیرش جوامع علمی و افکار عمومی از ایشان قابل تأمل است. در این مقاله بر اساس روش تحلیلی ـ توصیفی در تحقیق تاریخی با در نظر داشتن شاخص های آموزشی، تلاش می شود به این پرسش پاسخ گفته شود که خراسانیان در مراکز و محافل علمی بغداد در سده های سوم و چهارم قمری (9 و 10 م) که دوره اعتلای علمی ـ تمدنی جهان اسلام بود، چه جایگاهی داشتند؟ دستاوردهای این تحقیق نشان می دهد که خراسانیان هدایت کننده و حتی بانی جریان های فکری، علمی و مذهبی بوده اند.
با شکل گیری فرقه های انحرافی، اتحاد امت شیعه به خطر افتاد. بحران ایجاد شده از سوی برخی افراد با مقاصد مختلف باعث تردید در پذیرش امام راستین و برحق شد. ائمه (ع) با مشکلاتی مانند مراقبت توسط خلفای وقت و اجبار به تقیه مواجه بودند و قدرت سیاسی را در اجتماع مسلمانان نداشتند، می کوشیدند تا پیروان خود را از افتادن به دام فرقه های انحرافی نجات دهند. به همین دلیل در برخورد با این گروه ها از روش های مختلف استفاده کرده و مسیر خود را از این فرقه ها جدا کردند و باعث طرد آنان از اجتماع شیعه و پیروان خاص خود می شدند. ائمه (ع) با رهبری معنوی و با عملکردی صحیح و به موقع شیعیانی را که در شناخت امامشان تردید داشتند به جامعه شیعه اثنی عشری بازگردانده و منحرفین از راه حق و حقیقت را زندیق، کافر و مشرک معرفی کردند. روشن است که افتراق این فرقه ها مسیر آنان را از جامعه شیعه و راه اهل بیت (ع) جدا کرده و با نام فرقه ضاله و انحرافی به حیات خود ادامه دادند.
اسکندر مقدونی و جانشینان او با اینکه در توسعه و گسترش فرهنگ و هنر جهان یونانی یا دنیای هلنیسم در مشرق زمین نقش مهمی ایفاء کرده اند با اینحال به آزادی و استقلال دولت شهرهای آن سرزمین که مهد دمکراسی جهان‘ شناخته شده است ‘ زیان های جبران ناپذیری وارد ساختند بطوریکه این سرزمین ده ها قرن از نعمت استقلال و آزادی محروم بود. رومیها‘بیزانسیها و سرانجام ترکان عثمانی بر آن خطه فرمان راندند‘البته حکومت بیزانسیها بعدها رنگ و بوی یونانی یافت و مقهور تمدن یونانی گشت . مردم یونان در اوایل قرن نوزدهم پس از سالها فداکاری و از خودگذشتگی و همچنین کمکهای بیدریغ اروپاییان که خود را مدیون فرهنگ یونانیها و رومیها میدانند توانستند آزادی و استقلال خود را مجددأ تحصیل نمایند.یکی از شیفتگان فرهنگ شکوفای یونان باستان شاعر انگلستان لرد بایرون بود که در مبارزات آزادی بخش یونانیها جان باخت.
رویارویی غرب و شرق در تاریخ پیامدهای زیادی برای هر دو داشته است. شرق شناسی یا مطالعات مربوط به شرق یکی از نتایج این برخوردهاست که در آن غربی ها به تحقیق در همه شئون زندگی، فرهنگ و تمدن شرقی ها پرداخته اند. مطالعات اسلامی یکی از دستاوردهای شرق شناسی است که به مطالعه درباره فرهنگ و تمدن اسلامی اختصاص دارد. مطالعه منابع جغرافیایی در تمدن اسلامی یکی از حوزه ها و زمینه های مطالعات اسلامی به شمار می رود که در آن آثار جغرافیایی از سوی پژوهشگران بازنگری، تصحیح و منتشر شده اند. یاقوت حموی از جغرافیانگارانی است که آثار و شیوه نگارش وی بسیار مورد توجه شرق شناسان قرار گرفته و مطالعات زیادی را به خود اختصاص داده است. معجم البلدان، معجم الادبا، مراصدالاطلاع و اسماء الامکنه و البقاع و المشترک وضعا و المفترق صقعا از جمله آثار یاقوت حموی به شمار می روند. فرهنگ نامه معجم البلدان که در آن به توصیف شهرها و مناطق قلمرو جهان اسلام به ترتیب حروف الفبا پرداخته شده است همچنین استفاده از منابعی که اکنون در دست نیستند توجه بسیاری را به خود معطوف ساخته است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به مطالعات شرق شناسان درباره آثار یاقوت حموی اختصاص دارد که نشان می دهد بعد از تحقیق راسموسن (Rasmussen) (1814 م) و فران (Frahn) (1823 م) بر روی معجم البلدان، یاقوت حموی و آثار وی به تدریج مورد توجه قرار گرفت.
درباره نسبت دانش فقه با تمدن دیدگاه های مختلفی وجود دارد؛ برخی میان این دو نسبتی نمی بینند، گروهی قائل به نسبتی حداقلی بین فقه و تمدن بوده و گروهی فقه را شرط اساسی تمدن سازی قلمداد می کنند. نسبت فقه و تمدن با دو نگاه قابل بررسی است. نگاهی در قلمرو متون و منابع فقه و نگاهی دیگر معطوف به متون و منابع کمال یافته تر، شاید بتوان آن را فقه مطلوب نامید. با محوریت نگاه نخست، کوشیده شده با مروری بر کتاب ها، ابواب و مسائل و موضوعات فقهی اثبات شود، می توان از پیوندی آشکار و استوار بین آموزه های فقهی و تمدن سازی سخن گفت. هرچند نمی توان ادعا کرد همه نظام های اجتماعی مورد نیاز تمدن به صورت کامل و آماده الگوبرداری در فقه فعلی موجود است، اما وجود چارچوب های اصیل و ساختاری تمدن در آن قابل انکار نیست. این نکته که نظام سازی از طریق فقه، به مثابه گام نخست برای تمدن سازی در گرو تشکیل و تدوین فقه حکومتی است نیز مورد بحث قرار گرفته است.
نویسنده در مقاله حاضر، که بیش از دو دهه پیش به نگارش درآورده است، میکوشد با روشن ساختن جنبههای مختلف مشارکت مردمی در تحقق انقلاب مشروطه آن را از جنبشهای غیر اصیل که در خاورمیانه روی داده متمایز ساخته و در ردیف یکی از انقلابهای مهم جهان به شمارآورد. وی نخست به تشریح موقعیت خاص ایران در قیاس با کشورهای نظیر مصر و عثمانی میپردازد و از زمینههای موجود در ایران برای وقوع یک انقلاب مردمی سخن میگوید. سپس به اهمیت و نقش علما در جامعه ایران، بویژه به نقش آنان در مخالفت با نظام سیاسی موجود که منجر به رهبری انقلاب مشروطه از سوی آنان شد، میپردازد. همچنین بر مترقی بودن قانون اساسی مشروطه انگشت تأکید مینهد و در نهایت با بیان چگونگی وقوع قیامهای مردمی در برخی از شهرهای ایران برای سرنگونی محمدعلی شاه که با کودتا به نظام نوپای مشروطه پایان داده بود، بار دیگر از نقش مردم در بازگرداندن نظام مشروطه و سرنگونی استبداد سخن میگوید.