ابن خرداذبه (ح. 272 ه . ق) و ابن رسته (290 ه . ق) پیش از ابن فقیه به عجایب نگاری به عنوان یکی از گونه های جغرافیانگاری وصفی در جهان اسلام توجه کردند اما ابن فقیه در البلدان،علاوه بر توجه به اطلاعات تاریخی و جغرافیایی، برای اولین بار در سطحی وسیع به عجایب نگاری پرداخت. پژوهش حاضر می کوشد با روشن ساختن مواد گوناگون عجایب نگاری، تقسیم بندی انواع عجایب، شیوه معرفی عجایب در البلدانو بررسی منابع ابن فقیه و افرادی که از مطالب وی استفاده کرده اند به تبیین جایگاه البلدان در سیر تاریخی عجایب نگاری در تمدن اسلامی بپردازد. بررسی ها نشان می دهد ابن فقیه از طرفی سنت نگارش عجایبِ سرزمین ها را ادامه داد و از طرف دیگر با تکیه بر منابع پیشین و جمع آوری اطلاعات از مناطق مختلف به ویژه ایران بر رونق عجایب نگاری افزود. به همین دلیل البلدان پیش درآمدی بر عجایب نگاری های قرون بعدی است.
در فرآیند شکل گیری و تداوم حرکت های سیاسی و اجتماعی، انگیزه ها و اهداف رهبران و میزان استحکام مبانی فکری و اجرایی این حرکت ها، اصلی ترین بخش آن محسوب می شود. در نهضت های جنگل و خیابانی نیز دستیابی به عوامل و عناصر اصلی شکل دهنده افکار و اندیشه های رهبران و اهداف و آرمان هایی که در پی دستیابی به آن بودند، از اهمیت اساسی برخوردار بود. در عین حال سازمان بندی سیاسی آن ها برای پیشبرد و وصول به اهداف موردنظر، از نکات بارز این دو نهضت محسوب می شود. بررسی و ارزیابی این دو نهضت در قالب یک نگرش تطبیقی، می تواند میزان توانمندیهای فکری و استحکام شالوده های اجرایی آنها را آشکار ساخته و قرابت فکری و اجرایی هر دو حرکت را در کامیابی و ناکامی آن ها با وضوح بیشتری مشخص نماید
شکل گیری حکومت های متقارن در شرق ایران از داستان ها و رموز شیرین تاریخ قرون آغازین ایران اسلامی است، امری که فهم و درک آن علت اصلی نگارش این مقاله شده است. حملات گسترده اعراب غازی و ماجراجو، زمینه های برتری سیاسی خلفای اسلام بر امپراطوری باستانی ایران را فراهم آورد. فارغ از چگونگی این رویداد، ایران که خود پایه گذار بزرگترین امپراطوریهای باستانی بوده، به تحت سلطه و انقیاد خلافت بزرگ اسلامی در آمد. این امرسبب ساز ارتباط، دادو ستد و تعاملات گسترده میان ایران و جهان اسلام شد. در قرون نخستین شاهد گسترش روبه تزاید خلافت جدید هستیم. ایران نیز ازاین قاعده مستثنی نبود، زیرا مشترک در سرنوشتی شد که تاریخ و یا تقدیر برای آن رقم زده بود. اما گسترش امپراطوری با افزایش تعارضات و ایجاد فضای تنفس برای ملل مفتوحه همراه بود. هرچه از عمر حکومت اسلامی و گستره آن می گذشت، حکومتهای محلی ایرانی فرصتی برای ابراز وجود و تبیین دوباره فرهنگ و هویت خویش می یافتند. یکی از مهم ترین مراکز و حوزه های تجلی این اندیشه استقرار حکومتهای متقارن در شرق ایران است. پژوهش کنونی در پی آن است که به این پرسش پاسخ دهد که: چرا این حکومت های متقارن عموماً در شرق ایران شکل گرفتند؟ انجام تحقیق مذکور مشخص نمود که شکل گیری حوزه شرق به دلیل مهاجرت نخبگان به شرق ایران و دور بودن موقعیت جغرافیایی آن از مرکز خلافت اسلامی بوده است.
تاریخ نگاری رنسانس، همانند سایر وجوه این نهضت فرهنگی و ادبی، در پی احیای فرهنگ و تمدن یونان و روم باستان بود. از زمان جنگ های ایران و یونان، بربرخواندن غیریونانی ها متوجه ایرانی ها شد و در هویت سازی تاریخی آنها، به ابداع مفهوم «دیگری» انجامید. این در حالی است که تفکر فلسفی یونانی ها، ایرانی ها را صاحبان خِرد و حکمت دانسته و شیوه حکومت داری آنها را ستوده بود. تاریخ نگری و تاریخ نگاری رنسانس در وجوه مختلف، از اندیﺸه یونانی و رومی ﺗﺄثیر پذیرفت؛ اما در ارتباط با موضوع و جایگاه ایران در تاریخ باستان و دوره معاصر، از مکتب فلسفی سقراط و شاگردانش پیروی کرد. ترﺟﻤه کوروپدیا اثر گزنفون به جای تواریخ هرودوت، در این زمینه تأثیرگذار بود. علاوه براین، ازیک سو گرایش تاریخ نگاری رنسانس به تاریخ سیاسی و تاریخ ملی و ازسوی دیگر تحولات سیاسی در آسیای غربی، ازجمله فرمانروایی تیمور و اوزون حسن آق قویونلو بر ایران، در تحول رویکرد تاریخ نگاری رنسانس به ایرانی ها تأثیر بسزایی داشت. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در صدد است چرایی و چگونگی «تداوم» و «تحول» در اندیﺸه تاریخی رنسانس را در مقایسه با دوران پیش از آن، در ارتباط با جایگاه تاریخ و تمدن ایران بررسی کند.
سیدجمالالدین اسدآبادی از سیاستمداران و آزادیخواهان مشرقزمین و از عوامل اصلی ایجاد حرکتهای اصلاحی در ایران در اواخر سلطنت ناصرالدینشاه است. او در هند، مصر و پاریس کوششهای ضداستعماری نمود، نشریهای به زبان عربی به نام عروهالوثقی در پاریس منتشر میکرد. انتشار این نشریه که نسخهای از آن به وسیله محمدحسنخان اعتمادالسلطنه به ناصرالدینشاه ارائه میشود، موجب دعوت ناصرالدینشاه از سیدجمالالدین به تهران میگردد.
در دوره رضاشاه بر اثر اقدامات اقتصادی- اجتماعی و سیاسی دولت، کشور دچار تغییرات عمده ای شد. توسعه زیرساخت های صنعتی از جمله حمل و نقل و جاده سازی، راه آهن، حمایت از صنعت داخلی و ایجاد انحصارات دولتی باعث شد که روند صنعتی شدن کشور اوج بگیرد. اقدامات دولت رضاشاه برای پیش برد صنعت تاثیرات متفاوتی برقشرهای مختلف جامعه برجای گذاشت از جمله کارگرانی که در بخش راه سازی، راه آهن، توتون و سیگار فعالیت داشتند. در این مقاله سعی بر آن است که وضعیت کارگران توتون و سیگار فروش ، راه آهن و راه سازی به روش توصیفی مورد بررسی قرار گیرد. و در صدد پاسخ به این پرسش است که سیاست های اقتصادی دولت رضاشاه چه تاثیری بر اوضاع معیشتی کارگران راه سازی و توتون و سیگار فروش گذاشت؟ تأسیس شرکت های انحصاری، که بر روی اقلام مصرفی از جمله چای و قند و شکر بسته شده بود باعث شد که کارگران از لحاظ معیشتی در وضعیت نابسامان به سر ببرند. همچنین انحصارات دخانیات باعث ضرر و زیان تولید کنندگان داخلی شد و عده زیادی از کارگران این بخش ها بیکار شدند و وضعیت معیشت آنان تنزل یافت. توجه بیش از حد به عوامل زیر بنایی و ماهیت آمرانه اقدامات اقتصادی موجب بی توجهی به وضعیت کارگران می شد.
پس از جدایی افغانستان از ایران، این دوکشور به عنوان دو واحد مستقل سیاسی، همواره متأثر از جریانات و تحولات داخلی و دخالت های سیاسی و فرهنگی بیگانگان نتوانستند در عرصه های اجتماعی و به ویژه حوزه ی روابط فرهنگی به تعاملی هم سو و سازنده دست یابند. دامن زدن به اختلافات متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به ناچار سطح روابط اجتماعی – فرهنگی دو کشور با وجود تمامی اشتراکات از دین تا فرهنگ و زبان را دچار لطمات جبران ناپذیری ساخت. تلاش کنشگران افغان در ایجاد هویتی نوین برای افاغنه با تأکید بر پشتون گرایی سیاسی – فرهنگی، تقابل با زبان فارسی با تقویت حوزه ی زبان پشتو، دوری گزینی از ایران در حوزه ی آموزش تعملیات عمومی و رویکرد به دولت های ثالث مانند ترکیه در این زمینه، بر میزان واگرایی و جدایی فرهنگی میان دو کشور در دوران سلسله پهلوی افزود. این مقاله با رویکردی تاریخی - تحلیلی مهمترین عوامل و بسترهای موانع اجتماعی – فرهنگی میان دو کشور را با تأکید بر اسناد وزارت امور خارجه ایران و منابع افغان مورد بررسی قرار می دهد.