چنان که بسیاری از پژوهندگان کیش مانی اشاره داشته اند، مانی از اندیشه های گنوسی متأثّر بوده است و مطالعه متن ها و باورهای گنوسی مانوی، ویژگی هایی همانند را میان مانویان و گنوسیان آشکار می کند. در پژوهش پیش ِ رو، یکی از همین همانندی ها، یعنی شباهت جایگاه مریم مجدلیّه را در متن های گنوسی (انجیل های توماس، حقیقت، فیلیپ، مریم و...) و متن های مانوی، با تکیه بر متن پارتی M6281+M6246 بررسی می کنیم. در پایان درخواهیم یافت همان گونه که گنوسیان مریم را بزرگ می دارند و او را جانشین حقیقی و نخست دیدارکننده با عیسی در پس از رستاخیز می دانند، در متن مانوی نیز مریم نخستین کسی است که پس از برخاستن از گور با عیسی دیدار می کند و بر حواریون و ازجمله پطرس که در مسیحیّت رسمی جانشین عیسی است، راز جهان را آشکار می کند. در این متن مریم را آموزگار حواریون و جانشین عیسی می یابیم.
با وفات آیت الله بروجردی مرجعیت شیعه دچار تکثر شد. تصور حاکمیت این بود که کثرت مراجع تقلید از قدرت، نفوذ و بالتبع ایستادگی آنان خواهد کاست، اما بر خلاف این گمان از آغاز دهه چهل تا طرح کاپیتولاسیون مجتهدین طراز اول به پیشقدمی امام خمینی (ره) در برابر برنامه های خلاف قانون و شرع حاکمیت ایستادگی کردند که بارزترین آنها اصلاحات ارضی و انجمن های ایالتی و ولایتی بود. مسأله اصلی پژوهش چگونگی مواجهه مراجع تقلید شیعه با طرح کاپیتولاسیون است و چرایی این نکته که اتحاد سابق مراجع در زمان طرح لایحه کاپیتولاسیون تکرار نشد و در مقابل، آنان با یک اقدام تقریبا هماهنگ نسبت به تبعید امام خمینی (ره) واکنش نشان داده و با اقداماتی که به عمل آوردند، زمینه ساز اقامت ایشان در نجف اشرف شدند. مدعای پژوهش این است که اگرچه مرام و مسلک سیاسی متفاوت علما و همچنین سیاست سخت حاکمیت در برخورد با مردم و به ویژه حمله به فیضیه سبب عدم اتحاد و جدایی مراجع تقلید شد اما تبعید امام خمینی (ره) بار دیگر زمینه همکاری و اتخاذ تصمیم واحد از سوی آنان با هدف حفظ جایگاه و اعتبار روحانیت شیعه در برابر حاکمیت را فراهم آورد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی متکی به اسناد و مدارک دست اول تاریخی به واکاوی این مسئله پرداخته است.
شاهنشاهی هخامنشی در پی فتوحات کوروش دوم (559-529پ.م) تأسیس شد. در بازه زمانی 559 تا 539 پ.م کوروش توانست با فتح هگمتانه، سارد، بابل و صفحات ساحلی آسیای صغیر، وارث تمدن های بزرگ آسیای غربی نظیر آشور، ایلام، ماد، لودیا و بابل شود. با وجود این، در باب مراحل آغازین زندگانی وی و به قدرت رسیدنش اطلاعات فراوان و روشنی موجود نیست. به گونه ای که منابع در باب نخستین مراحل زندگانی وی تصاویر متفاوتی را عرضه می کنند. یکی از این منابع که اهمیت بسیاری دارد، روایت کتسیاس کنیدوسی است. کتسیاس، کوروش را فرزند یک راهزن و یک بزچران از قبیله مارد توصیف می کند که با گذراندن مراحل قدرت در دربار ماد، علیه آن ها شورش کرده و قدرت را به خاندان خویش منتقل می سازد. این تصویر کتسیاس از کوروش کاملاً در تضاد با تصویری است که منابع مکتوب و مادی خاورنزدیک و متون کلاسیک یونانی از وی ارائه می دهند. در آن روایات جایگاه کوروش در تداوم یک خاندان شاهی انگاشته شده است. این پژوهش بر آن است به تحلیل زوایای گوناگون این روایت کتسیاس از کوروش بپردازد. در واقع مسئله این پژوهش بررسی چرایی و علت شکل گیری این روایت و عناصر مختلف درون آن بر اساس ساختارتاریخ نگاری کتسیاس است. در این راستا این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای و با بررسی داده های مکتوب و مادی عصر هخامنشی به این مسئله خواهد پرداخت.