هفتوان تپه واقع در شمال دریاچه ارومیه پس از کاوشهاى گسترده در تپه حسنلو واقع در جنوب این دریاچه ودر جهت سنجش و آزمایش نتایج کاوشهاى این محوطه مهم باستانى عصر آهن ایران بین سالهاى 1960 تا 978 1 مورد کاوش قرار گرفته است. در این مقاله مجموعه سفالهاى کشف شده از دوره 5 هفتوان (عصر آهنI) با روش تحلیل کیفى و توجه به دو متغیر عمده در زمینه سفالگرى (تکنولوژى، فرم و شکل ظروف سفالى) مورد مطالعه و بررسى قرار گرفته است. سپس نتایج به دست آمده با سفالگرى دوره ماقبل عصر آهن (مفرغ متاخر) (دورهVI) هفتوان مقایسه شده است، تا بتوان تغییرات در سفالگرى بین دو دوره فرهنگى را در تسلسل لایه نگارى یک محوطه باستانى به اثبات رساند. افزون بر این، نتایج این مطالعه با محوطه همزمان تپه حسنلو (دوره V) با روش تعمیم نتایج مورد بررسى قرار گرفته است. در این زمینه آنچه که بیشتر جلب توجه مى کند ماهیت متفاوت تغییرات سفالگرى در دو محوطه همزمان در دوران آهن است. نتایج این مطالعه مى تواند بعضى ابهامات موجود در باستان شناسى عصر آهن شمالغرب ایران را روشن نماید.
با حمله مغول بسیاری از مراکز اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران از بین رفت. اما به کمک دیوانسالاران ایرانی بخش های مختلف کشور بازسازی شد. از جمله دیوانسالاران ایرانی که در این بازسازی نقش مهمی بر عهده داشته اند می توان به خواجه رشید الدین فضل اله همدانی وزیر سه ایلخان: غازان، اولجاتیو و ابوسعید اشاره کرد. وی علاوه بر اداره امور سیاسی کشور درصدد فرو کاستن و ترمیم اثرات حمله مغول بر ایران بود. تاسیس ربع رشیدی را می توان یکی از تلاش های او در این زمینه دانست. او با احیای زمین های بایر و کشت محصولات کشاورزی به رونق اقتصادی کشور کمک کرد.ربع رشیدی پس از موقوفات غازان و اولجاتیو مهم ترین موقوفه دوره ایلخانی به حساب می آید. این موقوفه با داشتن حدود 350 تا 374 مرتزقه و عمله نسبت به سایر موقوفات دوره ایلخانی امکانات بهتری را برای کارکنان خود فراهم کرده بود. متاسفانه پس از مرگ خواجه رشیدالدین و همچنین بعد از مرگ فرزندش، خواجه غیاث الدین رشیدی، مجتمع ربع رشیدی غارت شد. اما خود محدوده ربع رشیدی برای مدتی از نقطه نظر موقعیت آب و هوایی و سوق الجیشی برای استقرار بازماندگان دولت ایلخانی محل مناسبی بود. بنا به نوشته مورخان و گزارش های سیاحان خارجی بخش هایی از موقوفه تا عصر صفویه و حتی در دوره قاجار پا بر جا بود. ولی در حال حاضر جز دیوار استحکاماتی و پایه برج ها چیزی از آن باقی نمانده در حال حاضر اماکن مسکونی جانشین آن شده است.
در این مقاله نگارنده تلاش می کند تا به بررسی مبانی فکری گروههای سیاسی اسلامگرا در فاصله زمانی سالهای 1320 تا 1357 بپردازد؛ زیرا تبیین مواضع فکری و اختلافات نظری این گروهها، زمینه را برای درک بسیاری از چالشهای اندیشه ای بعد از انقلاب فراهم می آورد.
هرچند بسیاری از گروههای یاد شده در کلیت اهدافی همچون مبارزه با استبداد، استعمار، ایجاد حکومت اسلامی، تلاش برای استقرار قوانین اسلامی و ... مشترک بودند؛ اما در نگاه عمیقتری می توان اختلافات فکری مهمی را نیز در دیدگاهها و مبانی اندیشه ای آنها مشاهده کرد که با پیروزی انقلاب و قرار گرفتن در محیطی جدید، این اختلافات زمینه بروز پیدا کرد و علت ظهور دیدگاههای مختلف در مقاطع تاریخی بعد از انقلاب گردید.
این مقاله در دو قسمت تهیه شده که در قسمت اول مواضع فکری گروه اسلامگرا شامل فداییان اسلام، حزب ملل اسلامی، هیأت مؤتلفه و روحانیت مبارز مورد بحث قرار گرفته و در این قسمت مواضع فکری نهضت آزادی و گروههای سوسیالیست اسلامگرا بویژه سازمان مجاهدین خلق مورد مطالعه قرار خواهد گرفت