باستان شناسان اتلال و اماکن تاریخی را از دیدگاههای مختلف باستان شناختی خود و از منظرهای گوناگون مورد مطالعه ، تحقیق و تبین قرار می دهند ، گاهی یافته ها را از نظر دوره زمانی دسته بندی می نمایند و زمانی تکنیک و شیوه ساخت آنها را مد نظر قرار می دهند و بعضا شیوه تولید مورد اهمیت قرار می گیرد ، و زمانی هم بر مبنای یافته ها سعی بر بازسازی اعتقادات و آئینهای انسان گذشته را دارند و گاهی هم از منظر زیبایی شناسی و هنر و یا معماری ... در این مقاله سعی بر معرفی آثار یک محدوده جغرافیایی با توجه به مستندات و بررسیهای باستان شناختی شده است که از دوره پیش از تاریخ شروع می شود و با اشاره به اماکن دوره تاریخی و خصوصا اسلامی ختم می گردد .
انبیا در دعوت خود روشهای مختلفی را بکار گرفته اند که حکمت موعظه حسنه و جدال محورهای کلی آنست و در شرایط خاص می تواند از برخورد قهرآمیز بهره گرفته شود . در مقابل نیز ائمه کفر ، ملا ، مترف و عوام نادان به مقابله پرداخته و از شیوه هایی چون بی اعتنایی ، جنگ روانی ، تهمت ، جلوگیری از تبلیغ ، ششکنجه ، تبعید و قتل استفاده کرده اند .
زاگرس مرکزی به عنوان پل ارتباطی و نقطه حایل بین دو بخش شرقی و غربی امپراطوری اشکانیان،تاکنون کمتر مورد توجه باستان شناسان و محققین قرار گرفته است.این محدوده جغرافیایی ،دارای کوههای مرتفع و دشت های میان کوهی بزرگ و کوچک ،مسطح و مرتفع و درهای کوچک و بزرگ است که با داشتن این ویژگی های منحصر طبیعی ،محل مناسبی برای مردمان این دوران فراهم آورده بود،تا استقرارگاهها و آثار فراوانی را از خود برجای بگذارند.مباحث مورد توجه در این مقاله براساس بررسی از محوطه های باستانی است.براین اساس،تعداد یازده شهرستان در چهار استان کرمانشاه،همدان،کردستان و ایلام مورد بررسی باستان شناسی قرار گرفتند.در مجموع ،تعداد623محوطه مورد بررسی شدند که از این میان تعداد340محوطه مربوط به دوران اشکانی به طورجداگانه موردتحلیل قرار گرفتند.درنتیجه مطالعات،مسخص گردید که علیرغم تقسیم بندیهای رایج صورت گرفته ،تمام نقاط،دارای گونه شناسی یکسان نبوده و می بایستی درطبقه بندی سفالهای این دوران،تجدید نظر به عمل آید.افزایش قابل بحث استقرارهای اشکانی از دیگر نکات قابل توجه در این دوران است.
عصر مفرغ به دلیل همزمانی آن با تحولات آغاز شهر نشینی در مطالعات باستان شناسی جایگاه ویژه ای دارد؛نکته قابل توجه ، ان است که این تحولات درتمامی فلات ایران به رغم ظهور خط در منطقه جنوب غربی ایران به یک میزان،تاثیر گذارند به یک میزان،تاثیرگذار نیستندو ما از تاثیرات و کنش فرهنگ های محلی و یا تاثیرگذار خارجی بر این پدیده اطلاعات کافی نداریم.زاگرس مرکزی و دشت نهاوند به لحاظ موقعیت جغرافیایی و وجود منابع زیست محیطی لازم،یکی از مناطق کلیدی جهت بررسی این پدیده به حساب می آید.فرهنگ یانیق یک از فرهنگ هایی است که از طریق شمال غرب ایران تاثیرات خودرابرمنطقه نهاده است که ماازمیزان آن و همچنین گسترش جغرافیایی و رابطه آن با میانرودان و جنوب غربی ایران،آگاهی های کافی در اختیار نداریم.فرهنگ گودین III که نام خود را از محوطه گودین تپه – دردشت کنگاور و در مجاورت این منطقه – اخذ کرده است بالافاصله پس از فرهنگ یانیق ، زاگرس مرکزی را تحت تاثیر قرار داده و این تاثیرات در حدود یکهزار سال به طول انجامیده است.در طی یک بررسی پیمایشی در دشت نهاوند در سال 1384مجموعااز 36محوطه بازدید شد که آثار آن از دوران مس سنگی تا دوران اسلامی رادربرمی گرفت.16محوطه شناسایی شده،معرف آثار عصر مفرغ در منطقه بود.مقاله حاضر به شناسایی الگوهای استقراری منطقه در عصر مفرغ به کمک تحلیل داده های باستانشناختی می پردازد.