بر آمدن صفویان و قاجارها علاوه بر تاثیرات بنیادی در حیات تاریخی ایرانیان موجب خروج عالمان دینی از کنج عزلت درس و بحث و ورود آنان به عرصه عمومی گردید. این تحول موجب نزدیکی به دستگاه سلطنت شیعه و شهور نظریه سلطنت مسمان ذی شوکت شد. اگر چه بیشتر علما و فقهای شیعه قایل به نظریه سلطنت مسلمان ذی شوکت بودند ولی درباره حدود اختیارات، وظایف، ویژگی های سلطان و به طور کلی تعریف این نظریه با هم اختلاف داشتند. این اختلاف وقتی از حوزه نظری خارج و وارد مرحله عمل سیاسی می شد بسیار برجسته و مشخص تر می گشت تا جایی که در برهه هایی حتی به تقابل عملی کشیده شد. این تضاد و تقابل را به وضوح می توان در جریان انقلاب مشروطه مشاهده نمود، زمانی که علما به دو گروه مشخص موافق و مخالف مشروطه تقسیم شده بودند. از نمون های بارز - اگر نگوییم بارزترین نمونه - این تقابل ها، تقابل عملی و نظری دو تن از برجسته ترین مجتهدان شیعه یعنی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی (صاحب کفایه) بزرگترین رهبر روحانی مشروطه و سید محمد کاظم طباطبایی یزدی (صاحب عروه) برجسته ترین روحانی مخالف مشروطه بود. این دو مجتهد همنام تقریبا هیچگونه اتفاق نظری درباره مشروطه نداشتند. اگر چه اختلاف این دو عالم برجسته در سال های انقلاب مشروطه حل نشدنی به نظر می رسید، ولی پیش آمدن ماجرای اولیتماتوم روسیه و در پی آن ورود «کفار» به مرزهای شمالی کشور موجب گردید آن دو برای واکنش مناسب و همه جانبه به اشغالگران، همگرایی بسیار مشتری از خود نشان دهند و به صورت هماهنگ علیه این اشغالگری موضعی مشترک بگیرند. این پژوهش بر آن است تا مواضع و رفتارهای سیاسی این دو مجتهد بلند پایه را به صورت تطبیقی بررسی نماید.
در متون تاریخی، همواره از رویدشت به عنوان آخرین ناحیه مسکونی در حاشیه زاینده رود یاد شده است و در مآخذ سده های نخستین دوره اسلامی، آن را یکی از رستاق های اصفهان شمرده اند که در قرون سوم و چهارم هجری از رونق خاصی برخوردار بوده است و پس از آن در ضمن توضیح در خصوص تقسیم زاینده رود و یا مصب این رودخانه، گاه از ین بلوک هم ذکری به میان آمده است. از اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری، مورخین با شرح و بسط بیشتری از عمران آبادانی منطقه روایت می کنند. وجود این اسناد و نیز چندین اثر از مقطع زمانی مزبور در منطقه نتوانسته است کنجکاوی محققین ایرانی و خارجی را که تا حدود کوهپایه وحتی نائین را مورد بررسی ومطالعه قرار داده اند، بر انگیزد تا با شناسایی و تلاش در جهت ثبت آنها، ضمن شناساندن، به حفظ این آثار ارزشمند که شناسنامه تاریخی این حوضه به حساب می آیند، کمک کنند. از این رو نگارنده، محدوده بین اژیه تا ورزنه را به منظور شناسایی و ثبت آثار دوره ایلخانی برگزید، که در جریان مطالعه میدانی آن ناحیه، موفق به شناسایی یازده اثر تاریخی شد که از آن میان تنها شش بنا را می توان به دوره ایلخانی تا اوایل تیموری نسبت داد. در اینجا برای نخستین بار شرح مختصری از هر یک از آثار مزبور را، به همراه پلان هر بنا - که تمامی توسط نگارنده تهیه شده است- ارایه خواهم نمود. هدف نگارنده از استناد به منابع تاریخی کهن و یا جدید، نقد آنها نیست، بلکه بر پایه یافته های میدانی، قصد آن دارم تا با تکیه بر آنها این آثار را که به مثابه اوراقی پراکنده از تاریخ نانوشته و یا از یاد رفته آن به شمار می آیند، بازخوانی نمایم.
کردها یکی از اقوام کهن ایران زمین هستند که پیشینه آنان به ژرفنای اسطوره ها باز می گردد ؛ کما این که همین ویژگی یکی از انگیزه های التفات مورخان و پژوهش گران به مناطق کردنشین شده است . البته ، لازم به یادآوری است که برخی از مناطق ، مانند بیلوار که درحد فاصل میان کردستان و کرمانشاهان واقع شده است ، کم تر مورد توجه مورخان و جامعه شناسان قرار گرفته است.
پژوهش حاضر، که با روی کرد جامعه شناسی تاریخی به سیر تحول وتطوراوضاع تاریخی و اجتماعی بیلوار پرداخته ، برآن است تا با بررسی خاست گاه اقوام ساکن دراین منطقه وانگاره های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی آنان ، به شناخت بخشی از این خطه کردنشین نایل آید ، زیرا منطقه بیلوار به رغم پیشینه ای ژرف ، به علت نبود راه های تجاری و ارتباطات گسترده با سایر مناطق ، نه تنها مورد التفات ارباب قدرت و ثروت قرار نگرفته است ، بلکه بیش تر در زمینه های سیاسی و اقتصادی به صورت منطقه ای پیرامونی و حاشیه ای ، میان اورامانات در غرب و دینور در شرق و جنوب شرقی ، بوده است.
ادوار قانون گذاری پس از انقلاب مشروطه تا سال 1300 ه.ش به طور نا منظم و بر اثر فشار و نفوذ بیگانگان و یا مرتجعان داخلی و نبود یک نظام اجرایی منسجم ، نتوانست اهداف اصلاح گران و روشن فکران عصر مشروطه را جامه عمل بپوشاند . بنابراین ، پس از سال 1300ه.ش و ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر و به اجرا در آمدن فرمان حکومت مرکزی در همه نقاط کشور ، زمینه مناسبی فراهم شد تا با تصویب لوایح، امور اجرایی و قضایی مملکت سر و سامان یابد.
مجالسی که در سال های نخست سلطنت پهلوی اول تشکیل شد ، قوانینی بسیار مفید برای جامعه به تصویب رسانید و سیر تکاملی قوانین که از مجلس اول آغاز شده بود به این مجالس منتهی گشت ؛ لیکن ، با سپری شدن آن سال ها مجلس و نمایندگان، فرمان بردار شخص شاه شدند و کاری جز اطاعت از وی نداشتند. این امر تا جایی پیش رفت که عملاً مجلس به صورت یکی از پایه های جامعه ای ظاهراً دموکرات ولی در اصل کاملاً بی اثر و موافق با امر شاه در آمد و با ورود متفقین پس از شهریور1320 به کشور و استعفای شخص شاه ، مجدداً مجلس به یک دموکراسی نسبی رسید و از خفقان و استبداد رهایی یافت و نمایندگان توانستند در آن به اظهار نظر در خصوص لوایح بپردازند.این مقاله در صدد است علل وضرورت مصوبات سیاسی مجلس های چهارم تا سیزدهم را مورد مطالعه قرار دهد و الغای آن ها را بررسی نماید.
محمد مفید مستوفی بافقی از مورخان و نویسندگان معروف سده یازدهم هجری است که با وجود تصدی شغل استیفای موقوفات یزد و تالیف دو اثر مهم جامع مفیدی و مختصر مفید ، احوال وی در تذکره های قرون یازدهم و دوازدهم هجری راه نیافته و آگاهی ما از وی منحصر به مندرجات آثار او ، به خصوص جامع مفیدی ، است . مقاله حاضر در صدد است ضمن نقد و بررسی آثار در دسترس وی، خاصه جامع مفیدی ، و مطالعه ساختار و نحوه تاثیر پذیری آن از سایر منابع ، به کیفیت نگارش این اثر در جریان زندگانی مؤلف بپردازد .
در راستای پی گیری این مسئله ، با تکیه بر روش تحقیق کتابخانه ای ، کوشیده شده با محور قرار دادن آثار مستوفی بافقی ، به ویژه اثر عمده وی جامع مفیدی ، ضمن بررسی شواهد موجود ، به مطالعه تطبیقی این اثر با سایر منابع و میزان تاثیرات متقابل میان آن ها نیز توجه شود .
مستوفی بافقی در جامع مفیدی علاوه برارائه اطلاعات کم نظیر ازاخبار رجال و ابنیه و محال یزد، آگاهی های سودمندی ازشکل مناسبات دیوانی و اجتماعی آن عهد به دست داده است که بدان مقامی در خور درقلمرو مطالعات عصر صفوی بخشیده است .
رضا شاه پس از رسیدن به سلطنت به انجام یک سلسله از اقداماتی مبادرت ورزید که یکی از آنها طرح اسکان اجباری عشایر بود که اصطلاحاً به «تخته قاپو» کردن مشهور بود. در این میان ایل بختیاری به عنوان یکی از ایلات مهم و مقتدر کشور مشمول طرح اجباری اسکان عشایر از جانب دولت رضاشاه گردید. این طرح بدون انجام مطالعات و تحقیقات کارشناسی و بدون فراهم آوردن زمینه های لازم و تنها به پشتوانه نیروی نظامی و انتظامی در ایل بختیاری اجرا گردید. رضاشاه خود به طور مستقیم جریان اسکان عشایر بختیاری را دنبال می کرد. هدف وی از این اقدام ، تنها یکجانشین کردن عشایر و رسیدگی به وضعیت آنان و در نتیجه فراهم آوردن امکان رشد و ترقی جامعه نبود ، بلکه هدف اصلی دولت رضا شاه یکجانشین کردن ایلات و عشایر، به ویژه بختیاری ها برای اعمال نظارت مستقیم و بیشتر بر روی ایشان بود. دولت رضاشاه به کمک ارتش و با استقرار نیروهای آن در گذرگاه های مال رو عشایر بختیاری ، توانست عده ای از بختیاری ها را به اجبار اسکان دهد ؛ اما عشایر بختیاری در مقابل طرح اسکان اجباری مقاومت نشان دادند. دولت رضا شاه آنان را به زور وادار به ساخت روستاهای جدید نمود و دسته هایی از ایشان را به یاری ارتش از چهارمحال بختیاری به خوزستان انتقال داد.آنان پس از سقوط رضا شاه روستاهای جدیدالاحداث را تخریب کردند و بار دیگر به زندگی کوچ نشینی بازگشتند.
چالش مستمر علما با رضاخان که در برهههایی چون غائله جمهوریخواهی، تا مرز یک «جنگ سرنوشت» پیش رفت قلب دیکتاتور نو ظهور را از کینه نسبت به آن جماعت (و کلا اسلام و دینداران) پرساخته بود و لذا به میزانی که پایههای قدرت دیکتاتور در کشور محکمتر میشد، عرصه بر «تکاپو»، بلکه «تنفس» روحانیت دشوارتر میگردید. در قم، رضاخان در پاییز 1306 تجمع باشکوهی را که از علمای بلاد به رهبری حاج آقا نورالله تشکیل شده بود با مسموم ساختن رهبر قیام، از هم فرو پاشاند.
در جریان مشروطه، افراد بسیاری نقشآفرین بودند. مراجع نجف همچون آیات: مازندرانی و خلیلی تهرانی به زعامت آخوند خراسانی در صف مقدم قرار داشتند. در فضل خراسانی همین بس که مرجع روشنضمیری همچون آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی افتخار شاگردی او را دارد. در گروه سیاسیون و رجال درباری، شخصیتی همچون عضدالملک ، حرکت خویش را بر مدار مرجعیت تنظیم کرده بود. در صفوف مردم نیز مردان شاخصی همچون ستارخان به طور طبیعی بر کشیده میشدند، در میان روشنفکران نیز افرادی همچون علیاکبر دهخدا با مشاهده نتیجه افراطکاریهای خویش، به صف اعتدالیون پیوستند و حساب خود را از تندروها جدا ساختند. در این شماره به معرفی این مردان میپردازیم
این مقاله به بازخوانی و بررسی سندی منحصر به فرد درباره چادگان در دوره صفوی می پردازد که می توان به واقع آن را نخستین سند بازشناخته تاریخی درباره پیشینه چادگان در عصر صفوی و قبل از آن دانست، حال آنکه قبل از بازخوانی این سند، قدیمی ترین منبعی که درباره پیدایش و پیشینه چادگان گزارش کرده، کتاب خاطرات ظل السلطان یا تاریخ مسعودی است. بدین روی، این مقاله افزون بر معرفی و بازخوانی این سند و تحلیل پاره ای داده های ارزشمند تاریخی آن، اطلاعات مهمی بر پایه محتوای سند درباره مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دوره صفوی و تاریخ شهر چادگان ارائه می دهد.
فرایند تاسیس مدارس دختران در ایران، با فراز و نشیبهای فراوانی همراه بوده است. طبقات و گروههای حامی تاسیس این گونه مدارس و نحوه برپائی آنها در شهرهای مختلف ایران، با ماجراها و حادثه هائی همراه بوده که در این مجال، پس از مقدمه ای درباره چگونگی نهادینه شدن مدارس نوین دختران، به شرح این روند در آستارا می پردازیم، و از آنجا که اساس مقاله بر چندین سند در مورد تاسیس مدرسه دختران در آستارا استوار است، بحث، به نحوه تاسیس و مشکلات پیش روی بنیانگذاران مدارس دختران در آن شهر یعنی «هیئت معارف آستارا»، اختصاص دارد.
مقاله حاضر، پس از معرفی تعدادی از فرمان هائی که از طرف شاهان صفوی صادر و بر روی سنگ نوشته و در انظار عمومی به نمایش گذاشته شده است، به معرفی چهار نمونه از فرمان های شاه عباس در مسجد شاه اصفهان، مسجد میرعماد کاشان، مسجد جامع اردستان و مسجد جامع دماوند می پردازد. نتایج بررسی نشان می دهد که شاهان صفوی، این فرمان ها را بنا بر اهداف مختلف و با موضوعات متعدد صادر کرده اند. موضوعات مطرح شده در این فرمان ها، عبارت است از: اعطای تخفیف مالیاتی؛ غلبه بر ازبکان؛ جلوگیری از فساد و فحشا؛ منع فروش و مصرف مواد مخدر و مسکرات؛ و ممنوعیت از انواع تفریحات غیرسالم مانند گرگ دوانی، قماربازی و کبوتردوانی. این فرمان ها که مخاطب آن ها رعایای ممالک محروسه بوده اند، پس از فرستاده شدن به شهرهای موردنظر، به شکل سنگ نوشته در اماکن عمومی مانند مساجد و بازارها نصب می گردیدند. اعطای تخفیف مالیاتی در ماه رمضان خصوصاً به رعایای شیعه شهرها، از عمده ترین موضوعات این فرمان هاست. این تخفیف ها، صرفاً شامل شیعیان می شده است که مبین گرایش پادشاهان این سلسله به مذهب شیعه اثنی عشری است.
دِه در ایران پیشینه ای کهن دارد و همین پیشینه باعث شده است که واژه ها و مفاهیم در ارتباط با آن، در تاریخ و فرهنگ ایران، گوناگون و گسترده باشد. پژوهش در انواع، معنا، و گستردگی این واژگان برای شناخت بنیادی و سیر تحولات روستا در ایران ضروری است. پیشینه ده ِنشینی در ایران در گستردگی واژه هایی که این مفهوم را تداعی کنند تاثیر داشته است. از این رو، پرسش اصلی این پژوهش آن است که چه واژگانی با چه پیشینه ای به معنی دِه یا روستا در ایران به کار رفته اند؟ تعدد این واژگان و کاربرد برخی از آن ها نشان میدهد که از طریق واژه شناسی تاریخی دِه میتوان زمینه ای برای پژوهش تاریخی در این باره فراهم آورد. از این رو، با بهره گرفتن از روش تحقیق تاریخی و واژه شناسی تاریخی، این پژوهش انجام گرفته است.