پژوهش حاضر بر پایه این پرسش ها شکل گرفته است:1-موضع قشقایی ها در برابر نهضت ملی ایران چه بود و تا پایان چه مسیری را پیمودند؟2- طرح معروف به «طرح امنیتی- قشقایی»، گفته شده در اسناد CIA چگونه بود و قشقایی ها در برابر آن چه موضعی داشتند؟ با شروع زمامداری مصدق، رهبران ایل قشقایی، به چند دلیل، آگاهانه به نهضت ملی پیوستند.آنها با پشت سر داشتن قدرت تأثیرگذار ایلی و به عنوان شخصیت های سیاسی با داشتن دو و سپس سه کرسی مجالس شورای ملی و سنا، وزنه مؤثری در سیاست آن روز ایران بودند.همین تأثیر برجسته و آمیختگی حوزه قدرت ایلی آنها با حوزه منافع انگلیس و نفت جنوب باعث می شد تا مخالفان داخلی و به خصوص خارجی نهضت اهمیت خاصی برای آنها قایل باشند؛ از همین رو، از ابتدای دولت مصدق، کودتاگران تلاش کردند آنها را از نهضت جدا کرده؛ یا ایل قشقایی را به ناآرامی و شورش بکشانند تا دست کم دولت را در آن منطقه حساس گرفتار نمایند، اما در این راه توفیقی نداشتند.بر همین اساس طرح آمریکایی- انگلیسی کودتا جایگاه ویژه ای برای قشقایی ها قایل شد.این مقاله در برگیرنده کارکرد قشقایی ها در مورد کلیت نهضت ملی و حوادث پیش آمده در طول نهضت و کودتای 28 مرداد تا لحظه سقوط دولت در آن روز است.
حمله اعراب مسلمان به آذربایجان را از دو دیدگاه سیاسی و دینی می توان بررسی کرد؛ از لحاظ سیاسی، حمله های اعراب و فتح آذربایجان در سال 22 هجری و آغاز حکومت مسلمانان، برای اهالی آذربایجان تحمل ناپذیر بود، مردم آذربایجان بارها در برابر حاکمیت اعراب شورش کردند و به راحتی تسلیم آنها نشدند.این مسئله سبب لشکرکشی های زیاد سرداران اسلام به این ناحیه در دوره خلافت عمر و عثمان و سرکوب شورش ها گردید،اما اهالی آذربایجان به مرور در اواخر خلافت عثمان با بی حاصل یافتن شورش های خود به اطلاعت از اعراب گردن نهادند. اسلام با قوانین جدید خود نظیر مساوات و برابری، برای بیشتر مردم ایران و آذربایجان که به جرم اعتقاد دینی به نوعی اسیر موبدان بودند، بهترین هدیه ای بود که روح سرگشته آنها را آرام می کرد.گروهی از مردم هم برای حفظ جایگاه بالای خود در جامعه یا برای برخورداری از مزایای مسلمانی، پس از پایان جنگ ها و فتوحات در آذربایجان، به اسلام گرویدند.این مقاله در پی پاسخ گویی به چگونگی روند فتح آذربایجان و گرایش اولیه مردم این سرزمین به اسلام در دوره خلیفه دوم و سوم است.
به هنگام سلطنت قاجاریان، کشور ایران در نظام بین الملل جایگاهی درخور یافته بود. ایران در سیاست بین الملل، ازحیث ژئوپولیتیک، پنج کاراکتر ممتاز یافته و این موضوع سبب شده بود به کشوری تأثیرگذار در عرصه روابط بین الملل تبدیل شود. طرفه آنکه، این موقعیت مهم از رقابت های جهان گیرانه میان قدرت های برتر زمانه نصیب ایرانیان شده بود و قاجاریان، در پدیدارسازی آن نقشی نداشتند. موقعیت کریدوری ایران سبب می شد کشورهای قدرتمند نتوانند از وضعیت راهبردی ایران که در رقابت میان قدرت های بزرگ نقشی مؤثرداشت، چشم پوشی کنند. کانال ایران برای انگلستان نقش ممانعتی ایفا می کرد و برای قدرت های بزرگِ دیگر نقش ویژه نفوذیابی داشت. همچنین، کشور ایران درمیان دو دولت مداخله گر و قدرت مند روسیه و انگلستان، نقش دولت حائل را بازی می کرد که نه مستعمره می شد و نه مستقل می ماند؛ بلکه فقط به ایفای نقش ضربه گیر در رقابت نفس گیر میان دو ابرقدرت زمانه می پرداخت. ناگفته نماند که ایران و آسیای مرکزی درگیر یک بازی بزرگ نیز شده بودند؛ بازی بزرگی که میان بریتانیا و روسیه بر سر ایران، افغانستان، هند و آسیای مرکزی به وجود آمده بود. مسئله هند، ویژگی دیگر بود؛ زیرا هند اهمیتی غیر قابل چشم پوشی برای انگلستان داشت و می بایست به هر ترتیب، در اختیار بریتانیایی ها باقی می ماند. ایران برای انگلستان، نقش قلعه مدافع هند را دربرابر قدرت های بزرگی چون فرانسه، روسیه، و پروس (آلمان بعدی) داشت؛ زیرا هریک از این قدرت ها می خواستند هند را از تصرف انگستان خارج کنند و قدرت یکه تاز و توازن دهنده انگلیسی ها را در اروپا از بین ببرند.کشف نفت، اهمیت ایران را دوچندان ساخت؛ زیرا، به منزله موتور توسعه بود و تصاحب آن، سبب برتری بی چون وچرا در رقابت های دریایی میان قدرت های برتر می شد. نگارنده تلاش می کند با خوانشِ متن سفرنامه های پارسی گردان شده روس هایی که در زمان سلطنت قاجاریان به ایران آمده اند، ویژگی های پنج گانه ژئوپولیتیکِ کشور ایران را بررسی کند
با سقوط حکومت خودکامه رضاشاه، قدرت سیاسی- که تا آن زمان محدود به شخص شاه بود- از حالت تمرکز بیرون آمد و میان نهادهای مختلف تقسیم شد؛ بنابراین در چنین فضایی جریان ها و احزاب سیاسی بسیاری تحت تاثیر رویکردهای مذهبی، ناسیونالیستی و کمونیستی شکل گرفتند.مجمع مسلمانان مجاهد، که یکی از جریان های مذهبی- سیاسی در بستر مبارزات نهضت ملی شدن صنعت نفت بود، وارد عرصه مبارزه سیاسی شد و بیش از نیم دهه فعالیت سیاست- مذهبی داشت و در بسیاری از اجتماعات، تحرکات سیاسی، حوادث و اتفاقات این دوره نقش بازی کرد.رویکرد سیاسی- مذهبی این مجمع بر دوش بخشی از نیروهای اجتماعی- احساسات و انگیزه های آنان بنا شده بود.این مجمع سیاسی- مذهبی پایدار نبود، ولی بررسی بستر، پایگاه و نیروهای اجتماعی که باعث نفوذ و تقویت قدرت سیاسی این سازمان کوچک به عنوان یکی از جریان های سیاسی در مهم ترین مقطع تاریخ معاصر در دوران پهلوی دوم شد، از اهمیت زیادی برخوردار است.به علاوه، شناخت پایگاه اجتماعی و نیروهای وابسته به آن، به دلیل شباهت های میان سازمان های کوچکی که در آن زمان فعالیت می نمودند، بسیار اهمیت دارد.
تاریخ نگارش رسائل اخوان الصفا به هیچ روی مشخص نیست.نام نویسندگان آن نیز به همگان پوشیده است که این امر نیز سبب نظرورزی های متعددی در این موارد شده است.به نظر می رسد موضوع تاریخ نگارش رسائل با مقاله ی انتقادی پل کازانووا – که حاوی مطالعات تاریخی و ستاره شناسی پیچیده و نوینی بود- مرحله ی جدیدی شده است. نظریه های دیگری نیز در این زمینه به وجود آمد که روش استنادی آن ها با روش کازانووا متفاوت بود.نظریه ی کازانووا را در دهه های پایانی قرن بیستم عباس همدانی تصحیح و نقد کرده، نواقصی از آن را زدوده و با فرضیه های جدیدنتایج تازه ای عرضه کرده است.نظر همدانی درباره ی زمان نگارش رسائل، تا به امروز نیز در محافل اسماعیلی شناسی یکی از آرای پذیرفته شده، و ملاک نظر بوده است. در این مقاله پس از شرحی اجمالی درباره ی نظریه های مذکور، تمایزهای آن ها با یکدیگر بررسی می شود.سپس با تحلیل نظر همدانی، اشکال ها و ابهام هایی که در فرضیه سازی و نتیجه گیری او برای تعیین تاریخ نگارش رسائل وجود دارد، تشریح می شود.نظر همدانی در دو بخش «باورها و پیشگویی های نجومی» و نیز «مسئله ی مهدویت و ظهور قائم» نقد می شود.در پایان، با تشکیک در تفسیرهای همدانی از متن رسائل، نظر وی درباره ی تبلیغی بودن رسائل برای قدرت گیری و تأسیس خلافت فاطمیان مورد تردید قرار می گیرد
«خود» و «دیگری» یک مفهوم دائمی است که همواره «خود» برای درک پیرامون با ایجاد یک «دیگری» سعی دارد که «هستی» را معنی کند؛ با چنین منظری در این مقاله می کوشیم به ناسازگاری انتظارات هنجاری در قالب مفهوم دوسوگرایی جامعه شناختی بپردازیم که منشاء بسیاری از مشکلات اجتماعی است و ریشه در شرایط تاریخی جامعه دارد. به رغم دیدگاه های استعماری سفرنامه نویسان و شرق شناسان انگلیسی از دوران قاجار، شناسایی و دسته بندی رفتارهای اجتماعی از منظر یک بیگانه، زمینه ی نسبتاً مناسبی برای دریافت خاستگاه اجتماعی ناسازگاری های هنجاری در اختیار پژوهش های جامعه شناسی- تاریخی قرار می دهد.در این میان از نگاه یک شرق شناس و سفرنامه نویس به نام جورج کرزن به ریشه یابی این مسئله در دوره ای از سلطنت ناصرالدین شاه قاجار می پردازیم. جامعه ی آماری مشتمل بر ده سفرنامه ی انگلیسی است که در دوره ناصرالدین شاه قاجار به نگارش درآمده است.در این میان سفرنامه ی جورج کرزن با نام ایران و قضیه ی ایران برای نمونه بررسی شده است.بر اساس دیدگاه مرتون و با بهره برداری از رویکرد روشی نوع شناسی و فنون بررسی تاریخی و تحلیل محتوای کیفی، انواع دوسوگرایی جامعه شناسی و روان شناسی در سفرنامه ی مذکور مورد شناسایی قرار گرفته و بستر اجتماعی آن بررسی شده است. نتایج بیانگر آن است که رفتار منحرفانه (دو سوگرایی روان شناختی) که برخاسته از نوع پنجم دوسوگرایی جامعه شناختی(تعارض میان ساختار فرهنگی و اجتماعی) است، بیشتر از انواع دیگر آن در سفرنامه کرزن مورد اشاره قرار گرفته است.همچنین، شیوع رفتار مقلدانه، به ویژه از سبک زندگی غربی که به نوع ششم دوسوگرایی جامعه شناختی نسبت داده می شود، بیشتر در میان طبقات بالا و در عرصه ی فرهنگی- سیاسی، در این سفرنامه دیده شده است.