پیش فرض بنیادین این نوشتار، توسعة شهرهای ایران در نخستین سده های اسلامی است. یکی از پیامدهای چنین پیش فرضی، مسئله حدود جبال و موقعیت همدان در آن میباشد. میدانیم که با وجود شهرهای اصفهان و ری، همواره همدان مرکز جبال معرفی شده است و این امر همراه با آشفتگی در تعیین حدود جبال، بررسی این حدود را برای فهم موقعیت همدان پراهمیت میسازد. عواملی همچون گسترش شهرهای تازه و رشد شتابان شهری، در تغییر حدود، گسترش و شکل گیری بافت اجتماعی و اقتصادی شهرهای کهن، از جمله همدان نقش داشته اند.
نتیجة این پژوهش را در چند گزاره میتوان خلاصه کرد: همدان مرکز ناحیه ای بود که به معنای خاص، جبال نامیده میشد و از اواخر دورة ساسانی به راه افول افتاد و به رغم رشد نسبی در سده های نخستین اسلامی، جایگاهی فروتر از ری و اصفهان داشت و سرانجام، شهری بود گسترده و غیرمتمرکز که رشد پرشتاب در آغاز دورة اسلامی بر بافت شهری و اجتماعی آن تأثیر نهاد.
شاهان قاجار بیش از شاهان دیگر سلسله های حاکم بر ایران به قم و عمران این شهر مذهبی اشتیاق نشان دادند. در دوران ناصرالدین شاه و به همت صدراعظمش میرزا علی اصغر خان امین السلطان، راه جدیدی بین تهران و قم با تعداد زیادی کاروان سرا، حمام، و مهمان خانه ساخته شد و بعدها کمپانی برادران لینچ
(Lynch) این راه را کامل تر کرد. با وجود این که شهر قم در دوران قاجاریه از لحاظ اقتصادی شهر مهمی به شمار نمی رفت؛ ولی به علت قرار گرفتن حرم حضرت معصومه (ص)، وجود مقابر شاهان صفویه و قاجاریه
و تنی چند از شخصیت های بزرگ سیاسی و دینی، نزدیکی به پایتخت سیاسی ـ مذهبی کشور و تجمع شخصیت های معروف مذهبی در این شهر اهمیتی سیاسی و مذهبی داشت و شاهان قاجار سعی داشتند از این شرایط قم برای کسب مشروعیت بیشتر مذهبی و سیاسی خود استفاده کنند.
راه تهران ـ قم در دوران ناصرالدین شاه تکمیل شد ولی عواملی همچون منفعت شخصی میرزا علی اصغر خان امین السلطان، دور بودن راه جدید، گرانی حمل و نقل و امکانات رفاهی این جاده و در نهایت رسیدگی نکردن به آن در سال های بعد از ساخت ارزش اقدامات در مورد این راه را با چالش مواجه کرد و منافع اقتصادی و تجاری مردم قم را تأمین نکرد.
اسناد در زمره منابع باارزش تاریخی در دوره صفویه به شمارمی آیند که تحقیق برروی آن ها می توان بر طرف کنننده بسیاری از ابهامات تاریخی در دوره های مختلف تاریخی ،خصوصا صفویه که فقر منابع اطلاعاتی درزمینه تشکیلات مالی وجوددارد،باشد. در این مقاله بارویکرد تحلیلی به اطلاعات اسناد عشرودهنیم موجود در مرکز آستان قدس رضوی خواهیم پرداخت .در قسمت سندشناسی به بررسی شکلی و محتوایی و ارزشهای گوناگون اطلاعاتی اسنادمی پردازیم ودر قسمت سندپژوهی با طرح سوالاتی مانند معنا و مفهوم عشروده نیم در دوره صفویه ، محل دریافت، محل خرجکرد مبالغ و چگونگی وصول در حواشی موضوع سعی خواهد شد تا با استخراج ودسته بندی اطلاعات موجود در اسناد حتی الامکان باسائرمنابع این دوره مستندسازی گردد .یافته های حال از این تحقیق نشان دهنده آن است که بیشتر اطلاعات موجود در اسناد عشرودهنیم در هیچ جای دیگر ذکرنشده وتنهاداده های باارزش در این مورد در دنیا می باشدو می تواند به عنوان منابع بارزش در تاریخ اداری مالی این دوره از دیدگاههای گوناگون مورد توجه محققان قرار گیرد
با مرگ شاپور یکم(240 تا 270 میلادی)، فرزند و ولیعهد او، هرمزد اردشیر، پادشاه گستره پهناور ایرانشهر شد.هرمزد اردشیر در جنگ های پدرش با رومی ها در ارمنستان، سوریه، کیلیکیه و کاپادوکیه توانایی های جگی خود را نشان داده بود و هنگامی که شاپور در سال 252 میلادی، سرزمین ارمنستان را گشود، هرمزد با لقب بزرگ شاه ارمنیه به فرمانروایی ارمنستان برگزیده شد.با همه تردیدهایی که درباره بزرگ تر بودن شاهزاده هرمزد نسبت به دیگر پسران شاپور یکم وجود دارد، داده های باستان شناختی، سکه شناختی و گزارش های تاریخی دوره اسلامی نشان می دهد که هرمزد ولیعهد شناخته شده شاپور بوده، و از این رو باید بزرگ ترین پسر او هم بوده باشد.هرمزد در سنگ نوشته های موبد کردیر، هوادار و پایبند آموزه های زردشتی و پشتیان مُغ مردان و دستگاه دینی زردشتی شناخته شده و دوره پادشاهی وی، دوره افزونی گرفتن کرده های ایزدان و نشانده شدن آتش های بهرام و شادمانی و کامروایی مُغ مردان انگاشته شده است؛ از این رو، دوستانه هرمزد با مانی، که در متن های مانوی و پاره ای گزارش های دیگر بازتاب یافته است، هرگز نشانه علاقه مندی هرمزد به مانویت و روی گردانی از آموزه های دین زردشتی نیست و آن را باید گوشه ای از سیاست مذهبی هرمزد شناخت. در این پژوهش، کوشش خواهد شد به دست آویز همه منابعی که آگاهی های را درباره زندگی و دوره پادشاهی هرمزد یکم به دست می دهند، به ویژه سنگ نوشته ها، سنگ نگاره ها و داده های سکه شناختی، به پرسش هایی که درباره زندگی سیاسی و نظامی شاهزاده هرمزد پیش از گرفتن تحت فرمانروایی ایرانشهر و گُزینش او به ولیعهدی وجود دارد پاسخ گوییم و با مطالعه کارنامه شهریاری هرمزد، به سیاست مذهبی این پادشاه ساسانی و پیوند دوگانه او با موید کردیر و مانی بپردازیم.
این پژوهش، چنانچه از اسمش پیداست، عهده دار تحقیق و بررسی در حیات دعبل خزاعی شاعر اهل بیت (ع) و شخصیت سیاسی ایشان است: برای وصول به این هدف، سه قسمت ترتیب داده شده و در هر قسمت بخشی از موضوع مورد بررسی قرار گرفته است. در قسمت اول، به شمه ای از حیات دعبل خزاعی به وسیله بیان نام و نسب ایشان با ذکر دیدگاه های مختلف، ذکر خاندان و مخالفان دعبل، که در رأس آن ابوالفرج اصفهانی قرار دارد، بیان نحوه شهادت و نظر شاعران دیگر نسبت به ایشان از جمله محمد بن قاسم بن مهرویه، بحتری، ابن شرف قیروانی می پردازیم. در قسمت دوم، به حیات ادبی دعبل خزاعی، که شامل مقام علمی شاعر، شعر ایشان و ویژگی های آن و نمونه های از اشعار می باشد، نگاهی داریم. در قسمت سوم به بررسی حیات سیاسی دعبل خزاعی و تشیع، ادله آن و شخصیت شاعر را پرداخته ایم. بنا بر آنچه که ذکر شد، بر ما لازم است قدردانی از شاعری که در دوران اختناق شدید فداکارانه از مکتب اهل بیت (ع) حمایت کرد؛ به خصوص که بیشتر مورخان و تاریخ نویسان در اختفای نام و آثار ایشان کوشش فراوان داشتند. پژوهش در این زمینه از لحاظ دستیابی به گنج مخفی ادب و تأیید لطیفی بر معتقدات شیعی نیز بسیار ارزشمند است.
وراقت به عنوان یکی از مشاغل رایج در میان مسلمانان، نقش مهمی در تولید و ترویج کتاب داشته است. به کسی که در این پیشه فعالیت داشت ورّاق گفته می شد. حال سؤال این است که حرفه وراقت چگونه آغاز شده است؟ از آنجا که بنا بر نظری مشهور، شروع ساخت کاغذ در میان مسلمانان مربوط به نیمه قرن دوم است؛ برخی از محققان معتقدند که وراقت با ورود اسیران کاغذ ساز چینی به سمرقند پس از نبرد طراز (134ق) شکل گرفته و کلمه وراقت از ورق به معنی کاغذ گرفته شده است. در مقابل نظری وجود دارد که ورود کاغذ را مدت ها پیش از این تاریخ دانسته است. این نوشتار بر آن است تا با بررسی منابع و گزارش های موجود، تصویری روشن از آغاز این شغل در میان مسلمانان به دست دهد و دو نظر مشهور در این باره را بازخوانی کند. به نظر می رسد به رغم ورود کاغذ در نیمه قرن دوم، ارتباطی میان این واقعه و آغاز وراقت وجود ندارد و وراقت در نیمه دوم قرن اول هجری شکل گرفته است.
ژان کریستف روفن پزشک، جهانگرد و نویسند فرانسوی، این رمان تاریخی را به گونه ای به دنبال رمان «حبشه» نوشته و به نوعی حوادث این دو را به یک دیگر پیوند داده است. ژان در رمان «حبشه» در اوایل قرن هجدهم به آن سرزمین می رود و در آنجا با ماجراهای بسیار روبرو می شود و سرانجام با « آلیکس» دختر کنسول فرانسه در مصر می گریزد و با او پیوند زناشویی می بندد. این دو بعد از مدتی در اواخر سلطنت پادشاهان صفوی به ایران می آیند و در اصفهان ساکن می شوند. این رمان بیشتر حوادث سال های (1105- 1135ق.) یعنی30 سال از سلطنت شاه سلطان حسین و دولت صفویان را در بر می گیرد. « ژان و آلیکس» در اصفهان شاهد وقایعی هستند که در این رمان بازگو می شود. بدین ترتیب، رمان « نجات اصفهان» بیانگر بخشی از آداب، سنن، فرهنگ و قایع سیاسی اواخر حکومت صفویه است.