سیدمجتبی میرلوحی، معروف به نواب صفوی (1334 1303 ش)، از روحانیون مبارز و رهبر جمعیت «فدائیان اسلام» در خیابان خانیآباد تهران در خانوادهای روحانی متولد شد. وی از جانب مادر به دودمان صفویه و از طرف پدر به سادات معروف میرلوحی اصفهان نسب میبرد. پس از اتمام دوره ابتدایی، وارد مدرسه صنعتی آلمان شد و همزمان با آن به آموختن دروس حوزوی پرداخت.
آیتالله العظمی سیدمحمدرضا گلپایگانی در سال 1277 شمسی در روستای گوگد از توابع گلپایگان به دنیا آمد. وی فرزند مرحوم سیدمحمدباقر از علمای گلپایگان بود. پدر ایشان به زهد و تقوی شهرت داشت تا جایی که وصیت نموده بود «قبر مرا در کنار جاده قرار دهید که گرد و غبار کاروان کربلا و زائران امام حسین به هنگامی که از اینجا میگذرند به روی قبرم بنشیند.» آیتالله گلپایگانی دو سال و نیم بیش نداشت که مادر پارسای خود را از دست داد و در 9 سالگی به سوگ پدر نیز نشست.1
جمشید آموزگار فرزند حبیبالله آموزگار (سناتور) در سال 1302 شمسی در تهران به دنیا آمد. وی پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه وارد دانشکدههای فنی و حقوق دانشگاه تهران شد و سال 1322 در بحبوحه جنگ جهانی دوم برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در دانشگاه <کرنل> آمریکا ثبتنام نمود و در رشته مهندسی بهداشت و هیدرولیک درجه دکتری گرفت و مدت 3 سال در سمت دانشیار همان دانشگاه تدریس کرد.
عبدالحسین تیمورتاش ملقب به معززالملک و سردار معظم خراسانی فرزند کریمدادخان امیر منظم در حدود سال 1260 شمسی در بجنورد چشم به جهان گشود. بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی و آموزش سوارکاری و تیراندازی، به منظور فراگیری زبان روسی عازم عشقآباد شد و سپس به همراه پدرش رهسپار پترزبورگ گردید و با ورود به مدرسه نظام آن شهر که مخصوص پولدارها و درباریان بود، در رشته امور نظامی به تحصیل پرداخت. پس از اتمام تحصیل و بازگشت به ایران به عنوان مترجم در وزارت امور خارجه مشغول کار شد و پس از اعلام سلطنت محمدعلی میرزا، تیمورتاش عضو هیاتی بود که میبایست پادشاهی او را به چند کشور اروپایی اعلام نمایند.
استاد عبدالله شهبازی در مقالهای مبسوط به شگرد های فرقه بهائیت در تاریخ معاصر اشاره دارد و از جمله به ارتباط بهائیت و صهیونیسم و اشتغال گسترده بهائیان در سفارتخانههای خارجی در ایران و گرویدن یهودیان و زرتشتیان به این فرقه ضاله و نیز قتل، خشونت، تروریسم سیاسی و شبکههای تروریستی بهائی در عصر مشروطیت میپردازد و در فرجام به نقش عوامل این فرقه در شکست نهضت جنگل و همکاری بهائیان در شوروی با کاگب اشاره میکند که بخش اخیر از مقاله مزبور که با موضوع این شماره ایام (نهضت جنگل) سنخیت بیشتری دارد، در اینجا تقدیم خوانندگان میشود.
مهدی بازرگان سال 1286 در خانوادهای مذهبی و نیمه مرفه در تهران متولد شد. پدر او حاج عباسقلی تبریزی در 18 سالگی از تبریز به تهران آمده بود، وی که از بازرگانان فعال بود به نام فامیل «بازرگان» شهرت یافت.
امام خمینی به عنوان نمادی از فقه پویای شیعه که بر اساس مقتضیات زمان و مکان سخن گفته و حکم صادر کرده اند، درمورد مساله زنان نیز موضع گیریهای متنوعی داشته اند که اگر خواننده اظهارات و نوشته های ایشان ــ متن (Text) ــ را بدون شرایط زمانی و مکانی (Context) که در آن سخن گفته اند در نظر بگیرد، در تحلیل دچار اشتباه و انحراف خواهد شد. دیدگاههای امام خمینی در مقاطع مختلف، متناسب با منطق موقعیت و شرایط روز جامعه دچار تحول و تغییر شده است. این تحول در چهار مقطع زمانی مشخص قابل مطالعه است. در حالی که در دو مقطع اول که در اوج اقتدار رژیم پهلوی است، امام با هر نوع حضور و مشارکتی از سوی زنان در جامعه و حوزه سیاسی به دلیل مفسده هایی که بر حضور زنان مترتب است، مخالفت کرده اند. ایشان در دو مقطع بعدی که در آستانه حرکتهای انقلابی و دهه اول تثبیت نظام جمهوری اسلامی است مشوق و مروج حضور زنان در عرصه سیاسی ـ اجتماعی جامعه بوده اند. در این مقاله درصدد بیان چون و چرایی این تحول دیدگاه در مقاطع یادشده هستیم
در این مقاله به معرفی دو سند از زبان شیخ حسین چاه کوتاهی، از سران قیام تنگستان و دشتستان و سند دیگری که به قلم احمدخان دریابیگی، حکمران بوشهر و بنادر نگاشته شده، پرداخته می شود. این اسناد در زمانی به رشته تحریر درآمده است که قیام سرکوب شده و رهبران نهضت به کوههای اطراف منطقه پناه برده اند. در این شرایط، شیخ حسین زبان به گلایه گشوده، به اهم وقایعی که در طول نهضت رخ داده است، به صورت خلاصه و گذرا اشاره می نماید. علاوه بر این، وی از اقدامات انگلیسیها برای اشغال کشور و اغفال و نابودی سران قیام سخن رانده، در آخر از مسئولان وقت می خواهد که به خواسته هایش رسیدگی نمایند. این در حالی است که سند سوم گویای این مطلب است که انگلیسیها به کمک حکمران بوشهر و بنادر سعی در از میان برداشتن سران قیام دارند.
این مقاله، بر آن است تا با استفاده از منابع و اسناد موجود، به بررسی چگونگی اجرای برنامه کشف حجاب و نتایج حاصل از آن در شهر اصفهان بپردازد. روش تحقیق در این مقاله، به صورت کتابخانه ای و تطبیق و تحلیل منابع موجود، بخصوص اسناد موجود بوده است. در این تحقیق تاریخی، پس از جمع آوری اطلاعات لازم، به سازماندهی اطلاعات و تجزیه و تحلیل و سرانجام استنتاج از آن ها پرداخته شده است. نتیجه گرفته می شود کشف حجاب، یکی از مسئله سازترین اقداماتی بوده است که در دوره پهلوی اول انجام گرفت. اجرای این برنامه در اصفهان، به واسطه آن که بافت تاریخی و اجتماعی شهر، بافتی سنتی و مذهبی بود، با واکنش ها و مخالفت های گسترده ای روبرو شد. دولت برای پیشبرد این طرح، به استفاده از زور و فشار متوسل می شود. این در حالی است که پاره ای از اقشار، با این طرح همراهی می کنند.