توسعه علوم میان رشته ای و ضرورت بازبینی مباحث علمی توسط پژوهشگران موجب شده است مبحث «استفاده مجدد از داده ها» در باستان شناسی مطرح شود. پیش از هر بحثی لازم است چالش ها و مبانی نظری در این زمینه مورد بررسی قرار گیرند؛ زیرا استفاده ناآگاهانه و بدون درنظرگرفتن نیازهای بومی دانش باستان شناسی کشور در این مباحث منجر به حصول نتایج معکوس و ایجاد مصرف گرایی و جهت گرایی در تولید نتایج علمی خواهد شد. این واکاوی با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و در این زمینه از اسناد و منابع کتابخانه ای و همچنین مشاهده نتایج پژوهش ها در پایگاه های اطلاعاتی معتبر علمی در زمینه مطالعات داده های باستان شناسی از پایگاه اطلاعاتی کتابخانه دیجیتال «ساینتس دایرکت»، همچنین بررسی پایگاه اطلاعاتی «اپن کانتکس» و «سی داک سی ار ام» و همچنین نتایج منتشرشده در پایگاه اینترنتی «تی دار» انجام پذیرفته است. پرسش های این پژوهش عبارتنداز: ۱) چه مباحث کلیدی در بحث استفاده مجدد از داده ها باید موردنظر قرار گیرد؟ ۲) چگونه ابزار دیجیتال در رفع چالش استفاده مجدد از داده ها، می تواند مفید باشد؟ به طور خاص، ما زمینه های اصلی در استفاده مجدد داده های باستان شناسان و نقش مؤسسات کلان در این زمینه را بررسی خواهیم کرد و توانمندی های دیجیتال در زمینه رفع این چالش ها را معرفی خواهیم نمود. با بررسی و مطالعات درباره روش های مؤثر به منظور شناخت راهکارهای مؤثر در استفاده مجدد از اطلاعات و کاربرد ابزار دیجیتال در این زمینه، درنهایت سه زمینه استانداردسازی، طراحی فراداده ها و مستند نگاری بافت به وسیله ابزار دیجیتال به عنوان سه حیطه اصلی در مطالعات مجدد داده ها مشخص شده است و هرکدام از این راهکارها می تواند با تلفیق توانمندی های خود در فرآیند استفاده مجدد از داده ها مؤثر باشند؛ همچنین باتوجه به چهارچوب های استانداردسازی اطلاعات به دست آمده دارای ارزش و اعتبار ذاتی بوده و وابسته به عوامل چون ابزار تهیه اطلاعات یا شخص بنیاد نیستند.
از آن جا که جنگ در عصر میانه ایران اغلب با پشتوانه ساخت ایلی روی می دهد، ازاین رو توجه به ماهیت اجتماعی جنگ و نقش آن در سازوکار اجتماعی می تواند افق جدیدی در درک روابط سیاسی و اجتماعی این دوره ممکن سازد. بر این اساس در این پژوهش سعی در پاسخ به این امر خواهد شد که جنگ در قرون میانه ایران (5- 7 هجری) چه نسبتی با امر اجتماعی داشته و چه تاثیری در سازوکار سیاسی و اجتماعی ایفا کرده است. به همین منظور نیاز به الگویی نظری احساس می شود تا بتوان جایگاه جنگ نزد حاکمان این عصر را صورتبندی کند. بنابراین بررسی امر جنگ در این عصر بر اساس روش تحلیلی- تبیینی انجام گرفته و بر این اساس به نظر می رسد امر جنگ به عنوان ابزار بیان قدرت در این دوره وجه پیشا تاریخی خود را از دست داده و تبدیل به امری تاریخی و اجتماعی می شود که وظیفه برقراری نظم و حمایت از آبادانی را برعهده دارد.
این مقاله با استفاده از روش پژوهش های تاریخی مبتنی بر اسناد و مدارک آرشیوی، بر آن است تا به بررسی تأثیرات جمعیتی صنعت نفت در جزیره خارک در طی سالهای 1336تا 1356ش / 1957- 1977م بپردازد. از سویی، با نشان دادن پیوند میان صنعت نفت و رشد جمعیت، پیامدهای مترتب بر آن مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرد. با توجه به یافته ها، پیشرفتهای ناشی از ورود نفت و توسعه صنعتی در جزیره خارک، پیامدهای متناقضی به همراه داشت. از طرفی با ایجاد فرصتهای شغلی، درآمد پایدار و توسعه زیرساختها و امکانات زیربنایی، ظرفیتهای فراوانی برای رشد جمعیت در جزیره ایجاد نمود و از طرفی دیگر، تبعات اجتماعی زیادی به همراه داشت و موجب اختلال در خدمات رسانی و تأثیرگذاری در فرآیند رشد و توسعه در سطوح محلی و ملی در کوتاه و بلندمدت گردید. در نتیجه، دولت و مسئولین را به ارائه و اجرای راهکارها و سیاستهای آگاهانه ای برای حل مشکلات جمعیتی در منطقه واداشت.
ناکارآمدی تشکیلات اداری در عصر قاجاریه موضوعی پوشیده نیست، بویژه آن که در واپسین دهه های عمر این سلسله به اشکال مختلف کاملا به چشم می آمد. در مورد قصور یا تقصیر وزارتخانه ها و کارکنان آنها در دهه های نخستین سده بیستم/ دهه های 1320 و 1330 ﻫ . ق اطلاعات کافی در دست است. با وجود این، بی کفایتی اداراتی که تحت نظارت مستقیم شاه قرار داشتند، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر به بررسی سرقت قرآنی منسوب به حضرت سجاد (ع) از درون ضریح امام رضا (ع) اختصاص دارد که تحت مدیریت تشکیلات آستان قدس رضوی قرار داشت. این مورد با داشتن طبیعت دینی، همان گونه که انتظار میرود، خبر داغ مطبوعات گردید (1334-1335 ﻫ . ق). این رویداد همچنین موجب طرح موضوع اداره تشکیلات آستان قدس و نظارت بر آن شد که بیرون از حیطه دولت، از مؤسساتی بود که در حوزه مسئولیت مستقیم شاه قرار داشت. در پی این سرقت کاستی های مدیریتی آستان قدس به گونه ای جدی مورد توجه قرار گرفت. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که آنچه رخ داد نتیجه سوء مدیریت مزمن در تشکیلات دینی سیاسی مهم آستان قدس بود که تحت ریاست شخص شاه قرار داشت. اگر چه اطلاع عموم از ناکارآمدی آستان قدس راه را برای اصلاحات ساختاری در این تشکیلات هموار می کرد، این مهم در همان فرصت مناسب محقق نگردید.
مساله ملی مفهومی است که مارکسیست ها در مواجهه با گسترش موج ناسیونالیسم در قرون ۱۹ آن را مطرح و در ادامه، بخصوص در آستانه انقلاب اکتبر، از آن به عنوان ابزاری در جهت پیشبرد اهداف خود استفاده کردند. در ایران نیز به طور مشخص با تاسیس حزب کمونیست در سال۱۳۳۸ه ق بود که مساله ملی مطرح شد و این حزب در صدد تببین رویکرد خود در قبال آن برآمد. پرسشهای اصلی این پژوهش آن است که چرا مفهومی به نام مساله ملی در ایران مطرح شد؟ مساله ملی چه جایگاهی در راهبرد سیاسی حزب کمونیست ایران داشت؟ این پژوهش با رویکردی تببینی_تفسیری و با روش تحلیل محتوا به بررسی این سوالات می پردازد. این پژوهش نتیجه می گیرد که مساله ملی پیش از آنکه نمودی واقعی در جامعه ایران داشته باشد، ابزاری بود که حزب کمونیست ایران بتواند در راه جلب حمایت عناصر ناراضی از آن استفاده کند و حزب توجه بیشتری به آن نمی کرد. با این وجود حزب مفاهیمی را پایه گذاشت که در ادامه چالش های بسیار مهمی برای منافع ملی ایران ایجاد کرد.
فتحعلی شاه با اعمال سیاست انتصاب فرزندانش به حکومت ایالات و ولایات، قدرت خاندان خود را در سرتاسر ممالک محروسه ایران بسط داد. این روش حکمرانی سبب رقابت تنگاتنگ شاهزادگان حکمران به ویژه فرزندان ارشد بر سر ولیعهدی شد. در این میان حسینعلی میرزا با لقب فرمانفرما به حکومت فارس و مناطق جنوبی ایران منصوب شد. مسأله این است که حسینعلی میرزا چه جایگاهی در منازعات تاج خواهی فرزندان فتحعلی شاه داشت؟. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با رویکردی تحلیلی، جایگاه و عملکرد حسینعلی میرزا در منازعات جانشینی دوره فتحعلی شاه و اوایل محمدشاه مورد بررسی قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد حسینعلی میرزا با بهره گیری از موقعیت، ثروت و میراث باستانی ایالت فارس خود را به یکی از قدرتمندترین شاهزادگان کشور و مدعی ولیعهدی تبدیل کرد. پس از معاهده ترکمانچای که اقتدار فتحعلی شاه و عباس میرزا ولیعهد کاهش یافت، سیاست های گریز از مرکز او بیشتر شد. با مرگ عباس میرزا، حسینعلی میرزا به رقابت با محمدمیرزا بر سر مقام ولیعهدی برخاست و با مرگ فتحعلی شاه این رقابت را شدت بخشیده و در شیراز با عنوان حسینعلی شاه خود را پادشاه ایران معرفی کرد.
در سنت آموزش خوشنویسی در ایران که اینک نیز جریان دارد، برای خوشنویسی دوازده جزو و گاهی به اشتباه دوازده اصل/ قاعده بر می شمارند و هنرجو خوشنویسی را بر اساس آموزش عملی مذکور می آموزد، اما از رساله های کهن خوشنویسی چنین بر می آید که اصول در معنی "اجزای دوازده گانه" امری متأخر است و در طول تاریخ، اصول دو معنای عام و خاص و اجزای غیرثابت داشته است. از سده 4ق به بعد، اصول معنایی عام و ثابت، یعنی وضع هندسی ابن مقله و از اواسط سده 8ق معنای خاص آن، جامع سایر اجزای خوشنویسی آشکار شد. در این سده، عبداللّه صیرفیاجزای هشت گانه خط را نقل کرد و مدتی پس از او در تحفه المحبین اجزای شش گانه آمد و در نهایت، در سده ی 10ق در آداب المشق باباشاه اصفهانی، اجزای تحصیلی خط در دوازده جزو برشمرده شد. این سیر تاریخی به روشنی تغییر اجزا در "اصول" را می نمایاند و نشان می دهد که این اجزا توقیفی و ثابت نبوده اند.
تهیه و تدوین کتاب هایی با هدف آموزشی جهت تدریس دروس دانشگاهی با شاخص های علمی امری مهم و ضروری می باشد. برخی نهادها و سازمان ها مانند سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت) در این زمینه سعی نموده اند با کمک پژوهشگران حوزه های مختلف به این دغدغه جامعه دانشگاهی پاسخ دهند. این سازمان در حوزه تاریخ آثار متعددی به چاپ رسانده که برخی از این آثار به دلیل استقبال اساتید و دانشجویان چندین نوبت به چاپ رسیده اند. نقد و بررسی این آثار که با امر آموزش در ارتباط می باشند، می تواند به غنای علمی و آموزشی آنها بیفزاید و با استفاده از این گونه نقدها می توان هم ایرادات و نقص های آن آثار را در چاپ های بعدی برطرف نمود و هم مددی باشد برای نویسندگان بعدی که با چنین هدفی قلم خواهند زد. یکی از آثاری که در سازمان سمت با هدف آموزشی نگاشته شده، کتاب « تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران صفویه» نوشته عبدالحسین نوایی و عباسقلی غفاری فرد می باشد که برای دانشجویان مقطع کارشناسی رشته تاریخ تالیف شده است. این اثر دربرگیرنده تمام تاریخ صفویان بوده که تحقیق حاضر با هدف نقد و بررسی این اثر به انجام رسیده است. یافته ها بیان گر آن می باشد که چاپ های متعدد اثر مورد بحث در سال های اخیر، نشان داده که این کتاب توانسته است، رضایت مخاطبان خود را به دست بیاورد. با وجود این برخی نقدهای اساسی هم به لحاظ شکلی و ساختاری و هم به لحاظ محتوایی بر این اثر وارد بوده که نشان دهنده آن است، این کتاب از ایراد و اشکال مبرا نمی باشد. با وجود آنکه بسیاری از این ایرادات، آشکار و قابل رفع بوده، اما در چاپ های متعدد آن، تلاشی از سوی نویسنده برای برطرف نمودن آنها صورت نگرفته است.
سن حضرت فاطمه (س)در منابع کهن تاریخی سنی و شیعی با اختلافی تقریباً یک دهه ای گزارش شده است. دیدگاه غالب اهل سنت، تولد آن حضرت پیش از بعثت است و غالباً پنج سال پیش از بعثت را به عنوان سال تولد ایشان ذکر می کنند؛ ولی شیعیان بیش تر بر پنج سال بعد از بعثت توافق دارند. پژوهش حاضر با بررسی سن حضرت فاطمه (س) در منابع متقدم با تکیه بر روایات الطبقات الکبری و مقایسۀ آن با منابع فریقین کوشیده است تا در میان این روایات مختلف، دیدگاه صحیح را معلوم کند. بر این اساس، اگرچه احتمال تولد ایشان پس از بعثت قوی تر است، با روایت غالب در میان شیعیان (سال پنجم بعثت) موافق نیست و تولد آن حضرت به احتمال بیش تر در سال یکم بعثت اتفاق افتاده و بنابراین، عمر او حدود 23 سال بوده است.
سده های چهارم تا ششم هجری دوران کارزار خلافت شیعۀ فاطمی با خلافت سنی عباسی در بخش عمده ای از سرزمین های اسلامی بود. این دو برای تقابل سیاسی با یکدیگر به طور گسترده ای از منسوجات استفاده می کردند. هدف این پژوهش تحلیل زمینه گرایانۀ تأثیر رقابت سیاسی فاطمیان با عباسیان بر منسوجات فاطمی است و پرسش اصلی آن چگونگی اثر این رقابت های سیاسی بر منسوجات فاطمی است. چهارچوب زمینه گرایی با تکیه بر این نظریه که اثر هنری محصولی اجتماعی است که در بستر تاریخی جامعه شکل می گیرد، زمینه را برای تحلیل نقش منسوجات در این رقابت در بافت تاریخی سیاسی آن دوره فراهم می سازد. برای نگارش این پژوهش از مطالعۀ اسنادی برای گردآوری داده ها و از روش توصیفی تحلیلی بر پایه تحقیقات نظری استفاده شده است. بر اساس نتایج این پژوهش نقش منسوجات در رقابت سیاسی فاطمیان با عباسیان سه دوره را دربرمی گرفت: دورۀ نخست خلافت فاطمی که در آن، منسوجات در سرنگونی کارگزاران عباسی در شمال آفریقا و تثبیت خلافت فاطمی نقش نمادین داشت. دوران شکوه فاطمیان و تسلط بر صنعت نساجی مصر که در آن، از منسوجات برای نفوذ سیاسی در سرزمین عباسیان استفاده می شد و سرانجام دوران پایانی خلافت فاطمی که در آن، به علت بحران های داخلی و خارجی، منسوجات ابزاری برای برقراری روابط سیاسی با عباسیان بود.
کتاب اسلام در سال 250: مطالعاتی در یادبود یونبل [1] مجموعه مقالاتی ذیل فَروَست «مطالعات لیدن در اسلام و جامعه»[2] است که در کنفرانس بین المللی دانشگاه لیدن (2011_2015)، در بزرگداشت مقام خوتیر یونبل[3] و آثار او جمع آوری شده است. سرویراستاران این کتاب، لئون باسکنز،[4] ناسال دسنیگ[5] و پترا سایپستاین[6] به کمک 14 تن از شرق شناسان مطرح معاصر این مجموعه را به نگارش درآورده اند و انتشارات بریل آن را در سال 2020 به چاپ رسانده است. گسترۀ موضوعی مشتمل بر سه بخش است: 1. تاریخ گذاری روایات و احادیث؛2. وثاقت منابع متقدم؛ 3. رویکردهای علمی جدید به صدر اسلام. از آثار اخیری که با رویکردی شکاکانه در مورد سنت روایی و تاریخی صدر اسلام نوشته شده، اثر شان آنتونی به نام محمد و امپراتوری ایمان: خَلق پیامبر اسلام [7] را می توان نام برد. [1]. Petra M. Sijpesteijn and Camilla Adang, Islam at 250: Studies in Memory of G.H.A. Juynboll , (Liden: brill, 2020). [2]. Leiden Studies in Islam and Society [3]. Gautier Juynboll [4]. Léon Buskens [5]. Nathal Dessing [6]. Petra M. Sijpesteijn [7]. Sean Anthony, Muhammad and the Empires of Faith: The Making of the Prophet of Islam (Oakland: University of California Press, 2020).
این مقاله به پرسش درباره نسبت میان تاریخ ایران و دوران باستان متأخر می پردازد، مفهومی که چند دهه است در تاریخ نگاری غرب، در حوزه مطالعاتی روم و بیزانس، مطرح و متداول شده، اما هنوز جایگاهی در تاریخ نگاری ایران نیافته است. از این رو، در گام نخست، پس از بررسیِ نظر چند پژوهشگرِ این حوزه، به بحث درباره دوره بندی در تاریخ ایران می پردازیم. سپس، برای این که بتوانیم نظر دقیق تری درباره نسبت مذکور بیان کنیم، مسئله را از منظرهای تاریخی، ساختار سیاسی اداری، دینی، فرهنگی، و اقتصادی بررسی خواهیم کرد. روش تحقیق این مقاله بررسی محتوایی و تطبیقیِ متون و نظریه ها است و منابع آن به دو دسته درجه اول شامل متون تاریخی، و درجه دوم یعنی پژوهش های معاصر تقسیم می شود. در پایان، تأکید ما بر موضوع تداوم، به ویژه در حوزه فرهنگ، بوده و پیشنهادمان این است که بازه زمانیِ «ایران در دوران باستان متأخر» از آغاز ساسانیان تا پایان دوره اول عباسیان و برآمدنِ سلجوقیان در نظر گرفته شود، یعنی از سده سوم تا پایان دهم میلادی، تاریخی که دوران باستان متأخرِ غربیان را در نیز بر می گیرد. همچنین از دستاورد های این تحقیق می تواند طرح پیشنهادهایی برای دوره شناسی تاریخ هنر و معماری ایران باشد.
کاوه آهنگر، شخصیّتِ معروف داستان های ملّی و آغازگر قیامِ فریدون، به رغم حضورِ تقریباً گسترده اش در متون دوره اسلامی، در هیچ یک از متونِ ایرانیِ پیش از اسلام دیده نمی شود. همین مسأله پژوهشگران را به کندوکاو درباره اصل و ریشه داستان او وادشته و تا کنون نظریات گوناگونی در این باره مطرح شده است. ما نیز در این مقاله کوشیده ایم، با جست وجویی کتابخانه ای و روشی توصیفی تحلیلی، ضمنِ بررسی و نقدِ پژوهش های پیشین، با درنگی بر نام و کارکردِ کاوه و متعلقاتِ او در داستانِ فریدون، به انگاره ای دیگر درباره او دست یابیم. بر پایه جست وجوهای ما، کاوه می تواند نمودی دیگر از گاو باشد که نه تنها در داستانِ فریدون، بلکه از آغاز آفرینش در اسطوره های ایرانی نقش مهمی علیه اهریمن بر عهده دارد. پس از کشته شدن برمایه به دست ضحّاک، که نمود گیتیک اهریمن است، گاو در قالبِ شخصیّتی انسانی و با کمکِ آهن که ابزاری اورمزدی در برابر اهریمن است، به یاری فریدون می آید. نمودی دیگر از این حیوانِ اهریمن ستیز گرزه گاوسر است که مانند کاوه آمیخته ای از گاو و آهن است و فریدون با آن ضحّاک را به بند می کشد.
هدف مقاله حاضر بررسی چگونگی معرفت به خودی و دیگری در حیرت نامه میرزا ابوالحسن خان ایلچی در مسافرت به انگلستان، به روش تحلیل گفتمان است. استفاده از این چارچوب نظری به ما امکان می-دهد که رویکرد چندوجهی برای درک چگونگی معرفت به خود سنتی و دیگری مدرن در بین روشنفکران نسل اول دوره قاجار بکار گیریم. چرا که بیشتر مباحث مرتبط با کسب معرفت در این زمینه نزد منتقدین تاکنون تک علیتی و خطی بوده اند که مسائل متعددی در تفسیر و تبیین چگونگی گفتمان سنتی با گفتمان مدرن بوجود آورده اند. بر این اساس برای درک چگونگی شناخت خود و دیگری در حیرتنامه بر عوامل زبانی (نحوه کاربرد زبان گفتار و نوشتار) بر عوامل فرازبانی (سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی) تاکید شده است. یافته ها که با استناد به مقالات و کتابهای مرتبط با موضوع مقاله، به روش توصیفی و بکارگیری نظریه تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف بدست آمده ، نشان می دهد؛ میرزا ابوالحسن خان از دو زبان رسمی دربار و گفتار عامیانه برای توصیف خود و دیگری در حیرتنامه استفاده کرده است. او در مقام یک کارگزار حکومتی و موقعیت نهادی که دارد عوامل ایستایی در سنت و پویایی مدرنیته را باتوجه به عوامل فرازبانی مد نظر قرار داده و تفسیر و تبیین دوگانه ای ازخودی و دیگری ارائه می دهد.
در طول بیش از دو سده سلطنت صفویان بر ایران، میان دو دولت ایران و عثمانی، روابط بسیار پرفرازونشیبی برقرار بود. وقوع جنگ های متعدد و انعقاد معاهده های صلح مختلف از نمودهای بارز دوره های جنگ و صلح پیاپی میان دو دولت است. پرداخت به موضوع مناسبات میان دو حکومت می تواند زوایای پنهان تاریخ را روشن کند و در تحلیل بهتر روابط این دو حکومت مفید واقع شود. در نتیجه پژوهش حاضر در نظر دارد با روش توصیفی-تحلیلی به این پرسش پاسخ گوید که مناسبات تقابلی دو دولت اسلامی عثمانی و صفویه چگونه بوده است. نتایج حاصل از پژوهش حاضر حاکی از آن است که مناسبات این دو حاکمیت که بیشتر سمت وسوی تقابلی داشته است باعث نبردهای متعدد میان دو حکومت در طول تاریخ شده است.
این پژوهش بر اساس توضیحی از ساختار ژئوپولتیک شبه جزیره عربستان در پیش و پس از ظهور اسلام به ارائه درکی از سرشت قدرت و منطق سیاست در گفتمان سیاسی قریش می پردازد که در فهم تحولات منجر به ظهور و گسترش اسلام به مثابه دینی ابراهیمی مؤثر واقع می شود. چنین توضیحی راهی به فهم مجموعه ای از مناسبات سیاسی می گشاید که تأمل در آن ها می تواند تمهیدگر آگاهی پیشینی کمابیش قابل توجهی برای شناخت ساختار قدرت حاکم بر نظام قبیله گرایی در عهد ظهور اسلام گردد. رویکرد روش شناختی این پژوهش برگرفته از گفتمان است. بر این اساس تلاش شده است که تفاوت های زنجیره های دلالت در دو گفتمان اسلام به مثابه دینی ابراهیمی و قریش به مثابه ساختاری متکی بر قبیله گرایی بررسی و تحلیل گردد و نحوه انتقال از قبیله گرایی سنتی عربی با محوریت قریش به عهد اسلامی به بحث گذاشته شود
خویشاوندی نسبی عباسیان با خاندان رسالت، پیروی از امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) در برابر امویان، پی گیری خون خواهی شهیدان عاشورا، شعارهایی مانند الرضا من آل محمد و یا منصور و گزارش هایی درباره منصور و مهدی بودن فرزندان آنان، زمینه ای فراهم آورده بود که عباسیان در دوره پیش از خلافت دارای گرایش شیعی و مانند کیسانیه و زیدیه از گروه های شیعی شمرده شود. همسانی و همسویی ماهیت جنبش عباسیان با این نمادهای شیعی از موضوعات شایسته پژوهش است. این مقاله با روش گردآوری داده ها و تتبع کتابخانه ای و با رویکرد وصفی و تحلیلی به بررسی انتقادی ماهیت جنبش شیعی عباسیان می پردازد. این ارزیابی نیازمند سنجه هایی در زمینه جایگاه اجتماعی جنبش، جایگاه دینی رهبران جنبش، رفتار رهبران عباسی، انگیزه و اهداف جنبش و دست آورد جنبش برای شیعیان است تا میزان باور و همراهی عباسیان با اندیشه های شیعی در فرآیند جنبش تا دست یابی به خلافت روشن گردد. یافته های این پژوهش نشان دهنده آن است که هم گرایی جنبش عباسیان با باورهای شیعی در یک فرآیند پنهان چرخش داشته است و گام به گام به اندیشه های گروه های رقیب شیعه گرایش پیدا کرده است.
پیدایش نگارش، انسان را از دورۀ پیش از تاریخ به دورۀ تاریخی می رساند، به همین دلیل نقطۀ عطفی در تکامل انسان است. این پیدایش یک باره صورت نگرفته، بلکه روند تدریجی از دوران نوسنگی تا پایان هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد داشته است. مراحل آغازین آن در میان فرهنگ های خاورمیانه مشابه بوده، اما در انتهای هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد و تشکیل حکومت ها در اوروک، خوزستان و فارس، مرزهای سیاسی بین این نواحی کشیده می شود و در نتیجه دو خط نوشتاری (آغازایلامی و شبه میخی) در یک برهۀ زمانی شکل می گیرند. این دو خط هردو از یک نظام ارتباطی مشترک ریشه گرفته اند. برخی شکل واژه ها با شمایل نگاری کاملاً یکسان در خطوط دو سرزمین به دست آمده که باتوجه به پیشرفت خوانش، با کاربرد معنایی متفاوتی ترجمه شده است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار آوایی میان خطوط آغازین رایج در نیمۀ دوم هزارۀ چهارم قبل ازمیلاد در غرب آسیا است که زمینه ساز پیدایش ادبیات در سده های آتی می شود. نگارندگان با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به روش پژوهشی و کتابخانه ای می کوشند با ریشه یابی نگارش در دو سرزمین و بررسی علل شکل گیری اولین اختلاف های به وجود آمده ازطریق درک محیط و داده های باستان شناسی چنین استنباط کنند که دلیل این شباهت ها در زمینۀ نگارش دو سرزمین، به ریشه های یکسان آن ها برمی گردد و دلیل اختلاف های معنایی شکل واژه ها با شمایل نگاری یکسان، به تنوع تغییرات اجتماعی و معیشتی میان فلات ایران و جنوب بین النهرین و همچنین تفاوت زبانی دو منطقه بازمی گردد؛ در نتیجه به دلیل تراکم جمعیتی و بافت شهری کاملاً منسجم بین النهرین، به خصوص اوروک و همچنین باتوجه به میزان مساحت، به خان سالار و کوچ رو تقسیم می شوند و ویژگی های فرهنگی مانند قومیت و چندزبانی بودن فلات ایران، در برخی شکل واژه ها با شمایل نگاری یکسان، کاربرد معنایی متفاوتی می گیرد.
شهرستان قروه در جنوب شرق استان کردستان و در حاشیۀ شمال شرق زاگرس مرکزی واقع شده است. این شهرستان بخشی از حوضۀ آبریز قزل اوزن است که به علت شرایط مناسب جغرافیایی استقرارهای باستانی از دوره های پیش از تاریخ تا دورۀ اسلامی در این منطقه شکل گرفته است. در این شهرستان باتوجه به بررسی های صورت گرفته، تاکنون 35 محوطه دورۀ اشکانی شناسایی شده است. هدف از این پژوهش، مطالعۀ الگو های استقراری محوطه های اشکانی، رابطۀ این محوطه ها با محیط جغرافیایی و نوع معیشت است. از آنجایی که در این منطقه از دوره های پیش از تاریخ (مس وسنگ و مفرغ) استقرارهای ثابت و موقت به گونه های مختلف وجود داشته، پرسشی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا این استقرارها در دوره های تاریخی هم تداوم داشته است و درصورت وجود این نوع استقرارگاه ها ازلحاظ معیشت به چه صورت بوده است؟ در این مقاله، علاوه بر استفاده از داده های حاصل از بررسی های صورت گرفته، برای تحلیل داده ها از نقشه های تهیه شده از نرم افزار GIS و همچنین از نرم افزار Spss استفاده شده است. در ابتدا براساس مساحت محوطه ها به چهار خوشه تقسیم شده و سپس باتوجه به نقشه های تهیه شده از GIS پنج عامل درنظر گرفته شده است. این عوامل شاملِ میزان ارتفاع از سطح دریا، میزان فاصله از رود، میزان شیب، جهت شیب و کاربری زمین است. درنهایت به کمک نرم افزار Spss به تحلیل خوشه ها و همچنین به ارتباط و هم بستگی آن ها با استفاده از عوامل درنظر گرفته شده، پرداخته شده است. بر این منظور از آزمون های یک بُعدی، رگرسیون، آرپیرسون و آماره شف از آزمون اف نرم افزار Spss استفاده شده است. براساس نتایج به دست آمده از این آزمون ها بین خوشه ها با برخی از عوامل ارتباط معناداری وجود دارد. درمجموع، اکثر محوطه ها در خوشه های یک و دو قرار گرفته اند که کمتر از دو هکتار وسعت دارند. ازلحاظ استقرار، برخی از این محوطه ها به صورت استقرارهای موقت بوده که به چراگردی می پرداختند و تعدادی دیگر به طور دقیق مشخص نیست، ولی احتمالاً استقرارگاه های ثابت بوده اند که به صورت روستاهای کوچک کشاورزی و دامداری بودند؛ اما خوشۀ سه و چهار همگی استقرارگاه های ثابت بودند که به کشاورزی، باغداری و دامپروری می پرداختند. به طور خلاصه می توان دو نوع الگوی استقراری موقت و ثابت را در دورۀ اشکانی در شهرستان قروه مشاهده کرد.