نقش ائمه اطهار (ع) در جامعه اسلامی بسیار چشمگیر و مهم است و این تفکر که آنها تنها رهبران معنوی و یا امامان هدایت و راهنمایی هستند با گزارشهای تاریخی موجود و واقعیتهای تاریخی مطابقت ندارد. بنابرابن، نمیتوان هیچ سهمی در شکلگیری و توسعه تمدن اسلامی بهویژه در بعد علمی برای آنها در نظر گرفت؛ زیرا این امر آشکارا در تاریخ زندگی ائمه (ع) دیده میشود و دو قرن و نیم حضور فعال علمی از طرف ائمه معصومین (ع) آنهم زمانی که سرآغاز تمدن اسلامی نامیده شده است نقشی مهم و غیرقابل انکار است. پژوهش حاضر به نقش امام صادق (ع) در گسترش علوم اشاره میکند، پس پژوهش حاضر رشد علمی و میزان تأثیرگذاری ایشان در این حرکت تمدنساز و حیات علمی ایشان را بررسی میکند.
مکتب های فقهی اصولی گری و اخباری گری از سده های درازی پیش از صفویه، هم زمان با پیدایی مکاتب فقهی اهل سنّت (سده دوم هجری) پدید آمدند، اما در دوره صفویه به کوشش محمّدامین استرآبادی در گسترش اخباری گری و نقد دیدگاه های فقهای اصولی گرای شیعه، به مرحله مهم تری از تاریخ حیات فقه شیعه گام نهادند؛ چنان که تا پیش از صفویه، بیشتر به موضوع های فقهی و مباحث علمی می پرداختند، اما از آن پس ویژگی های سیاسی و صنفی نیز یافتند و هر یک دیگری را تحریم و تکفیر می کرد و به او تهمت می زد. از حلقه هر یک از آنها، عالمان برجسته ای پا به عرصه گذاشتند که می کوشیدند بر پایه دلایل رقیب را از میدان بیرون و صحت مکتب خویش را اثبات کنند. بهاءالدین محمّد بن حسین بن عبدالصمد معروف به شیخ بهایی (953 - 1030 ق)، از عالمان برجسته، مؤثر و جامع الاطراف دوره صفویه بود که در مسائل دینی، علمی و فرهنگی این دوره بسیار تأثیر گذارد. شیخ بهایی از دید فقهی به کدام یک از این دو (اصولی و اخباری) می گرایید؟ کارهای شیخ در این میانه چه بوده است؟ آیا شیخ در جرگه اصولیان یا اخباریان جای می گرفت؟ این مقاله با روی کردی به ماجرای اصولی گری اخباری گری در دوره صفویه، جایگاه شیخ بهایی را در این میان بررسی و مکتب فقهی او را آشکار کرده است.
مقالهٔ حاضر درباره شخصیت های مختلفی از دوران اشکانی و پسااشکانی است که ادیان گوناگون را تبلیغ یا حمایت می کردند: شامل مانی، ابگرهای ادسا (پیروان مسیحیت)، گریگور روشنگر در ارمنستان (معروف به رسول ارمنستان)، ایزاتس آدیابنی (نوکیش یهودی)، آن شی گائو (مبلغ بودایی در چین) و بلاش (راهب مرموز در تراکیه).
در این پژوهش به بررسی حیات سیاسی و اجتماعی ایلات و عشایر پشتکوه در عصر قاجار پرداخته شده است. پشتکوه در دوره قاجار جزء ایلات خراج گذار والی نشین محسوب میشد. در پشتکوه والی بالاترین مقام حکومتی بود که حکم آن از طرف شاه تأیید میشد. موقعیت جغرافیایی پشتکوه و همجواری با عراق اهمیت ویژه ای به آن داده است. ایلات و عشایر پشتکوه نقش بسیار مهمی در ساختار قدرت و دفاع از مرزها ایفاء نموده اند و همچنین این منطقه همواره در طول تاریخ بستر مناسبی برای زندگی ایلی و عشیره ای ایجاد کرده بود که نشأت گرفته از شرایط این منطقه است. ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه پشتکوه براساس ویژگیهای قومی و خویشاوندی مدافع ایلی، طایفه ای، حفظ سنت ها و نحوه تعامل آنان با حکومت محلی و والیان پشتکوه استوار بوده است و از موضوعات بسیار مهم در جامعه شناسی ایلات و عشایر بررسی مطالعه ساختار سنتی و سلسله مراتب قدرت در نظام عشایر است و کوچندگی یکی از مشخصات بارز عشایر است که براساس رده بندیهای اجتماعی شکل میگیرد.