در تاریخ ایران اسلامی، عصر صفوی یکی از دوره هایی است که تأثیرات عمیقی بر حیات معنوی و ارزش های فرهنگی ایران ازخود به جای گذاشته و این تأثیرات حتی تاقرن معاصر نیز به خوبی قابل تشخیص است. مراسم عزاداری در حکومت صفویه به طور کلی بر اساس عقاید وافکار مذهبی- سیاسی شکل گرفته بود و از همان آغاز، چنان بسط و توسعه یافت که در کمتر دوره ای از تاریخ ایران، در زمانی چنان کوتاه بدان پایه رسیده بود. بررسی و شناخت روند برپایی و تحول مراسم مذهبی در دوره صفوی به عنوان یک مسأله بنیادی، از اهمیت زیادی برخوردار است. مسئله پژوهش حاضر اینست که آیا حکومت صفویه و نهادهای عام و خاص و مرتبط با آن در تحریف ها و بدعت های عزاداری موثر بوده است؟ و در صورت مثبت بودن پاسخ، تا چه میزان در پرورش این تحریف ها نقش داشته است؟ این مقاله به بررسی وضعیت عزاداری در یکی از برجسته ترین ادوار تاریخ شیعیان یعنی صفویان و علل رشد و گسترش بدعت های این دوره می پردازد. در این نوشتار برخی عوامل مؤثر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی که در گسترش این تحریف ها نقش داشته از ابعاد مختلف بررسی گردیده، ضمن آن که چگونگی و نحوه رشد آن را در عصر صفوی نشان می دهد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که در گسترش این بدعت ها عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی دخالت داشته اما عوامل سیاسی و حکومتی تأثیر بیشتری ایفاء نموده است.
بازشناسی حضور و نقش کودکان از خلال مدارک نوشتاری و مادی به جامانده تاریخی با توجه به پراکندگی و محدودیت این مدارک اغلب کار چندان آسانی نیست. از جمله ارزنده ترین اسناد در این باره، متون و مدارک مادیهستند که در آنها کودکان حضور دارند. از دوران ساسانی آثار مادی نسبتا فراوانی به جامانده و منابع نوشتاری قابل ملاحظه ای نیز در قالب متون پهلوی به این دوران منتسب است. در پژوهش حاضر تلاش شده است بر مبنای اطلاعات موجود در این منابع به مساله حضور کودکان و مقوله کودکی در جامعه ایران ساسانی پرداخته شود. پس از بررسی اولیه داده های مستخرج از مدارک نوشتاری و مادی، با تکیه بر یافته های مشترک و مفترق استنباط هایی انجام شده است. یافته ها نشان می دهند حضور کودکان را می توان در قالب سه گروه کودکان خاندان سلطنتی، کودکان شهروندان عادی جامعه و کودکان اساطیری بررسی کرد. آنچه در متون پهلوی آمده است غالبا بر مبانی تعلیم و تربیت و آموزش کودکان تاکید دارد. کودکان خاندان ساسانی از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند تا جایی که نقش آنها در سنگ نگاره های سلطنتی، جاودانه شده است. کودکان عادی جامعه نیز تحت آموزش های دینی و مهارت های شغلی قرار می گرفتند و گاه به خدمت خاندان سلطنتی در می آمدند. در بعضی از آثار هنری ساسانی نیز نقشی نمادین برای کودک و کودکی غالبا در رابطه با اساطیر مربوط به ایزد آناهیتا یا آیین دیونیزوس لحاظ شده است.
اهمیت اجتماعی برخی از مکان ها در زندگی مردم، از دیرباز موجب شکل گیری فرهنگ خاصی در این مکان ها شده است. فرهنگی که در گستره تعاملات اجتماعی مردم شکل گرفته و در تاروپود زندگی آن ها ریشه دوانده است. حمام ها یکی از مکان هایی هستند که به واسطه حضور اقشار اجتماعی مختلف، جایگاه شکل گیری آداب فرهنگی و محل گسترش برخی از مشاغل خاص بوده اند. در این پژوهش که با هدف شناختن جایگاه حمام در زندگی مردم، به شیوه توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر منابع اسنادی و کتابخانه ای، انجام پذیرفته است، تلاش گردیده تا بدین پرسش اساسی پاسخ داده شود که؛ حمام در بافت تاریخی - اجتماعی قدیم ایران، چه جایگاهی داشته است؟ لذا در این پژوهش در دو بخش اصلی: ویژگی های حمام به عنوان یک سازه معماری، و فرهنگ حمام و آداب رایج در آن، بدین مسئله پرداخته شده است. نتیجه این بررسی ضمن این که نشان از اهمیت حمام در بافت شهری قدیم ایران دارد، نشان از گسترش باورها و آداب خاصی نیز دارد که نه تنها در معماری فضای حمام، بلکه در رفتار و منش مردم در این مکان نیز قابل مشاهده است.