صفویان به عنوان نخستین حکومتی که پس از اسلام، نظامی متمرکز را بنیاد گذاشته و مذهب تشیع را در ایران زمین رسمیت بخشیدند، در شرق و غرب با حکومتهای مهم و متمرکزی همچون هند و عثمانی همسایه و هم مرز و با دولتهای این ممالک در کشاکش و گاه نیز در حالت صلح به سر می بردند. بر این مبنا دانشمندان و سیاستمداران و حتی توده مردم در این سرزمینها در آمد و شد بوده و به تبادلات علمی، فرهنگی و اقتصادی می پرداختند. بر این اساس مقاله پیش رو درصدد است به عنوان یکی از اقشار مهم جامعه عصر صفوی به بررسی علل مهاجرت پزشکان ایرانی به هند و بررسی تاثیر آن بر دانش پزشکی گورکانیان هند بپردازد و در خلال این مساله دریابد؛ مسائلی همچون؛ تعصبات دینی، بحران های سیاسی در دوران صفویان و از طرفی اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی سرزمین هند تا چه حد در این مهاجرتها تاثیر گذار بوده است. از اینرو بر اساس روشی توصیفی- تحلیلی با گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و متون سعی گردید به تحلیل داده ها پرداخت و بر این مبنا یافته های پژوهش نیز حاکی از آن است که؛ سخت گیری پادشاهان صفوی و تعصب دینی حاکم بر نظام سیاسی عصر صفوی و از سویی جوّ سیاسی و فرهنگی مساعد در جامعه گورکانی و همچنین تشویق پادشاهان هند از عالمان و دانشمندان ایرانی برای اقامت در هند از دلایل اصلی مهاجرت اطبای عصر صفویه به هندوستان بوده است.
وحدت اسلامی و همزیستی دینی و مسالمت آمیز مسلمانان یکی از اولویت های دینی و از دغدغه-های اصلی و همیشگی اهل بیت (ع) بوده است. از این رو آل بویه به عنوان یک حکومت شیعی پس از به قدرت رسیدن در قرن چهارم هجری، سیاست همزیستی دینی را در پیش گرفتند و تمامی تلاش خود را در جهت تقویت بنیان های امت واحده اسلامی به کار بردند. این پژوهش بر آن است تا به تبیین مهم ترین برنامه های راهبردی و راه کارهای مورد اهتمام آل بویه در راه احیا و استحکام اصل اخوت و همبستگی اجتماعی مسلمانان بپردازد. نتیجه مبین آن است که صرف نظر از اینکه آل بویه تا چه اندازه در اجرای این سیاست توفیق حاصل کردند، اما به طور مسلم همبستگی اجتماعی و دوری جامعه دینی از تنازعات بی حاصل، می توانست از مهم ترین آثار توجه به تلاش آن بزرگان باشد. واکاوی نقش آل بویه در ایجاد وحدت میان شیعه و اهل سنت که سبب ماندگاری آل بویه با وجود جمعیت زیاد اهل سنت در کنار اقلیت شیعه گردید، انجام این پژوهش را ضروری می سازد.