چکیده
بررسی تحلیلی تطبیقی کتاب های چشم پزشکی اسلامی، به طور نمونه در کتاب المرشد غافِقی، امکان استخراج اصول ثابت را برای محقق فراهم می سازد که مورد پذیرش و استفاده اکثر چشم پزشکان مسلمان بوده است. استخراج این اصول موضوع اصلی، و روش آموزشی غافِقی در این کتاب، هدف فرعی این تحقیق است. نتیجه این تحقیق مؤید این فرضیه است که غافِقی شناختی واضح و متمایز از انواع بیماری های چشمی داشته که طبقه بندی دقیق بیماری ها بر اساس بخش های ویژه چشمی مانند پلک، قرنیه و... اولین نشانه آن است. اصول پیش از جرّاحی غافِقی، تشخیص متمایز و صحیح بیماری ها بر اساس معیارهای شکل ظاهری، مکان، علّت بیماری و آشنایی با ابزار جرّاحی چشم، اصول در حین جرّاحی، رعایت نکات احتیاطی و اصول پس از جرّاحی شامل روش های جلوگیری از خونریزی و بخیه زدن است. مسیر آموزشی این کتاب نیز از طب نظری آغازشده و پس از بیماری شناسی، به طب عملی (تجربی) پرداخته است.
هیچ واقعه گذشته فی نفسه واجد اهمیت نیست.شناخت آن تنها از این جهت ارزشمند است که ما را به بررسی و ارزیابی دقیق و عینی آینده هدایت کند.تاریخی که به این هدف کمک نکند به اندازه بلیط باطله اتوبوس، بی ارزش است. توماس ماکائولی چکیده هم سرنوشت بودن داستان و تاریخ، معمای غامضی نیست.زیرا اندکی دقت در مفهوم واژه تاریخ می تواند چاره ساز باشد.بی گمان این نکته پذیرفتنی است که جهان تشکیل شده از رویدادهای بسیار است.اما میان رویدادهای معطوف و رویدادهای به شمار نیامده، تفاوت بسیار است.تاریخ به معنای پژوهش درباره رویدادهایی است که در یک دوره زمانی خاص از سوی افراد پژوهشگر به شمار آمده، به چشم دیده شده و در ذهن، مورد عطف توجه قرار گرفته و به کار ساختن سازه ای از روایت درباره همان رویدادها آمده اند.واقعیت فزون بر تاریخ است و با فاصله ای بسیار از حیث عدد و رقم، پیشتاز است.این امر به زایش هویت می انجامد.هویت در این معنا یکی از محک هایی است که می توان با تکیه بر آن، رخداد تاریخی شده را مورد بررسی قرار داد.هنگامی که از هویت به مثابه فرآیند سخن می گوییم در حقیقت از استمرار پدیده های تاریخی شده ای سخن به میان آورده ایم که یک فرد، گروه، قوم یا ملت در مقام پاسخ به پرسش هایی که از او درباره گذشته اش پرسیده اند برمی آید.نگارنده با واکاری پنج اثر تاریخی در صدد بررسی عنصر فرنگی در گزارش های تاریخی روزگار قاجاران برآمده است.
هدف نگارندگان در پژوهش حاضر، بررسی تطبیقی و بازنمایی شخصیت آموزگاران روستا در آثار نویسندگان شهری و روستایی است. در بیشتر آثار داستانی رویکرد مثبتی به معلمان وجود دارد، به ویژه معلمانی که سختی تدریس در روستاهای دورافتاده را تحمل می کردند؛ اما از اواخر دهه ی چهل داستان هایی نوشته شد که در آن ها شخصیت آموزگاران منفی بود. پژوهش حاضر درپی یافتن چگونگی شخصیت پردازی آموزگاران روستایی در داستان ها و علت نگارش داستان هایی با نگاه منفی به آموزگاران در این برهه ی زمانی است. گمان می رود این بازنمایی دوگانه، متأثر از تفاوت در خاستگاه نویسندگان باشد. با بررسی داستان ها و زندگی نویسندگان شان می توان ویژگی دو گفتمان شهری و روستایی را شناسایی کرد و علت پیدایش هریک از این بازنمایی های دوگانه را دریافت. در این پژوهش سی وچهار داستان بررسی شده اند که شخصیت آموزگار در آن ها وجود دارد.
انقلاب اسلامی ایران از آن جایی که یک حرکت مردمی و دینی بود، از ابتدای امر، تحت حمایت های اقشار مذهبی جامعه قرار گرفت. «جامعة روحانیت مبارز تهران» که به اختصار «جامعة روحانیت مبارز» گفته می شود، نهادی دینی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است که به عنوان تنها تشکل سیاسی علما در ایران پیش از انقلاب شکل گرفت. این تشکل از جمله گروه های مبارزی بود که افزون بر فعالیت های سیاسی، به یک رشته فعالیت های خیریه نیز در سطح کشور روی آورد. این مقاله قصد دارد به همین جنبه از فعالیت های جامعه روحانیت تمرکز کند و آثار آن را در روند پیروزی انقلاب نشان دهد. تجلیات این حرکت را می توان در فعالیت هایی نظیر جمع آوری پول برای کمک رسانی به زندانیان سیاسی و اعتصابیون، راه اندازی کتابخانه و کمک به فقرا و محرومین جامعه نشان داد. این مقاله با استفاده از شیوة توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع اصلی (کتاب و اسناد) و انجام مصاحبه با شخصیت های تأثیرگذار، می کوشد به بررسی فعالیت های خیریه جامعة روحانیت مبارز در پیشبرد نهضت اسلامی بپردازد.