شیوه تاریخ نگاری یکی از موضوعاتی است که در دو سده ی اخیر مورد توجه قرارگرفته و دارای فروع ها و شاخ و برگ های بسیاری گشته است. تاریخ نگاری جدید و اصول آن یکی از پایه های تغییر در علوم انسانی و به تبع آن تحولاتی است که در مغرب زمین پدید آمده است. در این نوشتار تلاش شده تا با معرفی اجمالی تاریخ نگاری جدید در مقدمه و متن، نسبتِ ابوریحان بیرونی با این تاریخ نگاری سنجیده شود.
ابوریحان بیرونی، بیشتر به عنوان منجم، ریاضی دان، پزشک و به طورکلی عالم علوم تجربی شناخته شده است. در بُعد علوم انسانی نیز، بُعد مردم شناسی او با توجه به تحقیقاتش درباره ی هند، برجسته گردیده و از این رو کمتر از منظر مورخی صاحب سبک و پیشرو که فراتر از زمانه اش می زیسته مورد توجه قرار گرفته است.
محقق در پاسخ به این غفلت تاریخی با طرح فرضیه وجود اصول مدون و اندیشیده شده در نزد ابوریحان برای نگارش تاریخ درست و مطابق با واقع ،تلاش کرده است تا جایگاه ابوریحان در تاریخ نگاری به ویژه شباهت هایش با تاریخ نگاری جدید مورد توجه قرار گیرد و مقدمه ای برای شناخت بهتر او در این عرصه فراهم شود.
شاپور رواسانی استاد تمام کرسی اقتصاد اجتماعی دانشگاه الدنبرگ، نام وی در سال 1983 در فهرست مشاهیر علمی جهان و در سال 1990 در تقویم دانشمندان آلمان و انگلستان ثبت گردید. از وی مقالات بسیاری در نشریات و دایره المعارفهای مطرح و معتبر ایران و آلمان در دست است. ایشان پژوهش های عمده ای نیز در زمینهی ایران باستان و جنبشهای معاصر ایران داشته است، از جمله کتابهای ایشان»نادرستی فرضیه های آریا و سامی و ترک»و «اتحادیه مردم شرق» میباشد.
محوطه تاریخی گَندآب خَرند واقع در شَهمیرزاد استان سمنان، شامل بقایای معماری و گورستان اقوامی از عصر آهن است. ماحصل سه فصل کاوش در گورستان و استقرارگاه، منجر به شناسایی تعداد بیش از 90 گور و محوطه مسکونی به وسعت حدود 5000 متر مربع گردید. این محوطه طی 3 فصل در سال های 1381، 1382 و 1385 ه .ش. مورد کاوش باستان شناسانه قرار گرفته است. ماحصل کاوش در فصل اول، شناسایی بیش از 25 گور بوده که متأسفانه بعضی از این گورها قبلاً توسط حفاران غیرمجاز باز شده بودند. در این کاوش سعی شد که از همان گورهای باز شده در جهت به دست آوردن و تکمیل اطلاعات مربوط به سنت تدفین و آداب و رسوم اقوام ساکن در گندآب و ویژگی های معماریِ گورها استفاده شود. فصل دوم کاوش نیز به ادامه مطالعات باستان شناسی، انسان شناسی، و همچنین مطالعه زمین شناسی، نقشه برداری و شبکه بندی محوطه گندآب پرداخت. در این فصل 17 گور مورد کاوش قرار گرفت. سومین فصل در سال 1385 کاوش علاوه بر گورستان در محوطه استقراری نیز پیگیری شد و برای نخستین بار محوطه مسکونی ساکنان گندآب بررسی شد. در فصل اول دو فرضیه در باب عدم تناسب بقایای معماری و استقرار اقوام سا کن در گندآب نسبت به وسعت گورستان مطرح شد.
در قرن هفتم، تشیع امامی تحت تأثیر عوامل متعدد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همچون فعالیّت های علمای شیعی، تصوف و جنبش اجتماعی فتوّت، آشفتگی های سیاسی و تسامح مذهبی مغولان، گسترش یافت. در میان عوامل گوناگون، نقش وزیران شیعی مذهب دربار خلافت عباسی نیز در خور توجه است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، پس از مروری گذرا بر احوال وزرای شیعی در سده هفتم هجری، نقش ایشان در این زمینه بررسی می شود. بنابر یافته های این پژوهش، در این دوره، خلیفه عباسی الناصرالدین الله (حک: 575 622ق)، با طرح و پیگیری وحدت مذهبی، از شیعیان برای تصدّی منصب وزارت بهره گرفت. وزیران شیعی نیز با استفاده از فرصت و از طُرُق مختلف همچون سپردن مناصب اداری، عمران مشاهد متبرّکه و سرانجام تولیّت مدرسه مستنصریه در بغداد، به شیعیان، در رشد فرهنگی و اجتماعی شیعیان و تحکیم و ترویج شعائر و باورهای شیعی در قلمرو خلافت، نقش بارزی ایفا کردند.
سرشماری از جمله مظاهر جنبش ترقی خواهی جهت اصلاح نظام مالیاتی عصر ناصری بود. پژوهش حاضر با استناد به کتابچه "مجموعه ناصری" و مقایسه آن با دیگر منابع روند افزایش و کاهش جمعیت شهری و روستایی و همچنین ساخت جغرافیای جمعیتی محلات مرکزی و رویکرد شغلی و مذهبی اهالی شهر را بر اساس سرشماری مورد توصیف و تحلیل قرار دهد. در این پژوهش نشان داده می شود پس از هجوم مغولان به قم و تخریب آن و درنتیجه کاهش جمعیت این شهر ، در دوره حکومت صفویه و قاجاریه شهر به لحاظ عمرانی مورد توجه قرار گرفت و جمعیت آن افزایش یافت. در دوره حکومت ناصرالدین شاه به فاصله یک دهه، جمعیت شهری 60 درصد افزایش پیدا کرد، اما قحطی سال 1288 ق. جمعیت شهر را 30 درصد کاهش داد. این پژوهش تحولات جمعیت شهر قم در زمان ناصرالدین شاه، وضعیت و علل فراز و نشیب جمعیتی شهری و روستایی این شهر را تحلیل و تبیین می کند.