غذا معانی گوناگونی در زندگی انسان دارد. غذاهای ملی و بومی اقوام و ملل مختلف حیات زیستی و فرهنگی آنان را به نمایش می گذارد. ترجیح طعم، ذائقه، شیوه تدارک و ابزار به کار رفته، آداب و رسوم و آیینهای تهیه غذا، پیچیدگی های خاصی را در بستر فرهنگ نشان می دهد. که بازگو کننده شیوه اندیشه و سنن فرهنگی و اجتماعی آن ملت ها ست. هدف این مطالعه بررسی غذا و نحوه تهیه آن در میان قوم مغول است و برای تحقّق آن، روش پژوهش توصیفی تحلیلی بکار رفته است. نتایج به دست آمده، نشان می دهد که تنوع قابل ملاحظه ای در مؤلفه های غذایی بومی، منابع غذایی و آیینهای تغذیه ای قوم مغول وجود داشته و منبع مهمی برای پایداری و انسجام اجتماع مغول بوده است. خوراک اصلی آنان در سازگاری با محیط و با توجه به رونق دامداری، گوشت و لبنیات بود و در نوشیدنی ها، شیر خصوصا به صورت تخمیر شده، مورد اقبال بوده است. مغولان از خوردن غذاهای سنگین پرهیز می کردند. مهمان نواز و در برابر گرسنگی متحمل بودند. البته عادات غذایی بر خلقیات مغولان نیز تاثیر داشته است. پس از ورود به ایران، از عادات غذایی ایرانیان تاثیر پذیرفتند و به خوردنی هایی غیر از گوشت و لبنیات رو آوردند.
خاندان بیات ماکویی از زمان صفویه به منطقه ماکو کوچ کردند و، به تدریج، حکومت منطقة ماکو را به دست
گرفتند. اقبال السلطنه ماکویی وارث اقتدار سیاسی، نظامی و اقتصادی خاندان خود در ماکو شد. اوکه انقلاب
مشروطه و اصلاحات حاصل از آن را پایان حکومت موروثی و مطلق خود در ماکو می دانست، به مخالفت با
مشروطیت برخواست و هواداران آن را به شدت سرکوب کرد. دربار و دیگر مستبدین از اقدامات سرکوبگرانة
اقبال السلطنه در منطقه حمایت می کردند. اگر در برهه هایی اقبال السطنه به مماشات با مشروطه خواهان اقدام
کرد، حاصل سیاست هماهنگ مستبدین برای تظاهر به مشروطه طلبی و فریب هواداران مشروطه بود.
این پژوهش، با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای و آرشیوی، به تبیین این مسئله پرداخته
است. هدف از این مقالة بررسی مخالفت اقبال السلطنه ماکویی با مشروطه خواهان منطقة ماکو و نقش
محمدعلی شاه در این باب است.
دهستان رستاق یکی دهستان های تشکیل دهنده بخش مرکزی شهرستان اشکذر می باشد که مابین دو شهر یزد و میبد قرار گرفته و از روستاهای مختلفی تشکیل شده است. بر اساس متون محلی یزد قدیمی ترین استقراری که در این دهستان شکل گرفته است مربوط به دوره اشکانیان می باشد. از این زمان به بعد، بر اساس اسناد مکتوب و داده های باستانشناسی، شاهد شکل گیری استقرارهای مختلفی در این ناحیه می باشیم که تعدادی از آنها متروک شده اند، تعدادی از آنها هنوز بصورت روستاهایی در این دهستان پراکنده شده اند و برخی از آنها نیز، در دوره معاصر، تبدیل به شهرهای بزرگی شده اند که از جمله آنها می توان به دو شهر اشکذر و زارچ اشاره کرد بطوریکه روند استقرار را از دوره اشکانی تا عصر حاضر بدون وقفه ادامه داشته است. در این مقاله سعی شده است تا روند شکل گیری این دهستان و تغییرات بوجود آمده در آن براساس اسناد مکتوب و داده های باستان شناسی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.