تاریخ فرهنگی رویکردی میان رشته ای است که تلاش می کند دو حوزه اصلی علوم انسانی یعنی تاریخ و فرهنگ را با یکدیگر در تعامل ببیند. تاریخ فرهنگی از شاخه های پررونقی است که از دهه 1970 به بعد گسترش یافته است. در واقع می توان گفت که تاریخ فرهنگی در بستر مجموعه ای از تحولات گفتمانی در زمینه تاریخ، نظریه اجتماعی و مفهوم فرهنگ شکل گرفته است. پژوهش در حیطه تاریخ فرهنگی ایران نسبت به سایر حوزه های مطالعاتی به سبب پراکندگی منابع و قلّت داده های اطلاعاتی کار دشواری است. رویکرد ادبیات عامیانه به دلیل پیوند آن با زندگی مردم و گستره قلمرو و غنای درون مایه های اجتماعی آن راهکاری برای بازآفرینی رویدادهای تاریخ فرهنگی است. اشعار عامیانه به عنوان یکی از ارکان مهم ادبیات عامه، بازگوکننده جلوه های گوناگون حیات مادی و معنوی آحاد جامعه است، و ازاین رو جایگاه ویژه ای در مطالعات تاریخ فرهنگی دارد. با در نظر داشتن این جایگاه، مقاله پیشِ رو، از طریق تحلیل درون مایه ها و مضامین برخی از اشعار عامیانه عصر قاجار، سهم این اشعار را در بازتاب سطوح اندیشه، انگاره ها و وجوه گوناگون حیات اجتماعی مردم آن روزگار مورد بررسی قرار می دهد. یافته های این بررسی نشانگر ظرفیت اشعار عامیانه در دوره قاجار در بازآفرینی رخدادها، روایت وجوه مغفول حیات فرهنگی و اجتماعی، سبک زندگی و بازنمود انگاره های سنتی، مذهبی و کنش های اعتراضی انتقادی آن ها در جامعه عصر قاجار است.
پدرام جم در پژوهش تازه ای به نام «آیا ساسانیان روحانی تبار بودند؟» به بازنگری روایت محمّد بن جریر طبری درباره ساسان، نیای ساسانیان، و پیوند او با آتشکده ایزدبانو آناهیتا در اصطخر پارس می پردازد و این گزارش را با آگاهی های حقوقی زردشتی دوره ساسانیان می سنجد و نتیجه می گیرد که ساسان در این آتشکده «سالارِ آتش» بوده و منصب دینی نداشته است. همچنین او گزارش آگاثیاس، تاریخ نگار بیزانسی، را درباره تبار و پیشینه خاندانی اردشیر بابکان (224-240م)، بنیانگذار شاهنشاهی ساسانیان، با دیگر منابع تاریخی می سنجد و باور دارد که از روایت آگاثیاس نیز چیزی درباره تبار روحانی اردشیر و خانواده او به دست نمی آید. بنابراین، جم دیدگاه پژوهندگانِ ایرانی و غیر ایرانی را درباره روحانی تبار بودن ساسانیان درست نمی داند و اینکه آنها، بر پایه روایت طبری، ساسان را «موبد»، «هیربد» و یا «نگهبان آتشکده آناهیتا» در اصطخر پارس انگاشته و یا، بر پایه روایت آگاثیاس، اردشیر را مردی روحانی پنداشته اند، برداشت های نادرستی از روایت های طبری و آگاثیاس می انگارد و نیاکان اردشیر را از اشراف محلّی استان پارس می داند. با وجود این، به باور ما برداشت ها و نتیجه گیری های جم نادرست اند و ساسانیان به راستی روحانی تبار بوده اند. در این پژوهش، با تحلیل گزارش های طبری و آگاثیاس و نیز دیدگاه پاره ای از پژوهندگان ایرانی و غیر ایرانی درباره تبار ساسانیان و کیستی و پایگاه ساسان و بابک و پیوند آنها با آتشکده آناهیتا در اصطخر پارس، به نقد رویکرد و دیدگاه تازه جم درباره خاستگاه اشرافی ساسانیان و روحانی تبار نبودن آنها خواهیم پرداخت.
تپه بتکی یکی از شناخته شده ترین محوطه های باستانی شهرستان الشتر است و این به سبب بررسی هایی بوده که از حدود 80 سال پیش تاکنون در این محوطه باستانی صورت گرفته است. بررسی های اولیه در این تپه باستانی نشان دهنده وجود ادوار فرهنگی از دوران پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی است. در این ارتباط و درجهت حفاظت از تپه باستانی بتکی، نگارنده ازسوی میراث فرهنگی استان لرستان در مردادماه 1397 ش. مأموریت بررسی و گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم این تپه را یافت. بررسی سطحی و گمانه زنی در این تپه از 7 تا 20 مردادماه ادامه یافت. در این مدت تپه به دقت موردبررسی قرار گرفت و 17 گمانه 5/1 در 5/1 متر در جهات مختلف تپه ایجاد شد. در طی بررسی سطحی محوطه، هدف، ثبت دقیق یافته های فرهنگی نواحی مختلف تپه بود. برای این منظور، تپه به 5 ناحیه شمال، غرب، جنوب، شرق و مرکز تقسیم و هر ناحیه به دقت بررسی شد. هدف از این کار، تفکیک نواحی مختلف تپه جهت ثبت یافته های فرهنگی و تشخیص تراکم مواد فرهنگی ادوار مختلف در هر ناحیه از تپه بتکی بود. بنابراین بررسی وجود دوره مفرغ در تپه بتکی و همچنین بررسی تپه ب منظور تحلیل پراکنش مواد فرهنگی مربوط به این دوره در نواحی مختلف آن، از مهم ترین اهداف این پژوهش است. در این تحقیق، 22 نمونه سفال عصرمفرغ گردآوری شده از بررسی سطحی و کاوش تعیین عرصه و حریم تپه بتکی مورد مطالعه و گونه شناسی قرار گرفته است. این تعداد سفال از میان 330 نمونه سفال به دست آمده از گمانه زنی و بررسی سطحی تپه انتخاب شده اند؛ یعنی تنها 22 نمونه سفال مربوط به دوره مفرغ بوده است. بنابراین باوجود وسعت نسبتاً زیاد تپه بتکی و غنای فرهنگی آن در ادوار بعد، در دوره مفرغ چندان قابل توجه نیست.