بهره گیری از شیوه های مختلف نبرد همواره یکی از راه های پیروزی بر رقیبان بوده و تأسیس سلسله های مختلف در طول تاریخ وابسته به توان نظامی و استفاده از تدابیر و ترفندهای نظامی مختلف بوده است. نادر شاه یکی از شخصیت های بی نظیر تاریخ جنگ در ایران بوده که با بهره گیری از شیوه های مختلف جنگی، توانست در بیشتر نبردهای داخلی و خارجی، پیروزی را از آن خود کرده و دست بیگانگان را از خاک ایران کوتاه کند. پژوهش حاضر با استفاده روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع دست اول و پژوهش های جدید به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که نادر از زمان ظهور تا پایان دوره ی پادشاهی خود برای تسخیر مناطق مختلف و غلبه بر مخالفان داخلی و دشمنان خارجی از چه شیوه های جنگی ای برای پیروزی در نبردها استفاده کرده است؟ یافته های پژوهش بیانگر آن است که نادر برای سرکوبی و غلبه بر رقبای داخلی و دشمنان خارجی از شیوه هایی مانند فرستادن ایلچی به منظور رعب و وحشت و تسلیم دشمن، استفاده از سیستم جاسوسی، غافلگیر کردن دشمن، قلعه گیری با روش های مختلفی از جمله نقب زدن، تفرقه افکنی در میان نیروهای دشمن، شایعه پراکنی در مورد قتل فرماندهان، تهییج سپاه پیش از حمله و به هنگام جنگ، توجه به مستمری سپاه و استفاده مناسب از غنایم و جلب نظر امرا و بزرگان استفاده کرده است.
در عصر عباسی (طی سال های197- 198 ق.) زمانی که میان امین و مأمون نزاعی رخ داد، حربیه از زمینه ی پیش آمده استفاده کرده و از مردم بغداد سلب آسایش کردند که این عمل آنان جنبشی مردمی برای دفاع و دفع تجاوزات آنها به رهبری دو تن از پارسایان شهر، به نام های خالد دَریوش و سَهل بن سَلامة انصاری را در پی داشت. از این رو مساله اصلی پژوهش حاضر آن است که این جنبش مردمی دارای چه زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بوده، چه اهدافی را دنبال کرده و برآیند کار آنها در بغداد قرن سوم هجری چه بوده است؟.این مقاله با روش زمینه شناسی تاریخی، توصیفی و تحلیلی خرده جنبش های حربیه و مطوعه را نتیجه ی ناامنی های سیاسی، اجتماعی و مشکلات اقتصادی مردم بغداد قرن سوم یافته که به رغم تفاوت سبک رهبری سران جنبش مشترک در زمینه برقراری نظم و امنیت اجتماعی و اقتصادی توفیقاتی داشته و در نهایت نیز سرکوب گشتند.
مطاﻟﻌه آداب ورسوم ایرانی همواره در کانون توجه سیاحان و شرق شناسان بوده است. بررسی تصویر ترسیم شده از ایرانی ها در عصرهای مختلف در یک سفرنامه، در قالب بازنمایی بیگانه یا «دیگری»، باعث شده است نوعی جدید از مطالعه های بین رشته ای در حوزه تاریخ و ادبیات شکل بگیرد. در رویکرد تصویرشناسی که در ﺣیﻄه مطالعه های بین رشته ای است، ممکن است از مشاهده مفاهیمی همچون دوگانگی خود/دیگری برای شناخت قضاوت دیگری درباره خود استفاده شود؛ قضاوتی که با تمام پیش داوری ها، دیگرسازی ها یا تحریف هایی شکل می گیرد که ممکن است نویسنده سفرنامه انجام داده باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین تصویری است که جیمز موریه (James Morier)، سفرنامه نویس انگلیسی و پیر لوتی (Pierre Loti)، سفرنامه نویس فرانسوی، از آداب ورسوم و فرهنگ ایرانی ها در دوران قاجار ترسیم کرده اند. این مقاله بر رویکرد تصویرشناسی با مطالعه های بین رشته ای تاریخ و ادبیات پایه گذاری شده است و به روش توصیفی تحلیلی است. در این راستا، ابتدا تصویر ارائه شده این دو سفرنامه نویس از فرهنگ ایرانی ها در سطح کلی و به صورت نگاه مثبت و نگاه منفی مطرح شده است؛ بنابراین در این پژوهش، هدف نخست مطاﻟﻌه تصویرهای ارائه شده با نگاه مثبت در قالب همسان انگاری و تحسین گری «من» غربی به فرهنگ «دیگری» شرقی (ایرانی) است. هدف دوم نیز بررسی چگونگی این ترسیم گری با نگاه منفی براساس الگوی رایج شرق شناسی است که بر همان تضاد و تقابل میان دو هویت «من» و «دیگری» یا «غرب» و «شرق» بنا شده است. در پایان با بررسی نتایج حاصل از این نوع نگاه در قالب کلیشه پردازی و تعمیم سازی و نیز بزرگ نمایی تقابل ها و تضادها، مشخص خواهد شد تا چه اندازه این سفرنامه ها در تغییر نگرش غربی ها به مردم ایران زمین موثر بوده اند. در واقع، این سفرنامه نویسان ایرانی را متفاوت تر از آنچه معرفی کرده اند که در قرون پیش وجود داشت.
بازار به عنوان رکن اقتصادی نظام شهری قدمتی طولانی در تمدن مصری دارد. حضور والیان مسلمان در چند سده نخست در مصر بر تغییر وضعیت بازارها و حتی شکل اقتصادی آنها تاثیر گذاشت. دغدغه اصلی این پژوهش یافتن پاسخ این پرسش اساسی که کارکردهای اجتماعی-مذهبیبازارهای مصراسلامی در عصر والیان مسلمانچه بوده است؟ جست وجوهای کتابخانه ای و مطالعه منابع مکتوب متکی بر شیوه مطالعات تاریخی یعنی روش توصیفی و تحلیلی متکی بر استنتاج و قیاس نشان داد که توسعه موقعیت مکانی فضای شکل گیری بازارها به مثابه رکن مهم حیات اجتماعی و تمدنی در مصر ، زمینه مساعدی را برای برگزاری وگسترش آیین های ملی و مذهبی فراهم آورده است.برپایی بازارهای مهم در مجاورت مسجد بویژه مساجد جامع موجب پیوستاری اقتصاد و دین شده است .مجموعه در هم تنیده از کارکردهای دینی در بازارهای مصر درانعقاد مجلس قرآن خوانی و حفظ آن و یا برگزاری نماز جمعه و نیز تاسیس نهادهای اقتصادی چون حسبه به عنون تنظیم کننده کنش های اقتصادی بازار و همچنین شکل گیری اصناف و تشکیلات صنفی درون بازار و پیشه های تخصصی بدرستی متجلی است. علاوه براین نقش فضای گسترده بازار در ایجاد اجتماعات عظیم مردمی علیه حاکمیت سیاسی و نیز حضور بازاریان در شورش های اجتماعی به علت فشارهای مالی والیان از دیگرسو انعکاس دهنده نقش های اجتماعی بازار و بازاریان در جامعه مصر عصر والیان بود.
دوران زندیه (1750-1794م) از جمله دورانی است که دربارۀ آداب و رسوم مردم و جشن های ایران کمتر نوشته ای وجود دارد. با آنکه کریم خان زند مؤسس این سلسله مردی بزرگ منش و مدافع فرهنگ بود و تا سال ها بعد از مرگ وی، از او به نیکی یاد می شد؛ ولی به دلیل حکومت کوتاه وی، جنگ های داخلی برای از بین بردن رقبا، محدودیت روابط با کشورهای اروپایی به ویژه انگلیس و فرانسه و بی کفایتی شاهان پس از وی اطلاعات کاملی دربارۀ شیوۀ زندگی در این دوره وجود ندارد. از معدود سفرنامه های این دوره که به آداب و رسوم عهد زندیه اشاره می کند؛ سفرنامۀ ویلیام فرانکلین است. ویلیام فرانکلین شرق شناس و افسر ارتش انگلیس بود. وی به دلیل علاقه به فراگیری زبان فارسی و تاریخ و نحوۀ زیست مردم ایران در سال 1786م به ایران سفر کرد و به مدت هشت ماه، مهمان یک خانوادۀ ایرانی در شیراز بود. پس از این سفر، در سال1788 م کتاب «مشاهدات سفر از بنگال به ایران» را منتشر کرد. این سفرنامه اطلاعات ارزشمندی از حیات دورۀ زندیه در اختیار قرار می دهد. این پژوهش، به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و استواری بر چارچوب نظری می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که شاخص ترین آداب و رسوم ایرانی در دورۀ زندیه که فرانکلین در سفرنامۀ خود به آن پرداخته است، کدام است؟ مطابق دستاوردهای تحقیق، مراسم و آداب و رسومی که بیش ترین بخش سفرنامۀ فرانکلین را در برمی گیرد، آداب و رسوم ازدواج و مراسم محرم است.
زندان در زمره نهادهایی است که از روزگاران گذشته و به اشکال مختلف وجود داشته است. در دوران پیشامدرن، این احتمال وجود داشت که هر مکانی کاربری زندان داشته باشد و به این علت است که از چاه ها، قلعه ها، خانه ها، باغ ها و... در حکم زندان استفاده می شد؛ ولی در دوره جدید تاریخ ایران، با حذف کاربری های مختلف، فقط از ساختمان هایی مشخص با ساختار معین در حکم زندان استفاده می شد. ﻣﺴﺌﻠه پژوهش پیش رو این است که با تکیه بر انبار تهران و زندان قصر، ساختار زندان های پیشامدرن و مدرن را بررسی کند. اینکه انبار تهران در جایگاه زندانی پیشامدرن و زندان قصر به مثاﺑه زندانی مدرن چه ساختار و فضای کالبدی داشتند و اینکه از منظر ساختاری، به احتمال چه وجوه تشابه و تفاوتی را بین انبار و قصر ممکن است در نظر گرفت. بر این بنیاد، پرسش اصلی جستار کنونی این است: آیا می توان زندانی همچون قصر را تداوم و استمرار انبار تلقی کرد؟ نتایج این جستار نشان دهنده آن است که فضای کالبدی در این دو نوع زندان، مؤید گسستی آشکار از ساختار انبار قاجاری به زندان قصر پهلوی است که در آن از سادگی به پیچیدگی، از تاریکی به نور و از نبود حقوق به حقوق زندانی می رسیم.