ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۰۶۱ تا ۲۰٬۰۸۰ مورد از کل ۲۸٬۸۶۱ مورد.
۲۰۰۷۰.

خوانش بینامتنی داستان عاشیقی اصلی و کرم: تغییر و تطور نقش قهرمان در یک سنت ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه منابع و کلیات
  2. حوزه‌های تخصصی تاریخ گروه های ویژه تاریخ نگاری
تعداد بازدید : ۹۴۸ تعداد دانلود : ۶۴۹
هدف اصلی این پژوهش، بررسی سیر تغییر و تطور شخصیت پردازی قهرمانان در سنت شفاهی عاشیقی، در فرایند گذار از نوع ادبی حماسی به نوع ادبی داستان عاشیقی است. از این رو این پرسش مطرح می شود که تغییر و تطور گذار جامعه از موقعیت های مختلف تاریخی، چگونه در شخصیت پردازی قهرمانان داستان های ترکی تاثیر داشته است؟ در این راستا، به داستان عاشیقی اصلی و کرم می پردازیم که محصول سنت شفاهی عاشیقی ترکی است و در قفقاز، آناتولی، آسیای صغیر، ایران و حتی ارمنستان و گرجستان گسترده شده است. مدعای اصلی بر این امر استوار است که با مطالعه ی شواهد ادبی این گذار، می توان ردپای تبدیل روحیه ی جهانگیری ترکان کوچ نشین به زندگی ساده ی روستانشینی یا شهرنشینی و تغییر برداشت از زن و خانواده را بازجست. سایر یافته های پژوهش نشان می دهد؛ شخصیت شناسی هر یک از این انواع ادبی و مطالعه ی نوع روابط قدرت میان این شخصیت ها تا اندازه ای می تواند بیانگر ارزش های جامعه ی مخاطبین اثر و آفرینندگان آن ها باشد.
۲۰۰۷۲.

نخستین «امیر»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۸
محمد ولی‌الله قرنی فرزند میرزا آقاخان در سال 1292 ش در تهران به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی خود را در دبیرستان‌های دارالفنون و نظام به پایان رسانید و در سال 1309 به دانشکده افسری رفت و 2 سال بعد با درجه ستوان دومی فارغ‌التحصیل شد.1
۲۰۰۷۳.

تحلیل دوران نوسنگی شرق دریاچه ارومیه برمبنای مطالعات باستانشناختی شهرستان هوراند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۶۱
دوره نوسنگی را میتوان رویداد مهم و نقطه عطف در تاریخ و زندگی بشر دانست. مطالعات باستانشناختی نشان میدهد که چندینناحیه در خاورنزدیک، نوسنگیشدن را تجربه کردهاند و آذربایجان جزء نواحی حاشیهای بوده و نوسنگی اینناحیه بازتاب کانونهای نوسنگی بوده است، بدینگونهکه در مرحله واپسین نوسنگی، گروههای غیربومی نخستینبار دشتهای پیرامون دریاچه ارومیه را بهعنوان مرکز ناحیه مورد استقرار قرار دادند و سپس همین مرکز درگذر زمان، کانون اشاعه به حومه گردید. باوجود پژوهشهای گستردهای که در بخشهای مختلف شمالغرب ایران انجام گرفته، شواهدی اندک و پراکنده از دوره نوسنگی در نیمه شرقی آذربایجان بهدست آمده و سکونتگاههای دوره نوسنگی جدید در بخش شرقی آذربایجان بهمراتب ناشناخته باقی مانده است. پرسشهای اساسی در ارتباط با وضعیت باستانشناسی، گاهنگاری، ماهیت فرهنگ و تعاملات منطقهای و فرامنطقهای در بخشهای شرقی دریاچه ارومیه در اینبازه زمانی وجود دارد. از آنجاییکه این ناحیه بهعنوان پل ارتباطی منتهیالیه شرقی و منتهیالیه غربی در شمالغرب ایران محسوب میشود، میتواند نقش مهمی را در تعریف فرهنگهای هزاره ششم ق.م. ایفا کند. امروزه شواهد باستانشناختی جدیدی دال بر وجود سکونتگاههای دوره نوسنگی جدید در آذربایجان مشاهده میشود که همافق با حاجیفیروز هستند. در مقاله حاضر تلاش بر این است که با روش توصیفی- تحلیلی برمبنای یافتههای باستانشناختی بهدستآمده از شهرستان هوراند درمقایسه با آثار حاجیفیروز و همچنین با بازنگری مطالعات پیشین، تفسیری جدید از دوره نوسنگی جدید در ناحیه آذربایجان ارائه شود..
۲۰۰۷۹.

زنان و موًسسات خیریه رفاهی– بهداشتی ایران از مشروطه تا پایان حکومت پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۷ تعداد دانلود : ۶۵۰
ایجاد و گسترش موًسسه های خیریه نوین در دوره مشروطه پایه گذاری شد . از همین دوران، شمار زیادی از زنان با برپایی انجمن ها و جمعیت های مخصوص بانوان، موجودیت خود را اعلام کردند. این انجمن ها با صبغه سیاسی و درعین حال فعالیتی مخفیانه، در دوران رضاشاه و هم سو با شعارهای دولت مدرن پهلوی اول عرصه تازه ای یافتند که فعالیت زنان در موًسسات و انجمن های اجتماعی و فرهنگی را میسّر می نمود. با تحوّل این تشکّل ها و جمعیت های زنانه و در راًس آن کانون های خیریه رفاهی و بهداشتی، زنان با حمایت و پشتیبانی حکومت، فرصت و موقعیت ارائه خدمات در بخش های رفاهی و بهداشتی را به دست آوردند. در دوران پهلوی دوم باوجود تحوّلات سیاسی متاًثّر از استعفای رضاشاه، جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و به رغم دوری روشنفکران و نخبگان فرهنگی از رژیم و همکاری نکردن با سازمان ها و نهادهای خیریه رفاهی - بهداشتی، بسیاری از زنان با شور و اشتیاق به فعالیت خود در این حوزه ادامه دادند. این مقاله بر آن است به سوًالات زیر پاسخ دهد: 1-حضور زنان در مؤسسات خیریه رفاهی – بهداشتی، از مشروطه تا پایان حکومت پهلوی دوم چه فراز و نشیب هایی داشته است؟ 2-عوامل تشویقی یا موانع بر سر راه زنان فعّال در این حوزه چه بوده و میزان کارآمدی زنان در عرصه فعالیت های خیریه رفاهی – بهداشتی تا چه میزان قابل ارزیابی است؟ روش پژوهش مورداستفاده نیز منابع کتابخانه ای و آرشیوی، با روش تحقیقات کیفی و شیوه توصیفی– تحلیلی است ایجاد و گسترش موًسسه های خیریه نوین در دوره مشروطه پایه گذاری شد . از همین دوران، شمار زیادی از زنان با برپایی انجمن ها و جمعیت های مخصوص بانوان، موجودیت خود را اعلام کردند. این انجمن ها با صبغه سیاسی و درعین حال فعالیتی مخفیانه، در دوران رضاشاه و هم سو با شعارهای دولت مدرن پهلوی اول عرصه تازه ای یافتند که فعالیت زنان در موًسسات و انجمن های اجتماعی و فرهنگی را میسّر می نمود. با تحوّل این تشکّل ها و جمعیت های زنانه و در راًس آن کانون های خیریه رفاهی و بهداشتی، زنان با حمایت و پشتیبانی حکومت، فرصت و موقعیت ارائه خدمات در بخش های رفاهی و بهداشتی را به دست آوردند. در دوران پهلوی دوم باوجود تحوّلات سیاسی متاًثّر از استعفای رضاشاه، جنگ جهانی دوم و اشغال ایران و به رغم دوری روشنفکران و نخبگان فرهنگی از رژیم و همکاری نکردن با سازمان ها و نهادهای خیریه رفاهی - بهداشتی، بسیاری از زنان با شور و اشتیاق به فعالیت خود در این حوزه ادامه دادند. این مقاله بر آن است به سوًالات زیر پاسخ دهد: 1-حضور زنان در مؤسسات خیریه رفاهی – بهداشتی، از مشروطه تا پایان حکومت پهلوی دوم چه فراز و نشیب هایی داشته است؟ 2-عوامل تشویقی یا موانع بر سر راه زنان فعّال در این حوزه چه بوده و میزان کارآمدی زنان در عرصه فعالیت های خیریه رفاهی – بهداشتی تا چه میزان قابل ارزیابی است؟ روش پژوهش مورداستفاده نیز منابع کتابخانه ای و آرشیوی، با روش تحقیقات کیفی و شیوه توصیفی– تحلیلی است
۲۰۰۸۰.

روابط خارجی ایران با عثمانی و مصر در دورة حکومت یعقوب آق قویونلو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۷ تعداد دانلود : ۸۷۸
یعقوب (896 883 ق)، در آغاز حکومت خود با دو مسأله عمدة مشکلات داخلی و خارجی مواجه بود. مسألة خارجی که اهمیت بسیاری نیز داشت، قدرت یافتن روز افزون عثمانی ها بود که در همسایگی غربی سرزمین های تحت فرمان یعقوب قرار داشتند، و کمترین خطا یا بی تدبیری در برابر آنها، می توانست خطری جدی برای آق قویونلوها ایجاد کند. پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که با توجه به حساس بودن این برهة تاریخی، یعقوب، چه سیاست خارجی را برای حکومت خود طرح و برنامه ریزی کرد؟ و موضع گیری سیاسی او در قبال دو قدرت مهم عثمانی و مصر که به سبب همجوار بودن سرزمین های آنها با آق قویونلوها از اهمیت ویژه ای برخوردار بود، چگونه بوده است؟ دستاورد این تحقیق که با روش تاریخی و با استفاده از منابع اصلی تاریخی حاصل شده، حکایت از آن دارد که یعقوب با توجه به عواملی چند، سیاست خارجی خود را بر مبنای روابط محدود، اما حسنه و مصالحه جویانه با عثمانیان و مصریان، قرار داد و اگرچه در آغاز پادشاهیش، به سبب لشکر کشی مصریان بر ضد آق قویونلوها، برخورد نظامی شدیدی میان آنها روی داد، اما سرانجام با سیاست نرم یعقوب و تمایل او به ایجاد روابط دوستانه، صلح و آرامش میان آنها برقرار شد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان